پاورپوینت کامل مستندات قاعده اضطرار ۶۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
7 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مستندات قاعده اضطرار ۶۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مستندات قاعده اضطرار ۶۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مستندات قاعده اضطرار ۶۳ اسلاید در PowerPoint :

پاورپوینت کامل مستندات قاعده اضطرار ۶۳ اسلاید در PowerPoint

در این مقاله به بررسی مستندات و ادله فقهی قاعده اضطرار در قول اهل سنت و امامیه می پردازیم.

فهرست مندرجات

۱ – ادله اربعه فقه
۲ – کتاب
۲.۱ – آیه‌ مربوطه از سوره بقره
۲.۲ – بیان علامه در مورد آیه
۲.۳ – اقوال مطرح شده در بیان شیخ طوسی
۲.۴ – بررسی سه قول از شیخ طبرسی
۲.۵ – اقوال مطرح شده از اهل سنت
۲.۶ – قول مالکی در این مورد
۲.۷ – آیه مربوطه از سوره مائده
۲.۸ – آیه مربوطه از سوره انعام
۳ – روایات
۳.۱ – حدیث اول
۳.۲ – حدیث دوم
۳.۳ – حدیث سوم
۳.۴ – حدیث چهارم
۳.۵ – حدیث پنجم
۴ – نکاتی از فقها در مورد حدیث
۴.۱ – نکته اول
۴.۲ – نکته دوم
۴.۳ – نکته سوم
۴.۴ – نکته چهارم
۵ – شرط اول
۵.۱ – فرمایش امام خمینی
۶ – شرط دوم
۷ – شرط سوم
۸ – قول فقهای اهل سنت
۹ – اجماع
۹.۱ – اجماع نزد اهل سنت
۱۰ – عقل
۱۱ – پانویس
۱۲ – منبع

ادله اربعه فقه

فقها و صاحب نظران اصول، حسب داب معمول و متعارف خود در مقام استدلال و توجیه شرعی معتقدات خود، به ادله ی اربعه ی فقهی یعنی کتاب، سنت، اجماع و عقل یا قیاس روی آورده، فتاوی و نظریات فقهی خود را با تمسک به این ادله، مستدل و موجه می‌کنند. در مقام توجیه تمسک به قاعده ی اضطرار نیز به همین نحو عمل کرده‌اند.

کتاب

آیاتی از قرآن، از جمله آیات ۱۷۳ از سوره ی بقره،

[۱] بقره/سوره۲، آیه۱۷۳.

از سوره نحل،

[۲] نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۵.

از سوره انعام

[۳] انعام/سوره۶، آیه۱۱۹.

[۴] انعام/سوره۶، آیه۱۴۵.

و از سوره مائده،

[۵] مائده/سوره۵، آیه۳.

ناظر به احکام اضطرار هستند.

آیه‌ مربوطه از سوره بقره

انما حرم علیکم المیته و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل به لغیر الله فمن اضطر غیر باغ و لا عاد فلا اثم علیه ان الله غفور رحیم؛
آنچه خداوند بر شما حرام نموده مردار، خون، گوشت خوک و آنچه نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن برده شده است. پس اگر کسی ناگزیر از خوردن یکی از محرمات مذکور شود چنانچه زیادت طلب و متجاوز از حد نباشد گناهی بر او نیست. همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.

بیان علامه در مورد آیه

از میان مفسرین شیعه، صاحب تفسیر المیزان در تفسیر این آیه نوشته است که غیر باغ و لا عاد از حیث نحوی حال هستند؛ یعنی در حالی که ظالم و متجاوز نباشد. یعنی کسی که ناچار از خوردن بعضی از این محرمات شود و این ناچاری و اضطرار در حالی باشد که ظالم و متجاوز از حد نباشد، مانعی ندارد که از آنها بخورد؛ ولی اگر در حال ستم و تعدی، ناچار از خوردن شود، به این معنا که ستم و تعدی و تجاوز سبب اضطرار او شده باشد، خوردن محرمات برای وی جایز نخواهد بود. ضمنا جمله ی «ان الله غفور رحیم» بیانگر این است که ملاک نهی و حرمت در صورت اضطرار هم موجود است و اجازه‌ای که در اینجا به مسلمانان داده شده از باب تخفیف و رخصت است.

[۶] علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ذیل آیه ی ۴۲۶ سوره بقره.

