پاورپوینت کامل مشترکات قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مشترکات قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مشترکات قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مشترکات قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

پاورپوینت کامل مشترکات قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint

قرآن، کتاب هدایت و روشنگری است و نهج‌البلاغه نیز تالی تلو قرآن کریم می‌باشد. محتوای این گوهر گران‌بها، همواره به دنبال یک هدف مشترک می‌باشند.

فهرست مندرجات

۱ – پاورپوینت کامل مشترکات قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint و نهج البلاغه
۲ – حمد و ستایش خداوند
۲.۱ – دیدگاه علمای بیان
۲.۲ – دیدگاه شیخ طوسی
۲.۳ – دیدگاه ملا عبدالله
۲.۴ – کاربرد حمد در قرآن و نهج البلاغه
۲.۴.۱ – هنگام بیان نعمت
۲.۴.۲ – هنگام ذکر صفات الهی
۲.۴.۳ – هنگام تذکر نعمت
۲.۵ – هنگام دفع بلا
۲.۶ – در اوقات مخصوص
۲.۷ – در همه اوقات
۳ – اسلام دین پسندیده خدا
۳.۱ – توضیح مطلب
۳.۱.۱ – مراد از دین
۳.۱.۲ – مراد از اسلام
۴ – بعثت پیامبر در زمان فترت
۴.۱ – توضیح مطلب
۵ – قرائت قرآن با ترتیل
۵.۱ – توضیح مطلب
۶ – بیهوده نبودن آفرینش انسان
۷ – شکر نعمت و افزایش نعمت
۸ – مقدر بودن روزی مخلوقات
۸.۱ – توضیح مطلب
۸.۲ – علت اختلاف در قرآن
۸.۳ – علت اختلاف در نهج‌البلاغه
۹ – حساب هر سیئه و حسنه
۱۰ – شرک گناهی نابخشودنی
۱۱ – ترغیب و تشویق به دعا
۱۲ – عاقبت کردار انسان
۱۳ – متاع دنیا و ذخیره آخرت
۱۴ – ترک کم‌فروشی
۱۵ – جهل انسان در بسیاری از مسائل
۱۶ – جمع دنیا و آخرت برای انسان
۱۷ – مسلم بودن امتحان خداوند
۱۸ – اتمام حجت با ارسال رسل
۱۹ – حسرت در قیامت
۲۰ – پاسخ نیکی با نیکی بهتر
۲۱ – قطع نعمت از بندگان بد
۲۲ – خوف و رجا
۲۳ – صدقه دادن در تنگ‌دستی
۲۴ – رابطه انسان با اعمالش
۲۴.۱ – توضیح مطلب
۲۵ – فراوانی نعمت‌های خداوند
۲۶ – عدم سخت‌گیری خداوند بر انسان
۲۷ – پندپذیری خردمندان
۲۸ – غفلت انسان هنگام مرگ
۲۹ – سود نداشتن فرار از جهاد
۳۰ – میانه‌روی در خرج کردن
۳۱ – گفتار انسان دال بر ضمیر وی
۳۲ – پذیرش سرزنش در راه خدا
۳۳ – بطلان احسان با منت گذاشتن
۳۴ – دلیل زنده شدن پس از مرگ
۳۴.۱ – توضیح مطلب
۳۵ – یاری خدا و دوری از گناه
۳۶ – نهی از شرک
۳۷ – پانویس
۳۸ – منبع

پاورپوینت کامل مشترکات قرآن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint و نهج البلاغه

مطالب و موضوعاتی که در قرآن و نهج البلاغه به طور مساوی و با یک مضمون بیان شده است عبارتند از:

حمد و ستایش خداوند

قرآن مجید و نهج البلاغه‌ شریف، بعد از تسمیه با کلمه «الحمدلله» آغاز می‌شوند که عین این کلمه بیست و دو مورد در قرآن و سی و یک مورد در نهج‌البلاغه آورده شده است؛ به علاوه ترکیب‌های دیگری که مفید این معنی باشد، بیش‌تر از این مقدار است تا دستوری باشد برای مردم که در ابتدای خطابه خود، منعم و رازق خویش را ستایش کنند و متذکر عظمت و جلال او در ضمن صفاتی که بعد از این کلمه بیان می‌شود، بشوند؛ چنان‌که علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتاحاً لِذِکْرِهِ»؛

[۱] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۱۴۷، خطبه ۱۵۶.

