پاورپوینت کامل نکاح عرفانی ابن عربی ۷۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نکاح عرفانی ابن عربی ۷۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نکاح عرفانی ابن عربی ۷۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نکاح عرفانی ابن عربی ۷۲ اسلاید در PowerPoint :
نکاح عرفانی ابنعربی
در نظام جهان شناسی عرفانی ابن عربی، میتوان به مقوله مهم «نکاح» اشاره کرد.
این مقوله نیز از دیدگاه ابن عربی از اهمیتی ویژه برخوردار است، چنانکه وی نوشتهای مستقل با عنوان کتاب النکاح الاول داشته که گویا از میان رفته است، ولی خود وی در نوشتههای دیگرش بدان اشاره میکند.
[۱] ابن عربی، محمد، ج۱، ص۱۳۹، الفتوحات المکیه، بولاق، ۱۲۹۳ق.
[۲] ابن عربی، محمد، ج۲، ص۶۸۹، الفتوحات المکیه، بولاق، ۱۲۹۳ق.
[۳] ابن عربی، محمد، «التدبیرات الالهیه»، «عقله المستوفز»، همراه انشاء الدوائر، ص۴۶.
فهرست مندرجات
۱ – علم توالد
۲ – اقسام
۲.۱ – نکاح حسی
۲.۲ – نکاح معنوی
۲.۳ – نکاح در علم الهی
۳ – پدران فرازین و مادران فرودین
۴ – لوح و قلم
۵ – طبیعت
۶ – معانی و اجسام
۷ – سلسله نزولی پیدایش زمینیان
۸ – جهان
۸.۱ – وجه تسمه عالَم
۸.۲ – حقیقت جهان
۸.۳ – ترتیب و نظم
۸.۴ – بهترین جهان
۹ – زمان و مکان و دهر
۹.۱ – لواحق اجسام
۹.۲ – بیان دیگر
۹.۳ – مدلول واژه زمان
۹.۴ – دهر
۱۰ – مقالات مرتبط
۱۱ – فهرست منابع
۱۲ – پانویس
۱۳ – منبع
علم توالد
ابن عربی بر پایه این نظریه شعارگونه که «نکاح در همه چیزها، اصل است و احاطه و فضل و تقدم دارد»،
[۴] ابن عربی، محمد، ج۲، ص۱۶۷، الفتوحات المکیه، بولاق، ۱۲۹۳ق.
به تحلیل و توضیح این مقوله میپردازد. و آن را علم توالد و تناسل مینامد که از علوم اکوان و اصل آن از علم الهی است.
اقسام
ابن عربی، نکاح را به ۳ گونه تقسیم میکند: حسی، معنوی و الهی، و سپس نمونههایی از آن را در جهان حس، جهان طبیعت، در معانی روحانی و علم الهی، میآورد.
نکاح حسی
در جهان حس، روشن است که هر شخصی که بنا باشد از دو تن دیگر پدید آید، آن دو تن باید در شرایط و به نحوی ویژه به هم بپیوندند و آن سومی که پدید میآید، فرزند و آن دو تن پدر و مادر نامیده میشوند و با هم گردآمدن آن دو تن را «نکاح» و «سفاح» مینامند.
نکاح معنوی
این امر در مورد هر حیوانی صادق است، اما در پهنه معانی نیز، حکم نکاح صدق میکند.
ابن عربی در این باره قیاس منطقی را نمونه میآورد و به گونهای بسیار توجهانگیز، به تحلیل آن میپردازد که نمونهای از نظریه شناخت اوست: اگر بخواهیم بدانیم که هستی جهان از سببی است یا نه، نخست دو مفرد را یا آنچه در حکم دو مفرد است، مقدمه قرار میدهیم و آنگاه یکی از دو مفرد را موضوع و مبتدا مینهیم و مفرد دیگر را، از راه اِخبار، بر آن حمل میکنیم و میگوییم: هر حادثی دارای سببی است.
از این دو مفرد، صورت مرکبی پدید میآید، همانگونه که صورت «انسان» از حیوانیت و نطق پدید میآید و میگوییم: حیوان ناطق، اما ترکیب دو مفرد، از راه حمل یکی بر دیگری، چیزی را نتیجه نمیدهد.
سپس مقدمه دیگری میجوییم و در آن نیز همان کار را میکنیم که در مقدمه نخست کردهایم.
در این میان، ناگزیر یکی از دو مفرد باید در هر دو مقدمه، بیاید، چنانکه در صورت ترکیب ۴ است و در معنا ۳ است.
اکنون، در این مسأله نیز، در مقدمه دوم میگوییم: جهان حادث است.
