پاورپوینت کامل شفاعت در قرآن ۹۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل شفاعت در قرآن ۹۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شفاعت در قرآن ۹۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل شفاعت در قرآن ۹۷ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل شفاعت در قرآن ۹۷ اسلاید در PowerPoint
اعتقاد به شفاعت و اینکه پیامبران (علیهمالسلام) و اولیاء و صالحان در روز رستاخیز درباره کسانی که پیوند ایمانی خود را با خدا قطع ننموده و رابطه معنوی خود را با شفیعان درگاه الهی حفظ کردهاند، وساطت و شفاعت خواهند کرد، دارای آثار ارزنده تربیتی است و کاملاً جنبه سازندگی دارد و سبب میشود که گروهی از گنهکاران به راه اطاعت باز گردند.
این بحث زمینه را برای بررسی آیات شفاعت کاملاً آماده میسازد، از این جهت لازم است که مجموع آیات شفاعت یک به یک مورد بررسی قرار گیرد، و هدفگیری آیات روشن شود.
فهرست مندرجات
۱ – پاورپوینت کامل شفاعت در قرآن ۹۷ اسلاید در PowerPoint
۲ – تقسیم آیات شفاعت
۲.۱ – گروه نخست
۲.۲ – گروه دوم
۲.۳ – گروه سوم
۲.۴ – گروه چهارم
۲.۴.۱ – بیان علامه طباطائی
۲.۴.۲ – آیات تفصیلی
۲.۵ – گروه پنجم
۲.۶ – گروه ششم
۲.۶.۱ – متن آیات
۲.۶.۲ – نکات مربوط به آیات
۲.۷ – گروه هفتم
۳ – پانویس
۴ – منبع
پاورپوینت کامل شفاعت در قرآن ۹۷ اسلاید در PowerPoint
ماده «شفاعت» در قرآن با تمام مشتقات خود «سی بار» در سورههای مختلف و گوناگون به طور نفی و اثبات وارد شده است، که این خود حاکی از اهمیت موضوع میباشد.
نتیجهگیری صحیح از آیات شفاعت به این بستگی دارد که تمام آیات شفاعت به دقت مورد بررسی قرار گیرد و از مجموع، نتیجه واحدی که هدف همه آیات است گرفته شود.
تقسیم آیات شفاعت
میتوان آیات مربوط به پاورپوینت کامل شفاعت در قرآن ۹۷ اسلاید در PowerPoint را به چند دسته تقسیم کرد:
گروه نخست
دسته از آیات، شفاعت را به طور مطلق نفی میکند و آن یک آیه بیش نیست آنجا که میفرماید:
«ای افراد با ایمان از آنچه ما روزی شما کردیم، انفاق کنید پیش از آن که روزی فرا رسد که در آن داد و ستد و پیوند دوستی و شفاعت وجود ندارد، و افراد کافر ستمگرانند».
[۱] بقره/سوره۲، آیه۲۵۴.
جمله «ولاشفاعه» مستمسکی است برای کسانی که میخواهند «شفاعت» را ساخته و پرداخته افکار کاهنان بدانند، ولی با توجه به نکات زیر مفاد آیه روشن میگردد.
اولاً: توجه به یک آیه و چشمپوشی از آیات دیگر، نمیتواند مبنای صحیحی برای تفسیر قرآن باشد، زیرا همانطور که گفته شد مجموع آیات یک موضوع در قرآن، هدف واحدی را تعقیب میکنند و تا مجموع آیات در نظر گرفته نشود هرگز نمیتوان مقصود نهائی قرآن را تعیین نمود.
مثلاً در همین مورد که قرآن به حسب ظاهر وجود شفاعت را در روز رستاخیز نفی میکند، بلافاصله در آیه بعدی که آیه معروف به «آیهالکرسی» است به وجود شفیعانی تصریح میکند که در اذن خداوند درباره گروهی شفاعت خواهند نمود چنانکه میفرماید:
«من ذا الّذی یشفع عنده الاّ باذنه؛
[۲] بقره/سوره۲، آیه۲۵۵.