یعنی سپاس سزاوار خداوندی است که سپاس‌گزاری را کلیدی جهت یادآوری خود قرار داد.

دیدگاه علمای بیان

و چون علمای بیان، الف و لام کلمه «الحمدلله» را استغراقیه و لام جر را مفید اختصاص دانسته‌اند، معنی این کلمه این است: «به طور کلی هرگونه ستایش مختص خداوند است».

دیدگاه شیخ طوسی

از بیان شیخ طوسی در تفسیر تبیان پیرامون آیات اول سوره انعام استفاده می‌شود که صفاتی که بعد از کلمه الحمدلله ذکر می‌گردد، علت امر به تحمید بندگان و مانند «دعوی الشییء ببینه و برهان» است. شیخ جلیل بعد از ذکر آیه « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ»

[۲] انعام/سوره۶، آیه۱.

می‌گوید: «اخبر الله تعالی فی هذه الآیه ان المستحق للحمد من خلق السموات و الارض»؛

[۳] طوسی، ابی‌جعفر، محمد بن حسن (شیخ طوسی)، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۷۶، چاپ مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۹ ق.

یعنی خداوند متعال در این آیه خبر می‌دهد که سزاوار ستایش کسی است که آسمان‌ها و زمین را آفریده و تاریکی‌ها و نور را قرار داده است.

دیدگاه ملا عبدالله

و ملا عبدالله مؤلف حاشیه معروف در منطق نیز به این معنی تصریح کرده و آن را از لطایف کلام شمرده است و نیز در علم معانی و بیان خلاصه این مطلب را به این عبارت بیان می‌کند: «تعلیق الحکم الوصف یشعر بعلیه مأخذ الاشتقاق.» بنابراین می‌توان گفت معنی آیه « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنا عَلی کَثِیرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِینَ»

[۴] نمل/سوره۲۷، آیه۱۵.

این است که چون خداوند ما را بر بسیاری از بندگان با ایمانش برتری داد، سزاوار است که او را ستایش کنیم. معنی آیه شریفه « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلی عَبْدِهِ الْکِتابَ»،

[۵] کهف/سوره۱۸، آیه۱.

این است که چون خداوند قرآن را بر بنده‌اش محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرو فرستاد، سزاوار ستایش است. هم‌چنین در جمله نهج البلاغه «اَلْحَمْدٌلِلَّهِ النّاشِرِ فِی الْخَلْقِ فَضْلَهُ وَ الْباسِطِ فیهِمْ بِالْجُودِ یَدَهُ»،

[۶] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۸۸، خطبه ۱۰۰.

معنی این است که چون خداوند احسانش را بر مردم پراکنده و همه را مشمول بخشش خود قرار داده است، سزاوار ستایش است.

کاربرد حمد در قرآن و نهج البلاغه

به طوری که در قرآن و نهج‌البلاغه تفحص و استقصا نمودیم، حمد و ستایش الهی در شش مورد آورده شده است:

هنگام بیان نعمت

در موقع بیان نعمتی از نعم الهی؛ مانند سه مثال سابق.

هنگام ذکر صفات الهی

هنگام ذکر صفات الهی؛ مانند آیه‌ای که از شیخ طوسی در تفسیر تبیان بیان شد.

هنگام تذکر نعمت

زمان تذکر نعمت و احسانی که از جانب خداوند به انسان ارزانی شده است؛ مانند: آیه «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ إِسْماعِیلَ».

[۷] ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۹.

هنگام دفع بلا

هنگامی که بلا و مصیبتی از انسان دفع شود؛ مانند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحُزْنَ؛

[۸] فاطر/سوره۳۵، آیه۳۴.

سپاس خدایی را سزاست که اندوه را از ما برد».