اقوال مطرح شده در بیان شیخ طوسی

شیخ طوسی در مقام بیان معنای «غیر باغ و لا عاد» گفته است که در معنای این دو اصطلاح، سه قول مطرح است.
اول اینکه غیر باغ برای ممانعت از زیاده روی در تلذذ است و لا عاد برای اکتفا به سد جوع است که این قول خوبی است.
دوم اینکه غیر باغ ناظر به افراط و زیاده روی در تناول، و لا عاد راجع به تقصیر و کوتاهی در آن است،
و بالاخره سوم اینکه غیر باغ اشاره به خروج بر امام مسلمانان است و لا عاد به معصیت کاران توجه دارد.

[۷] شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۵۹.

بررسی سه قول از شیخ طبرسی

شیخ طبرسی در مجمع البیان پس از ذکر این سه قول می‌نویسد: «قول سوم مورد ایراد قرار گرفته است؛ چرا که خداوند برای هیچ کس قتل نفس خویش را مباح ننموده است و اجازه ی خداوند صرفا به جهت گرسنگی بوده است.» ایشان در ادامه، به رد این نظریه پرداخته، می‌نویسد: «کسی که بر امام مسلمانان خروج کرده و خود را در معرض قتل و هلاکت نفس قرار داده، نمی‌تواند با انگیزه ی نامشروع آنچه را خداوند حرام کرده مباح نماید. همچنانکه مجاز نیست به انگیزه ی حفظ نفس خود مرتکب قتل مسلمان دیگری شود. اینکه گفته شده که اجازه ی خداوند صرفا ناظر بر گرسنگی است، به طور اطلاق مسلم نیست.

[۸] طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۴۷۶.

اقوال مطرح شده از اهل سنت

در میان فقها و مفسرین اهل سنت نیز «غیر باغ و لا عاد» معنا و مفهوم متفق علیهی نداشته، نظریات مختلفی در این خصوص مطرح شده است. زجاج، لغوی و نحوی معروف، معتقد است که اصل معنای «بغی» قصد فساد است و «عاد» هم مشتق از عدوان بوده و عدوان به معنای ستم و تجاوز از حد است. مراد از باغی در آیه ی مورد بحث کسی است که بیشتر از حاجت خود از محرمات مذکور تناول کند و عادی هم کسی است که با وجود امکان دسترسی به ماکولات دیگر، اقدام به اکل محرمات نماید.

قول مالکی در این مورد

امام مالک، بغی و عدوان را خروج بر امام دانسته است. سید سابق، از علمای معاصر، کسی را «باغی» می‌داند که بر دیگری ظلم و ستمی نموده و با ترجیح نفس خود بر دیگری و خوردن میته، سبب تلف نفس او در اثر شدت گرسنگی می‌شود، و «عادی» را متجاوز از حد گرسنگی یا متجاوز از حد سد رمق می‌داند. با این حال، جمهور فقهای اهل سنت بغی را اکل میته در غیر موارد حاجت و عدوان را تجاوز از حد ضرورت و نیاز دانسته‌اند.

[۹] صابونی، صفوه التفاسیر، ج۱، ص۱۰۲، ذیل آیه ی ۱۷۳ بقره.

[۱۰] صابونی، تفسیر آیات الاحکام، ج۱، ذیل آیه ی ۱۷۳ بقره.

[۱۱] السید سابق، فقه السنه، ج۳، ص۲۴۷.

[۱۲] یوسف القرضاوی، الحلال و الحرام فی الاسلام، ص۵۲.

آیه مربوطه از سوره مائده

فمن اضطر فی مخمصه غیر متجانف لاثم فان الله غفور رحیم؛ کسی که به واسطه ی گرسنگی ناگزیر از خوردن شود درحالی که متمایل به ارتکاب گناه نباشد، همانا خداوند آمرزنده ی مهربان است.
اهل لغت و تفسیر مخمصه را مجاعه و گرسنگی معنا کرده و تجانف را از ماده ی جنف به معنای عدول از حق و عدل دانسته‌اند.

آیه مربوطه از سوره انعام

و ما لکم الا تاکلوا مما ذکر اسم الله علیه و قد فصل لکم ما حرم علیکم الا ما اضطررتم الیه؛ شما را چه شده است که از آنچه نام خداوند بر آن برده شده نمی‌خورید؟ در حالی که آنچه بر شما حرام شده به تفصیل برایتان بیان شده است؛ مگر اینکه ناگزیر از خوردن آن شوید.
در تفسیر مجمع البیان آمده است که معنای «الا ما اضطررتم الیه» این است که خوردن آنچه که در صورت امتناع از خوردن، بر هلاک نفس خود بیمناک می‌شوید برایتان مجاز
است. اگر چه چیزی باشد که خداوند آن را حرام نموده باشد.

