پاورپوینت کامل تصحیف و تحریف ۸۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تصحیف و تحریف ۸۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تصحیف و تحریف ۸۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تصحیف و تحریف ۸۷ اسلاید در PowerPoint :
محتویات
۱ تصحیف و تحریف
۲ تحریف و تصحیف یا عمدی است یا سهوی
۳ عوامل سهوی تحریف و تصحیف
۴ تقسیم بندی تحریف در منابع متفدم
۵ تقسیم بندی تحریف در منابع متاخر
۵.۱ سقط و زیاده
۵.۲ قلب
۵.۳ تبدیل
۶ مراحل کشف تحریف
۶.۱ احتمال دادنِ تحریف
۶.۲ اثبات اجمالی تحریف
۶.۳ اثبات محرّف بودن عبارت
۷ کشف تحریفات ناسخان
۸ منابع تصحیف و تحریف
۹ پانویس
۱۰ منابع مقاله
۱۱ منبع
تصحیف و تحریف
از اصطلاحات علم درایه و حدیث شناسی. تصحیف در لغت به معنای خطا در صحیفه و تحریف به معنای منحرف ساختن است.[۱] در کتب درایه برای این دو واژه معناهای مختلفی ذکر شده است. برخی آن دو را به یک معنا گرفته اند.[۲]
ابن حجر عَسقَلانی (۱۴۱۴الف، ص۹۴) کاربرد هر دو را در جایی دانسته که صورت خط در سیاق لفظ حفظ شده باشد با این تفاوت که مواردی را که عامل تغییر واژه، اشتباه در نقطه گذاری باشد، تصحیف و مواردی را که عامل این تغییر، دگرگونی حرکات و سکنات (شَکْل) باشد، تحریف خوانده است.[۳] برخی نیز در تحریف برخلاف تصحیف فاسدبودن انگیزه را شرط دانسته اند.[۴]
به نظر می رسد که با توجه به معنای لغوی و استعمالات این دو واژه نزد قدما، تحریف اعم از تصحیف است و هر گونه تغییر در کلام را شامل می گردد.[۵]
اما تصحیف تنها قسمی از تحریف است که در آن تغییر واژه از یکسانی یا شباهت لفظی یا کتبی دو کلمه ناشی می شود.[۶]
به طور کلی، تصحیف را به تصحیف لفظی و تصحیف معنوی تقسیم کرده اند،[۷] اما برخی دیگر عنوان تصحیف را برای اشتباهات معنوی مناسب ندیده و به جای آن لفظ «غلط» را پیشنهاد کرده اند.[۸] شاید به همین سبب، ابن صلاح (ص۲۵۶) استعمال کلمه مصحف را در برخی اقسام آن مجاز دانسته است. به نظر می رسد که می توان اشتباهات معنوی را از اقسام تحریف و نه تصحیف به شمار آورد و آن را در قسم تبدیل به کلمه غیرمشابه جای داد.[۹]
تحریفِ متن و به تبع آن تصحیفِ متن را گاه مرجوع کنید بهلفِ همان متن یا گوینده سخن پدید می آورد، گاه افرادِ قبل از وی یعنی ناقلان و مرجوع کنید بهلفان مصادر کلام وی و گاه افراد پس از وی یعنی ناسخان آن متن و در هر سه صورت تحریف کننده را محرِّف و تصحیف کننده را مصحّ ف یا صَحَفی گویند.[۱۰] به طور کلی تحریف گاه در نقل و حکایت و گاه در کلام مرجوع کنید بهلف یا گوینده به صورت مستقل صورت می گیرد.
تحریف و تصحیف یا عمدی است یا سهوی
تحریف و تصحیفِ عمدی از عواملی چون تعصب مذهبی ناسخان و اِعمال سلیقه آنان ناشی می شود.[۱۱] به نظر می رسد که تحریف و تصحیف عمدی را برخلاف سهوی نمی توان به مرجوع کنید بهلفان نسبت داد.
عوامل سهوی تحریف و تصحیف
عوامل سهوی تحریف و تصحیف شامل چند گروه است:
گروه نخست عبارت است از کسالت و خستگی راوی هنگام نگارش، تساهل و بی دقتی وی (مایل هروی، ص۷۱ـ۷۲)، تندنویسی و ناهمخوانی سرعت کتابت با سرعت تلفظ کلمات و عبارات توسط کاتب برای خودش (املای درونی).
