پاورپوینت کامل دعای سوم صحیفه سجادیه/ شرحها و ترجمهها (بخش سوم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل دعای سوم صحیفه سجادیه/ شرحها و ترجمهها (بخش سوم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دعای سوم صحیفه سجادیه/ شرحها و ترجمهها (بخش سوم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل دعای سوم صحیفه سجادیه/ شرحها و ترجمهها (بخش سوم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
فهرست دعاهای صحیفه سجادیه
متن دعای سوم صحیفه سجادیه
شرح و ترجمه دعا:
بخش اول – بخش دوم – بخش سوم – بخش چهارم
فرشتگان مدبر امور آسمان؛
وَ عَلَی الرَّوْحَانِیینَ مِنْ مَلَائِکتِک، وَ أَهْلِ الزُّلْفَهِ عِنْدَک، وَ حُمَّالِ الْغَیبِ إِلَی رُسُلِک، وَ الْمُؤْتَمَنِینَ عَلَی وَحْیک وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِکهِ الَّذِینَ اخْتَصَصْتَهُمْ لِنَفْسِک، وَ أَغْنَیتَهُمْ عَنِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ بِتَقْدِیسِک، وَ أَسْکنْتَهُمْ بُطُونَ أَطْبَاقِ سَمَاوَاتِک.
وَ الَّذِینَ عَلَی أَرْجَائِهَا إِذَا نَزَلَ الْأَمْرُ بِتَمَامِ وَعْدِک وَ خُزَّانِ الْمَطَرِ وَ زَوَاجِرِ السَّحَابِ وَ الَّذِی بِصَوْتِ زَجْرِهِ یسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ، وَ إِذَا سَبَحَتْ بِهِ حَفِیفَهُ السَّحَابِ الْتَمَعَتْ صَوَاعِقُ الْبُرُوقِ.
وَ مُشَیعِی الثَّلْجِ وَ الْبَرَدِ، وَ الْهَابِطِینَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ إِذَا نَزَلَ، وَ الْقُوَّامِ عَلَی خَزَائِنِ الرِّیاحِ، وَ الْمُوَکلِینَ بِالْجِبَالِ فَلَا تَزُولُ وَ الَّذِینَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِیلَ الْمِیاهِ، وَ کیلَ مَا تَحْوِیهِ لَوَاعِجُ الْأَمْطَارِ وَ عَوَالِجُهَا.
ترجمهها
ترجمه انصاریان
و نیز بر روحانیان از ملائکهات، و اهل منزلت و قرب در پیشگاهت، و حاملان پیام غیب به سوی فرستادگانت، و امینان بر وحیات،
و اصناف فرشتگانی که آنان را به خود اختصاص دادهای، و به وسیله تقدیس خود ایشان را از خوردنی و آشامیدنی بینیاز نمودهای، و در اندرون طبقات آسمانهایت مسکن دادهای و بر آن فرشتگان که چون فرمانت به انجام وعدهات صادر گردد بر اطراف آسمانها گماشته شوند،
و بر خزانهداران باران و حرکتدهندگان ابر و بر آن مَلَکی که از فریاد زجرش غرّش رعدها شنیده شود و چون ابر خروشان به وسیله او به شنا درآید، شعلههای برق درخشیدن گیرد
و برفرشتگانی که دانههای برف و تگرگ را بدرقه میکنند، و ملائکهای که همراه قطرات باران فرود میآیند، و بر آنان که وکیل خزینههای بادند، و آنان که بر کوهها گماشته شدهاند تا از جا در نروند، و بر آنان که وزن آبها و اندازه بارانهای سیلآسا و رگبارهای متراکم را به آنان آموختهای.
ترجمه آیتی
و بر ملائکه رحمت خویش، و آنان که مقرب درگاه تواند، و آنها که حاملان غیب به پیامبران تواند، و آنان که امینان وحى تواند،
و بر فرشتگانى که خاص خود گردانیده اى و به تقدیس خود از خوردن و آشامیدنشان بى نیاز ساخته اى و در درون طبقات آسمانهایت جاى داده اى.
و درود بفرست بر آن گروه از فرشتگان که در اطراف آسمانها ایستاده اند، آن هنگام که فرمان اتمام وعده خداوندى فرارسد.
درود بفرست بر خازنان باران و روان کنندگان ابرها که چون بر ابرها بانگ زنند، آواز تندرها به گوش رسد و چون ابرها از آن نهیب به راه افتند، آذرخشها از درونشان بدرخشد.
و بر آن فرشتگان که دانه هاى برف و تگرگ را از پى مى آیند و با هر قطره باران که فرومى شود، فرود مى آیند. و بر آن فرشتگان که نگهبانان خزاین بادهایند و آنان که موکلان بر کوههایند تا فرونریزند و آن فرشتگان که میزان و مقدار آبها و پیمانه بارانها را به ایشان آموخته اى.
ترجمه ارفع
و بر روحانیین از فرشته هایت و آنهایى که نزد تو ارجمندند و آنانکه اخبار غیبى را به پیامبرانت مى رسانند و امینان وحى ات مى باشند.
و درود فرست بر انواع فرشتگانى که براى خود انتخاب کرده ای و آنها را از خوردن و آشامیدن نعمتهاى خود بى نیازشان کردى و ایشان را در طبقات آسمانها جا دادى.
و آنهایى که در اطراف آسمانها ساکن شده تا وعده ات به پایان رسد و جهان آخرت آغاز گردد.
و سلام و درود بر خزانه داران باران و حرکت دهندگان ابرها و بر فرشته ای که با صداى زجرآورش رعد را ایجاد مى کند و زمانى که آن صدا رعدآور شد شعله هاى برق درخشش پیدا مى کند.
درود بر فرشتگانى که مشایعت کنندگان برف و تگرگ اند و فرشتگانى که همراه دانه هاى باران نازل شوند و فرشتگانى که بر بادها فرمانروایى مى کنند و آنهایى که از کوهها حراست مى کنند تا از هم پاشیده نشوند. و بر آنهایى که وزن آبها و اندازه بارانهاى تند و رگبارها را به ایشان آموخته ای.
ترجمه استادولی
و نیز بر روحانیان از فرشتگانت، و مقربان درگاهت، و حاملان غیب به رسولانت، و امانتداران وحیت.
و بر گروه هاى دیگر فرشتگان که به خود اختصاص داده اى، و با ذکر تقدیست از خوردنى و نوشیدنى بى نیازشان داشته اى، و در دل طبقات آسمان هایت جایشان داده اى.
و بر فرشتگانى که بر اطراف آسمان ها قرار دارند آن گاه که فرمان پایان رسیدن وعده ات صادر شود (رستاخیز فرا رسد).
و بر خازنان باران و رانندگان ابر. و آن فرشته اى که از صداى راندنش بانگ رعدها به گوش رسد، و چون ابر خروشان به صداى راندنش به حرکت درآید شعله هاى برق ها بدرخشد.
و بر فرشتگانى که برف و تگرگ را همراهى کنند، و آنان که با دانه هاى بارانى که مى بارد فرود آیند، و فرشتگانى که کلیددار خزاین بادهایند، و آنان که بر کوه ها گمارده شده اند تا کوه ها از جا حرکت نکنند.
و فرشتگانى که وزن آب ها و پیمانه رگبارها و قطرات انباشته باران ها را به آنان شناسانده اى.
