پاورپوینت کامل چرا حکمت مشّاء حقایق اشیا را متباین و حکمت متعالیه آن‌را تشکیکی می‌داند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل چرا حکمت مشّاء حقایق اشیا را متباین و حکمت متعالیه آن‌را تشکیکی می‌داند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل چرا حکمت مشّاء حقایق اشیا را متباین و حکمت متعالیه آن‌را تشکیکی می‌داند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل چرا حکمت مشّاء حقایق اشیا را متباین و حکمت متعالیه آن‌را تشکیکی می‌داند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint :

پاسخ اجمالی

این مسئله به نوع نگاه فلاسفه و مبانی فلسفی مکاتب آنان دربار مسئل وجود و هستی بستگی دارد. قولی که به فلاسف مشاء نسبت داده شد و به عنوان “کثرت وجود و موجود” معروف شده است، حاصلش این است که کثرت موجودات قابل انکار نیست. ناچار هر کدام از آنها وجود خاص و مخصوص به خود خواهد داشت و از آن‌جا که وجود حقیقتی بسیط است، پس هر وجودی با وجود دیگر متباین به تمام ذات خواهد بود.

اما از نگاه فلاسف حکمت متعالیه، این مبنا پذیرفته نیست. در مبنای آنها که به عنوان “وحدت در عین کثرت” معروف شده است، آمده است که حقایق عینی وجود، هم با یکدیگر وحدت و اشتراک دارند و هم اختلاف و تمایز، ولی “ما به الاشتراک” و “ما به الامتیار” آنها به گونه‌ای نیست که موجب ترکیب در ذات وجود عینی شود و یا آن‌را قابل تحلیل به معنای “جنسی” و “فصلی” نماید، بلکه بازگشت ما به الامتیاز آنها به شدت و ضعف است. چنان‌که اختلاف نور شدید با نور ضعیف، به ضعف و شدت آنها است، ولی نه بدین معنا که شدت در نور شدید، چیزی جز نور و یا ضعف در نور ضعیف چیزی غیر از نور است.

پاسخ تفصیلی

در انتساب این نظریه به فلاسف مشّاء محل تأمل است. استاد مطهری در شرح منظومه، می‌گوید: این نظریه در میان متکلمان اشاعره پیدا شده است و احیاناً بوی این حرف در کلمات بعضی از حکمای مشّاء پیدا شده است، بدون این‌که در میان حکمای مشّاء از قبیل فارابی، بویژه بوعلی ـ که رییس مشائیین است ـ مطرح شده باشد؛ زیرا همان‌طور که انتخاب وحدت وجود، فرع بر قبولی قبلی اصالت وجود است، انتخاب کثرت تباینی وجود هم فرع بر قبولی قبلی اصالت وجود است؛ یعنی باید ابتدا آن مسئله برایشان طرح شده باشد و از آن مسئله فارغ شده باشند، تا این مسئله برایشان طرح شود. و در جای خود ثابت شده است که اصلاً مسئل اصالت وجود برای آنها مطرح نبوده است و این مسئله بعد از دور فارابی و بوعلی مطرح شده است.[۱]

به هر حال فلاسف مشاء، وجود را اصیل می‌دانند، ولی معتقدند هر وجودی با وجود دیگر متباین به تمام ذات است. به این معنا که اشیا گذشته از ماهیاتی که دارند، به اعتبار این ماهیات، تحت مقولات در می‌آیند و به اعتبار آن مقولات، با هم ما به الاشتراک (اگر در یک مقوله وارد باشند) و ما به الامتیاز (اگر در چند مقوله باشند) دارند. از نظر وجود هم هم اشیا با یکدیگر مباین به تمام ذات‌اند؛ یعنی وجودها با یکدیگر هیچ‌گونه اشتراک و سنخیتی ندارند. نسبت وجودها با یکدیگر نظیر نسبت خود مقولات است با یکدیگر؛ مثلاً همان‌طور که مقول کم و مقول کیف هیچ وجه مشترکی با یکدیگر ندارند – و به همین جهت است که دو مقول جدا هستند- هر وجودی با وجود دیگر هم عیناً همین‌گونه است.

از نگاه فلاسف مشّاء حقایق هستی از چند حال خارج نیستند، یا تمام آنها افراد حقیقت واحدی هستند، مانند افراد نوع واحد، یا دارای انواع مختلفی هستند که در جنس واحدی مشترک‌اند؛ مانند اشتراک انواع حیوانات در جنس حیوان، و یا هیچ اشتراکی ندارند و متباین به تمام ذات هستند که این شقّ سوم، مورد نظر فلاسف مشاء است و دو شق دیگر از نظر آنها باطل است.

اما بطلان شق اوّل: لازم این قول آن است که وجود، مانند کلی طبیعی باشد که با اضافه شدن عوارض مشخصه، به صورت افراد مختلف درآید، ولی سؤال دربار عوارض تکرار می‌شود که آنها هم موجودند و علی الفرض هم موجودات، دارای حقیقت واحدی هستند، پس چگونه بین عوارض و معروضات از یک‌سو و بین عوارض از سوی دیگر اختلاف پدید می‌آید و با اختلاف آنها افراد مختلف وجود، تحقق می‌یابد؟

به بیان دیگر، آنها معتقدند اگر اشتراکی بین وجودهای عینی فرض شود، یا اشتراک در تمام ذات است و معنایش این است که وجود، ماهیت نوعی و دارای افراد متعدد است و یا اشتراک، در جزء ذات است و لازمه‌­اش این است که وجود، ماهیت جنسی و دارای انواع مختلف باشد و هر دو فرض، باطل است.

اما شق دوم: باطل است؛ چون لازم این قول این است که حقیقت وجود، مرکب است از جهت اشتراک و جهت امتیاز؛ یعنی مرکب از جنس و فصل باشد و چنین چیزی با بساطت وجود سازگار نیست.

پس، از نگاه فلاسف مشاء راهی جز این نمی‌ماند که بگوییم وجودهای عینی(حقایق هستی) متباین به تمام ذات هستند.

هستی و وجود در حکمت متعالیه

فلاسفه‌ی حکمت متعالی دربار هستی معتقدند از هم واقعیت‌های عینی، مفهوم واحدی که همان مفهوم وجود است انتزاع می‌شود و انتزاع این مفهوم واحد از واقعیت‌های کثیر، دلیل آن است که ما به الاشتراک عینی، بین آنها وجود دارد که منشاء انتزاع این مفهوم واحد است، و اگر جهت وحدتی بین وجودهای خارجی نمی‌بود، چنین مفهوم واحدی از آنها انتزاع نمی‌شد. از جهت دیگر، از نگاه آنان بین حقایق هستی رابط علی و معلولی برقرار است و هیچ موجودی از سلسل علل و معلولات بیرون نیست. بنابراین، وجود هم معلولات نسبت به علل ایجاد کننده و سرانجام نسبت به ذات اقدس الاهی که افاضه کنند وجود به ما سوای خودش است، عین وابستگی و ربط است و تمام مخلوقات، جلوه‌هایی از وجود الاهی هستند که بر حسب مراتب خودشان، دارای شدت و ضعف‌ها و تقدم و تأخرهایی هستند.

بدین ترتیب سراسر هستی را سلسله‌ای از وجودهای عینی تشکیل می‌دهد که قوام هر حلقه‌ای به حلق بالاتر و از نظر مرتب وجودی نسبت به آن، محدودتر و ضعیف‌تر است. این ارتباط وجودی که استقلال را از هر موجودی غیر از وجود اقدس الاهی نفی می‌کن

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.