پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
مقاله حاضر تحقیقی درباره پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint است که میکوشد اعماق اندیشههای مختلف در این زمینه را تحلیل و نقد کند. پس از گذشت چند دهه از آغاز انقلاب فرهنگی، گذر از ظواهر بحث و نفوذ به عمق اندیشههای وحدت، ضرورتی غیرقابل انکار است.
طرح گفتمان پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint، نگرش حضرت امام خمینی (رحمهاللهعلیه) بود؛ در حقیقت چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی به این نتیجه رسیدند که مسأله همراهی و همگامی حوزه و دانشگاه برای رسیدن به افقهایی که بتواند جامعهسازی کند ضروری است.
شعار پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint، که تقریبا عمری برابر با پیروزی انقلاب اسلامی دارد، از جمله شعارهایی است که کموبیش همزمان با پیروزی انقلاب مانند گلی به صورت طبیعی در بوستان انقلاب اسلامی شگفته است.
فهرست مندرجات
۱ – توصیف اجمالی
۲ – ماهیت تعارض میان حوزه و دانشگاه
۲.۱ – برداشت تاریخی
۲.۲ – برداشت معرفتشناسانه
۲.۲.۱ – دیدگاه و تقریرات نظریهپردازان
۲.۳ – نقد برداشت معرفتشناسی
۲.۳.۱ – برداشت ایدئولوژیک
۲.۳.۱.۱ – تفسیر اول
۲.۳.۱.۲ – تفسیر دوم
۳ – سخن پایانی
۴ – پانویس
۵ – منبع
توصیف اجمالی
مساله پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint از مسائلی است که از ابتدای انقلاب اسلامی و حتی پیش از آن به طرق مختلف در کانون توجه صاحبنظران و مصلحان این کشور بوده است. این مدت طولانی بحث و گفتگو، باید جایی برای ابهام در اولین گام، یعنی تشخیص مساله باقی نگذاشته باشد و حتی این انتظار را به وجود آورده است که بسیاری از مسائل عملی مرتبط با این مقوله نیز حل شده باشد.
بدون شک خیزشهای تاریخی این ملت، پیشرفتهایی در زمینه حل مشکل که تحت عنوان «پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint» شناخته میشود، بوجود آورده، و تا حدی نیز به درک صورت مساله کمک کرده است، اما تا رسیدن به فضای مطلوب، هنوز در هر دو جهت فاصله داریم.
میتوان از اساس در این مساله تردید کرد که آیا آنگونه که مشهور و مقبول همگان است (و در این مقاله مبنای بحث قرار گرفته است)، تضاد و تعارضی جدی و وسیع میان حوزه و دانشگاه بوده است یا نه؟ ما در اصل معتقدیم که اگر بر پایه دادههای عینی داوری کنیم پاسخ منفی خواهد بود.
از همان ابتدا علیرغم خواست عدهای، هرگز حوزه و دانشگاه به صورت همهجانبه معارض و متضاد نبودهاند، بلکه همواره نقاط وصل متعددی داشتهاند و حتی بعضی از پیشروان و بنیانگذاران دانشگاه که دارای سوابق حوزوی بودهاند، اینطور نبوده که از یکی بریده و به دیگری پیوسته باشند و هرگز مساله را اینطور نمیدیدهاند.
از این رو، در وضع کنونی پس از پیشرفتهای عمدهای که در این زمینه حاصل شده، مساله هرگز بصورتی که در این مقاله مورد پرسش و بحث قرار گرفته نیست، اما حقیقت این است که فضای حاکم بر روابط این دو نهاد، غالبا متاثر از افراطیترین دیدگاهها در این خصوص بوده است، یعنی کسانی مایل بودهاند با تاسی از غرب و الگوی غربی یک صفبندی قاطع میان این دو ایجاد کنند، و حوزه و دانشگاه را متعلق به دو دنیای کاملا متفاوت بدانند که بقاء و رشد یکی در گرو افول و مرگ دیگری است و بالعکس.