کی است که پیش او شفاعت کند جز به اذن او»؟
با وجود چنین قرینه پیوسته به آیه، و با وجود قرائن فراوانی که در آیات دیگر وجود دارد، باید مفاد آیه غیر آن باشد که در وهله اول به نظر میرسد، یعنی مقصود نفی شفاعتهای باطل است نه مطلق شفاعت.
ثانیاً: گواه بر اینکه مقصود نفی مطلق شفاعت نیست بلکه هدف نفی قسمتی از شفاعت (شفاعت باطل) است همان جمله «ولاخلّه» (دوستی نیست) میباشد.
زیرا ظاهر این جمله این است که پیوند دوستی همه افراد در روز رستاخیز از هم گسسته میشود، در صورتی که از آیه دیگر استفاده میشود که تنها پیوند دوستی افراد کافر از هم گسسته میگردد، اما پیوند دوستی افراد پرهیزکار به شکلی که در دنیا بوده باقی میماند چنانکه میفرماید:
«اَلاخِّلاءُ یُومُئذٍ بُعضهْم لِبعضٍ عُدوّ الاّ المْتّقَّین».
[۳] زخرف/سوره۴۳، آیه۶۷.
«دوستان در روز بازپسین دشمنان یکدیگرند، مگر افراد پرهزکار (که پیوند دوستی آنان باقی میماند)».
هر چند ظاهر استثناء «الا المتقین» این است که پرهیزکاران دشمن یکدیگر نیستند، ولی پس از دقت استفاده میشود که نه تنها دشمن یکدیگر نیستند بلکه پیوند دوستی آنان باقی میماند.
زیرا علت از هم گسستن پیوند دوستی گنهکاران و دشمن شدن آنان نسبت به یکدیگر، این استکه دوستی آنان در این جهان مایه گمراهی یکدیگر میگردیده، بر عکس دوستی افراد پرهیزکار نه تنها مایه گمراهی نبوده بلکه مایه راهنمائی و وسیله موفقیت هم دیگر محسوب میشده، با توجه به این اصل، میتوان گفت که هدف آیه نه تنها بیان دشمن نبودن افراد پرهیزکار نسبت به یکدیگر است بلکه اشاره به بقای پیوند دوستی این گروه نیز میباشد.
خلاصه همانطور که نمیتوان ظاهر جمله «ولا خلّه» را گرفت و گفت در روز باز پسین پیوند دوستی تمام افراد اعم از پرهزکار و غیر آنان از هم گسسته میشود زیرا آیه دیگر به بقای برخی از پیوندها تصریح و یا اشاره میکند، همچنین نمیتوان جمله «ولا شفاعه» را گواه بر نفی مطلق شفاعت گرفت زیرا برخی از آیات، شفاعت را تحت شرائطی امضاء و تصحیح میکنند.
ثالثاَ: مقصود از انفاق در آیه همان اداء زکات است و در اهمیت این فریضه همین کافی است که ذیل آیه کسانی را که از دادن «زکات» خود داری میکنند کافر خوانده، میگوید:
«والکافرون هم الظالمون» «افراد کافر ستمگرانند».
همچنانکه در آیه مربوط به فریضه حج چنین میفرماید:
«و من کفر فان الله عنیّ عن العالمین؛
[۴] آل عمران/سوره۳، آیه۹۷.
هر کس کفر بورزد خداوند از همه جهانیان بی نیاز است».
جمله «و من کفر» به جای جمله «ومن لم یحج» قرار گرفته است و علت این که خداوند مطلب را به جملـه «من کـفر» اداء نمود این است که روشن سازد که اداء فریضه حج آنچنان اهمیت دارد که ترک آن، به منزله کفر به خدا تلقی میگردد.
[۵] زمخشری، محمود بن محمد، الکشاف، ج۱، ص۲۹۱.
با توجه به این مطلب میتوان گفت: آیه ناظر به نفی شفاعت در مورد گروهی است که اصلاً ایمان نیاوردهاند و اگر هم ایمان دارند ایمان آنان آنچنان ضعیف است که آنها را بر اداء یک چنین فریضه بزرگ اسلامی تحریک نمیکند و به طور مسلم هر دو دسته به حکم آیه از شفاعت محروم خواهند بود.