ترجمه الهی قمشهای
و هم بر فرشتگان روحانى (که عالى مقامتر از آنان هستند) و هم بر آنانکه مقام تقرب خاص نزد تو دارند و حاملان علوم غیب به سوى پیمبران تو و امین بر (اسرار و حقایق) وحى تواند
و همه قبائل و اصناف دیگر از فرشتگانى که مخصوص گردانیده اى براى (طاعت و استغراق در مشاهده جمال حضرتت و بر مقام حیرت وهیمان در جلال و کبریائى) ذات اقدست و آنها را از طعام و شراب به تقدیس و تسبیح خود بى نیاز گردانیدى (و تقدیس و تسبیح تو بهترین و لذیذترین غذا و شراب بر آنهاست) و آنها را در باطن طبقات سماوات رفیع (و درجات عالى قرب خویش) مسکن و مقام دادى
و آنانکه بر اطراف و جوانب سماوات هنگام نزول فرمانت براى اتمام وعده هایت برگماشتى (که چون ظهور عالم آخرت شود و قیام روز محشر خلائق گردد آن هنگام وظائف بزرگ خود را انجام دهند)
و دیگر فرشتگانى که خزینه داران باران رحمت تواند و فرشتگانى که (به حکم و الزاجرات زجرا) ابرها را به هر جانب عالم مى کشانند (تا هر جا مامورند ببارند)
دیگر آنانکه از صداى زجر و کشیدن سحاب از آنها غرش رعدها به گوشها رسد (چون بانگ و صداى مهیب رعد خروش آن فرشتگان است که مامور کشانیدن ابرها هستند) و چون در این دریاى پر موج جو آسمان ابرها شناور گردند از جنبش هموارشان برقها و صاعقه ها لامع شود (و از تماس و اصطکاک گازهاى جوى داراى الکتریسته، نور برق و شراره صاعقه سوزان پدیدار گردد)
و دیگر فرشتگانى که به همراهى برف و تگرگ و قطرات باران هنگام باریدن به زمین فرود آیند و دیگر فرشتگانى که نگهبانان منشا و مخزنهاى باد و تلاطم هواهاست (که همه به مجراى خود بوزند و به حد شدت و سرعت معین سیر کنند). و دیگر فرشتگان موکل بر کوهها (که گنجینه هاى الهى است و معدن انواع احجار کریمه و فلزات عالیه و غیره است) هستند که همیشه بر جاى خود پایدار و برقرار باشند
دیگر فرشتگانى که خدا به آنها مقدار ثقل آبها را آموخته و کیل و وزن آنچه بارانهاى شدید و سیل انگیز هولناک (بلکه عدد و مقدار بزرگ و کوچک هر قطره باران) را به آنها شناسانیده.
ترجمه سجادی
و بر روحانیان از فرشتگانت و آنها که نزدت مقرّبند، و آنها که رسانندگان اخبار نهانى بر رسولانت مى باشند و بر وحى تو امانت دارند.
و بر گروه هاى فرشتگانى که به خود اختصاصشان داده اى و آنان را به ذکر تقدیس خود از خوردنى و آشامیدنى بى نیاز نموده اى، و در دل طبقه هاى آسمان هایت، سکونتشان داده اى.
و آنها که بر اطراف آن آسمان هایند، آنگاه که فرمان تمام شدن وعده ات نازل شود، و خزانه داران باران و حرکت دهندگان ابر،
و آنکه با صداى راندنش، بانگ رعدها شنیده مى شود و آنگاه که با خروش او، ابر به حرکت درآید، شعله هاى برق مى درخشد،
و بر همراهى کنندگان برف و تگرگ، و فرودآمدگان به همراه قطره هاى نازل شده باران، و زمامداران بر گنجینه بادها، و گمارده شدگان به کوه ها تا فرونپاشد،
و آنها که وزن آب ها و پیمانه باران هاى شدید و رگبارهاى متراکم را به آنان شناسانده اى.
ترجمه شعرانی
و بر فرشتگان روحانى و مقرب تو و آنها که اخبار نهانى به سوى پیمبران برند و بر وحى تو امین باشند
و هم بر گروههاى فرشتگان که خاصگان تواند و آنان را به تسبیح خود از خوراک و نوشیدنى بى نیاز کردى و در میان طبقه هاى آسمان جاى دادى
و آنها که چون فرمان تو آید که وعده به انجام رسید در کنارهاى آسمانها (آماده طاعت باشند) و گنجوران باران و رانندگان ابر
و آنکه از آواز راندن او بانگ رعد خیزد و چون ابر به تازیانه او روان شود برقهاى صاعقه زاى درخشیدن کرد
و آن فرشتگان که در پى برف و تگرگ آیند و با دانه هاى باران نازل شوند و آنها که گنجور خزانه هاى بادند و آنها که نگهبان کوههایند تا از جاى نجنبند
و آنها که وزن آبها و پیمانه بارانهاى بسیار و پى در پى را به آنها آموخته اى.
ترجمه فولادوند
و آن گروه «ارواح مجرده» از فرشتگانت و آنها که مقرب درگاه تواند و حاملان پیام غیبى به سوى فرستادگانت و امناى وحى تو،
و آن گروه از فرشتگانى را که به خود اختصاص داده اى و به تقدیس خود از خوردن و آشامیدن بى نیازشان گردانیده اى و در درون طبقات آسمانهایت جاى داده اى
و درود بر آن فرشتگان که در اکناف آسمانها ایستاده اند که تا چه وقت وعده ى الهى فرا مى رسد.
درود بر خازنان باران و رانندگان ابرها و بر آن فرشته اى که از نهیب وى بانگ رعد شنیده مى شود و چون ابرها روان شوند از دل ایشان آذرخشها جهیدن گیرد
و بر آن فرشتگان که فرود آمدن دانه هاى برف و تگرگ را پى گیرى مى کنند و همپاى قطره هاى باران فرود مى آیند، و درود بر آن فرشتگانى که نگاهبانان خزائن بادهایند و آنهایى که متصدى کوه هایند تا مبادا از هم فرو پاشند
و آن فرشتگانى که میزان و اندازه ى بارانها را به ایشان آموخته اى.
ترجمه فیض الاسلام
و بر روحانیین از فرشتگانت (روحانیون به فتح راء فرشتگان رحمت هستند و نسبت آن به روح به معنى رحمت است، از حضرت على ابن ابیطالب صلوات الله علیه رسیده که فرمود: در آسمان هفتم حظیره اى است به نام حظیره القدس «بهشت» در آن فرشتگانى هستند که آنها را روحانیون مى گویند، چون شب قدر شود از پروردگار براى آمدن به دنیا اجازه مى طلبند، خداوند به آنها اجازه مى دهد، پس بر مسجدى نمى گذرند جز آنکه در آن نماز مى خوانند، و در راه با کسى روبرو نمى شوند جز آنکه براى او دعاء مى نمایند و از ایشان به او برکت و نیکى مى رسد ) و آنان که نزد تو قرب و منزلت دارند، و آنانکه رساننده ى غیب (امور پنهانى مانند قیامت، حساب و جزاء) به پیغمبرانت مى باشند و آنانکه درستکارند بر وحیت
و بر اصناف گوناگون فرشتگان که براى خود اختصاص داده اى (جز طاعت و بندگى تو کارى ندارند) و آنان را با تقدیس خود از خوردنى و آشامیدنى بى نیاز کرده اى، و در درون طبقه هاى آسمانهایت جا داده اى
و بر فرشتگانى که در گوشه هاى آسمانهایت توقف نموده اند براى رسیدن فرمان به تمام گشتن وعده ى تو (روز رستاخیز)
و بر خزانه داران باران و رانندگان ابر (حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرموده: دانه اى باران نمى بارد جز آنکه با پیمانه اى است بر دست فرشته اى مگر قوم نوح «علیه السلام» که به خود آب فرمان داده شده و آب طغیان کرد بر خزانه داران، و آنست قول خداى تعالى «س ۶۹ ى ۱۱»: لما طغى الماء «چون آب طغیان کرد و رو به فزونى نهاد» و از ابن عباس رسیده درباره ى قول خداى تعالى «س ۳۷ ى ۲»: فالزاجرات زجرا «پس قسم به رانندگان» مراد فرشتگان گماشته ى برابر هستند)
و بر فرشته اى که از صداى زجر و راندنش بانگ رعدها شنیده مى شود و چون ابر خروشان به صداى زجر او بشنا درآید (رفت و آمد نماید) شعله هاى برقها بدرخشد
و بر فرشتگانى که همراه برف و تگرگ اند، و فرشتگانى که با دانه هاى باران که مى بارد فرود مى آیند، و فرشتگانى که بر خزانه هاى بادها زمامدارانند، و فرشتگانى که بر کوهها گماشته اند تا از هم نپاشند (ناگفته نماند: بى خبران و نادانان این سخنان را دور از نظر و اندیشه مى دانند، ولى قبول آنها واجب است، زیرا مخبر صادق خبر داده و عقل هم دلیل قاطعى بر رد آن ندارد)
و بر فرشتگانى که سنجش آبها و پیمانه ى بارانهاى سخت و رگبارها را به آنان شناسانده اى.