[۱۳] طبرسی، مجمع البیان، ج۴، ص۱۴۶.

روایات

در خصوص اضطرار، امامیه روایات متعددی از ائمه نقل کرده‌اند که در کتب حدیث، از جمله در وسایل الشیعه می‌توان آنها را ملاحظه کرد. در اینجا به ذکر چند نمونه از آنها اکتفا می‌شود:

حدیث اول

ما من شی ء حرمه الله الا و قد حلله لمن اضطر الیه؛ هیچ چیز را خداوند حرام نکرده مگر آنکه برای کسی که مضطر است حلال می‌شود.

حدیث دوم

عن السکونی عن ابی عبدالله علیه‌السّلام قال: لا یقطع السارق فی عام سنت. یعنی عام المجاعه؛ دست سارق در سال قحطی قطع نمی‌شود.

حدیث سوم

قال الصادق علیه‌السّلام من اضطر الی المیته و الدم و لحم الخنزیر فلم یاکل شیئا من ذلک حتی یموت فهو کافر؛

[۱۴] وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۸۹.

امام صادق علیه‌السّلام فرموده است: هر کس به گوشت مردار و خون و گوشت خوک مضطر شود و از آنها تناول نکند تا بمیرد،(به حکم خدا) کفر ورزیده است.
گویا در این روایت، امام رفع اضطرار را واجب شرعی تلقی کرده و امتناع از آن را مخالفت با شارع و کفر به حساب آورده است.
روایت دیگری که در این زمینه از مجموعه ی قضاوت‌های علی علیه‌السّلام نقل شده در خور توجه است.

حدیث چهارم

عن محمد بن احمد بن یحیی عن علی بن السندی عن محمد بن عمر بن سعید عن بعض اصحابنا قال: اتت امراه الی عمر بن الخطاب فقال: یا امیرالمؤمنین انی فجرت فاقم فی حد الله فامر برجمها و کان علی حاضرا فقال سلها کیف فجرت فقالت: کنت فی فلاه من الارض فاصبنی عطش شدید فرفعت لی خیمه فاتیتها فوجدت رجلا اعرابیا فسالته الماء فابی علی ان یسقینی الا ان امکنه من نفسی فولیت منه هاربه، فاشتد بی العطش حتی غارت عینای و ذهب لسانی فلما بلغ منی اتیته فسقانی و وقع علی فقال له علی علیه‌السّلام هذه التی قال الله عزّوجلّ فمن اضطر غیر باغ و لا عاد هذه غیر باغیه و لا عادیه فخل سبیلها فقال عمر لو لا علی لهلک عمر.

[۱۵] وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۳۸۴.

روایت مذکور علاوه بر دلالت بر سقوط حد و رفع مسئولیت به واسطه ی اضطرار، بیانگر لزوم توجه قاضی به خصوصیات فردی مرتکب و اوضاع و احوال ارتکاب جرم نیز می‌باشد.

حدیث پنجم

مهمترین دلیل روایی مورد استناد در باب اضطرار، حدیث رفع است. این حدیث در خصال شیخ صدوق این گونه نقل شده است:
عن ابی عبدالله علیه‌السّلام قال: قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم رفع عن امتی تسعه: الخطا و النسیان، و ما استکرهوا علیه، و ما لا یطیقون و ما لا یعلمون و ما اضطروا الیه و الحسد و الطیره و التفکر فی الوسوسه فی الخلق ما لم ینطق بشفه؛
امام صادق علیه‌السّلام فرمود که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم فرموده است: از امت من نه چیز برداشته شده است: ۱- خطا، ۲- نسیان، ۳- آنچه بر آن اکراه می‌شوند، ۴- آنچه طاقتش را ندارند، ۵- آنچه نمی‌دانند، ۶- آنچه مضطر می‌شوند، ۷- حسد، ۸- طیره، ۹- خیال و گمان و وسوسه در آفرینش مادام که چیزی بر زبان جاری نساخته‌اند.

نکاتی از فقها در مورد حدیث

فقها و اصولیین شیعه پیرامون ای

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.