این تصویر در عین اینکه در صورت کاملش ما بازاء واقعی نداشته، اما روند مباحثات و برخوردهای این دو را در کلیت خود جهت داده است. بدین جهت ما نیز در این مقاله از منظر این تصویر انتزاعی یا نوع آرمانی به مساله نگاه کرده و جدایی حوزه و دانشگاه از یکدیگر را مفروض تلقی نمودهایم، و سپس چارهجویی در مورد روند وحدت این دو را سؤال اصلی بحث قرار دادهایم.
ماهیت تعارض میان حوزه و دانشگاه
در همین راستا ابتدا لازم است تا برداشتهای مختلف درباره ماهیت تعارض میان حوزه و دانشگاه مورد بررسی قرار گیرد.
برداشت تاریخی
برداشت محدود و تاریخی نسبت به حوزه و دانشگاه روایتهای مختلفی دارد. در محدودترین برداشتها موضوع در حد دو نهاد آموزشی و تعارض میان آنها تنزل داده میشود. از این دید مشکل اصلی به تفاوت در ساخت و قالب آموزشی برمیگردد، که یکی متعلق به دوران جدید است و دیگری در گذشته ریشه دارد. در پی این بیان کلی بسته به اینکه کدام تفاوتها عمده تلقی شود، مساله صورتهای مختلفی پیدا خواهد کرد، اما در هر صورت بحث اصلی در این دیدگاه این است که بستگی یکی از این دو نهاد به گذشته و کارآمد نبودن در برخورد با مسائل جدید و حل و فصل مشکلات تازه و نو و در کل عدمانطباق آن با دوران جدید از یکطرف، و عدم تناسب آن نهاد دیگر با مسائل فرهنگی بویژه مذهبی، ملی و بومی و تناسب آن با موطن اصلی و نسخه اولیهاش در بیرون از این آب و خاک، بنیاد و پایه مشکلات مربوط به این دو نهاد و تعارض میان آنها را میسازد.
میتوان در تاریخ پیدایش این مشکل، بالاخص در دوران اولیه ورود نهادهای آموزشی جدید به ایران حوادثی را یافت که مبین وجود چنین دیدی نسبت به مساله بوده است. هنگامی که بر سر نوع پوشش، سبک نشستن در کلاس، استفاده یا عدم استفاده از میز و نیمکت و نظیر آن نزاع برپا میشود، مساله دقیقا چنین صورتی به خود میگیرد، دولت آبادی در «حیات یحیی» بعضا بگونهای با مساله برخورد میکند که این تلقی را از مساله منعکس میکند. در سالهای اخیر نیز گاه به نوعی با مساله برخورد میشود که صبغه چنین برداشتی در آن برجستگی دارد. این برداشت محدود، تا حد زیادی مساله را تاریخی میبیند. این روایت اشکالی نمیبیند که نوع برخورد رژیمهای گذشته با این مساله را شماتت و مذمت کند. چرا که وجود رژیم گذشته بخشی از این واقعیت تاریخی است که موجب شده در مقابل تشکیلات آموزشی سنتی و در جهت حذف آنها، تشکیلات و سازمانی جدید بر پایه الگوگیری از غرب بوجود آید.
به بیان دیگر ما علیرغم بیریشه بودن نظام جدید که مانع از آن است که به آسانی پذیرفته شود، به لحاظ عقب ماندگی از کاروان اندیشه بشری باید از نظام آموزشی نوین که همزمینه و هم دستاورد فرهنگ جدید است بهره گیریم، و از طرفی سنتی و تاریخی بودن نظام قدیم هم مانع از آن است که بتوان آن را کاملا کنار نهاد یا دگرگون کرد و حل این مساله مطابق این روایت نیز در گرو دو امر است که اولین و مهمترین آنها احاله مساله به خود تاریخ است. کافی است مساله به گذشت زمان واگذار شود.
