پاورپوینت کامل لطفاً به مقاله «برهان نظم از منظر شهید مطهری» که شبهاتی در مورد عقلانی بودن برهان نظم از دیدگاه شهید مطهری را مطرح نموده است پاسخ دهید. ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل لطفاً به مقاله «برهان نظم از منظر شهید مطهری» که شبهاتی در مورد عقلانی بودن برهان نظم از دیدگاه شهید مطهری را مطرح نموده است پاسخ دهید. ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل لطفاً به مقاله «برهان نظم از منظر شهید مطهری» که شبهاتی در مورد عقلانی بودن برهان نظم از دیدگاه شهید مطهری را مطرح نموده است پاسخ دهید. ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل لطفاً به مقاله «برهان نظم از منظر شهید مطهری» که شبهاتی در مورد عقلانی بودن برهان نظم از دیدگاه شهید مطهری را مطرح نموده است پاسخ دهید. ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint :

پاسخ اجمالی

خلاصه پاسخ به نقد هایی که بر عقلانی بودن برهان نظم وارد شده این است که :

استاد مطهری با ارائه تقریری دقیق از برهان نظم بر دو نکته تاکید ورزیده اند:(الف) برهان نظم برهانی عقلی است نه تجربی (ب) برهان نظم را باید در ارتباط با علت غایی توجیه و تفسیر کرد و این در حالی است که گذشتگان برهان نظم را با ارجاع به علت فاعلی توجیه و معنا می کردند. چنانکه شهید مطهری نیز به نفی چنین رویکردی در تقریر برهان نظم نپرداخته اند امّا چنین تقریری را کافی ندانسته بلکه از راه علت غایی وارد شده اند و به تحلیل برهان بر چنین پایه و اساسی پرداخته اند تا پژوهش و پردازش نوین با کارکردهای خاصی را دنبال کرده و به شبهات و اشکالات وارده بر برهان نظم نیز پاسخ دهند. چه اینکه غیر از نظم مادی ساختمان یک موجود زنده، به یک نوع رهبری در یک دستگاه وجودی که اورا به سوی هدف خودش هدایت می کند نیز قائل اند و نظم غاتیمندانه و هدفدار را مطرح ساخته اند و البته از رابطه حکمت الاهی و برهان نظم نیز غفلت نورزیده اند.

برهان نظم از راه تشبیه یا تمثیل نیست بلکه ترکیبی از تجربه و تعقل است و از حیث ماهوی برهانی عقلی است نه تجربی و تجربه برهان نظم از نوع تجربه شئی است با علت غائی اش و نه علت فاعلی اش.

برهان نظم بر نظم که از حیث مفهومی جزء معقولات ثانیه فلسفی است و بنابر برخی دیدگاهها، فطری و بدیهی است استوار گشته است تا نسبت و ترابط نظم و ناظم و منظوم ادراک و دریافت گردد. لذا بر عقلانیت و بداهت استوار است تا تشبیه و تمثیل اگر هم کاربردی در آن دارد ماهیت برهان نظم را تغییر نداده و وجود مقدمه حسی و تجربی آنرا تجربی نمی نماید، علاوه اینکه بنابر آراء برخی متفکران اسلامی برهان نظم، برهان شبه لمّ است که نیاز به تحقیق و تدقیق بیشتر داشته و طرفداران تجربی بودن برهان نظم را وارد یک چالش جدید معرفتی از حیث ارزش شناختی برهان نظم می نماید.

پاسخ تفصیلی

برهان نظم از زمره براهین سهل و ممتنع از حیث معرفتی در ساحت معرفت تجربی و فلسفی است اگر چه به دلیل ماهیتی که دارد و آن ماهیت،حکایت از هماهنگی اجزاء یک مجموعه و غایت مشترک می نماید از روشن ترین و همگانی ترین براهین اثبات تعلق جهان طبیعت به ماورای طبیعت است[۱] و هماره مورد توجه فلاسفه از جمله افلاطون و ارسطو[۲]بوده چنانچه پیامبران الهی نیز در هدایت انسان به سوی خدا از چنین برهانی استفاده کرده اند.[۳]