شرحها
دیار عاشقان (انصاریان)
«وَ عَلَى الرَّوْحَانِیینَ مِنْ مَلاَئِکتِک، وَ أَهْلِ الزُّلْفَهِ عِنْدَک، وَ حُمَّالِ الْغَیبِ إِلَى رُسُلِک، وَ الْمُؤْتَمَنِینَ عَلَى وَحْیک، وَ قَبَائِلِ الْمَلاَئِکهِ الَّذِینَ اخْتَصَصْتَهُمْ لِنَفْسِک، وَ أَغْنَیتَهُمْ عَنِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ بِتَقْدِیسِک، وَ أَسْکنْتَهُمْ بُطُونَ أَطْبَاقِ سَمَاوَاتِک، وَ الَّذِینَ عَلَى أَرْجَائِهَا إِذَا نَزَلَ الْأَمْرُ بِتَمَامِ وَعْدِک»:
“و نیز بر فرشتگان روحانى، و آنان که نزد تو قرب و منزلت دارند، و همچنین فرشتگانى که رساننده امور پنهانیت بر انبیائت هستند، و آنان که امین وحیت مى باشند، و بر اصناف گوناگون ملائکه که به (عبادت) خود اختصاصشان دادى، و آنان را با تقدیس خود از خوردنى و آشامیدنى بى نیاز کردى و در درون طبقه هاى عالم بالا جا دادى.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “زنان قهرمان” ج ۳، ص ۶۸، به نقل از “ریاحین الشریعه” ج ۲، ص ۲۷۲ – ۲۷۵.
و بر فرشتگانى که در اطراف آسمانهایت و عوالم بالا ساکنند، هنگام به تمام گشتن وعده (یعنى رسیدن عرصه قیامت و روز رستاخیز)”.
از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت شده: در آسمان هفتم جایى است به نام “حظیره القدس”، در آن فرشتگانى هستند که آنها را رَوْحانیون مى گویند، چون شب قدر شود از پروردگار براى آمدن به دنیا اجازه مى طلبند، خداوند به آنان اجازه مى دهد، پس بر مسجدى نمى گذرند جز آنکه در آن نماز مى خوانند، و در راه با کسى روبرو نمى شوند جز آنکه براى او دعا مى نمایند و از ایشان به او برکت و نیکى مى رسد.(۱)
«وَ خُزَّانِ الْمَطَرِ وَ زَوَاجِرِ السَّحَابِ وَ الَّذِی بِصَوْتِ زَجْرِهِ یسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ وَ إِذَا سَبَحَتْ بِهِ حَفِیفَهُ السَّحَابِ الْتَمَعَتْ صَوَاعِقُ الْبُرُوقِ، وَ مُشَیعِی الثَّلْجِ وَ الْبَرَدِ وَ الْهَابِطِینَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ إِذَا نَزَلَ، وَ الْقُوَّامِ عَلَى خَزَائِنِ الرِّیاحِ، وَ الْمُوَکلِینَ بِالْجِبَالِ فَلاَ تَزُولُ، وَ الَّذِینَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِیلَ الْمِیاهِ وَ کیلَ مَا تَحْوِیهِ لَوَاعِجُ الْأَمْطَارِ وَ عَوَالِجُهَا»:
“الهى درود فرست بر خزانه داران باران، و رانندگان ابر، و بر فرشته اى که از صداى راندنش بانگ رعدها شنیده شود، و چون ابر خروشان با تازیانه راندن او به شنا در آید شعله هاى برقها بدرخشند. و بر فرشتگانى که همراه برف و تگرگ اند، و فرشتگانى که با دانه هاى باران به وقت باریدن فرود مى آیند، و فرشتگانى که بر خزانه هاى بادها زمامدارنند، و فرشتگانى که گماشته بر کوهها هستند تا از هم نپاشند، و بر فرشتگانى که سنجش آبها و پیمانه بارانهاى سخت و رگبارها را به آنان شناسانده اى”.
باران، ابر، تگرگ، رعد و برق، باد، کوه:
در جملات زیباى بالا سخن از باران و ابر و رعد و برق و برف و تگرگ و باد و کوه است، که هر یک در عرصه گاه با عظمت حیات و ظائفى را با کمک فرشتگان انجام مى دهند، و اگر سایه یکى از آنها از سرزمین کم شود به حیات موجودات زنده و حتّى به حیات خود زمین خاتمه داده مى شود.
باران و ابر و رعد و برق و بف و تگرگ و باد در رابطه باهمند، و شرح هر یک از آنها کتابى جدا مى خواهد، در این نوشتار با کمک آیات و روایات به توضیح مختصرى از این حقایق اکتفا مى کنم، و شما را براى درک مسائل عمده و مفصّل این واقعیات به کتب علمى ارجاع مى دهم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “ریاض السالکین” ص ۸۰.
باران که در لطافت و شیرینى و منافع آن خلاف نیست از ابر است، و ابر محصول بخار و بخار محصول تابش خورشید بر سطح دریاها، و این همه به توسط فرشتگان و عمل فرشتگان هم به اذن حضرت ربّ العزّه است.
قرآن مجید در زمینه باران و ابر و باد، آیات فراوانى دارد که به گوشه اى از آن آیات اشاره مى شود:
«… وَأَنْزَلَ مِنَ الْسَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّـمَرَاتِ رِزْقاً لَکمْ…»:(۱)
… و از آسمان آب فرستاد، و به وسیله آن میوه هاى گوناگون جهت روزى شما قرار داد…
«… وَمَا أَنْزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن مَاء فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِن کلِّ دَابَّه وَتَصْرِیفِ الرِّیاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَینَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ لاَیات لِقَوْم یعْقِلُونَ»:(۲)
… و در بارانى که از آسمان نازل کرد، پس زمین مرده را به آن حیات داد و انواع جنبنده را در آن پراکنده کرد، و در باد که به هر طرف ور وزیدن نموده، و در ابر که میان آسمان و زمین مسخّر است، دلایل واضحى بر علم و قدرت حضرت ربّ براى عاقلان وجود دارد.
آبهاى روى زمین در اثر حرارت خورشید بخار مى شود، بخار بالا مى رود و به طبقات سرد سیر مى رسد، ابر مى شود، ابر هم باران مى شود. همه مى دانند که اگر باران بر زمین نبارد چه مى شود، آیا این را هم مى دانند که اگر حرارت خورشید به اندازه کافى به آبهاى روى زمین نرسد بارانى نخواهد بود.
اگر آبها جورى بودند که براى تبخیر احتیاج به حرارت شدیدترى داشتند بارانى نبود. اگر بخارى که بال مى رود نتواند خود را به طبقات سردسیر برساند بارانى نبود. اگر بخار که به طبقات سردسیر جورى بود که بسته نمى شد و ابر نمى گردید، بارانى نبود.
اگر ابرها ناقص مى ماندند و نمى رسیدند، بارانى نبود. اگر جاذبه زمین قطرات باران را جذب نمى کرد و به سوى خود نمى کشید، بارانى نبود. و اگر صدها علل دیگر که در وجود باران دخیل هستند نمى بودند بارانى نبود.
تبخیر آبهاى روى زمین لطفى است از او، ابر شدن بخارها لطف دیگرى، و گردش ابر به وسیله باد عنایت فوق العاده ترى. پس در فرود آمدن باران صدها لطف نهفته است.
از عجایب این که: آب دریاها شور است، ولى بارانى که از ابر ساخته شده از بخار آب دریا فرو مى ریزد، شیرین است! تمام آبهاى شیرین و گواراى زمین از آب شور پیدا شده است.
حدوداً دو هفتم کره زمین خشکى است و بقیه آن را دریاهاى شور تشکیل مى دهند، و همه بارانهاى شیرین از این آبهاى شور مى باشد.
وجود مقدّس او آبهاى دریاها را تقطیر کرده و آب شیرینى براى سلسله گیاهان و سلسله جانوران و انسانها فرستاده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- بقره، ۲۲.
۲- بقره، ۱۶۴.
دستگاه تقطیر آنقدر بزرگ است که همه دریاها در آن جاى مى گیرند. دستگاه تقطیر آب دریاها ساخته او مى باشد نه ساخته دست انسان که از زیر، حرارت ببیند. دستگاه تقطیر آب دریا جورى ساخته شده که از رو حرارت مى بیند.
