پاورپوینت کامل بووقا ۴۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بووقا ۴۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بووقا ۴۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بووقا ۴۹ اسلاید در PowerPoint :

بوقا

بوقا، در ترکی کهن به معنای گاو نر و گشن است که با‌ اندک دگرگونی‌های آوایی در بیش‌تر شاخه‌های زبان ترکی به همان معنی برجای مانده‌است.

[۱] Clauson، G، ج۱، ص۳۱۲، An Etymological Dictionary of pre-Thirteenth-Century Turkish، Oxford، ۱۹۷۲.

فهرست مندرجات

۱ – بررسی واژه بوقا
۲ – نام دو تن ار وزرای ایرانی
۲.۱ – یکی از سران قبیله اغوز
۲.۲ – وزیر فرمانروایی ارغون
۲.۲.۱ – زندگی‌نامه
۲.۲.۲ – بوقا ملازم ارغون
۲.۲.۳ – لقب چینگسانگ
۲.۲.۴ – خودرایی بوقا در پایتخت
۲.۲.۵ – قتل بوقا
۳ – فهرست منابع
۴ – پانویس
۵ – منبع

بررسی واژه بوقا

کاشغری آن را به صورت «بُقا»

[۲] کاشغری، محمود، ج۳، ص۱۷۲، دیوان لغات الترک، استانبول، ۱۳۳۸ق.

ضبط کرده، اما در زبان‌های اویغوری، قرقیزی، قزاقی، ازبکی و گویش‌های ترکی سیبری به همان صورت کهن باز مانده‌ است.

[۳] Caferolu، A، ج۱، ص۵۱، Eskiuygur trkçesi szlü، Istanbul، ۱۹۶۸.

[۴] Yudahin، KK، ج۱، ص۱۴۱، Kirgiz szlüü، tr، A Taymas، Ankara، ۱۹۸۸.

[۵] Kazak türkçesi szlüü، trH Oraltay et al، ج۱، ص۵۲، Istanbul، ۱۹۸۴.

[۶] Shnitnikov، BN، ج۱، ص۶۶، Kazakh-English Dictionary، London، ۱۹۶۶.

در زبان‌هایی چون یاقوتی، قبچاقی، عثمانی، جغتایی و ترکی آذربایجانی به شکل «بوغا»،

[۷] ج۲، ۲۹۹، Doerfer، G، Türkisch und mongolische Elemente im Neupersischen، Wiesbaden، ۱۹۶۵.

[۸] استرابادی، محمد مهدی، ج۱، ص۸۸، سنگلاخ، به کوشش روشن خیاوی، تهران، ۱۳۷۴ش.

و بدون تغییر آوایی به زبان مغولی،

[۹] Lessing، FD، ج۱، ص۱۴۲، Mongolian- English Dictionary، Bloomington، ۱۹۸۲.

و به صورت «بوها» به زبان منچوری و «بیکا» به زبان مجاری، و به اشکال دیگر به زبان‌های قفقازی و روسی راه یافته‌است.

[۱۰] ج۲، ۲۹۹، Doerfer، G، Türkisch und mongolische Elemente im Neupersischen، Wiesbaden، ۱۹۶۵.

این واژه در برخی زبانها و گویشهای ایرانی، مثل آسی به صورت «بوغ» (یا بوغا)، کردی به صورت «بوخه»، یغنابی به شکل «بوقا و بوقّا»، و وخی به صورت «بوقا» نیز آمده است.

[۱۱] ج۲، ۲۹۹، Doerfer، G، Türkisch und mongolische Elemente im Neupersischen، Wiesbaden، ۱۹۶۵.

بوقا و ترکیب‌هایی از آن به عنوان نام کسان، بیشتر ترکان و مغولان؛ در مآخذ فارسی و عربی کاربرد فراوان داشته است.

[۱۲] Clauson، G، ج۱، ص۷۵، An Etymological Dictionary of pre-Thirteenth-Century Turkish، Oxford، ۱۹۷۲.

[۱۳] رشیدالدین فضل‌الله، جوامع التواریخ، ج۱، ص۶۸، به کوشش محمدروشن و مصطفی موسوی، تهران، ۱۳۷۳ش.

[۱۴] حافظ ابرو، عبدالله، ج۱، ص۴۹، زبدهالتواریخ، به کوشش کمال حاج‌سیدجوادی، تهران، ۱۳۷۲ش.

[۱۵] حافظ ابرو، عبدالله، زبدهالتواریخ، ج۱، ص۴۷۵، به کوشش کمال حاج‌سیدجوادی، تهران، ۱۳۷۲ش.

نام دو تن ار وزرای ایرانی

دو تن از امرا و وزرای بزرگ در ایران، یکی غز و دیگری مغول به این نام مشهورند:

یکی از سران قبیله اغوز

بوقا، یکی از سران شاخه‌ای از قبیل اغوز (غز) که در حوادث روزگار غزنویان پس از محمود نقش مهمی برعهده داشت. پس از سرکوب سلجوقیان اغوز توسط سلطان محمود غزنوی، گروهی از آنان به داخل ایران، کرمان و از آن‌جا به عراق عجم گریختند. این گروه به اغوزان یا ترکمانان عراقی معروف شدند و بوقا در زمر آنان بود.

[۱۶] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۳۷۹.

[۱۷] Bosworth، CE، ج۱، ص۲۲۴-۲۲۵، The Gaznavids: Their Empire in Afganistan and Eastern Iran، Beirut، ۱۹۷۳.

[۱۸] Kafesolu، I، ج۱، ص۲۰، Sultan Melikaah devrinde büyük Selçklu imparatorluu، Istanbul، ۱۹۵۳.