استاد مطهری با ارائه تقریری دقیق از برهان نظم بر دو نکته تاکید ورزیده اند:(الف) برهان نظم برهانی عقلی است نه تجربی (ب) برهان نظم را باید در ارتباط با علت غایی توجیه و تفسیر کرد و این در حالی است که گذشتگان برهان نظم را با ارجاع به علت فاعلی توجیه و معنا می کردند و از راه اینکه معلول پرتویی از علت است آنرا حاکی از علتش دانسته و نشانگر صفات و خصوصیات علتش بر می شمرده اند چنانکه شهید مطهری نیز به نفی چنین رویکردی در تقریر برهان نظم نپرداخته اند و در بحث از شناخت آیه ای از سعدی ، مرحرم بروجردی و … نیز مثال زده اند امّا چنین تقریری را کافی ندانسته اند بلکه از راه علت غایی وارد شده اند و به تحلیل برهان بر چنین پایه و اساسی پرداخته اند تاپژوهش و پردازش نوین با کارکردهای خاصی را دنبال کرده و به شبهات و اشکالات وارده بر برهان نظم نیز پاسخ دهند. چه اینکه غیر از نظم مادی ساختمان یک موجود زنده به یک نوع رهبری در یک دستگاه وجودی که اورا به سوی هدف خودش هدایت می کند نیز قائل اند و نظم غاتیمندانه و هدفدار را مطرح ساخته اند[۴] و البته از رابطه حکمت الاهی و برهان نظم نیز غفلت نورزیده اند.

به هرحال شایسته است با طرح مقدمات بحث به ”عقلی بودن برهان نظم” ،کارکرد و قلمرو آن و آنگاه پاسخ به شبهات قدیم و جدید در خصوص برهان نظم بر اساس اندیشه استاد مطهری پرداخته و نقد هایی که بر عقلی دانستن برهان نظم از سوی شهید مطهری وجود دارد را نیز پاسخ دهیم .

۱- سنخ شناسی مفهومی نظم

نظم به معنای: هماهنگی اجزاء یک مجموعه جهت نیل به یک هدف یا دور هم گرد آمدن اجزای مختلف یک شئ از حیث کمی و کیفیست تا در پرتو همگرایی و همکاری اجزای آن هدف مشخصّی تحقق یابد[۵] و استاد شهید مطهری در تعریف نظم تنها به رابطه شئ با علل گذشته اش نپرداخته تا از راه علت و معلول به اثبات علت پردازد بلکه از راه علت غایی به تعریف نظم اهتمام ورزیده اند[۶] پس تنها به رابطه شئ با گذشته اش توجه نکرده اند بلکه رابطه شئی با آینده اش را نیز دیده و آن را بر جسته ساخته اند تا تفاوت بینش حکمای اسلامی و فلاسفه مادی را نسبت به نظم عالم طرح کرده باشند. تا بین نظم انسانی در رابطه انسان با صنع خودش که وسیله ای است برای رسیدن خود انسان به هدف خودش، بدون آنکه کوچکترین رابطه ای میان فعل او و آن غایت وجود داشته باشد. یعنی غایت، غایت فعل او نیست ،غایت خود اوست،فعلش با غایتش بیگانگی مطلق دارد در آنجا رابطه فعل را با فاعل تجربه می کنند ولی نظم الهی قطع نظر از هر چیزی رابطه فعل با غایت فعل است نه با فاعل چه اینکه خداوند نیاز به فعل برای رسیدن به غایت خویش ندارد که نیازی از او برطرف شود چه اینکه او غنی مطلق است. عمل انسان یک عمل شبه قسر است. صنع الاهی نمی تواند از قبیل صنع انسانی باشد گفتیم که در صنع الاهی رابطه میان فاعل های طبیعی و غایت ها خود آن فاعل های طبیعی ، در واقع رابطه میان خود شئ و غایت آن شئ است[۷] و نظم الاهی در صنع الاهی و نظم انسان تفاوت و امتیاز قائل شده و به برخی شبهات امثال هیوم پاسخ دهند. ومی فرمایند: «امّا در صنع الاهی، می خواهد بگوید که شئ با کمال آینده خودش ارتباط دارد همان طور که در موجود ات ذی شعور است. ما منکر علت فاعلی نیستیم ،بلکه می گوئیم آینده در گذشته اش اثری می گذارد که گذشته را به فعل می رساند… رابطه با آینده از نوعی غائیت حکایت می کند، یعنی شئ به سوی کمال خودش می رود و خودش را تدبیر می کند و حتی از اطراف خودش و علل عرضی خودش استفاده می کند و آنها را جزء خودش می کند … اگر توجه غایت نبود هیچ تکاملی در عالم رخ نمی داد ،ممکن بود که تغیّر در عالم رخ بدهد، ولی تکامل دیگر در عالم رخ نمی داد،یک رکن از ارکان تکامل همان هدفداری اشیاء است[۸] . پس در “مفهوم نظم” “نظم و ناظم و منظوم” در یک نوع رابطه عقلی و عقل و آگاهی ،هدفداری و غایتمندی و برنامه ریزی ،سازماندهی وجود دارد تا “حکمت و غایت” را در جوهره شئی منظوم مشاهده عقلی نمائیم چه اینکه این رابطه میان نظم پدیده و دخالت شعور در آن و نسبت پدیده منظم با گذشته اش از راه “علت فاعلی” و آینده اش از راه “علت غایی” را عقل و خرد کشف می کند “پس نظم نوعی هماهنگی در هدف ،میان اجزاء جهان”[۹] خواهد بود.

