پاورپوینت کامل نظریه شخصیت فروید ۸۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نظریه شخصیت فروید ۸۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نظریه شخصیت فروید ۸۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نظریه شخصیت فروید ۸۱ اسلاید در PowerPoint :
پاورپوینت کامل نظریه شخصیت فروید ۸۱ اسلاید در PowerPoint
پاورپوینت کامل نظریه شخصیت فروید ۸۱ اسلاید در PowerPoint، یکی از مباحث مطرح در روانشناسی بوده که از عقاید فروید در زمینه ماهیت ساختاری شخصیت انسان و مراحل رشد شخصیت بحث میکند. عقاید فروید در زمینه ماهیت ساختاری شخصیت، در اوایل کارش با آنچه که بعدا مطرح کرد تفاوت دارد. در ابتدای کار، او شخصیت را شامل بخشهای هشیار، نیمههشیار و ناهشیار میدانست. در سال ۱۹۲۳ میلادی، فروید در نظریه فوق تجدیدنظر کرد و سه ساخت بنیادی دیگر شخصیت را به نامهای نهاد (id)، خود (ego) و فراخود (superego) عنوان کرد. در این مقاله به بررسی نظریه فروید در باب ساختار شخصیت و مراحل رشد شخصیت میپردازیم.
فهرست مندرجات
۱ – ماهیت ساختاری شخصیت
۱.۱ – هوشیار
۱.۲ – ناهشیار
۱.۲.۱ – دلایل اثبات ضمیر ناهشیار
۱.۲.۲ – راه رسیدن به ناهشیار
۱.۳ – نیمه هشیار
۲ – سه ساخت بنیادی جدید
۲.۱ – نهاد
۲.۲ – خود
۲.۳ – فراخود
۳ – مراحل رشد روانی جنسی فروید
۳.۱ – مرحله دهانی
۳.۱.۱ – رفتار جذب دهانی
۳.۱.۲ – پرخاشگر دهانی
۳.۲ – مرحله مقعدی
۳.۲.۱ – شیوه اول واکنش کودک
۳.۲.۲ – شیوه دوم واکنش کودک
۳.۳ – مرحله آلتی
۳.۳.۱ – عقده ادیپ
۳.۳.۲ – عقده ادیپ در دختران
۳.۳.۳ – شخصیت آلتی
۳.۴ – دوره نهفتگی یا کمون
۳.۵ – مرحله جنسی یا تناسلی
۴ – پانویس
۵ – منبع
ماهیت ساختاری شخصیت
عقاید فروید در زمینه ماهیت ساختاری شخصیت، در اوایل کارش با آنچه که بعدا مطرح کرد تفاوت دارد. در ابتدای کار، او شخصیت را با توجه به سطوح آگاهی، مورد توجه قرار داده و آن را شامل بخشهای هشیار، نیمههشیار و ناهشیار میدانست.
[۱] شفیعآبادی، عبدالله و ناصری، غلامرضا، نظریههای مشاوره و رواندرمانی، ص۳۱-۳۲، تهران، مرکز نشر دانشگاه، ۱۳۸۵، چاپ دوازدهم.
هوشیار
هشیار، شامل تمام احساسها و تجربههایی است که در هر لحظه معین از آنها آگاهیم. برای مثال هنگامی که شما این واژهها را میخوانید ممکن است نسبت به لمس کردن قلمتان، دیدن صفحه کتاب،اندیشهای که میکوشید درک کنید و به صدای پرندهای از فاصله دور، هشیار باشید.
فروید، هشیاری را جنبه محدودی از شخصیت میدانست، زیرا تنها بخش کوچکی از افکار، احساسها و خاطرات ما در هر لحظه در آگاهی هشیار وجود دارد. او ذهن را به کوه یخی تشبیه کرد
[۲] دوان شولتز، سیدنی الن شولتز، نظریههای شخصیت، ص۵۹، یحیی سیدمحمدی، تهران، ویرایش، ۱۳۸۴، چاپ هفتم.
که بخش هشیار مانند قسمت مشهود قطعه یخ شناور، کوچک و بیاهمیت است و تنها نماینده جنبه ظاهری کل هر شخصیت است.
[۳] دوان شولتز، سیدنی الن شولتز، تاریخ روانشناسی نوین، ص۴۶۸، علیاکبر سیف و همکاران، تهران، دوران، ۱۳۸۲، چاپ دوم.