همانطوریکه در گذشته واقعیتهای تاریخی پیدایش این مساله را موجب گردید، حوادث بعدی مشکل را حل خواهد کرد. به این معنا الزامات تاریخی موجبات حل و فصل تعارضها و تطابق این دو با یکدیگر را فراهم خواهد کرد. امر دوم نیز تلاش هر دو نهاد در مسیر انطباقیابی است. توصیه اصلی در اینجا بر حذف موارد افتراق و یا الگوگیری از ابعاد مثبت یکدیگر است. اگر مساله بدینصورت دیده شود باید گفت ما به لحاظ تاریخی در موقعیتی قرار داریم که حکم به انتفاع موضوع بکنیم.
واقعیتهای تاریخی به هر دلیلی این دو نهاد را به یکدیگر نزدیک کرده و بطور قطع سخن از حذف یکی از این دو موضوعیت خود را از دست داده است. اکنون بیشتر، مساله تکمیل یکدیگر مطرح است تا چیز دیگری و حتی امروزه ما در کشور شاهد نهادهایی هستیم که شکلی تلفیقی از این دو است و از نقطه نظر روش کار، ترکیبی از خصوصیات خاص آموزشی هر دو را دارد.
از جهتی نیز مساله، از موضوع نزاع یا تعارض میان این دو درآمده و بیشتر مساله خاص و درونی هر یک شده است، به این معنا که حوزه در درون خود مساله را به بحث و چارهجویی گذاشته و در صدد بازسازی آموزشی خود است و دانشگاه نیز تلاش میکند از جهات مختلفی تبدیل به یک نهاد ملی شود و از جهات مختلف پیوندهای خود را با مسائل ملی و بومی مستحکمتر کرده و از پیروی کامل از نسخه غربی اجتناب کند.
لکن میتوان گفت که بعید است مشکل در صورت اولیه خود و در همان مراحل ابتدایی نیز ناظر به چنین مسائلی بوده باشد. بله، بیشک به لحاظ تاریخی نزاعهایی از این دست و بر سر مسائلی از آن قبیل که ذکرش گذشت بوده است، اما ما نباید مسائل مذکور را به همین صورت فهم و معنا کنیم. پیشینه تاریخی این مشکل و نتایج و عواقب آن، گویای امری بیش از اینهاست، و این زمینههای تعارض اولیه را باید بیشتر نشانههایی از اموری عمیقتر بدانیم. طبعا هنگامیکه هنوز عرصههای عمیقتر نزاع و تعارض مشخص نگردیده، به زمینههایی از این دست که قریب و نزدیک به درک و لمس است، کشانده میشود.
برداشت معرفتشناسانه
برداشتی عمیقتر و رائجتر درباره حوزه و دانشگاه، برداشتی معرفتشناسانه است. این برداشت موضوع تعارض را در قلمرو معرفت میداند. به این معنا، آنچه که این دو نهاد یا منتسبین به آن دو را از هم متمایز و جدا میکند، در نوع معارفی است که بدان میپردازند.
دیدگاه و تقریرات نظریهپردازان
این برداشت، زمینه نظریهپردازی وسیعی دارد. بعضاً آنگونه که در متون و نوشتههای فلاسفه، مورخین و جامعهشناسان علم آمده، مشکل در ماهیت متفاوت علایق و مسائل عملی این دو گروه دیده شده است.
یک گروه دارای علایق و مسائل غیرعلمی و بیارتباط با واقعیت جهان عینی است، که نتیجه آن گرفتار آمدن در دام ذهنیات و دور شدن از دغدغهها و مشکلات واقعی و بیعلاقگی نسبت به مسائل عینی و واقعی است، و گروه دیگر مرتبط با جهان عینی و علاقمند به درک فرآیندهای تجربی و ملموس این جهان است که، نتیجه آن جزیینگری و پیوند تنگاتنگ با محسوسات و بیعلاقگی به امور غیرمرتبط با این قلمرو است. از این دیدگاه پیامد تفاوتهای مذکور نه تنها به عدم امکان تفاهم و یافتن زبان مشترک منتهی میشود، بلکه در عمل نیز به هدف گذاریهای متفاوت و دعوتهای معارض میکشد.