گروه دوم عبارت است از ساختار خط عربی، ناخوانا بودن متن اصلی،[۱۲] آسیب دیدگی متن اصلی بر اثر عواملی چون پرش مرکّب و گرد و غبارگرفتگی و آبدیدگی، اصلاحات و تغییرات نسخه قبلی و در هم آمیختگیِ نسخه اصلی بر اثر کم فاصله بودن سطرها.(قاضی عیاض، ص۱۵۷)
ساختار خط عربی بر اثر ویژگیهایی چون اتصال حروف به یکدیگر[۱۳] و شباهت زیاد حروف با یکدیگر بخصوص حروفی که فقط با نقطه از هم متمایز می گردند[۱۴] و وجود دندانه در کتابت برخی حروف[۱۵]، زمینه ساز وقوع تصحیف است که معمولاً با حذف و جابجایی و کم و زیاد شدن نقطه ها و دندانه ها صورت می گیرد.
حذف الف میانیِ اسمهایی چون ابراهیم، خالد و عثمان [۱۶] و نگارش برخی از حروف به شکلی مشابه حرف دیگر همچون «ر» شبیه به «و» (ابن انباری، ص۳۱۷)، «ل» شبیه به «ک» یا «د»، «ک» شبیه به «ع»[۱۷] و «ن» شبیه به «ر» و نیز عکس این حالات ، تصحیفات شگفتی را پدید می آورد.
از این رو برخی کلمات که در نگارش کنونی چندان شبیه به نظر نمی آیند، در نسخه ها و تألیفات قدیمی بسیار به هم تبدیل شده اند، همچون عمر و عثمان[۱۸] کوتاه یا کشیده نویسی، فشرده یا گشاده نگاری، نازک یا ضخیم نویسی می تواند موجب شباهت برخی حروف به یکدیگر شود.[۱۹] گاه شباهت واژه ها به یکدیگر موجب روایت های مختلف از یک متن شده است. [۲۰]
گروه سومِ عوامل سهویِ تحریف و تصحیف:
عبارت است از: نامأنوس بودن متن، ناآشنایی کاتب یا راوی با رسم الخط متن، فاصله زیاد یا بسیار کم ناسخ یا شنونده از نوشته یا گوینده، اتکای ناقل به حافظه خویش و عدم مراجعه مجدد به مصدر اصلی هنگام نقل به ویژه در مورد نوابغ علمی و افراد خوش حافظه [۲۱]، نقل به معنا، اشتباه در فهم متن ، ذهنیات راوی و تداعی معانی ای که هنگام مطالعه برای وی پیش می آید.
نامأنوس بودن متن، خود می تواند از عوامل گوناگونی ناشی شود از جمله غریب بودن کلمه، ناآگاهی از اصطلاحات علوم یا انس زیاد با آنها، ناآشنایی به زبان اقوام گوناگون و گویشهای محلی[۲۲] و وجود عبارتهایی از زبانی دیگر در متن مانند واژه ها و عبارتهای معرّب در زبان عربی.[۲۳]
انس زیاد با یک واژه نیز گاه باعث انصراف ذهن به آن و تصحیف واژه ای دیگر در متن می شود، مانند تصحیف واژه القَرْشی به القُرَشی. [۲۴] چون بیشترین تصحیفات در اعلام رخ می دهد، میزان این گونه تصحیفات، معیار ارزیابی اعتبار نسخه ها و تألیفات است.[۲۵] کثرت تصحیف در اعلام از غرابت نسبی آنها و نداشتن قرینه معنوی ناشی می شود.[۲۶]
تنوع خطهای عربی مانند رسم الخط کوفی قدیم و خط مغربی و خط اندلسی و تفاوت آنها در نگارش برخی حروف نیز می تواند عاملی برای تصحیف باشد.[۲۷] برای نمونه در رسم الخط اندلسی «ق» با یک نقطه در بالا و «ف» با یک نقطه در زیر نگاشته می شود؛ بنابراین کاتب ناآشنا به این رسم الخط، «سفر» را که باید سقر خوانده شود، سفر می خواند.[۲۸] در رسم الخط فارسی هم شیوه های گوناگونی برای نگارش برخی حروف وجود داشته است؛ مثلاً، نگارش «پ»، «چ» و «ژ» با یک نقطه، نگارش «گ» با یک سرکش و دیگر ویژگی های رسم الخط کهن فارسی در وقوع تصحیف مرجوع کنید بهتر است.[۲۹]
تقسیم بندی تحریف در منابع متفدم
در منابع متقدم در بحث متون حدیثی، تصحیف را به تصحیف در متن، تصحیف در سند، تصحیف بَصَر (تغییر ناشی از خطای دید) و تصحیف سَمْع (تغییر ناشی از اشتباه در شنیدن) تقسیم کرده اند.[۳۰] این تقسیمات جامع نیستند و لااقل مبهم اند. ظاهراً مراد از تصحیف در سند، تصحیف در نام راویان سند می باشد؛ لذا قسم سومی از تصحیف وجود دارد که تصحیف در عبارتهای روایتی سند همچون تصحیف عن به واو و بالعکس است. تصحیف عن به بن و برعکس نیز قسم دیگری از تصحیفات است. منشأ تصحیف فقط شنیدن یا دیدن نیست بلکه فراموشی، سرپیچی قلم، اشتباه در فهم، ذهنیات راوی و مانند اینها نیز گاه موجب تغییر ناخودآگاه نوشته یا گفته می شود.[۳۱]