این سطح شامل نیروهای عقلی نظیر حافظه، دقت و توجه، تصور از بدن و آگاهی از حالتهای عاطفی است.
[۴] کریمی، یوسف، روانشناسی شخصیت، ص۶۵، تهران، ویرایش، ۱۳۷۵، چاپ دوم.
ناهشیار
مهمترین قسمت ذهن، که نقش بسیار حساسی در نظریه روانکاوی دارد، ناخودآگاه (ناهشیار) است. تا زمان فروید، روانشناسان و فلاسفه پدیدههای فکری را ارادی و نتیجه ضمیر خودآگاه (هشیار) انسان میپنداشتند، اما فروید اولین کسی بود که به صراحت از روان ناخودآگاه و چگونگی تشکیل و تجلیات آن سخن راند. به نظر فروید، قسمت اعظم رفتار ما به وسیله نیروهایی هدایت میشوند که اصلا از آنها آگاه نیستیم. این نیرهای ناهشیار عبارتند از غرایز، آرزوها، خواستهها و غیره. افکار ناهشیار، برخلاف افکار نیمههشیار، فقط به شکلهای نمادین و مبدل وارد خودآگاه میشوند. ناهشیاری از احساسات، تمایلات و حالاتی به وجود آمده است که در کنترل اراده نیست و به قوانین منطقی، زمان و مکان محدود نمیشود. محتویات ناهشیاری برحسب زمان رویداد تنظیم نمیشوند و با سپری شدن زمان نیز از بین نمیروند. فعالیت ضمیر ناخودآگاه مبتنی بر اصل لذت است و از قلمرو اخلاق پا فراتر میگذارد و با واقعیتهای خارج ارتباطی ندارد.
دلایل اثبات ضمیر ناهشیار
فروید دلایل زیر را برای اثبات وجود ضمیر ناهشیار ارائه میدهد:
الف: فرد از خواب مصنوعی بیدار میشود و تلقینات و دستوراتی را که در ضمن خواب به او داده شده است، به اجرا درمیآورد،
ب: دلایل ناشی از معانی نهفته در رؤیا،
ج: دلایل ناشی از لغزشهای زبانی، اشتباهات گفتاری و اعمال سهوی دیگر،
د: تجلی ناگهانی افکاری که در حوزه خودآگاه قرار ندارند و همینطور، حل مشکلات به طور ناخودآگاه،
هـ: پیدایش بیماریهای جسمانی و روانی که از نظر روانکاوی سرچشمه آنها در زندگی روانی فرد مخفی است.
راه رسیدن به ناهشیار
شرححالنویسی، سؤال کردن از خود، درد دل کردن با دیگران، تعبیر رؤیا و اعمال سهوی از جمله راهها و روشهای پیبردن به محتویات ذهن ناهشیار و ایجاد خودشناسی هستند و در فرایند درمان از این شیوهها به میزان زیاد استفاده میشود.
[۵] شفیعآبادی، عبدالله و ناصری، غلامرضا، نظریههای مشاوره و رواندرمانی، ص۳۲-۳۳، تهران، مرکز نشر دانشگاه، ۱۳۸۵، چاپ دوازدهم.
نیمه هشیار
نیمههشیار بین دو سطح هشیار و ناهشیار قرار دارد. نیمههشیار، مخزن خاطرات، ادراکها وا فکاری است که ما در این لحظه به صورت هشیار از آنها آگاه نیستیم ولی میتوانیم آنها را به راحتی به هشیاری فراخوانیم. برای مثال، اگر ذهن شما از این صفحه منحرف شود و شروع به فکر کردن درباره یک دوست یا آنچه دیشب انجام دادهاید کنید، مشغول فراخوانی موادی از نیمههشیار به هشیار خود هستید. ما اغلب متوجه میشویم که توجهمان از موضوعی به موضوع دیگر، از تجربیات لحظهای به رویدادها و خاطرات موجود در نیمههشیار، جابهجا میشود.
[۶] دوان شولتز، سیدنی الن شولتز، نظریههای شخصیت، ص۵۹-۶۰، یحیی سیدمحمدی، تهران، ویرایش، ۱۳۸۴، چاپ هفتم.
سه ساخت بنیادی جدید
در سال ۱۹۲۳ میلادی، فروید در نظریه فوق تجدیدنظر کرد و سه ساخت بنیادی دیگر شخصیت را به نامهای نهاد (id)، خود (ego) و فراخود (superego) عنوان کرد. در نظر فروید، تعامل و تعارض پویای این سه ساخت تعیینکننده رفتار است.