امّا سنخ مفهوم نظم نیز از دیدگاه فلسفی از سنخ معقولات ثانیه فلسفی است که مطابق قول مشهور فلاسفه”عروض در ذهن و اتصاف آن در خارج است” پس نظم امر صرف ذهنی و اعتباری محض نیست بلکه به تعبیری منشأ انتزاع داشته و سر چشمه خارجی دارد که ذهن انسان با تصور مجموعه اجزاء هماهنگ یک مجموعه نظم را از آن انتزاع می کند و به همین دلیل رابطه عقلی در فهم نظم و ناظم عاقل و ذی شعور امری عقلی و حتی برخی مثل صدرای شیرازی آنرا فطری انگاشته اند[۱۰] و برخی بر بداهت ضرورت نیاز نظم به ناظم تکیه ورزیده اند البته از اقسام بدیهی ثانویه دانسته اند[۱۱]

۲- ارزش معرفتی برهان نظم[۱۲]

در خصوص ارزش معرفتی برهان نظم که با ارزش کارکردی و قلمرو آن نیز گره خورده است با توجه به نوع تحلیلی که از ماهیت ، مفهوم و سنخ برهان نظم وجود دارد حداقل سه دیدگاه و رهیافت وجود دارد که عبارتند از:

۲-۱. برهان نظم یک برهان عقلی و منطقی برای اثبات وجود خداست و این برهان چون سایر براهین خداشناسی است و ازحیث ماهویعقلی است اگر چه از جهت کارکردی با آنها تفاوتهایی دارد که برخی از اندیشمندان مسلمان معاصر و عالمان دین چنین می اندیشند.

۲-۲. برهان نظم حداکثر قلمرو و کارکردش اینست که یک نیروی قاهر، شاعر، مدیر و مدبّر رانشان می دهد به تعبیر استاد شهید مطهری :«ارزش برهان نظم تنها در این حد است که ما را تا مرز ماوراءالطبیعه سوق می دهد».[۱۳] و درواقع به یک معنا دلیل نظم موّید ادّله خداشناسی است به تعبیر شهید مطهری این راه هم چنین اثبات می کند که جهان با نیروی مدبر قادر مرید اداره می شود.اما خود آن قوه چه وضعی دارد؟ آیا واجب الوجود است و قائم به ذات یا او نیز خود مخلوق یک نیروی دیگر است؟ آیا آن نیرو نیروی واحد است یا متعدد؟ ازلی است یا ابدیست؟ اینها مطالب و مسائلی است که از راه مطالعه در مخلوقات و آثار قابل درک است.[۱۴] یا برخی از متفکران اسلامی به برهان نظم نقش بیدارسازی فطرت و به آگاهی درآوردن معرفت فطری داده و از آن یاد کرده اند.[۱۵] و اکثر عالمان دینی و متفکران مسلمان چنین دیدگاهی را پذیرفته اند.[۱۶]

۲-۳. برخی از دانشمندان غربی و به تبع و تأثیرپذیری آنها برخی متفکران مسلمان منکر دلالت هرگونه نظم بر وجود ناظم مدبر هستند و آن را معلول صدفه شمرده اند. مثل: هیوم، کانت، داروین[۱۷] یا اقبال لاهوری[۱۸].