اما گروهی دیگر از این دیدگاه، مشکل را در تفاوت یافتهها و معارف مورد توجه یا قبول این دو گروه میبینند، اینجا سخن از یافتهها و معارفی است که یکی به دوران گذشته تعلق دارد و دیگری به دوران جدید مربوط است. از دید اینان «این دو دسته معارف» یکی را واقعیات و عینیات تایید میکند و دیگری راهی بسوی تایید تجربه و جهان واقعی ندارد. بعضا در افراطیترین صور آن چنین گفته میشود که بحث بر سر معارفی است که یکی را تجربه تایید و دیگری را تجربه رد میکند.
از همین منظر چنین گفته میشود که مشکل ناشی از دو دسته دانش است که یکی به کار ما و جهان میآید و مسائل و مشکلات عینی و واقعی ما را حل میکند و بدانها راجع است، و دیگری کاری به اینگونه مسائل ندارد و بلکه حل آنها را پیچیدهتر و مشکلتر میسازد. بطور خلاصه از این دید اخیر نمونه اعلای مساله را، تعارض کلیسا و علم، گالیله و پاپ در آن نزاع تاریخی معروف میسازند.
این بینش تناظری بین حاکمیت کلیسا در قرون وسطی و حاکمیت اسلام در دورههای تاریخی خود بویژه در دوران پس از انقلاب، برقرار میکند و مدعی است فکر دینی امروز باید از تجربه و انتقال اروپا از قرون وسطی به قرون جدید تحصیل کند و از آنجا درس بگیرد.
[۱] زکریا، فواد، مجله المستقبل العربی، مقاله الفلسفه والدین فی المجتمع العربی، شماره ۷۶، سال ۱۹۸۵، ص۱۱۱.
طبیعی است که با چنان تفاوتهایی و چنین تفاسیری، نزاع موجود نزاعی طبیعی و پیامدهای آن، پیامدهایی الزامی تلقی شود.
اما تقریر سوم از مشکل در این روایت، آن است که مشکل را در روشهای متفاوت معرفتی میبیند. میتوان گفت که تقریر اخیر، در واقع، بیان قبلی را عمق میدهد و با قبول آنچه در آن آمده، ریشه مشکل را جستجو میکند. در این مورد معمولا نزاع تاریخی میان روش استقراء و قیاس، روش تجربی و روش عقلی، منطق جدید و منطق قدیم، پایه مباحثات و نظریهپردازیها را میسازد، به علاوه اینکه باید از همان آغاز، از تلاش برای دستیابی به هرگونه پاسخ نسبت به پرسشهای نهایی و مطلق پرهیز کنیم مقولههای دیگری نیز در کنار این مباحث پایهای طرح میشود.
تعلق خاطر به عینیت در مقابل وابستگی به تعلقات ارزشی و ایدئولوژیک، آزاد منشی در مقابل جزمیت، نامحدود بودن فرآیند جستجو و تحقیق، در مقابل پذیرش حدود، و عدم قبول هیچ گونه دید مطلقی نسبت به تحقیق در مقابل پذیرش مطلقهای متعدد، از جمله ویژگیهای روش شناختی متضادیاند که مشخصه روشهای مورد قبول این دو گروه شناخته میشود. محمد ارغون حتی در فهم متون دینی نیز به ضرورت بررسی آن از طریق روش تجربی معتقد است و به تعبیر او باید آزاد از تنش فرضهای کهنه شده، به فهم متون دینی پرداخت.
جابری
[۲] عابدالجباری، محمد، کتاب تکوین عقل عربی، ص۱۰۵.