به خواست خداوند در بحثهای آینده ثابت خواهیم نمود که شفاعت پیامبران و صالحان درباره آن گروهی است که برای شفاعت قابلیت و استعداد داشته باشند، و پیوند ایمانی خود را با خدا قطع نکرده و ارتباط معنوی آنان با عزیزان درگاه الهی باقی مانده باشد و گروهی که آیه از آنها نفی شفاعت میکند یا کافر و غیر مومن هستند و یا مسلمانند ولی زکات مال خود را نمیپردازد و این دو گروه شایسته شفاعت نیستند، و این، دلیل بر نفی شفاعت از دیگران نمیگردد.
گروه دوم
آیاتی است که شفاعت مورد نظر یهود را نفی میکند زیرا آنان درباره شفاعت عقیده خاصی داشتند که هم اکنون توضیح داده میشود، آیات مربوط به این قسمت عبارتاند از:
«از آن روز بترسید که کسی به جای کسی مجازات نمیگردد، نه شفاعت پذیرفته میشود، و نه غرامت و بدل قبول میگردد و آنان یاری نمیشوند».
[۶] بقره/سوره۲، آیه۴۸.
اصولاً ملت یهود خود را ملت برگزیده و رشته جداگانه بافته میاندیشیدند، و گوش همه جهانیان این جمله را از آنان شنیده است که ما امت برگزیده خدا هستیم. نه تنها آنان بلکه به نقل قرآن، مسیحیان نیز چنین عقیدهای را درباره خود داشتند چنانکه قرآن مجید میفرماید:
«و قالت الیهود و النّصاری نحن ابناء الله و احبّاوه؛
[۷] مائده/سوره۵، آیه۱۸.
یهود و نصارا گفتند که ما فرزندان و دوستان خدا هستیم».
آنان نجات در آخرت را از آن کسی میدانستند که به خاندان اسرائیل منتسب گردد، تو گوئی انتساب به فامیل اسرائیل و یا انتساب به یکی از دو آئین هر چند عملی در کار نباشد، مایه نجات انسانها است تا آنجا که قرآن از آنان نقل میکند:
«و قالوا لن یدخل الجنّه الاّ من کان هوداً او نصاری؛
[۸] بقره/سوره۲، آیه۱۱۱.
گفتند که به بهشت جز یهودی یا مسیحی وارد نمیشود».
قرآن به طور آشکار با این فکر مبارزه میکند که انتساب به فامیل اسرائیل و یا انتساب به آئینی در نجات انسان کافی باشد بلکه مایه نجات را ایمان قلبی و تسلیم باطنی و عمل نیک میداند و در بی پایگی انتساب لفظی و فامیلی چنین میفرماید:
«این مطلب که بهشت تنها از یهودیان و مسیحیان (لفظی و اسمی است) آرزوئی بیش نیست و اگر راست میگویند برای گفتار خود دلیلی بیاورند، بلکه بهشت از آن کسی است که با سراسر وجود خود تسلیم خدا باشد و عمل نیک انجام دهد، برای چنین فردی در پیشگاه خدا اجر و پاداش هست».
[۹] بقره/سوره۲، آیه۱۱۱.
[۱۰] بقره/سوره۲، آیه۱۱۲.
گستاخی آنان به جائی رسیده بود که با کمال بی شرمی میگفتند:
«وقالوا لَن تَمُسّنا النّارْ اِلاّ اَیّاماً مُعدوده قُل اَتّخذتُم عِند اللهِ عُهداً؛
[۱۱] بقره/سوره۲، آیه۸۰.
(میگفتند: ) ما جز چند روزی در آتش دوزخ نخواهیم سوخت تو گوئی از خداوند برای این مطلب پیمانی گرفتهاند».
این دو آیه درباره چنین ملت متکبر و خودخواه سخن میگوید و شفاعت مورد اعتقاد آنان را که هیچ نوع قید و شرطی برای آن قائل نبودند، نفی میکند.