۳. خلاصه اشکالات بر برهان نظم و پاسخ استاد مطهری

استاد مطهری: «ساده ترین و عمومی ترین برهانی که بر وجود خداوند اقامه می شود، برهان نظم است. قرآن کریم موجودات جهان را به عنوان «آیات» یعنی علائم و نشانه هایی از خداوند یاد می کند. معمولاً چنین گفته می شود که نظم و سازمان اشیاء دلیل بر این است که نیروی نظم دهنده ای در کار است. گفته می شود این برهان بر خلاف سایر براهین از قبیل برهان محرک اول و برهان وجوب و امکان و برهان حدوث و قدم و برهان صدیقین – که ماهیت فلسفی و کلامی و عقلانی محض دارند – یک برهان طبیعی و تجربی است و ماهیت تجربی دارد، نظیر سایر براهین و استدلالاتی که محصول تجربه بشر است».[۱۹]

اشکالات:

دیوید هیوم در غرب و در قرن هیجدهم بر برهان نظم خدشه هایی وارد کرده است و آن را تجربی دانسته است نه عقلی، که استاد مطهری ضمن طرح نظرات هیوم[۲۰] خلاصه تقریر آنرا چنین مرقوم داشته اند:

الف) برهان نظم یک برهان تعقلی محض بر اساس بدیهیات اولیه نیست، برهانی است تجربی و مولود تجربه طبیعت است و باید واجد شرایط براهین تجربی باشد.

ب) این برهان مدعی است که از تجارب ممتد درباره طبیعت، شباهت کامل میان طبیعت و میان مصنوعات انسان از قبیل ماشین و کشتی و خانه به دست می آید و روشن می گردد که جهان از نظر رابطه اجزایش با یکدیگر و از نظر تطابق میان ساختمان جهان و آثار و نتایجی که برآن مترتب می شود، عیناً یک ماشین بزرگ است.

ج) به حکم قاعده کلی که در براهین تجربی مورد استفاده قرار می گیرد، شباهت معلولات دلیل بر شباهت علل است و نظر به اینکه معلولات و مصنوعات انسان از یک روح و عقل و اندیشه ناشی شده است، پس جهان نیز از یک روح و عقل و اندیشه بزرگ ناشی شده است.

و خلاصه نظریه هیوم در نقد برهان نظم:

الف) اساس این برهان بر شباهت میان مصنوعات طبیعت و مصنوعات انسان است، بر این است که جهان از نظر ترکیب و تألیف اجزا مانند یک خانه و یا یک ماشین است که یک قوه بیرونی ذی شعور ، یعنی عقل و روح آنها را برای دست یافتن به یک سلسله هدف ها و غرض ها به یکدیگر پیوند داده است اما این شباهت کامل نیست یعنی قطعی و یقینی نیست، ظن و احتمال است… .

ب) این برهان آنگاه یک برهان تجربی بود که مکرر تجربه شده بود، یعنی مکرر جهان هایی به همین شکل و همین وضع و همین نظام از موجودات شاعر و انسان مآب احساس کرده بودیم، پس از آن با دیدن جهانی شبیه جهان های تجربه شده حکم می کردیم که این جهان نیز مانند آن جهان ها علّتی انسان مآب دارد. در صورتی که چنین نیست. تجربه ای که در مورد ساخت کشتی و خانه و شهر داریم با تجربه ای که در مورد جهان باید داشته باشیم یک سنخ نیست، پیدایش و تکوین جهان که در طول میلیاردها سال تدریجاً رخ داده، شباهتی به تکوین کشتی یا خانه ندارد.

ج) از اینها گذشته، این برهان می خواهد وجود باری تعالی را اثبات کند که مساوی است با حکمت بالغه و قدرت نامتناهی و کمال مطلق، فرضاً ثابت شود که مبدأ جهان موجودی انسانگونه است برای مدعا کافی نیست. این برهان آنگاه برای اثبات ذات باری کافی بود که ما به تجربه دریافته باشیم که این جهان، کامل ترین جهان ممکن است و منطبق بر حکمت بالغه است. در صورتی که برای ما که تنها با همین یک جهان سر و کار داشته و داریم و جهانی دیگر ندیده ایم تا میان آنها و این جهان مقایسه کنیم غیر ممکن است که بتوانیم بفهمیم این جهان بر اساس حکمت بالغه ساخته شده، یعنی بهترین جهان ممکن است… از کجا معلوم که صانع این عالم، این صنعت را از جای دیگر تقلید نکرده است؟ و از کجا معلوم که خودش در سراسر ازل ، صعنت عالم سازی را تکرار و تجربه نکرده و تدریجاً به این پیشرفت عظیم در صنعت نائل نشده است؟ و… .