خورشیدى که هزاران بار از کرده زمین بزرگتر مى باشد آبهاى دریاها را گرم مى کند، آب بخار مى گردد، بخار بالا مى رود، باز هم بالا مى رود، باد در بالا رفتن بخار کمک مى کند، بخار که بالا رفت در آن جوّ پهناور تکثیف مى شود، ابر مى گردد!
ابر حرکت مى کند و نزدیک زمین اشباع مى شود و مى بارد، رودها جارى مى شود، جویها روان مى گردد، زمین زنده مى شود، دیباى سبز بر تن مى کند و فرش زمرّدین مى گستراند.
بخشى دیگر از باران به زمین فرود مى رود، منابع و مخازن زیرزمینى تشکیل مى دهد، در اثر آن چشمه سارها پیدا مى شود، کاریزها آماده مى گردد.
بخشى دیگر از آب باران به وسیله رودها دوباره به دریاها باز مى گردد، جریان سابق تکرار مى شود، قطره اى از این آبها در اثر تقطیر به هوا نمى رود، چون یا انسانها و جانورها و گیاهان از آن بهره برمى دارند، یا زمین مى مکد، یا بخار مى شود و یا به دریا بازمى گردد.
آب پیوسته این مسافرت دوره را طى مى کند: دریا بخار مى شود، بخار ابر مى شود، ابر باران مى شود، باران جوى مى شود، جوى رود مى شود، رود دریا مى گردد. تا وقتى که او بخواهد این گردش ادامه خواهد داشت.
آیا ماده بى شعور ناتوان قادر به این تقیر عظیم مى باشد؟ هرگز(۱). آرى:
«وَتَصْریفِ الرِّیاحِ وَالسَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَینَ السَّماءِ وَالاْرْضِ لاَیات لِقَوْم یعْقِلُونَ».
آب باران هم شیرین است، هم گوارا و هم در باریدن به زمین داراى اندازه معین است. در این زمینه ها به آیاتى از کتاب حق توجه کنید:
«أَفَرَأَیتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ، ءَأَنتُمْ أَنْزَلْتُـمُوُهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ، لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجاً فَلَوْلاَ تَشْکرُونَ»:(۲)
آیا به آبى که شبانه روز مى نوشید توجّه دارید؟ شما آن آب را از ابر فرو ریختید یا ما، اگر مى خواستیم آن آب را شور قرار مى دادیم، (ولى رحمت ما به شما اقتضا کرد که آب شور دریا چون باران شود و به صورت شیرین به شما برسد) پس چرا این نعمت بزرگ را شکر نمى کنید!
«… وَأسْقَیناکمْ ماءً فُراتاً»:(۳)
… و ما شما را (از ابر و باران و چشمه و رود و کاریز و رودخانه) آب گوارا نوشاندیم.
«وَأنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَر فَأسْکنّاهُ فِى الاْرْضِ وَإنّا عَلى ذَهاب بِهِ لَقادِرُونَ»:(۴)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “نشانه هائى از او” ص ۴۵.
۲- واقعه ۶۸ – ۷۰.
۳- مرسلات، ۲۷.
۴- مؤمنون، ۱۸.
و ما براى شما آب را به اندازه معین فرستادیم، (نه آنقدر زیاد که زمینها را در خود غرق کند، و نه آنقدر کم که تشنه کامان در جهان گیاهان و حیوانات و انسانها سیراب نگردند)، پس آن آب را در دل زمین در مخازن مخصوص ساکن کردیم، در حالى که اگر مى خواستیم آن را از بین ببریم کاملاً قدرت داشتیم.
مى دانیم قشر روئین زمین از دو طبقه کاملاً مختلف تشکیل یافته: طبقه نفوذپذیر، و طبقه نفوذناپذیر. اگر تمام قشر زمین نفوذپذیر بود، آبهاى باران فوراً در اعماق زمین فرو مى رفتند و بعد از یک باران ممتد همه جا خشک مى شد و قطره اى آب پیدا نبود.
و اگر تمام قشر زمین طبقه نفوذناپذیر همچون گل رُس بود تمام آبهاى باران در سطح زمین مى ماندند، آلوده و متعفن مى شدند و عرصه زمین را بر انسان تنگ مى کردند، و این آبى که مایه حیات است مایه مرگ انسان مى شد.
ولى خداوند مهربان قشر بالا را نفوذپذیر و قشر زیرین را نفوذپذیر قرار داده تا آبها در زمین فرو روند و در منطقه نفوذپذیر مهار شوند و ذخیره گردند، و بعداً از طریق چشمه ها، چاهها و قنات ها مورد استفاده واقع شوند بى آنکه بگندند و تولید مزاحمت کنند، یا آلودگى پیدا کنند.
این آب گوارائى را که ما امروز از چاه عمیق بیرون مى کشیم و با نوشیدن آن جان تازه پیدا مى کنیم، ممکن است از قطرات بارانى باشد که هزاران سال قبل از ابرها نازل شده و در اعماق زمین براى امروز ذخیره گشته است، بى آنکه فاسد شود.
به هر حال کسى که انسان را براى زندگى آفریده و مهمترین مایه حیات او را آب قرار داد، منابع بسیار مهمّى براى ذخیره اى مادّه حیاتى قبل از او آفریده و آبها را در آن ذخیره کرده است.(۱)
آن که از دوست بجز دوست تقاضا دارد *** لاف عشق ار بزند دعوى بیجا دارد
نازم آن شوخ که از غمزه و طنّازى و ناز *** دلبرى را همه اسباب مهیا دارد
در غم سلسله موى تو اى لیلى جان *** همچو مجنون دل ما خیمه به صحرا دارد
نکشد نیم نفس عشق تو پاى از سر ما *** این خود از غایت لطفى است که با ما دارد
دامنم پرگهر از چشمه چشم است مدام *** نازم این چشمه که ترجیح به دریا دارد
چرخ را عشق درآورده به گردش، یارم *** زیر فرمان ز ثَرى تا به ثریا دارد
همه اجزاء جهان جاذب و مجذوب همند *** راستى کارگه صنع تماشا دارد
«وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً بِقَدَر فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَهً مَیتاً کذلِک تُخْرَجُونَ»:(۲)
و آن خدائى که از آسمان به اندازه آب فرستاد، و به آن صحرا و دیار و زمین مرده را زنده کردیم، و همین گونه مردگان را از قبر بیرون آوردیم، (و براى رسیدن به جزاى اعمال به عرصه محشر آوریم).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “تفسیر نمونه” ج ۱۴، ص ۲۱۷.
۲- زخرف، ۱۱.
باران و برف اگر بیشتر از اندازه بود، همه سودهاى آنها تبدیل به زبانها مى گردید، سیلابها راه مى افتاد، هر کوى و برزن را ویران مى کرد، درختان و گیاهان را مى شست و مى برد، نه شهرى مى ماند، نه دهى و نه باغى و نه بوستانى.
مردابهاى بسیار در جمیع مناطق پیدا مى شد و بهترین مؤسّسه تولید حشرات مى گردید. فرآورده هاى این مؤسّسه زنده اى در روى زمین باقى نمى گذاردند. گل و لاى، آنقدر زمین را مى پوشاند که دیگر قابل کشت و زرع نبود. براى جانوران جائى یافت نمى شد، کم کم همگى نابود مى شدند. جانوران که مى رفتند انسانها در دنبالشان بودند.
آیا تشخیص مقدار احتیاج زمین به باران و دادن همان مقدار به زمینیان، نشانه او نمى باشد؟ آیا هزارها سال به این روش ادامه دادن نشانه او، نشانه حکمت او، نشانه دانش او و نشانه قدرت او نمى باشد؟!
اگر باران و برف کمتر بود، ذخائر آبى زمین بسیار کم مى شد. آبهاى روى زمین در اثر تبخیر از آبهاى زیر زمین کمتر مى گردید، رودهاى عظیمى دیگر یافت نمى شد و به جویها تبدیل مى گردید، سال به سال خشکسالى بیشتر مى شد، آبهاى زیرزمینى یا تمام مى شد، یا آنقدر یائین مى رفت که دیگر قابل بهره بردارى نبود.
قحطى سراسر جهان را مى گرفت، دیگر گیاهى نمى رویید، و آنچه روییده مى شد خشک مى شد، زندگى بر جانداران بسیار سخت مى گشت و مرگ به استقبال آنان مى شتابید. ولى لطف و مهربانى او نگذارده است ه چنین شود،باران و برف را به اندازه احتیاج زمینیان داده است.