در این صورت، این دو آیه نمیتواند ناظر به شفاعتی باشد که خود قرآن و آئین اسلام آن را تحت شرائطی تصویب کرده و اعلام داشته است.
از این جهت هنگامی که بزرگان علم تفسیر به شرح این دو آیه میرسند میگویند:
این دو آیه مربوط به نفی شفاعتی است که یهود درباره خود معتقد بودند و میگفتند: پیامبرزادهایم و در روز رستاخیز به همین جهت مورد شفاعت قرار خواهیم گرفت.
[۱۲] زمخشری، محمود بن محمد، کشاف، ج۱، ص۲۱۵.
[۱۳] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۱، ص۱۰۳.
گروه سوم
آیاتی که صریحاً میگوید که روز رستاخیز برای گروه کافر شفیع و شافعی وجود ندارد و یا شفاعت شافعان به حال آنان سودی نمیبخشد مانند:
۱.«…افرادی که روز رستاخیز را در گذشته فراموش کرده بودند به خود آمده میگویند رسولان پرورگار ما آمدند آیا ما شفیعانی داریم که در حق ما شفاعت کنند یا ما را به دنیا باز گردانند تا اینبار غیر آنچه را که عمل میکردیم عمل کنیم (آنان باید بدانند کار از کار گذشته) و ضرر کردهاند و خود را در معرض عذاب قرار دادهاند و آنچه را که بر خدا افترا میبستند (بتها مقربان درگاه خداوند هستند) باطل از آب درآمد».
[۱۴] اعراف/سوره۷، آیه۵۳.
طلب کنندگان شفاعت در این آیه، همان منکران روز رستاخیزند و جمله «قد خسروا…» گواه بر این است که برای آنان شافعانی نیست و اگر شفیعانی برای آنان بود هرگز صحیح نبود گفته شود که «قَد خَسروا اَنفُسُهْم…» .
۲- « (هنگامی که آنان با معبودهای خود به آتش افتادند، رو به معبودهای خود کرده میگویند: ) ما شما را در پرستش، با خداوند جهان، یکسان قرار دادیم، ما را گروه مجرمان گمراه کردند برای ما نه شافعی هست و نه دوست مهربانی».
[۱۵] شعراء/سوره۲۶، آیه۱۰۱-۹۸.
۳- «و کُنّا نُکذّبْ بِیومِ الدّینِ حُتّی اَتاَنا الیقینْ فَما تَنفَعْهْم شَفاعُهْ الشّافِعین؛
[۱۶] مدثر/سوره۷۴، آیه۴۶-۴۸.
روز رستاخیز را انکار کردیم تا آن که برای ما یقین آمد، در این موقع شفاعت شافعان به حال آنان فائدهای نمیبخشد».
مفسران میگویند: مقصود از شافعان در آیه همان شافعان حقیقی هستند نه شافعان پنداری مانند بت، که گروه بتپرستان آنها را شافعان خویش میپنداشتند (چنانکه در آیات مربوط به این گروه خواهیم گفت) و علت اینکه شفاعت آنان درباره این گروه سودی نمیبخشد این است که این افراد بر اثر کفر و انکار روز بازپسین و ارتکاب یک رشته جرائم بزرگ، و ترک فرائض چنانکه در آیات قبل از دو آیه مورد بحث، تصریح شده است (ما سُلُککم فی سُقرٍ، قالو ا لم نَکْ مِنُ المصلینُ، وُ لم نَکْ نُطعمْ المِسکینُ و کُنا نَخُوضُ مُعُ الخائِضِینُ) چه چیز شما را وارد دوزخ ساخت، میگویند: نماز نمیگزاردیم، مستمندان را اطعام نمیکردیم، و در باطل فرو میرفتیم
[۱۷] مدثر/سوره۷۴، آیه۴۵-۴۲.
، شایسته شفاعت نیستند زیرا کوچکترین ارتباط ایمان با خدا نداشته و پیوند معنوی خود را با شافعـان قـطع کردهاند.