در اوقات مخصوص

در اوقات مخصوصی از شبانه‌روز؛ مانند آیه:
«وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ».

[۹] ق/سوره۵۰، آیه۳۹.

در همه اوقات

ستایش در همه اوقات به صورت صنعت تأبید؛ مانند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ کُلَّما وَقَبَ لَیْلٌ وَ غَسَقَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کُلَّما لاحَ نَجْمٌ و خَفَقَ»؛

[۱۰] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۴۱، خطبه ۴۸.

سپاس خداوندی را سزاست تا هر زمان که شب فرا رسد و تاریکی فراگیر شود و هرگاه که ستاره هویدا و پنهان گردد.

اسلام دین پسندیده خدا

دین پسندیده خدا، اسلام است:
«إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ؛

[۱۱] آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹.

همانا دین نزد خدا، اسلام است».
«وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرِینَ؛

[۱۲] آل‌عمران/سوره۳، آیه۸۵.

کسی که غیر از اسلام دینی را بجوید، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیان‌کاران است».
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً؛

[۱۳] مائده/سوره۵، آیه۳.

امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را دین شما انتخاب کردم».
«ثُمَّ اِنَّ هذَا الْاِسْلامَ دینُ اللِه الَّذِی اِصْطَفاهُ لِنَفْسِهِ وِ أِصْطَنَعَهُ عَلی عَیْنِهِ؛

[۱۴] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۲۱۱، خطبه ۱۸۹.

این اسلام، دین خداست و آن را برای خود برگزیده و به نظر عنایت خویش پرورده است».
«فَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْاِسْلامِ دیناً تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ وَ تَعْظُمْ کَبْوَتُهُ وَ یَکُنْ مَا بُهُ اِلَی اَلْحُزْنِ الطَّویلِ وَ الْعَذابِ الْوَبیلِ؛

[۱۵] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۱۵۲، خطبه ۱۶۰.

کسی که غیر از اسلام دینی جوید، بدبختی و تیره، روزیش ثابت می‌گردد و رشته او گسیخته می‌شود و بر او سخت می‌افتد و بازگشت او به اندوه بسیار و عذاب دردناک است».

توضیح مطلب

اکنون واژه دین و اسلام بررسی می‌شود:

مراد از دین

دین در لغت به معنی جزا و پاداش است؛ مانند آیاتی که کلمه دین در آنها مضاف الیه یوم گشته است؛ چون «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»؛

[۱۶] فاتحه/سوره۱، آیه۱.

به معنی اطاعت و انقیاد است؛ مانند آیه «ما کانَ لِیَأْخُذَ أَخاهُ فِی دِینِ الْمَلِکِ»؛

[۱۷] یوسف/سوره۱۲، آیه۳۶.

ولی اکنون که می‌گوییم دین، به معنی قوانین و مقررات خاصی است که از جانب خداوند توسط یکی از پیغمبران برای سعادت بشر نازل گشته است؛ چنان‌که در آیه شریفه «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ»،

[۱۸] فتح/سوره۴۸، آیه۲۸.

در این معنی به کار رفته است.

مراد از اسلام

اما اسلام به معنی دخول در سلامت است؛ زیرا شخص به برکت اسلام، عقاید و حیثبات خود را در دنیا و آخرت در حصار محکم و استوار الهی از گزند و شرور، سالم نگه می‌دارد؛ یا به معنی تسلیم و انقیاد است و این معنی از آیات بسیاری استیناس (انس گرفتن، مأنوس شدن) می‌شود؛ مانند:
«فَإِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الُْمخْبِتِینَ؛

[۱۹] حج/سوره۲۲، آیه۳۴.

خدایتان خدای یگانه است، مطیع او شوید و فروتنان را مژده بده.»
و به ملاحظه همین معنی، قرآن مجید، شریعت‌های گذشته را اسلام نام نهاده است؛ مانند:
«إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِینَ وَ وَصَّی بِها إِبْراهِیمُ بَنِیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بُنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؛

[۲۰] بقره/سوره۲، آیه۱۳۱.