این «حادث» که در این مقدمه محمول است، در مقدمه نخست موضوع بوده است، در حالی که «سبب» بر آن حمل شده بود و بدینسان «حادث» در هر دو مقدمه تکرار شده است و آن رابطِ میانِ آن دو است.
چون آن دو به هم پیوستند، این پیوستن را «وجه دلیل» و اجتماع آن دو را، دلیل و برهان مینامیم و ناگزیر نتیجه آن میشود که حدوث جهان دارای سببی است.
بدینسان روشن میشود که نتیجه از توالج دو مقدمه، به دست میآید که آن دو مانند پدر و مادر در پهنه حِسّند و آن دو مقدمه، مرکب از ۳ چیزند یا آنچه در حکم ۳ چیز است و مجموع دارای معنای واحد است.
[۵] ابن عربی، محمد، ج۱، ص۱۷۰-۱۷۱، الفتوحات المکیه، بولاق، ۱۲۹۳ق.
نکاح در علم الهی
اما در باره نکاح و توالج، در زمینه علم الهی، ابن عربی چنین استدلال میکند: از ذات حق، از لحاظ ذات که چیز دیگری بر آن منسوب نشود، اصلاً چیزی پدید نمیآید.
آن چیز دیگر این است که به آن ذات، نسبت داده شود که قادر بر ایجاد است یا اینکه علت بودن، بر آن ذات نسبت داده شود.
با نسبت قادر بودن به خدا، یک سومی لازم میآید که همانا اراده ایجادِ این عین است که به وجود آمدن آن مقصود است.
بدینسان، پیدایش جهان در علم الهی، از ۳ حقیقت معقول بوده است و این امر در زایش موجودات، از یکدیگر، سرایت کرده است، چون اصل بر این صورت بوده است.
[۶] ابن عربی، محمد، ج۱، ص۱۷۱، الفتوحات المکیه، بولاق، ۱۲۹۳ق.
پدران فرازین و مادران فرودین
ابن عربی، در مبحث مربوط به شناختِ «الاباء العلویات» (پدران فرازین) و «الامهات السفلیات» (مادران فرودین) میگوید که چون مقصود از آفرینش این جهان، انسان بوده که امام این جهان است، باید به مسأله پدران فرازین و مادران فرودین پرداخت.
وی آنگاه مقوله نکاح را نیز به میان میآورد و پس از اشاره به این نکته که هر «مؤثری»، پدر است و هر «تأثیر پذیرفتهای»، مادر، بار دیگر به نکاح دو مقدمه در قیاس منطقی اشاره میکند که در آن یکی، به وسیله مفرد واحدی که در هر دو تکرار میشود و رابط است، با دیگری نکاح میکند و نتیجهای که از آن دو به دست میآید، همان مطلوب است.
آنگاه در پیوند با «پدران فرازین» و «مادران فرودین» میگوید که همه ارواح پدرانند و طبیعت مادر است، چون محل استحالات است.
آن ارواح، به این ارکان، یعنی عناصر پذیرای دگرگونی و استحاله، توجه میکنند و در آنها زاییدهها، یعنی معادن، گیاه، حیوان، جن و انس، پدید میآیند.
در جهان طبیعت، ۴ عنصر یافت میشوند که از راه نکاح جهان فرازین با این ۴ عنصر، خدا آنچه را در آنها زاییده میشود، به وجود میآورد.
نخستین از پدران فرازین معلوم است، اما نخستین از مادران فرودین شیئیتِ معدومِ ممکن است، و نخستین نکاح، قصد از سوی خدا به امر، و نخستین فرزند، وجودِ عینِ آن شیئیت، بوده است و آن پدری است که ساری است و این شیئیتِ معدومِ ممکن، مادری است که مادریش ساری است و آن نکاح ساری و جاری در همه چیز است و نتیجه در حق هر عینِ پدیدار شدهای، همیشگی است و گسسته نمیشود.
آنگاه ابن عربی این جریان را «نکاح ساری در همه نسلها» مینامد و مقوله نکاح را در پیوند با نخستین مراحل آفرینش و نخستین آفریدگان، تحلیل میکند و اتصال نخستین پدران و مادران – فرازین و فرودین – را از راه نکاح معنوی و حسی، توضیح میدهد و میگوید که عقل اول، نخستین مبدَعی بود که آفریده شد و همان قلمِ اَعلی است و جز آن محدَث دیگری نبود.
این چیزی «تأثیر پذیرفته» بود، زیرا خدا با انبعاثِ «لوح محفوظ» از آن، مانند انبعاث حوا از آدم در جهان اجرام، عمل کرد و لوح محفوظ محلی بود برای آنچه قلم اعلی در آن مینویسد.