باران نه تنها بر زمین مى بارد، بلکه براى تخفیف حرارت خورشید بارانهاى متناوب بر آن مى بارد. به یک حدیث بسیار مهم از حضرت باقر علیه السّلام و صورتى از آخرین تحقیقات علمى بشر توجّه کنید:
جابر از حضرت باقر علیه السّلام روایت مى کند: خورشید بر آید و با او چهار فرشته باشند: یکى فریاد مى کند: اى اهل خیر، اعمال نیک خود را کامل و تمام نمائید، و بر شماست بشارت به سعادت ابد. دیگرى گوید: اى اهل شر، از زشت کارى دست بدارید و حول آن کمتر بگردید. سومى صدا کند: پروردگارا، به مردم نیکوکار که انفاق مى کنند مزید نعمت و به اهل بخل، تلف و نابودى بده. و فرشته چهارم خورشید را آبپاشى مى کند و اگر چنان نبود زمین از شدّت حرارت سوخته و برافروخته مى شد.(۱)
با توجه به اینکه سطح خارجى خورشید محکوم به چند هزار درجه حرارت و مرکزش حدود هفتاد میلیون درجه است، مى توانیم به خوبى حدس بزنیم که طبعاً سوخت این بخارى محیرالعقول نیز لازم است پر استقامت ترین سوختهاى جهان باشد که هر چه در آخرین درجه بسوزد بدان تبدیل شود، و این ماده قاعدهً ساده ترین اتومهاى جهان یعین هیدروژن و در درجه دوم هلیوم است، و این سوخت مانند سایر سوختها هر اندازه مشتعل تر گردد ایجاد حرارت بیشترى مى کند و به همین نسبت عمرش نیز کمتر مى شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “بحار” ج ۵۸، ص ۱۴۳.
براى جلوگیرى از این دو حادثه بایستى آب به کمک آن آمده و از حرارت ونقصانش بکاهد. بارانهاى متناوبى که بر چهره خورشید على الدوام در جریان است توسط تلسکوپ نیز دیده شده، چنانکه دونالد منزل منجّم شهیر آمریکایى در کنفرانس منجّمان اظهار داشت:
اختلاف اشکالى که در تکه هایى در چهره خورشید نمودار است به علّت باریدن بارانهاى شدیدى است که على الدوام بر آن مى بارد. سپس فیلمى را که از خورشید گرفته بود نشان داد و نمایندگان منجّمان در آن مشاهده کردند که بارانى سخت از ارتفاع هشتاد هزار کیلومترى بر خورشید مى بارد.(۱)
«وَهُوَ الَّذِی أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کلِّ شَیء…»(۲)
و اوست خدائى که از آسمان باران فرستاد و به واسطه آن روییدنیها را از همه نوع از زمین خارج ساختیم.
مفسران در تفسیر “نبات کلّ شىء” دو احتمال ذکر کرده اند:
نخست این که منظور از آن انواع و اصناف گیاهانى است که همه با یک آب آبیارى و از یک زمین و یک نوع خاک پرورش مى یابند. و این از عجائب آفرینش است که چگونه این همه انواع گیاهان با آن خواصّ کاملاً متفاوت و گاهى متضاد و اشکال گوناگون و مختلف همه در یک زمین و با یک آب پرورش مى یابند؟!
و دیگر اینکه منظور، گیاهان مورد نیاز هر چیز است، یعنى هر یک از پرندگان و چهارپایان و حشرات و حیوانات دریا و صحرا بهره اى از این گیاهان دارند. و جالب اینکه خداوند از یک زمین و یک آب، غذاى مورد نیاز همه را تأمین کرده است، و این یک شاهکار عجیب و بزرگ است که فى المثل از یک مادّه معین در آشپزخانه هزاران نوع غذا براى انواع سلیقه ها و مزاجها تهیه کنند.
جالبتر این که نه تنها گیاهان صحرا و خشکى ها از برکت آب باران پرورش مى باند، بلکه گیاهان بسیار کوچکى که در لابلاى امواج آب دریاها مى رویند و خوراک عمده ماهیان دریاست از پرتو نور آفتاب و دانه هاى باران رشد مى کنند. فراموش نمى کنم یکى از ساکنان جزائر خلیج فارس که از کمبود صید شکایت داشت در مورد بیان علّت آن مى گفت: کمبود صید ماهى به خاطر خشکسالى بوده، و او معتقد بود اثر حیاتبخش دانه هاى باران در دریا حتّى بیش از خشکیهاست.(۳)
ابر:
«وَینْشِئ السَّحابَ الثَّقالَ»:(۴)
خداوند است که ابرهاى سنگین و پربار ایجاد مى کند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن” ص ۲۹۷ به نقل از “اطلاعات” ۱۵/۱۰/۲۸.
۲- انعام، ۹۹.
۳- “تفسیر نمونه” ج ۵، ص ۳۷۰.
۴- رعد، ۱۲.
«أَوْ کظُلُمَات فِی بَحْر لُجِّی یغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْض»:(۱)
رفتار و اعمال کافران، مانند ظلماتى است در یک اقیانوس عمیق، که موج آن را پوشانده، و بر فراز موج، موج دیگرى است و بر فراز آن ابر تاریکى قرار گرفته، و بدین ترتیب ظلمتهائى است که یکى بر فراز دیگرى قرار دارد.
باید توجه داشت که سحاب چنانکه در “لسان العرب” آمده به معناى ابرى است باران زا، و با توجه به اینکه ابرهاى باران زا غالباً ابرهاى متراکمند معمولاً تیره و تارتر مى باشند.
«وَهُوَ الَّذِی یرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَینَ یدَی رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَاباً ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَد مَیت فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن کلِّ الَّثمَرَاتِ…»(۲)
و اوست خدایى که بادها را به مژده رحمت خویش (باران) ارسال مى کند، تا چون ابرهاى پربار را برگیرند در این هنگام آنها را به سوى سرزمینهاى مرده سوق مى دهیم و از آن آب مى فرستیم و به وسیله آن آب از هر ثمرى برویانیم.
تگرگ:
«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یزْجِی سَحَاباً ثُمَّ یؤَلِّفُ بَینَهُ ثُمَّ یجْعَلُهُ رُکاماً فَتَرَى الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلاَلِهِ وَینَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِن جِبَال فِیهَا مِن بَرَد فَیصِیبُ بِهِ مَن یشَاءُ وَیصْرِفُهُ عَن مَن یشَاءُ یکادُ سَنَا بَرْقِهِ یذْهَبُ بِالاَْبْصَارِ»:(۳)
آیا ندیدى که خداوند ابرهایى را به آرامى مى راند، سپس آنها را با هم پیوند مى دهد و بعد متراکم مى سازد؟ و در این حال دانه هاى باران را مى بینى که که از لابلاى ابرها خارج مى شوند و بر زمین فرو مى بارند. و خدا از آسمان از کوههایى که در آن است دانه هاى تگرگ نازل مى کند، تگرگ هایى که هر کس را بخواهد به وسیله آن زیان رساند، و از هر کس بخواهد این ضرر و زیان را برطرف مى سازد، نزدیک است برق ابرها چشمهاى انسان را ببرد.
ابرهایى که در حقیقت از ذرّات آب تشکیل شده است به هنگامى که حامل نیروى برق مى شود، آنچنان آتشى از درونش مى جهد که برقش چشمها را خیره و رعدش گوشها را از صداى خود پر مى کند و گاه همه جا را مى لرزاند. این نیروى عظیم در لابلاى این بخار لطیف راستى شگفت انگیز است.
توده هاى ابر در وسط آسمان به راستى شبیه کوهها هستند. گر چه از طرف پائین به آنها مى نگریم صافند، اما کسانى که با هواپیما بر فراز ابرها حرکت کرده اند غالباً با چشم خود این منظره را دیده اند که ابرها از آن سو به کوهها و درّه ها و پستیها و بلندیهائى مى مانند که در روى زمین است و به تعبیر دیگر سطح بالاى ابرها هرگز صاف نیست و همانند سطح زمین داراى ناهمواریهاى فراوان است، از این نظر اطلاق نام جبال بر آنها مناسب است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- نور، ۴۰.