زمانی که پروردگار ابراهیم به او گفت: اسلام آور. گفت: به پروردگار جهانیان اسلام آوردم و ابراهیم همین طریقه را به پسران خویش و یعقوب سفارش کرد. ای فرزندان من! خدا این دین را برای شما برگزید، نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید».

بعثت پیامبر در زمان فترت

پیغمبر اسلام در زمان فترت مبعوث شد:
«یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلی فَتْرَهٍ مِنَ الرُّسُلِ؛

[۲۱] مائده/سوره۵، آیه۱۹.

ای اهل کتاب فرستاده ما در دوران فترت پیغمبران، به سوی شما آمد که حق را برای شما روشن کند».
«اَرْسَلَهُ عَلی حینِ فَتْرَهٍ مِنَ الرُّسُلِ وِ طُولِ هَجْعَهٍ مِنَ الْاُمَمِ؛

[۲۲] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۷۰، خطبه ۸۸.

[۲۳] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۱۴۸، خطبه ۱۵۸.

خداوند پیغمبرش را در زمان فترت رسولان و خواب طولانی امت‌ها فرستاد».

توضیح مطلب

«فترت» در لغت به معنی انقطاع و سستی در کار است و در آیه شریفه به اتفاق جمیع مفسرین مراد انقطاع وحی و فاصله‌ای است که بین آمدن پیغمبران حاصل می‌شود و در اینجا مقصود فاصله‌ای است که بین حضرت عیسی و پیغمبر خاتم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رخ داد که حدود ۶۰۰ سال بوده است و ذکر این مطلب در آیه برای امتنان و اتمام حجت خداوند بر بندگان است تا نگویند چرا بعد از این مدت طولانی برای ما راه‌نما و پیغمبری نفرستادی؛ چنان‌که این معنی از ذیل آیه شریفه و خطبه مبارکه نیز ظاهر می‌گردد.

قرائت قرآن با ترتیل

قرآن را با ترتیل قرائت کنید:
در سوره مزمل خداوند متعال بعد از آنکه به پیغمبر اکرمش امر به قیام لیل می‌کند، می‌فرماید:
«وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً؛

[۲۴] مزمل/سوره۷۳، آیه۴.

و قرآن را با ترتیل بخوان».
حضرت علی (علیه‌السلام) در خطبه «همام» که صفات متقین را ذکر می‌کند، می‌فرماید:
«اَمَّا اللَّیْلُ فَصافّونَ اَقْدامَهُمْ تالینَ لِاَجْزاءِ الْقُرانِ یُرَتِّلُونَهُ تَرْتیلاً؛

[۲۵] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۲۰۴، خطبه ۱۸۴.

چون شب شود برای نماز برپا می‌ایستند، آیات قرآن را با ترتیل می‌خوانند.»

توضیح مطلب

«ترتیل» را مفسرین شمرده شمرده و بدون شتاب خواندن، معنی می‌کنند؛ به طوری که کلمات و حروف از یکدیگر جدا و متمایز باشد؛ ولی با تأیید روایات دیگر می‌توان گفت که مقصود از «ترتیل»، خواندن با اندیشه و تأمل است که در صورت عجله و تند خواندن میسر نمی‌شود.

بیهوده نبودن آفرینش انسان

خلقت انسان، بیهوده نیست:
«أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ؟؛

[۲۶] مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۱۵.

مگر پنداشتید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و به سوی ما بازگشت نمی‌کنید؟».
«فَاِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ لَمْ یَخْلُقْکُمْ عَبَثاً وَ لَمْ یَتْرُکْکُمْ سُدًی؛

[۲۷] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۶۷، خطبه ۸۶.

خداوند شما را بیهوده نیافریده و مهمل رها نکرده است».
••• در قسمت دوم این رساله بیان می‌کنیم که قرآن و نهج‌البلاغه منظور از خلقت انسان را چه می‌داند.

شکر نعمت و افزایش نعمت

شکر نعمت، نعمتت افزون کند:
خداوند از قول موسی بن عمران به بنی‌اسرائیل حکایت می‌کند:
«وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ؛

[۲۸] ابراهیم/سور۱۴، آیه۷.