این افراد بر اثر دوری از تقوی و پاکی، هرگز به وسیله شفاعت پاک و طاهر نمیشوند، و بر اثر نداشتن قابلیت، شفاعت به حال آنان سودی نمیبخشد و به عبارت دیگر، شفاعت صالحان درباره افراد، منوط به اذن خدا و رضای او است و اذن خدا درباره گروهی است که با او ارتباط داشته باشند و مورد رضایت او قرار گیرند. البته احتمال دارد که مقصود از شافعان در آیه، شافعان پنداری آنان باشد زیرا سیاق آیات میرساند که آنان بتپرست بوده و به روز رستاخیز ایمان نداشتند.
در هر حال شفاعت درباره این گروه موثر نمیگردد یا به خاطر نبودن لیاقت در مورد شفاعت و یا به علت نبودن شایستگی در شفیعهای پنداری.
در هر صورت نبودن شفیع برای گروه کافر و منکران معاد در روز رستاخیز (همچنان که مفاد دو آیه نخست است) و یا سودمند واقع نشدن شفاعت شافعان در حق آنان (مفاد آیه سوم) منافاتی با ثبوت شفاعت درباره اهل ایمان ندارد.
گروه چهارم
آیاتی است که از شفیع بودن بتها انتقاد میکند.
مراجعه به آیات قرآن و تاریخ عرب جاهلی روشن میسازد که بت پرستان، بتهای چوبی و سنگی و فلزی را میپرستیدند و چنین میپنداشتند که با پرستش معبودهای مصنوعی، میتوانند رضا و توجه آنان را به خود جلب نمایند تا در درگان الهی شفیعان آنان باشند.
قرآن مجید به عناوین گوناگون نه تنها از عبادت و پرستش آنها نهی میکند، بلکه از شفیع بودن آنان شدیداً انتقاد مینماید، و توجه میدهد که این معبودهای ناچیز که مالک خیر و شر خویش نیستند، چگونه میتوانند عذاب الهی را از دیگران دفع کنند. اینک این دسته از آیات:
۱- « (به گروه بتپرست گفته میشود) چرا ما شفیعان شما را که آنها را شریکان «خدا» میپنداشتید، نمیبینیم، پیوندهای شما با آنها قطع شد و آنچه درباره این بتها تصور مینمودید (شریکان خدا میدانستید) باطل گردید».
[۱۸] انعام/سوره۶، آیه۹۴.
۲- «موجوداتی را میپرستند که ضرر و سودی به آنها نمیرساند، و میگویند آنها شفیعان ما در پیشگاه خداوند میباشند بگو آیا خبر از چیزی میدهیم که در آسمانها و زمین خدا از آن خبر ندارد، پیراسته است خدا از آنچه برای او شریک قرار میدهیم».
[۱۹] یونس/سوره۱۰، آیه۱۸.
۳- «وُ لَم یُکن لَهم مِن شُرکائِهِم شُفعاءُ و کانوا بِشُرکائِهِم کافرین؛
[۲۰] روم/سوره۳۰، آیه۱۳.
(روز رستاخیز) از میان بتهائی که میپرستیدند و شریک خداوند تصور میکردند، شفیعانی برای آنان نبود (آنان در آن روز) معبود بودن آنها را انکار مینمایند».
۴- «اَم اتّخذوا من دون اللهِ شُفعاءَ قُل اَوُلَو کانوا لا یُملِکون شَیئاً و لا یُعقِلون؛
[۲۱] روم/سوره۳۰، آیه۱۳.
بلکه آنان شفیعانی جز خدا اتخاذ نمودهاند، بگو با این که آنها مالک چیزی نبوده و تعقلی ندارند (باز آنها را شفیع میپندارید)».
با توجه به متن این آیات، و قرائنی که در قبل و بعد آنها است، روشن میگردد که هدف همگی انتقاد از شفیع بودن بتها میباشد، و مفاد آنها نفی شفاعت به طور مطلق نیست بلکه هدف، انتقاد از شفیع بودن بتها زیرا این موجودات (که به تعبیر قرآن عقل و شعوری ندارند و مالک چیزی نیستند) چگونه میتوانند از دیگری دفع ضرر کنند.
۵- «آیا من جز خدا، خدایانی برای خود انتخاب کنم، در صورتی که هر گاه از طرف خ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 