۲- اعراف، ۵۷.
۳- نور، ۴۳.
بر این سخن مى توان این نکته دقیق را افزود که به عقیده دانشمندان تکوّن تگرگ در آسمان به این طریق است که دانه هاى باران از ابر جدا مى شود و در قسمت فوقانى هوا به جبهه سردى برخورد مى کند و یخ مى زند، سپس طوفانهاى کوبنده اى که در آن منطقه حکمفرماست گاهى این دانه ها را مجدّداً به بالا پرتاب مى کند و بار دیگر این دانه ها به داخل ابرها فرو مى رود و لایه دیگرى از آب به روى آن مى نشیند که به هنگام جدا شدن از ابر مجدّداً یخ مى بندد، و گاهى این موضوع چندین بار تکرار مى شود و هر زمان لایه تازه اى روى آن مى نشیند تا تگرگ به اندازه اى درشت شود که دیگر طوفان نتواند آن را به بالا پرتاب کند، اینجاست که راه زمین را به پیش مى گیرد و فرود مى آید، و یا اینکه طوفان فرو مى نشیند و بدون مانع به طرف زمین حرکت مى کند.
با توجه به این مطلب، نکته علمى اى که در کلمه “جبال” در اینجا نهفته است روشنتر مى شود، زیرا به وجود آمدن تگرگهاى درشت و سنگین در صورتى امکان پذیر است که توده هاى ابر متراکم گردند، تا هنگامى که طوفان دانه یخ زده تگرگ را به میان آن پرتاب مى کند مقدار بیشترى آب به خود جذب نماید، و این تنها در آنجاست که توده هاى ابر بسان کوههاى مرتفع در جهت بالا قرار گیرد و منبع قابل ملاحظه اى براى تکوّن تگرگ شود.
در اینجا تحلیل دیگرى از بعضى از نویسندگان مى خوانیم که خلاصه آن چنین است:
در آیات مورد بحث، ابرهاى بلند صریحاً به کوههایى از یخ اشاره مى کند و یا به تعبیر دیگر کوههایى که در آن نوعى از یخ وجود دارد و این بسیار جالب است، زیرا بعد ازاختراع هواپیما و امکان پروازهاى بلند که دید دانش بشر را وسعت بخشید، دانشمندان به ابرهایى متشکل و مستور از سوزنهاى یخ رسیدند که درست عنوان کوههایى از یخ بر آنها صاق است. و باز هم عجیب است که یکى از دانشمندان شوروى در تشریح ابرهاى رگبارى طوفانى چندین بار از آنها به عنوان کوههاى ابر، یا کوههایى از برف یاد کرده است. و به این ترتیب روشن مى شود که به راستى در آسمان کوههایى از یخ وجود دارد.(۱)
رعد و برق:
«هُوَ الَّذِی یرِیکمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَینشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ. وَیسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِکهُ مِنْ خِیفَتِهِ وَیرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَیصِیبُ بِهَا مَن یشَاءُ وَهُمْ یجَادِلُونَ فِی اللَّهِ وَهُوَ شَدِیدُ الْمِـحَالِ»:(۲)
او کسى است که برق را که مایه ترس و طمع مى باشد به شما ارائه مى دهد و ابرهاى سنگین و پربار ایجاد مى کند و رعد تسبیح و حمد او گوید و نیز فرشتگان از ترس او، و صاعقه ها را مى فرستد و هر کس را بخواهد گرفتار آن مى سازد، در حالى که آنها درباره خدا به مجادله مى پردازند، و او کید و مکرى شدید (یا قدرت و عذابى دردناک) دارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “تفسیر نمونه” ج ۱۴، ص ۵۰۴ به نقل از کتاب “باد و باران در قرآن” صفحه ۱۴۰ – ۱۴۱.
۲- رعد، ۱۲ – ۱۳.
از یک سو شعاع درخشانش چشمها را خیره مى کند و صداى رعب انگیز رعد که از آن بر مى خیزد گاهى شما را به وحشت مى اندازد، و ترس و اضطراب از خطرات آتش سوزى ناشى از آن مخصوصاً براى آنها که در بیابانها زندگى مى کنند و یا از آن عبور دارند آنان را آزار مى دهد.
اما از آنجا که غالباً همراه با رگبارهایى به وجود مى آید و تشنه کامان بیابان را آب زلالى مى بخشد و درختان و زراعت را سیراب مى کند، آنها را به امید و طمع مى کشاند، و در میان این بیم و امید لحظات حسّاسى را مى گذرانند.
مى دانیم از نظر علمى پیدایش برق به خاطر آن است که دو قطعه ابر با الکتریسیته هاى مختلف (مثبت و منفى) به هم نزدیک مى شوند و درست همانند سر دو سیم برق که به هنگام نزدیکى جرقّه مى زند آنها نیز جرقّه عظیمى ایجاد کرده و به اصطلاح تخلیه الکترویکى مى شوند.
اگر جرقّه هاى کوچکى که از سر دو سیم در برابر چشم ما آشکار مى شود صداى خفیفى دارند، در عوض صداى جرقّه آسمانى برق به خاطر گسترش ابر و بالا بودن میزان الکتریسته به قدرى شدید است که رعد را به وجود مى آورد، و هر گاه قطعه ابرى که داراى الکتریسته مثبت است به زمین که همیشه الکتریسته منفى دارد نزدیک شود، جرقّه اى در میان زمین و ابر ایجاد مى شود که آن را “صاعقه” مى گویند. و خطرناک بودنش به همین دلى است که یک سر آن زمین و نقطه هاى مرتفعى است که به اصطلاح نوک یک سیم را تشکیل مى دهد، حتّى یک انسان در یک بیابان ممکن است عملاً تبدیل به نوک یک سیم منفى شود و درست جرقّه وحشتناکى بر سر او فرود آید و در یک لحظه کوتاه تبدیل به خاکستر شود. و نیز به همین دلیل است که به هنگام رعد و برق در بیابانها باید فوراً به کنار درخت یا دیوار یا کوه یا هر نقطه مرتفعى پناه برد و یا در گودالى دراز کشید.
به هر حال برق که از نظر بعضى شاید شوخى طبیعت محسوب مى شود با اکتشافات علمى روز ثابت شده که فوائد و برکات فراوانى دارد که ذیلاً به سه قسمت آن اشاره مى شود:
۱ـ آبیارى: برقها معمولاً حرارت فوق العاده زیاد گاه در حدود پانزده هزار درجه سانتى گراد تولید مى کنند، و این حرارت کافى است که مقدار زیادى از هواى اطراف را بسوزاند و در نتیجه، فشار هوا کم شود، و مى دانیم در فشار کم، ابرها مى بارند، و به همین دلیل غالباً متعاقب جهش برق رگبارهایى شروع مى شود و دانه هاى درشت باران فرو مى ریزند. از اینرو برق درواقع یکى از وظایفش آبیارى است.
۲ـ سمپاشى: به هنگامى که برق آن حرارتش آشکار مى شود قطرات باران با مقدارى اکسیژن اضافى ترکیب مى شوند و آب سنگین یعنى آب اکسیژنه ایجاد مى کنند. و مى دانیم آب اکسیژنه یکى از آثارش کشتن میکروبهاست، و به همین جهت در مصارف طبّى براى شستشوى زخمها به کار مى رود. این قطرات آب اکسیژنه هنگامى که بر زمینها مى بارد، تخم آفات و بیماریهاى گیاهى را از میان مى برد و سمپاشى خوبى از آنها مى کند، و به همین جهت گفته اند: هر سال که رعد و برق کم باشد آفات گیاهى بیشتر است.
۳ـ تغذیه و کود رسانى: قطرات باران که بر اثر برق و حرارت شدید و ترکیب، یک حالت اسید کربنى پیدا مى کند، به هنگام پاشیده شدن بر زمینها و ترکیب با آنها یک نوع کود مؤثّر گیاهى مى سازد و گیاهان از این طریق تغذیه مى شوند.
بعضى از دانشمندان گفته اند: مقدار کودى که در طىّ سال از مجموع برقهاى آسمان در کره زمین به وجود مى آید دهها ملیون تن است که رقم فوق العاده بالایى مى باشد.