زمانی که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاس‌گزاری کنید، افزونتان دهم و اگر ناسپاسی کنید، عذاب من بسیار سخت است».
«اِذا وَصَلَتْ اِلَیْکُمْ اَطْرافٌ النِّعَمِ فَلا تُنَفِّرُوا اَقْصاها بِقِلًّهِ الشُّکْرِ؛

[۲۹] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۳۲۰، حکمت ۱۳.

هرگاه نمونه‌ها و اوایل نعمت به شما رسید، باقی‌مانده آن را به کمی سپاس، دور نسازید».
«اِنَّ لِلَّهِ فی کُلِّ نِعْمَهٍ حَقّاً فَمَنْ اَدّاهُ زادَهْ مِنْها وَ مَنْ قَصَّرَ فیهِ خاطَرَ بِزَوالِ نِعْمَتِهِ؛

[۳۰] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۳۵۱، حکمت ۲۴۶.

همانا خدای را در هر نعمتی حقی است که هر کس آن را به جا آورد، خدا از آن نعمت او را فراوان دهد و هر کس در انجام آن حق کوتاهی کند، در خطر زوال آن نعمت افتد».
امام علی (علیه‌السلام) در خطبه‌ای که بعد از برگشتن از جنگ صفین قرائت نموده، می‌فرماید:
«اَحْمَدُهُ أسْتِتْماماً لِنِعْمَتِهِ؛

[۳۱] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۷، خطبه ۲.

خدا را برای تمام گردانیدن نعمتش، سپاس می‌گزارم».

مقدر بودن روزی مخلوقات

اندازه‌گیری روزی مخلوق به دست خداست:
«وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلی بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ؛

[۳۲] نحل/سوره۱۶، آیه۷۱.

خدا بعضی از شما را بر بعضی دیگر در روزی برتری داد».
«اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ؛

[۳۳] رعد/سوره۱۳، آیه۲۶.

خدا روزی را برای هر که خواهد، گشایش دهد یا تنگ گیرد».
و نیز می‌فرماید:
«نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ؛

[۳۴] زخرف/سوره۴۳، آیه۳۴.

ماییم که معاش آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کردیم و بعضی از آنها را بر بعضی دیگر به مرتبت بالا بردیم».
«وَ قَدَّرَ الْاَرْزاقَ فَکَثَّرَها وَ قَلَّلَها وَ قَسَّمَها عَلَی الضِّیْقِ وَ السَّعَهِ فَعَدَلَ فیها؛

[۳۵] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۷۹، خطبه ۹۱.

روزی‌ها را اندازه‌گیری کرد و به تنگی و فراخی قسمت کرد و در این قسمت به عدالت رفتار نمود».

توضیح مطلب

کم و زیاد روزی در مقام تقدیر و تقسیم غیر از مقام ایصال آن به مخلوق است؛ زیرا رتبه تقدیر، مقدم و رتبه ایصال (رسانیدن، پیوند دادن)، مؤخر است و از قرآن و نهج‌البلاغه استفاده می‌شود که این اندازه‌گیری در رتبه اول می‌باشد و برای رتبه دوم علت و موجب دیگری لازم است که طلب و سعی و کوشش باشد. پس اگر دو نفر با وجود طلب مساوی، روزی مختلف به دست آوردند، کاشف از این است که در مرحله تقدیر و تقسیم روزی این دو نفر مختلف بوده است.

علت اختلاف در قرآن

و اما راجع به علت این اختلاف در رتبه تقدیر در قرآن بیان شده است:
«لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا؛

[۳۶] زخرف/سوره۴۳، آیه۳۲.

تا بعضی از آنان بعض دیگر را مسخّر خود گرداند».
مقصود این است که چون انسان حوایجی دارد که به‌تنهایی از عهده انجام آنها برنمی‌آید، به کمک روزی بیش‌تر و ثروت زیادتری که دارد، می‌تواند دیگران را برای انجام آن حوایج مسخر خود کند.