تقسیم بندی تحریف در منابع متاخر
در منابع متأخر، تحریف در تقسیمی کلی بر پنج قِسم است: سقط (نقیصه)، زیاده، قلب، تبدیل به کلمه مشابه (تصحیف) و تبدیل به کلمه غیرمشابه.[۳۲]
سقط و زیاده
از عوامل ایجاد سقط یا زیاده، وجود الفاظ مشابه در یک صفحه است که می تواند موجب پرش چشم از یک عبارت به مشابه آن و در نتیجه سقط شود؛ به ویژه در مواردی که دو کلمه مشابه با فاصله یک یا چند سطر زیر هم قرار گرفته باشند، احتمال افتادن آن سطور بیشتر است. افتادن سطر در مواردی که حد فاصل کلمات مشابه نیست هم رخ می دهد.[۳۳]
افتادن یک برگه از یک نسخه در نسخه بعدی نیز نمونه ای از سقط است (برگشترسر، همانجا) که به ویژه در مواردی رخ می دهد که آن برگه خود متن کاملی باشد و از جهت مفهوم با قبل و بعد ارتباط روشنی نداشته باشد.
وجود الفاظ متلازم نیز می تواند منشأ سقط یا زیاده شود؛ مثلاً با توجه به تکرار «علی بن ابراهیم عن ابیه» در اسناد، گاه عبارت «عن ابیه» پس از «علی بن ابراهیم» افتاده و گاه به اشتباه افزوده شده است.[۳۴]
سقط یا زیاده در این گونه موارد با قاعده تداعی معانی توجیه می شود. همچنین اگر سرعت املای درونی نسبت به سرعت نگارش بیشتر باشد، سقط روی می دهد و اگر املای درونی کندتر از نگارش صورت پذیرد، الفاظ متلازم زیاد می شود.[۳۵] افزودن عمدی یا سهوی عبارات دعایی چون «علیه السلام» پس از نام یا کنیه ای که با نام یا کنیه معصوم مشترک است نیز نمونه ای از زیاده است.[۳۶]
وارد کردن حاشیه در متن به گمان حذف آن از نسخه اصلی از دیگر عوامل زیاده در نسخه های متأخر است.[۳۷] خلط عبارت مرجوع کنید بهلف با عبارات حدیثی نیز نوعی زیاده در حدیث به شمار می آید.[۳۸] در کتب درایه نام این نوع حدیث «مدرّج» است.[۳۹] تمرکز نداشتن کاتب هنگام نگارش، گاه موجب می شود تا در متن، زیاده رخ دهد که به دلیل بی تناسبی آن با سایر قسمتهای متن براحتی قابل شناسایی است.[۴۰] اشتباه در فهمِ اسناد ویژه نیز می تواند موجب سقط یا زیاده گردد، مثلاً در اسناد کتاب کافی، تعلیق (=حذف نام یک یا چند راوی از ابتدای سند) به اعتماد اسناد قبل بسیار است؛ بنابراین اگر مرجوع کنید بهلف متأخر متوجه تعلیق سند نگردد و قسمت حذف شده سند را هنگام اخذ حدیث بدان نیفزاید، در کتاب وی سقط واسطه رخ می دهد.[۴۱] بر عکس اگر در سندِ غیرمعلق گمان تعلیق رود، در مصدر متأخر واسطه ای به سند اضافه می گردد.[۴۲] البته اشتباه در فهم سند گاه خود به سبب مصحّف بودنِ مصدر قبلی بوده است.[۴۳] از گونه های ترکیبی تحریف، جمع بین نسخه صحیح و نسخه مصحّف است که معمولاً نخست عبارت صحیح به عبارت دیگر تصحیف می گردد، سپس عبارت مصحّف در حاشیه نسخه دیگر به عنوان نسخه بدل نگاشته می شود و در نهایت ناسخ بعدی، عبارت مصحف را به گمان افتادگی از متن، در آن درج می کند.[۴۴]
قلب
قلب (=جابجایی) را می توان چهار نوع دانست: قلب حرف، قلب کلمه، قلب عبارت و قلب صفحه. قلب حرف و کلمه معمولاً از معکوس خواندن عبارت یا اشتباه ذهن در املای درونی یا نافرمانی قلم هنگام نگارش ناشی می شود. قلب عبارت غالباً از افتادگی عبارت از متن و سپس درج نادرست آن در قبل یا بعد از موضع خود ناشی می شود.[۴۵] قلب صفحه نیز از جابجایی اوراق نسخه خطی و توجه نکردن ناسخ بعدی به این امر ناشی می گردد[۴۶] که گاه موجب در هم آمیختن دو باب می شود، مثل باب اصحاب الکاظم و باب اصحاب الرضا در رجال برقی[۴۷] جابجایی اوراق بیشتر در مواردی رخ می دهد که ورقه ارتباط روشنی با قبل و بعد خود ندارد.