[۷] شفیعآبادی، عبدالله و ناصری، غلامرضا، نظریههای مشاوره و رواندرمانی، ص۳۳-۳۴، تهران، مرکز نشر دانشگاه، ۱۳۸۵، چاپ دوازدهم.
نهاد
نهاد، اساسیترین جنبه شخصیت است. نهاد مثل یک کودک نازپرورده عمل میکند، زیرا خواهان ارضای فوری امیالش است. نهاد مظهر اصل لذت است و در شکل بسیار ابتدایی خود مانند دستگاه بازتاب عمل میکند. نوزاد سراپا نهاد است. او عطسه میکند، سرفه میکند، میمکد و دفع میکند. اگر زندگی در این سطح ابتدایی، کاملا رضایتبخش بود، نیازی به رشد شخصیت نبود. نهاد ناکامی را نمیخواهد، اما باید به آن تندردهد. در نتیجه، جنبه دوم نهاد که فرایند نخستین نام دارد، وارد عمل میشود. این جنبه، نهاد را با تصور چیزی که دوست دارد، مواجه میسازد.
[۸] ویلیام لاندین، رابرت، نظریهها و نظامهای روانشناسی، ص۲۶۶-۲۶۷، یحیی سیدمحمدی، تهران، ویرایش، ۱۳۸۳، چاپ سوم.
نهاد منشا همه سائقها و یا مخزن غرایز است. این واژه را برای اولین بار روانکاو آلمانی به نام گرادک (Groddeck) مطرح کرد. او میگفت، انسان به وسیله نیروهای مجهول و غیرقابل شناخت هدایت میشوند.
[۹] شفیعآبادی، عبدالله و ناصری، غلامرضا، نظریههای مشاوره و رواندرمانی، ص۳۴، تهران، مرکز نشر دانشگاه، ۱۳۸۵، چاپ دوازدهم.
نهاد فقط ارضای فوری را میشناسد و ما را تحریک میکند تا چیزی را موقعی که آن را میخواهیم، بخواهیم، بدون در نظر گرفتن آنچه هر کس دیگری میخواهد. نهاد ساختاری خودخواه، لذتجو، بدوی، غیراخلاقی، سمج و عجول است.
[۱۰] دوان شولتز، سیدنی الن شولتز، نظریههای شخصیت، ص۶۱، یحیی سیدمحمدی، تهران، ویرایش، ۱۳۸۴، چاپ هفتم.
نهاد برخلاف خود و فراخود، از تشکیلات خاصی برخوردار نیست و چون با دنیای خارج تماس ندارد، از طریق تجربه نمیتوان آن را تغییر داد، بلکه به وسیله خود میتوان آن را مهار و یا تعدیل کرد.
[۱۱] شفیعآبادی، عبدالله و ناصری، غلامرضا، نظریههای مشاوره و رواندرمانی، ص۳۴، تهران، مرکز نشر دانشگاه، ۱۳۸۵، چاپ دوازدهم.
خود
خود، بخش سازنده شخصیت است که با توجه به واقعیت دنیای خارج عمل میکند و آن دسته از تمایلات نهاد را، که با واقعیت خارج تضاد دارند، تعدیل، ضبط و کنترل میکند. خود از نهاد سرچشمه میگیرد و رشد میکند.
[۱۲] شفیعآبادی، عبدالله و ناصری، غلامرضا، نظریههای مشاوره و رواندرمانی، ص۳۵، تهران، مرکز نشر دانشگاه، ۱۳۸۵، چاپ دوازدهم.
نهاد تابع هیچ قیدوبندی نیست و ارضای صرف تمایلات و نیازها را میطلبد. از سوی دیگر، جامعه و محیط نیز نمیتواند پایبند نبودن به هیچ اصلی را بپذیرد. بنابراین، وجه دیگری از شخصیت فرد در اینجا وارد عمل میشود که تابع اصل واقعیت است، یعنی از یکسو به ارضای خواستهها و تمایلات همت میگمارد و از سوی دیگر، این ارضا را در چارچوب مقررات و ضوابط قابل قبول اجتماعی تحقق میبخشد، مثلا ارضای میل جنسی از سوی نهاد یک ضرورت حتمی است، اما خود که طرفدار اصل واقعیت است، ارضای میل جنسی را در چارچوب تشکیل خانواده که از نظر اجتماعی مقبول است، مجاز میداند.