علت اختلاف در نهج‌البلاغه

در نهج‌البلاغه علت این اختلاف چنین بیان شده است:
«لِیَبْتَلِیَ مَنْ اَرادَ مَیْسُورِها وِ مَعْسُورِها وَ لِیَخْتَبِرَ بِذلِکَ الشُّکْرَ وَ الصَّبْرَ مِنْ غَنِیِّها وَ فقیرِها؛

[۳۷] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۷۹، خطبه ۹۱.

تا به آسانی و دشواری روزی هر که را بخواهد، آزمایش نماید و به همین طریق، سپاس‌گزاری را از ثروتمند و صبر و بردباری را از فقیر و مستمند بیازماید».

حساب هر سیئه و حسنه

خدا هر گناهی را به یک و هر حسنه‌ای را به ده حساب می‌کند:
«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلا یُجْزی إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ؛

[۳۸] انعام/سوره۶، آیه۱۶۰.

هرکس کار نیکی را انجام دهد، ده برابر آن اجر دارد و هر کس گناهی را مرتکب شود جز مثل آن سزایش ندهند و ستمشان نکنند».
علی (علیه‌السلام) در نامه‌ای که به پسرش امام حسن (علیه‌السلام) نوشته است، بعد از آنکه رحمت و لطف خدای مهربان را شرح می‌دهد، می‌فرماید:
«وَ لَمْ یُوئِسْکَ مِنَ الرَّحْمَهِ بَلْ جَعَلَ نُزُوعَکَ عَنِ الذَّنْبِ حَسَنَهًً وَ حَسَبَ سَیِّئَتَکَ واحِدَهً وَ حَسَبَ حَسَنَتَکَ عَشْراً؛

[۳۹] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۲۷۱، نامه ۳۱.

تو را از رحمت خود ناامید نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناه حسنه‌ای قرار داده و گناه تو را یکی و کار نیکت را ده برابر حساب کرده است».

شرک گناهی نابخشودنی

گناه شرک، آمرزیده نمی‌شود:
«إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَری إِثْماً عَظِیماً؛

[۴۰] نساء/سوره۴، آیه۴۸.

محققاً خدا نمی‌آمرزد که به او شرک آورند و جز این، هر که را بخواهد می‌بخشد و هر کس به خدا شرک آورد، گناهی بزرگ مرتکب شده است».
علی (علیه‌السلام) در آخر خطبه‌ای که با موعظه و نصیحت شروع می‌شود، ظلم را سه قسمت نموده و راجع به قسم اول که شدیدترین اقسام آن است، می‌فرماید:
«فَاَمَّا الظُّلْمَ الَّذی لا یُغْفَرُ فَالشِّرْکُ بِاللهِ قالَ اللهُ سٌبْحانَهُ: «اِنَّ اللهَ لا یَغْفِرُ اَنْ یُشْرَکَ بِهِ»؛

[۴۱] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۱۷۱، خطبه ۱۷۵.

اما ظلمی که بخشیده نمی‌شود، شرک به خداست و خدا فرموده است:‌ «محققاً» خدا نمی‌آمرزد که به او شرک آورند».

ترغیب و تشویق به دعا

«وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛

[۴۲] غافر/سوره۴۰، آیه۸۰.

پروردگارتان گفته است، مرا بخوانید تا اجابتتان کنم».
«وَ إِذا سَئَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ؛

[۴۳] بقره/سوره۲، آیه۱۸۶.

و اگر بندگانم درباره‌ی من از تو پرسند، من نزدیک هستم و چون صاحب دعا مرا بخواند، دعای او را اجابت [[]] می‌کنم».
«وَ مَنْ سَئَلَهٌ اَعْطاهٌ؛

[۴۴] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۷۱، خطبه ۹۰.

و هر کسی که چیزی از او خواست، عطا فرمود».
در نامه‌ای که علی (علیه‌السلام) به پسرش نوشته است، یادآور می‌شود:
«وَ اَعْلَمْ اَنَّ الَّذی بِیَدِهِ خّزائِنُ السَّمواتِ و الْاَرْضِ قَدْ اَذِنَ لَکَ فِی الدُّعاءِ وِ تَکَفَّلَ لَکَ بِالْاِجابَهِ وَ اَمَرَکَ اَنْ تَسْاَلَهُ لِیُعْطیکَ وَ تَسْتَرْحِمَهُ لِیَرْحَمَکَ؛

[۴۵] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۲۷۱، نامه ۳۱.