در کتاب تکوین عقل عربی نیز در مقام هجوم به روش اصولیان همین دیدگاه را مطرح میسازد. در این دیدگاه اصولا ما دو شیوه تحقیق متفاوت داریم، شیوه دینی (حوزوی) و شیوه علمی، شیوه دینی یا حوزوی بر ایمان، به عنوان یک نقطه شروع و اساس متکی است چنانکه بر خطابه و اسلوب جدل خطابی به عنوان یک اساس تکیه میکند، و بر این اساس بیشتر بر تخیل تکیه میکند تا استدلال و عقل، و هدفش بیشتر برانگیختن عواطف و جذب وجدانهاست، قبل از آنکه هدف، روشنگری عقلانی باشد. ولی شیوه علمی بر سؤال و تحقیق و روشنگری نسبتبه همه امور حتی ایمان و دین استوار است، و در این روش باید معارف دینی را نیز این چنین بررسی کرد، چرا که با روش اصولی نمیتوان به فهم صحیح آن نائل آمد.
[۳] محمدحامد جابری و دیگران، دروس فلسفه، ص۳۶.
تفاوتهای روشی پیامدهای عمیقی از جهت روابط میان این دو گروه یا دو نهاد آموزشی دارد. این تفاوتها نه تنها به تفاوت در علوم و دانشها منتهی میشود، بلکه هر گونه هم سخنی و همزبانی را نیز ناممکن میسازد. تا زمانی که روشها واحدست و اختلاف دریافتههاست، مبنایی برای حل و فصل این اختلافات وجود دارد، اما در حالت عکس چگونه میتوان به داوری در مورد اختلافات نشست، در حالی که معیار و ملاک واحدی وجود ندارد. اگر از منظر قسم دوم تفاوتهای روش شناختی که سطحی بالاتر از منطق تحقیق را در بر میگیرد به قضیه نگاه کنیم نیز، با وضع مشابهی روبرو خواهیم بود.
در آنجایی که این خصایص یعنی ویژگیهایی نظیر جزمیت و عدمجزمیت، و یا مطلقپذیری و عدم مطلقپذیری به عنوان پیش شرطها یا حدود تحقیق و بحث، پیامدهای کاملا متفاوتی برای تحقیق علمی خواهد داشت، از این دید در تعارض آفرینی و یا وحدت آفرینی نتایج یکسانی با تفاوتهای قبلی دارد. برای کسانی که بر روی این تفاوتها دست میگذارند، اینها مبین قواعد کاملا متفاوتی هستند که امکان نمیدهد معتقدین بدان در یک روند واحد جمع شوند.
نقد برداشت معرفتشناسی
اگر در کل، وجود تمایزها را بپذیریم و بر سر واقعیت آنها مناقشه نکنیم که جای مناقشه جدی دارد نگاه معرفتشناسانه به مشکل مسائل متعددی میآفریند. اگر تفاوت یا تفاوتهایی در هر یک از این سطوح آنگونه که این رویکرد تصور میکند، منشاء تعارض و جدایی باشد، به لحاظ تاریخی پاسخی برای وحدت علوم و علماء در حوزههای مختلف تمدن در گذشته و حال، و از جمله در تمدن اسلامی پیش از دوران جدید، نخواهیم داشت. ماهیت عرصههای مختلف علمی مقتضی تفاوت در جهتگیری، مسائل، روشها و یافتههاست، و با این دید اصولا هیچ دو علم یا دو گروه از عالمان مربوط به آن دو، نمیبایستی بتوانند با یکدیگر همسخنی، تفاهم و همکاری داشته باشند، همچنین بر اساس این دیدگاه هرگز نباید تمدنهای مختلف با عرصههای فکری متفاوتشان در کنار یکدیگر قرار گیرند و به داد و ستد بپردازند، حال آنکه واقعیت، غیر از این است.
همچنین اگر مساله را بدین صورت ببینیم باید گفت که نباید توقع حل مشکل و تحقق پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint را داشت، در واقع این توقعی غیرمنطقی و تناقضآمیز است. مبنایی نیز برای حل مشکل نیست، زیرا بر فرض قبول تفاوتها که در کل، تحت هیچ شرایطی منطقا و عقلا از آن چارهای نیست، هیچ دلیلی وجود ندارد که یکی از طرفهای مساله را در زمینههای خاص، مثلا روش، بر طرف دیگر ترجیح دهیم، و بگوییم که ویژگیهای روشی حوزه یا ویژگیهای روشی دانشگاه را مبنای کار و یا مباحثه قرار دهیم.