[۱۳] کریمی، یوسف، روانشناسی شخصیت، ص۶۶، تهران، ویرایش، ۱۳۷۵، چاپ دوم.
یا مثلا اگر شغل خود را دوست نداشته باشید و بدون آن نتوانید برای خانواده خود غذا و سرپناه تهیه کنید، این خود یعنی، ارباب منطقی است که شما را وامیدارد تا به کار کردن در آن شغل ادامه دهید. این خود است که شما را وادار به تحمل افرادی که دوست ندارید میکند زیرا واقعیت، چنین رفتاری را به عنوان شیوه مناسب ارضا کردن درخواستهای نهاد از شما میخواهد. عمل کنترل و به تعویقانداختن خود، باید مرتبا تمرین شود. در غیر این صورت ممکن است تکانههای نهاد بر خود منطقی غلبه کنند و آن را سرنگون سازند. فروید اظهار داشت که ما باید خودمان را از کنترل شدن توسط نهاد برحذر داریم و مکانیزمهای ناهشیار منطقی را برای دفاع کردن از خود معرفی کرد.
[۱۴] دوان شولتز، سیدنی الن شولتز، نظریههای شخصیت، ص۶۲، یحیی سیدمحمدی، تهران، ویرایش، ۱۳۸۴، چاپ هفتم.
بنابراین، “خود” سازمان پیچیدهای از فرایندهای روانی (تفکر، حافظه، قضاوت و انواع یادگیریها) است که نقش واسطه را میان نهاد و دنیای خارج ایفا میکند. رشد و تکوین “خود” تحت تاثیر عوامل ارثی و محیطی صورت میگیرد.
[۱۵] شفیعآبادی، عبدالله و ناصری، غلامرضا، نظریههای مشاوره و رواندرمانی، ص۳۶، تهران، مرکز نشر دانشگاه، ۱۳۸۵، چاپ دوازدهم.
فراخود
نهاد و خود، تصویر کامل فروید از ماهیت انسان را نشان نمیدهد. مجموعه نیروهای سومی نیز وجود دارد، مجموعه قدرتمند و عمدتا ناهشیار دستورات و اعتقاداتی که در کودکی آنها را فرامیگیریم. به زبان امروزه، این اصول اخلاقی درونی را وجدان (conscience) میخوانیم. فروید آن را فراخود نامید. اساس این جنبه اخلاق شخصیت، معمولا در سن ۵ یا ۶ سالگی آموخته میشود و در ابتدا شامل مقررات رفتاری است که توسط والدین ما تعیین شدهاند، کودکان از طریق تحسین، تنبیه و درس عبرت، یاد میگیرند که چه رفتارهایی را والدینشان خوب یا بد میدانند. رفتارهایی که کودکان به خاطر آنها تنبیه میشوند، یک قسمت از فرامن یعنی، وجدان را تشکیل میدهد. قسمت دوم فراخود، خود آرمانی (ego – ideal) است که شامل رفتارهای خوب یا درستی است که کودکان برای آنها تحسین شدهاند. به این طریق کودکان مجموعهای از مقررات را یاد میگیرند که پذیرش یا طرد والدینشان را به همراه دارد. سرانجام، کودکان این آموزشها را درونی میکنند و پاداشها و تنبیهها توسط خود فرد اعمال میشود. کنترل مربوط به والدین، جای خود را به خودگردانی میدهد. در نتیجه این درونسازی، هرگاه عملی مخالف با این کد اخلاقی انجام دهیم و یا حتی فکر انجام آن را بکنیم، احساس گناه یا شرم خواهیم کرد.
[۱۶] دوان شولتز، سیدنی الن شولتز، نظریههای شخصیت، ص۶۲-۶۳، یحیی سیدمحمدی، تهران، ویرایش، ۱۳۸۴، چاپ هفتم.
مراحل رشد روانی ـ جنسی فروید
زیگموند فروید (Sigmund Freud) معتقد بود که اختلالهای روانرنجوری که بیمارانش از خود نشان میدادند از تجارب دوره کودکی آنها سرچشمه گرفته است.
[۱۷] شولتز، دوان پی شولتز و سیدنی، الن، تاریخ روانشناسی نوین، ص۴۷۱، علیاکبر سیف و همکاران، تهران، دوران، ۱۳۸۲، چاپ دوم.
او تجربیات کودکی را به قدری مهم میدانست که گفت، شخصیت فرد بزرگسال در پنج سالگی به طور محکم متبلور و در طول مراحلی این شخصیت شکل میگیرد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 