خدایی که خزانه‌های آسمان و زمین به دست اوست به تو اجازه دعا داده و اجابت آن را برای تو ضامن گشته و به تو فرموده که از او بخواهی تا عطا کند و مهربانی طلبی تا مهربانی کند».
«وَلا لِیَفْتَحَ عَلی عَبْدٍ بابَ الدُّعاءِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بابَ الْاِجابَهِ؛

[۴۶] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۳۸۲، حکمت ۴۳۵.

نمی‌شود که خدا بر بنده‌یی در دعا را بگشاید و در اجابت را بر او ببندد».

عاقبت کردار انسان

نتیجه خوبی و بدی کار انسان به خود او باز می‌گردد:
«إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها؛

[۴۷] اسراء/سوره۱۷، آیه۷.

اگر نیکی کنید به خویش نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید برای خودتان است».
«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلی أَنْفُسِکُمْ؛

[۴۸] یونس/سوره۱۰، آیه۲۳.

ای مردم سرکشی کردن شما به ضرر خودتان است».
و نیز می‌فرماید:
«فَمَنِ اهْتَدی فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها؛

[۴۹] زمر/سوره۳۹، آیه۴۱.

هر که هدایت یابد، برای خویشتن است و هر که گمراه شود، به ضرر خویش گمراه می‌شود».
«مَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ یَمْهَدُونَ؛

[۵۰] روم/سوره۳۰، آیه۴۴.

هر که کافر شود، زیان کفرش بر خود اوست و کسانی که عمل شایسته‌ای انجام دهند برای خودشان آماده می‌کنند».
در نامه‌ای که علی (علیه‌السلام) به قثم بن عباس بن عبدالمطلب حاکم مکه نوشته‌اند، می‌فرماید:
«وَ لَنْ یَفُوزَ بِالْخَیْرِ اِلاّ عامِلُهُ وَ لا یُجْزی جَزاءَ الشَّرِّ اِلاّ فاعِلُهُ؛

[۵۱] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۲۷۶، نامه ۳۳.

و هرگز به خیر و نیکی نرسد، مگر نیکوکار و هرگز کیفر بدی نبیند، مگر بدکردار».

متاع دنیا و ذخیره آخرت

«الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ أَمَلاً؛

[۵۲] کهف/سوره۱۸، آیه۴۶.

مال و فرزندان زیور زندگی این دنیاست و کارهای شایسته ماندنی نزد پروردگارت، از نظر پاداش بهتر و امید آن بیش‌تر است».
«اِنَّ المْالَ وَ الْبَنینَ حَرْثُ الدُّنْیا وَ الْعَمَلَ الصّالِحَ حَرْثُ الْاخِرَهِ؛

[۵۳] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۲۲، خطبه ۲۳.

همانا مال و فرزندان کشت دنیا و کار شایسته، کشت آخرت است».

ترک کم‌فروشی

کم‌فروشی نکنید:
«وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ إِذا کِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِیمِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً؛

[۵۴] اسراء/سوره۱۷، آیه۳۵.

و چون به وزن کردن پرداختید، پیمانه را تمام دهید و با ترازوی درست وزن کنید که این بهتر و سرانجام آن نیکوتر است».
علی (علیه‌السلام) در نامه‌ای که به مالک اشتر نوشته است، تذکر می‌دهد که:
«وَلْیَکُنِ الْبَیْعٌ بَیْعاً سَمْحاً بِمَوازینِ عَدْلٍ؛

[۵۵] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ج۱، ص۲۹۸، نامه ۵۳.

دادوستد باید آسان و به ترازوهای بی‌کم و زیاد باشد».

جهل انسان در بسیاری از مسائل

انسان، بسیاری از چیزها را نمی‌داند:
چون از پیغمبر اکرم راجع به «روح» سؤال کردند، این آیه نازل شد:
«وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً؛

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.