لوح و قلم
لوح محفوظ، نخستین موجود انبعاثی بود.
در شرع آمده است: نخستین چیزی که خدا آفرید، قلم بود، سپس لوح را آفرید و به قلم گفت: بنویس.
قلم گفت: چه بنویسم؟ خدا گفت: من املاء میکنم و تو بنویس.
پس قلم آنچه حق به او املاء کرد، نوشت و آن آگاهی او به خلقی بود که تا روز رستاخیز خواهد آفرید.
بدینسان، میان قلم و لوح، نکاح معنوی معقول و اثر حسی مشهودی بود و آنچه از قلم در «لوح» سپرده شد، مانند آب جهندهای بود که در زهدان مادینه میرود.
[۷] ابن عربی، محمد، ج۱، ص۱۳۸-۱۳۹، الفتوحات المکیه، بولاق، ۱۲۹۳ق.
طبیعت
از سوی دیگر، ابن عربی نکته بسیار توجهانگیزی را در پیوند با نظریه خود درباره عناصر چهارگانه، مطرح میکند و به اختلاف عقاید در این باره که کدام یک از عناصر، در خودش «اصل» است، میپردازد.
این امر نظریات نخستین فیلسوفان یونان باستان درباره «اصل نخستین اشیاء» را به یاد میآورد.
ابن عربی میگوید: گروهی برآنند که اصل، عنصر آتش است (نظریه هراکلیتوس، ۵۴۴ – ۴۷۸ ق م) و آنچه از آن غلیط و فشرده شده، هوا گردیده و آنچه از هوا غلیط و فشرده شده، آب شده است و آنچه از آب فشرده و غلیط شده، خاک گردیده است؛ گروهی دیگر، هوا را «اصل» میدانند (نظریه آناکسیمنس، ۵۸۵ – ۵۲۸ قم) که آنچه از آن رقیق شده، آتش گردیده و آنچه از آن فشرده و غلیظ گردیده، آب شده است؛ گروهی نیز عنصر آب را «اصل» میشمرند (نظریه طالس، ۶۲۴ -۵۴۶ قم)؛ گروهی هم عنصر «خاک» را «اصل» میدانند؛ سرانجام گروهی نیز «چیزی پنجم» را اصل میدانستهاند.
آنگاه ابن عربی، اعتقاد به «اصل پنجم» را درست میداند و آن را «طبیعت» مینامد.
شاید منظور او از اصل پنجم، نظریه آناکسیماندروس باشد که «اصل نخستین» را «طبیعتی نامحدود» میدانسته است
[۸] ابن عربی، محمد، ج۱، ص۱۳۸-۱۳۹، الفتوحات المکیه، بولاق، ۱۲۹۳ق.
(برای نظریات نامبرده در بالا، به این منبع رجوع کنید
[۹] شرف، شرف الدین خراسانی، نخستین فیلسوفان یونان، تهران، ۱۳۵۷ش.
).
ابن عربی طبیعت را معقولِ یگانهای میانگارد که عنصر آتش و همه عناصر دیگر از آن پدید آمدهاند.
در این میان، نکته توجهانگیز این است که ابن عربی «آب» را نخستین عنصر پدید آمده میداند و میگوید: اصل عناصر نزد ما، آب است و سپس پیدایش خاک، هوا و آتش را از آب میشمارد و از این رهگذر به نظریه طالس نزدیک میشود، چنانکه میگوید: بعضی از صاحبان نظر با او در این باره موافقند.
[۱۰] ابن عربی، محمد، ج۲، ص۶۷۷، الفتوحات المکیه، بولاق، ۱۲۹۳ق.
معانی و اجسام
نظریه توجهانگیز دیگری که ابن عربی در پیوند با مقوله نکاح، مطرح میکند، چنین است که معانی با اجسام به نکاحی غیبی و معنوی، زناشویی میکنند و از میان آنها، احکام معانی و اجسام، زاییده میشوند.
از آن نکاح همه صورتهای پدیدار شده در هباء به وجود آمدهاند.
هباء برای آن معانی، مانند زن است و صورتها برای آنها مانند شوهر است و از این رو، اعیان آن دو به وجود میآیند.
این از شگرفترین رازهاست که فرزند عین پدر و مادر باشد و پدر و مادر عین فرزند باشند. چنین امری، جز در چنین نکاحی، یافت نمیشود.
[۱۱] ابن عربی، محمد، ج۲، ص۶۵۶، الفتوحات المکیه، بولاق، ۱۲۹۳ق.
سلسله نزولی پیدایش زمینیان
ابن عربی در باره سلسله نز
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 