نقدهای استاد مطهری:

۱. اینکه آقای هیوم پنداشته که برهان نظم ماهیت تجربی دارد، مانند همه برهان های تجربی دیگر، اشتباه است، براهین تجربی در مواردی است که بخواهیم رابطه یک پدیده محسوس را با یک پدیده قابل احساس دیگر کشف نماییم. به عبارت دیگر برهان تجربی تنها در مورد کشف رابطه میان دو جزء از طبیعت می تواند جاری باشد، نه در مورد کشف رابطه میان طبیعت و ماورای طبیعت… . استاد مطهری برای تحلیل ماهیت برهان نظم و اینکه آیا استدلال از راه نظم جهان بر وجود ناظم ذی شعور یک برهان تجربی است به استدلال رایج و عادی ما در مورد انسان ها که از آثار و مصنوعات انسان عقل و اندیشه و میزان معلومات او را کشف می کنیم دست زده و آن را از نوع دلیل تجربی در مورد کشف روابط اجزای طبیعت نظیر رابطه حرارت و بخار، رابطه سردی و انجماد، نمی داند و بلکه آن را از نوع یک برهان عقلی بر می شمارد.

زیرا مثلاً پی بردن به اینکه بوعلی سینا طبیب یا فیلسوف بود و سعدی شاعر و ادیب، آن هم از روی آثاری که از آنها بروز می کند، از سخنان، کتاب ها و نوشته های آنانمی نویسد: هوش و عقل و معلومات را که نمی توان مستقیماً مشاهده یا لمس کرد، اساساً چیزهایی از قبیل اندیشه و معلومات، قابل حس و لمس نیست، پس اینکه به وجود عقل و اندیشه میزان عقل و هوش و اندیشه و معلومات و ذوق و احساس آنها پی می بریم آیا از راه تمثیل، مثلاً اینکه در من عقل و اندیشه است، پس عیناً شبیه آنچه در من هست در دیگران هم هست کافی نیست؟ یعنی تمثیل یا مقیاس قرار دادن یک فرد برای فرد دیگر .و تجربه عبارت است از مورد آزمایش قرار دادن افراد زیاد یک نوع تا آنجا که یقین حاصل شود آثار مربوطه اختصاص به افراد آزمایش شده ندارد، در همه افراد نوع موجود است.

حقیقت این است که اکتشاف عقل و هوش در انسان ها از روی آثار و مصنوعاتشان نه از قبیل «تمثیل» منطقی است و نه از قبیل استدلال تجربی، بلکه از نوع استدلال عقلی است و با مشاهده عمل گزینش در کارهای افراد دیگر حقیقتی به نام عقل و اراده را در دیگران کشف می کند.

پس استدلال از آثار و مصنوعات انسان ها بر وجود عقل و اندیشه در آنها نه یک تمثیل منطقی است که صرفاً از مقیاس قرار دادن فرد خودش را برای دیگران پیدا می شود و نه یک دلیل تجربی است که به دلیل اینکه مکرر رابطه چنان آثاری را با عقل انسان ها آزمایش کرده، یعنی عقل و آثار آن را مستقیماً تحت مطالعه قرار داده، رابطه آنها را کشف کرده است، بلکه نوعی برهان عقلی است شبیه برهانی که ذهن در مورد صدق قضایای متواتر تاریخی اقامه می کند.

بنابراین برهان نظم که در مورد جهان و رابطه اش با ذات باری تعالی اقامه می شود، نیز از نوع دلیل تجربی نیست، بلکه دلیل عقلی است.[۲۱]

شهید مطهری منابع شناخت یعنی طبیعت، عقل و دل با تحلیلی که از آنها ارائه داده اند را مطرح کرده و ابزارهای هر کدام را نیز به ترتیب حواس، استدلال منطقی، عقلی یا قیاس و برهان و ابزار تزکیه نفس[۲۲] یعنی به شرح ذیل برشمرده اند:

منبع شناخت

ابزار شناخت

طبیعت

حواس ابزار برای منبع طبیعت

عقل

استدلال منطقی، عقلی، قیاس و برهان ابزاری برای منبع عقل

دل

تزکیه نفس

آنگاه استاد مطهری شناخت عقلی و گستردگی آن را مطرح می سازد و شناخت تعقلی انسان

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.