بنابراین مى بینیم همین پدیده ظاهراً پیش پا افتاده و بى خاصیت طبیعت چقدر پربار و پربرکت است، هم آبیارى مى کند، هم سمپاشى مى نماید و هم تغذیه. و این نمونه کوچکى از اسرار شگرف و پردامنه عالم هستى است که رهنمون روشنى بر مسأله خداشناسى است.
ممکن است جمله “وَینْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ” که در آخر آیه فوق آمده، ارتباط با همین خاصیت برق داشته باشد که ابرها را سنگین بار از دانه هاى پرپشت باران مى سازد.
آیه بعد به صداى رعد مى پردازد که از برق هرگز جدا نیست و مى فرماید:
“رعد، تسبیح و حمد خدا مى گوید”. آرى این صداى پرطنین جهان طبیعت که ضرب المثل در عظمت صوت است از آنجا که توأم با پدیده برق مى باشد و هر دو در خدمت یک هدف هستند و خدمات پرارزش و حساب شده اى دارند، عملاً تسبیح خدا مى گوید. و به تعبیر دیگر رعد زبان گویاى برق است، که حکایت از نظام آفرینش و عظمت خالق مى کند.
ذرّات این عالم هستى که همه اسرارآمیزند و نظام بسیار دقیق و حساب شده اى دارند، همگى از پاکى حق و منزّه بودن او از هر گونه عیب و نقص سخن مى گویند و همگى از قدرت و علم و حکمت او خبر مى دهند.
این احتمال را نیز جمعى از فلاسفه داده اند که تمام ذرّات این جهان براى خود نوعى از عقل و شعور دارند و از روى همین عقل و شعور، تسبیح و تقدیس خدا مى کنند، نه تنها با زبان حال و حکایت کردن وجودشان از وجود خدا، بلکه با زبان قال نیز او را مى ستایند.
همگى فرشتگان نیز از ترس و خشیت خدا به تسبیح او مشغولند.
در دنباله آیه مى فرماید: “خداوند صاعقه ها را مى فرستد و به هر کس که بخواهد بوسیله آن آسیب مى رساند”.
ولى با اینهمه و با مشاهده آیات عظمت پروردگار در عالم آفرینش، در پهنه زمین و آسمان، در گیاهان و درختان و رعد و برق و مانند آنها و با کوچکى و حقارت قدرت انسان در برابر حوادث، حتى در برابر یک جرقه آسمانى باز هم گروهى از بى خبران درباره خدا به مجادله و ستیز برمى خیزند، در حالى که خداوند قدرتى بى انتها و مجازاتى دردناک و کیفرى سخت دارد، وَ هُوَ شَدیدُ الْمِحال.(۱)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “تفسیر نمونه” ج ۱۰، ص ۱۴۹ – ۱۵۳.
باد:
قرآن مجید در زمینه باد در آیات سوره اعراف، ۵۷ حجر، ۲۲ کهف، ۴۵ فرقان، ۴۸ نمل، ۶۳ روم، ۴۶ و ۴۸ فاطر، ۹ جاثیه، ۵، مسائل بسیار مهمى را عنوان مى کند و بخصوص از باد به عنوان بشارت دهنده رحمت الهى یاد مى کند.
قرآن مجید، باد را مَرکب ابر، عامل بارور کننده گیاهان، و گاهى جریمه جرم مجرمان و عذاب الهى مى داند، و از آن به عنوان حرکت دهنده کشتیها در سطح دریاها یاد مى کند، و از انسان مى خواهد که در برابر این عظمت عظیم الهى به اداى شکر حضرت ربّ العزّه برخیزد، که منافع باد خیلى بیش از این است.
«وَمِنْ آیاتِهِ أَن یرْسِلَ الرِّیاحَ مُبَشِّرَات وَلِیذِیقَکم مِن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِی الْفُلْک بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ».(۱)
و از آیات عظمت و قدرت خدا این است که بادها را به عنوان بشارتگرانى مى فرستد.
آنها در پیشاپیش باران حرکت مى کنند، قطعات پراکنده ابر را با خود برداشته و به آسمان مى پیوندند و به سوى سرزمین هاى خشک و تشنه مى برند، صفحه آسمان را مى پوشانند و با دگرگون ساختن درجه حرارت جوّ، ابرها را آماده ریزش باران مى کنند.
البته جمله “مُبَشِّرات” محدود به همین حقیقت نیست چرا که بادها بشارتهاى فراوان دیگرى نیز با خود دارند.
بادها گرما و سرماى هوا را تعدیل مى کنند.
بادها عفونتها را در فضاى بزرگ مستهلک کرده و هوا را تصفیه مى کنند.
بادها از فشار حرارت خورشید روى برگها و گیاهان مى کاهند و جلو آفتاب سوختگى را مى گیرند.
بادها اکسیژن تولید شده به وسیله برگهاى درختان را براى انسانها به ارمغان مى آورند و گازکربن تولید شده به وسیله بازدم انسان را براى گیاهان هدیه مى برند.
بادها بسیارى از گیاهان را تلقیح مى کنند و نطفه هاى نر و ماده را در جهان نباتات به هم پیوند مى دهند.
بادها وسیله اى براى حرکت آسیابها و عاملى براى تصفیه خرمن ها هستند.
بادها بذرها را از نقاطى که در آن بذر فراوان موجود است حرکت مى دهند و همچون باغبانى دلسوز در سرتاسر بیابان مى گسترانند.
و بادها کشتیهاى بادبانى را با مسافران و بار زیاد به نقاط مختلف مى برند و حتّى امروز که وسائل ماشینى جانشین نیروى باد شده باز هم وزش بادهاى مخالف یا موافق در پیشرفت یا کندى کار کشتیها بسیار مؤثّر است.
آرى آنها بشارت دهندگانى هستند در جهات مختلف، لذا در دنباله آیه مى خوانیم: “خدا مى خواهد بدین سبب شما را از رحمت خود بچشاند، و کشتى ها به فرمانش حرکت کنند، و شما از فضل و رحمت او بهره گیرید، شاید شکرگزارى کنید”.
آرى بادها هم وسیله تولید نعمت هاى فراوان در زمینه کشاورزى و دامدارى هستند، و هم وسیله حمل و نقل و سرانجام سبب رونق امر تجارت که با
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- روم، ۴۶.
جمله «لِیذیقَکمْ مِنْ رَحْمَتِهِ» به اولى اشاره شد، و با جمله «لِتَجْرِىَ الْفُلْک بِأمْرِهِ» به دوم، و با جمله «لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ» به سومى.
جالب اینکه همه این برکات، مولود حرکت است حرکتى در ذرّات هوا در محیط مجاور زمین.
اما هیچ نعمتى تا از انسان سلب نشود قدر آن معلوم نخواهد شد. این بادها و نسیم ها تا متوقّف نشوند انسان نمى داند چه بلائى به سر او مى آید.
توقّف هوا زندگى را در بهترین باغها همچون زندگى در سیاه چالهاى زندان مى کند، و اگر نسیمى در سلّولهاى زندانهاى انفرادى بوزد آن را همچون فضاى باز مى کند. و اصولاً یکى از عوامل شکنجه در زندآنهاهمان توقّف هواى آنهاست.
حتّى در سطح اقیانوسها اگر بادها متوقّف شود و امواج خاموش گردد زندگى جانداران دریاها بر اثر کمبود اکسیژن هوا به مخاطره خواهد افتاد و دریا تبدیل به مرداب و با تلاق متعفّن وحشتناکى خواهد شد. فخررازى مى گوید: جمله «وَلِیذیقَکمْ مِنْ رَحْمَتِهِ»: تا شما را از رحمت خود بچشاند.
با توجه به اینکه چشانیدن در مورد شئ قلیل گفته مى شود، اشاره به این است که تمام دنیا و نعمت دنیا رحمت اندکى بیش نیست و رحمت واسعه الهى مخصوص جهان دیگر است.(۱)
مى گویند: در کشور سوئد جایى است که خاک یافت نمى شود، و یک پارچه سنگستان است. پس کشت و کار مردم آن سامان چگونه است؟ در سالهاى پیشین که ارتباط تجارتى برقرار نبود، مردم آنجا از لحاظ نان و خوراک چه مى کردند؟
ولى حضرت او، آرى هم او، این مشکل را با بهترین طرز حل کرده است.