تبدیل
تبدیل به کلمه غیرمشابه بیشتر در کلمات متقابل و بر اثر تداعی معانی (انعکاس شرطی) رخ می دهد. [۴۸] یکی از مصادیق کلمات متقابل، متضادها است؛ مثلاً یک راوی مبعث پیامبر اکرم یعنی ۲۷ رجب (سه روز مانده به پایان رجب) را سوم رجب (سه روز پس از آغاز رجب) نقل کرده است.[۴۹] از ترکیب اقسام گوناگون تحریف، اقسام جدیدی پدید می آید که می توان نمونه هایی از آنها را در ضمن اقسام حدیث در کتب درایه جستجو کرد.[۵۰] نمونه ای از تحریف ترکیبی، که از تصحیف و نقل به معنا ناشی شده از جاحظ نقل شده است. او البَتیّ را که به النَبیّ تصحیف شده با نقل به معنا به رسول اللّه تبدیل کرده است.[۵۱] تصحیف و تحریف متن ممکن است در چند مرحله نسخه برداری پی در پی رخ دهد.[۵۲]
تحریف در متون و اسناد تاریخی به ویژه در متون دینی که منبع استخراج احکام و معارف دینی است، دشواری های بسیاری ایجاد می کند. این امر گاه باعث می شود که پیروان مذاهب گوناگون با استناد به آن به نفع مذهب خود بهره برداری کنند.[۵۳]؛ حتی فرزند خدا دانستن حضرت عیسی به تصحیفی در انجیل مستند شده است.[۵۴] سرزدن تصحیف از دانشمندان و افراد با نفوذ جامعه در مواردی موجب رسوایی آنها و هجوشدن ایشان گردیده است.[۵۵]
پدیده تصحیف، پیدایش صنعتی را در علم بدیع به نام جناس تصحیف به دنبال داشت. این صنعت که در آیات قرآنی نیز سابقه داشت، همچون «و هُمْ یَحْسَبونَ اَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً» (سوره کهف: ۱۰۴) وسیله طبع آزمایی و ابراز توانایی ادیبان و شاعران گردید.[۵۶]
تصحیف و تحریف در احکام حکومتی و نسخه های درمانی، گاه برای محکومان و بیماران عواقب وخیمی به بار می آورد.[۵۷]
عالمان و ادیبان مسلمان از آغاز پیدایش اسلام به جد درصدد پیشگیری از بروز تصحیف و تحریف و نیز کشف و اصلاح آن بوده اند. نخستین گام در پیشگیری از تصحیف، اعجام (نقطه گذاری) و شَکْل (حرکت گذاری) بوده است که ابوالاسود[۵۸] (متوفی۶۹) و دو تن از شاگردانش آن را اختراع و تکمیل کردند و خلیل نحوی (متوفی ۱۷۵) آن را اصلاح کرد.[۵۹] به منظور اطمینان بیشتر، برای حروف بی نقطه نیز علایمی وضع شد.[۶۰]
گام بعدی ضبط تفکیکی حروف بود که در این روش نام حروفی از کلمه که احتمال اشتباه آن داده می شد، به صورت جداجدا می آمد و به علاوه ضب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 