از زندگی و نسب بوقا اطلاع چندانی دردست نیست. برخی او را فرزند سلجوق دانسته‌اند.

[۱۹] مرعشی، ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و روبان و مازندران، ج۱، ص۲۰۰، به کوشش برنهارد دارن، تهران، ۱۳۶۳ش.

پس از مرگ محمود، مسعود برای چیرگی بر برادرش محمد، بوقا و یارانش را به مدد خواست. بعداً نیز از او در برخی جنگ‌ها یاری گرفت.

[۲۰] بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، ج۱، ص۷۷، به کوشش علی اکبر فیاض، مشهد، ۱۳۵۶ش.

[۲۱] بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، ج۱، ص۳۱۶، به کوشش علی اکبر فیاض، مشهد، ۱۳۵۶ش.

ولی پنهانی قصد کرد تا بوقا و یارانش را فرو گیرد و به پند خواجه احمد بن‌ حسن میمندی وقعی ننهاد.

[۲۲] بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، ج۱، ص۳۶۸، به کوشش علی اکبر فیاض، مشهد، ۱۳۵۶ش.

در این سوء قصد یغمر، بلندپایه‌ترین یار بوقا کشته شد، ولی خود او جان به دربرد و روی به عراق عجم نهاد و همه جا دست به کشتار و غارت زد. در ۴۲۷ق/۱۰۳۶م تاش فراش، سپهسالار مسعود به تعقیب بوقا دست زد، ولی در جنگ از او شکست خورد و غزان ری را گرفته، به باد غارت دادند. ابوسهل حمدوی، والی غزنوی ری به مقابله آمد و غزان را شکست داد و برخی از پیشوایان آنان را اسیر کرد.

[۲۳] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۳۷۹ ۳۸۹.

بوقا به آذربایجان گریخت. در ۴۳۰ق بوقا و برخی از دیگر سرکردگان غز به کمک مجدالدوله دیلمی به همدان تاختند و به قتل عام پرداختند.
علاءالدوله کاکویه از اصفهان لشکر به مقابله برد و بر آنان پیروز شد و جمعی را اسیر کرد

[۲۴] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۳۸۳-۳۸۴.

با این همه، گویا گروه بزرگی از آنان در ری ماندند؛ چه، در ۴۲۳ق که ابراهیم اینال سلجوقی روی به ری نهاد، غزان آن‌جا را رها کردند و گروهی به سرکردگی بوقا روی به دیار بکر نهادند و از آن‌جا به موصل رفته، والی آنجا، قرواش را بیرون راندند، ولی قرواش بازگشت و اغوزان را درهم شکست.

[۲۵] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۳۸۱-۳۸۴.

پس از آن، از بوقا و یارانش اطلاعی در دست نیست.

وزیر فرمانروایی ارغون

بوقا چینگْسانْگ، نام وزیر پرقدرت سال‌های نخستین فرمانروایی ارغون، ایلخان مغول. چینگسانگ در اصل واژ چینیِ دخیل در زبان مغولی است، به معنی وزیر ایالت.

[۲۶] Lessing، FD، ج۱، ص۱۹۰، Mongolian- English Dictionary، Bloomington، ۱۹۸۲.

زندگی‌نامه

بوقا پسر اوگلی پسر هوگولای قورچی از شاخ اوریات قبیله جلایر بود. اوگلی قورچی با دو پسر خردسال خویش، بوقا و آروق همراه هولاکوخان به ایران آمده‌بود. پس از درگذشت او، اَباقاخان (ه‌ م) فرزندان او را نگاه‌داری و تربیت کرد و بوقا را به ملازمت خود برگزید. بوقا نخست تمغاچی

[۲۷] Clauson، G، ج۱، ص۵۰۴، An Etymological Dictionary of pre-Thirteenth-Century Turkish، Oxford، ۱۹۷۲.

بود. وی سپس به خزانه‌داری پوستین، و بعد به خزانه‌داری نارین

[۲۸] Lessing، FD، ج۱، ص۵۶۶، Mongolian- English Dictionary، Bloomington، ۱۹۸۲.

برگزیده شد و هم‌زمان آل تمغا

[۲۹] Clauson، G، ج۱، ص۱۲۰، An Etymological Dictionary of pre-Thirteenth-Century Turkish، Oxford، ۱۹۷۲.

[۳۰] Clauson، G، ج۱، ص۵۰۴، An Etymological Dictionary of pre-Thirteenth-Century Turkish، Oxford، ۱۹۷۲.

را هم به او سپردند.

[۳۱] رشیدالدین فضل‌الله، جوامع التواریخ، ج۱، ص۷۰، به کوشش محمدروشن و مصطفی موسوی، تهران، ۱۳۷۳ش.

[۳۲] رشیدالدین فضل‌الله، جوامع التواریخ، ج۱، ص۱۱۱۰، به کوشش محمدروشن و مصطفی موسوی، تهران، ۱۳۷۳ش.

[۳۳] Bar Hebraeus: Ab’l Farac tarihi، tr R Dorul، ج۱، ص۶۱۴، Ankara، ۱۹۸۷.

بوقا ملازم ارغون

در ۶۸۰ق/۱۲۸۱م و به هنگام درگذشت اباقاخان، بوقا ملازم ارغون بود

[۳۴] رشیدالدین فضل‌الله، جوامع التواریخ، ج۲، ص۱۱۲۴-۱۱۲۵، به کوشش محمدروشن و مصطفی موسوی، تهران، ۱۳۷۳ش.

و در ۶۸۱ق همراه برادرش، آروق در قورولنای آغاز پادشاهی احمد تگودار (همین مقاله)، برادر و جانشین اباقاخان حاضر شد

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.