فصل کشت که نزدیک مى شود باد مى آید و به همراه خود خاک را به طور سوغات به رسم ارمغان مى آورد، و فرشى از خاک به روى سنگهاى کشور سوئد مى گستراند، و این فرش را به ضخامتى قرار مى دهد که بتوان بر آن کشاورزى کرد.
در این هنگام مردم آنجا تخم افشانى کرده، کشت مى کنند، و نیازى به شخم زدن هم ندارند. سپس هنگام درو محصول خود را برمى دارند. کار زراعتى آنها که پایان یافت، جناب آقاى باد دوباره تشریف مى آورند و آورده خود را مى برند و سنگستان سوئد به حال نخست باز مى گردد.
سال دیگر و سال دیگر هیز همین کار تکرار مى شود. از گذشته هاى بسیار دور، وضع زراعت در آنجا چنین بوده و تا آینده ها نیز چنین خواهد بود. نه تاریخِ آغاز آن را کسى به طور تحقیق مى داند و نه ساعت پایان آن را.
محال است که این کار از روى تصادف باشد، زیرا تصادف استمرار ندارد و همیشگى نخواهد بود. باد هم شعور ندارد که کشور سوئد را از میان کشورهاى جهان بشناسد یا فصل کشت را در میان فصول بداند، یا از ساعت برداشت محصول آگاهى حاصل کند.
این نیست مگر آنکه باد، فرستنده اى دارد مهربان، دانا، توانا و روزى رسان.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “تفسیر نمونه” ج ۱۶، ص ۴۶۴.
آیا در برابر این مهر، انسان چگونه با او رفتار مى کند؟ نخست منکر او مى شود، سپس منکر لطف و مهر او و پیوسته از وى شکوه مى کند.
آرى این انسان نمک بحرام است، نمک را مى خورد و نمکدان را مى شکند. مانند میهمانى است که غذاى میزبان را مى خورد و خانه اش را مى سوزاند!(۱)
اى بى نیاز ذات تو از هر نیاز ما *** بیچاره ایم ما و تویى چاره ساز ما
ما را به خویش خوانده اى از بهر بذل خود *** ورنه چه احتیاج تو را بر نماز ما
بر ما ز لطف، حال خضوع و خشوع ده *** خود جذب توست مایه سوز و گداز ما
اِنعام عام بندگى توست کز شرف *** ز انعام کرده است پدید امتیاز ما
از ما هر آن که عمل سر زند بود مجاز *** یارب قبول نما به حقیقت مجاز ما
بس رازها که باعث رسوایى است و بس *** مگذار اینکه پرده برافتد ز راز ما
در راه زندگى که نشیب و فرازهاست *** در حفظ خویش دار نشیب و فراز ما
ترسم گر امتحان تو پا در میان نهد *** گردد هَبا عبادت عِلْوى طراز ما
یارب عنایتى که شود گاه بندگى *** خالص به پیشگاه تو راز و نیاز ما
در این دو روز عمر که آن را ثبات نیست *** کوتاه کن ز لطف، امید دراز ما
از عقلِ ره شناس نمودیم احتراز *** وز نفس بوالفضول نبود احتراز ما
حق از وجود ما عَلَمى برفراشته است *** وز باد لطف اوست صغیر اهتزاز ما
آیا مى دانید که باد در زندگى جانداران و گیاهان چقدر ارزش دارد؟ آیا مى دانید چه نظم فوق العاده اى در وزش باد در جهان مى باشد؟
باران ررا باد درست مى کند، اگر بادى نبود بارانى نبود. دانشمندان طبیعى مى گویند:
ابر، موجودى است الکتریکى; موجودات الکتریکى اگر از یک نوع باشند یکدیگر را دفت مى کنند و اگر از دو نوع باشند همدیگر را جذب مى کنند.
از خاصیت هاى باد آن است که در میان دو نوع موجود الکتریکى جمع مى کند. در نتیجه تجاذب حاصل مى شود و اتّحاد الکتریکى تحقّق پیدا مى کند و باران نتیجه آن اتّحاد مى باشد. پس تنها عامل مؤثّر در ازدواج دو موجود الکتریکى که فرزندى از آن به نام باران پدید مى آید باد است.
اگر بادهاى موسمى که از سوى اقیانوس مى آید و در مناطق گرمسیر مىوزد، نمى بود زندگى از شدّت گرما در آن مناطق بسیار دشوار مى شد.
باد شدّت گرما را مى شکند و آن مناطق را براى زندگى آسان و آماده مى سازد. یکى از این مناطق، هندوستان است که بر حسب منطقه گرمسیر است، ولى باد آنجا را قابل زیست ساخته است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “نشانه هایى از او” ص ۶۷.
بادهاى دریایى و زمینى که شبانه روز در کرانه هاى مناطق حارّه مىوزد زندگى را در بندرهاى آنجا ممکن گردانیده است.
بادهاى گرمى از مناطق حارّه به سوى سردسیرها روانه مى شوند و از سردى آنجا مى کاهند، مانند گلف استریم براى انگلستان و گلف ورد براى ژاپن.
شدّت گرماى زیر خط استوا بر اهل دانش روشن است و نیز آنها مى دانند که گرماى استوایى به حسب طبع بالا مى رود، در برابر از قطب شمال و جنوب هواهاى سردى به طور مایل به سوى مناطق استوایى روان است، لذا است که قابل زیست مى باشد.
باد وضع بارانه مناطق را تغییر مى دهد. در اندونزى و مانند آن فصل باران را تابستان قرار داده است. در لبنان فصل باران زمستان مى باشد.
در بعضى مناطق که شاید دارجیلینگ هند از آنها باشد فصل باران تمام سال است. مقدار باران در دارجیلینگ به یازده متر در سال مى رسد.
اختلاف فصول باران در زمین، موجب اختلاف انواع نباتات مى شود، تا بشر بتواند از هر گونه نباتى بهره بردارد و استفاده کند. حیف که فرزند آدم از آفریننده آگاهى ندارد.
آیا باد این خدمتهاى بزرگ را که به طور مداوم انجام مى دهد خودش مى خواهد یا ور دیگرى است؟ خود باد شعور تشخیص خدمتگزارى را ندارد. پس از جانب دیگرى وریت دارد:(۱)
«وَهُوَ الَّذى یرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَینَ یدَىْ رَحْمَتِهِ».(۲)
و اوست خدایى که بادها را به مژده رحمت خویش (باران) ارسال مى کند.
«وَأرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ».(۳)
و بادها را تلقیح کننده (ابرها یا گیاهان) فرستادیم.
«… وَمَن یرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْرَاً بَینَ یدَی رَحْمَتِهِ أَإِلهٌ مَّعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یشْرِکونَ».(۴)
… و کسى که بادها را به مژده رحمت خویش (باران) مى فرستد، آیا معبودى با خداست خداوند برتر است از اینکه شریک براى او قرار دهند.
«اَللَّهُ الَّذِی یرْسِلُ الرِّیاحَ فَتُثِیرُ سَحَاباً فَیبْسُطُهُ فِی السَّماءِ کیفَ یشَاءُ…»(۵)
خدا همان کسى است که بادها را مى فرستد تا ابرهایى را به حرکت درآورند، پس آنها را در پهنه آسمان آنگونه که بخواهد مى گستراند…
درباره باران و ابر و تگرگ و رعد و برق و صاعقه و باد، روایات بسیار مفصّلى در بخش السّماء والعالم “بحارالأنوار” در جلد پنجاه و هشتم و پنجاه و نهم وارد شده، که قسمتى از آن روایات اشاره به همان مطالب علمى و طبیعى دارد که در صفحات گذشته خواندید. و قسمتى هم اشاره به امور معنوى. من بازگو کردن آن روایات را ضرورى نمى بینم، مشتاقان مى توانند به آن دو جلد مراجعه کنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- “نشانه هایى از او” ص ۱۰۰.
۲- اعراف، ۵۷.
۳- حجر، ۲۲.
۴- نمل ۶۳.
۵- روم، ۴۸.
کوهها:
در قرآن مجید نزدیک به چهل آیه درباره کوهها و اثرات آنها در حیات موجودات زمین نازل شده است.
«… وَبَوَّأَکمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُیوتاً فَاذْکرُوا آلاَءَ اللّهِ وَلاَ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ»:(۱)
و شما را در زمین زندگى داد، که داراى دشت هاى مسطّح با خاک مساعد و آماده
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 