به علاوه، اصولا چنین طلب و درخواستی بیمعنا و مخالف اقتضائات زندگی عملی انسان، جهان و خود علم است. بله، میتوان گفت که در واقع عامل تعارض، بعضی بد فهمیها و سوء برداشتهایی است که در زمینههای یاد شده میان این دو گروه وجود داشته است. از آنجایی که زمینه پیدایش این بد فهمیها و سوء برداشتها را ورود علوم جدید با پیشینه خاص آن در غرب بوجود آورده است، این بیان موجه است، چون این معارضهها نهایتا ریشه در آن پیشینه و سابقه تاریخی دارد و بطور طبیعی انتقال آن علوم بدینصورت در کشور ما نمیتوانسته نتایج این چنینی نداشته باشد.
در نتیجه این سؤال باقی میماند که چرا با رفع این سوء تعبیرها و بدفهمیها همچنان ما در زمینه روابط میان این دو گروه یا دو نهاد علمی مواجه با مشکل هستیم؟ قاعدتا هنگامی که خود غربیها در جریان بررسیهای علمی و فلسفی بدینجا رسیدهاند که برداشتهای اولیه اینان در بسیاری از این زمینهها -مثلا روش- برداشتهایی سطحی و عجولانه بوده است، نمیباید مشکلات ما در این خصوص همچنان پایدار باقی مانده باشند.
به علاوه، جامعه علمی و روشنفکری ما نیز به این درک رسیدهاند که اصولا از ابتداء و بدون این تجدیدنظرها نیز آنچه بیان میشده، در مورد حوزه اسلامی مصداق نداشته است. نکته دیگری که بیش از پیش صحت این رویکرد را زیر سؤال میبرد، باز تولید مداوم رابطه نادرست گذشته از طریق سلوک معمول این دو نهاد است. ما با این معضله مواجه هستیم که هر از گاهی تعبیرات جدیدی در مورد ماهیت اختلاف و راه حلهای آن مطرح میشود، که در معنای دقیق چیزی جز تلاش برای تداوم اختلاف نیست.
اگر به مساله از دید تاریخی نگاه کنیم در کل میتوانیم چنین روندی را تشخیص دهیم. زمانی بود که کلا ارزشمندی و فایده معارف دینی انکار میشد، و زمانی بر روشهای آن اشکال وارد میآمد، و حال چنین گفته میشود که تقید حوزه به مطلقها و تعیین حد و مرز برای فرآیند معرفتیابی و مباحثه، مانعی بر سر پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint و تفاهم و مباحثه این دو است، چنین به نظر میرسد که این رویکرد یک گام دیگر تا رسیدن به منتهای مسیر جدایی فاصله ندارد.
در واقع هماکنون نیز در پرتو فرو ریختن موانع ذهنی و اجتماعی، و عریان شدن مقاصد و اغراض واقعی و تغییر موقعیت اجتماعی تاریخی که محصول و پیآمد چالش انقلاب اسلامی در صحنه کشور بوده است، بسیاری، حتی فراتر از این گام آخر، در حال طی طریقاند. اکنون به روشنی چنین گفته میشود که مشکل در تعلق خاطر به ارزشهای خاص و باورهایی با محتوای دینی است و این از عجایب تاریخ است که آنچه را در بدو آن معارضه تاریخی از جانب اهل دیانت میشنیدیم، که وارد کنندگان افکار و دستآوردهای جدید غرب را متهم به بیدینی میکردند، اکنون در عینیت مشاهده میکنیم.
برداشت ایدئولوژیک
از میان پاسخهای محتمل به مساله پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint، که در جامعه نیز مورد بحث قرار گرفته است به نظر میرسد که بهترین پاسخ، نگرش از منظر ایدئولوژیک است. با وجود اینکه از نظر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 