پاورپوینت کامل بایزید بسطامی، طیفور بن عیسى ۸۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بایزید بسطامی، طیفور بن عیسى ۸۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بایزید بسطامی، طیفور بن عیسى ۸۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بایزید بسطامی، طیفور بن عیسى ۸۱ اسلاید در PowerPoint :
۱
تولد، خاندان۲
تحصیلات۳
اساتید۴
خانواده۵
معاصران۶
آوازه و شهرت۷
مریدان۸
وفات۹
میراث معنوی۱۰
جایگاه معرفتی۱۱
آراء و مشرب عرفانى۱۲
آثار۱۳
پانویس۱۴
منابع مقاله۱۵
وابستهها
بایزیدِ بَسْطامى، ابویزید طیفور بن عیسى بن سروشان (د ۲۳۴ یا ۲۶۱ق/۸۴۸ یا ۸۷۵م)، از عارفان بزرگ ایران در سدههای ۲ و ۳ق/۸ و ۹م.
تولد، خاندان
وی در نیمه دوم سده ۲ق در خانوادهای نومسلمان در محله موبدان بسطام، از شهرهای منطقه قومس به دنیا آمد. اجداد او از موبدان زرتشتى و از بزرگان بسطام بودند. احمد بن حسین بن خرقانى در کتاب دستور الجمهور خود، نیای پدری او را شخصى به نام موبد بسطامى معرفى کرده است که والى و حاکم قومس و از اکابر عصر خود بود. سروشان جد او – که نامش در منابع، به صورتهای گوناگون آمده است – نیز از زرتشتیان بسطام بود که به اسلام گروید.
پدر بایزید، عیسى ظاهراً در هنگام کودکىِ او درگذشته بود. از میان منابع متعدد سهلجى اشاره کوچکى به عیسى دارد که از اعتقاد عمیق او به اسلام حکایت مىکند و هجویری و عطار نیز او را از بزرگان بسطام دانستهاند. ابن خرقانى نیز بر ورع و تقوای او تأکید کرده، و گفته است که عیسى پیش از چهار سالگىِ بایزید درگذشته بود.
تحصیلات
بایزید در کودکى به مکتب فرستاده شد و قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را آموخت؛ چنین به نظر مىرسد که او تحصیلات رسمى و مرتبى نداشته، اما اینکه سهلجى او را امّى شمرده است، شاید اشاره به آن دارد که وی اثر مکتوبى از خود برجای نگذاشته؛ وگرنه از حکایتهایى که از او نقل شده، مىتوان دریافت که او خواندن و نوشتن مىدانسته است. همچنین گفتهاند که وی قرآن را به تمامى از بر داشته است؛ در هر حال، پاسخهایى که با استفاده از آیات قرآنى به برخى پرسشها داده است و نیز برداشتها و تفسیرهای عرفانى او از برخى آیات، حاکى از انس او با قرآن است.
اساتید
بایزید از همان اوان کودکى باطنى روشن داشت و از ابتدای جوانى مجاهدات و ریاضتهای دشوار را آغاز کرده بود. گفته شده که استاد او در تصوف، ابوعلى سندی بوده است؛ ظاهراً وی نومسلمانى از اهالى سند بود که بایزید به او فرایض دینى را مىآموخت و او علم توحید و حقایق صرف را به بایزید تعلیم مىداد. خواجه عبدالله انصاری و در پى او، جامى نیز به استادی کُرد (که به درستى معلوم نیست مردی از نژاد کرد بوده، یا شبانى و گلهدار، یا مردی سیار و اهل ترک و تجرید) اشاره دارند و گفتهاند: بایزید وصیت کرده بود که او را پس از مرگ در کنار مزار این شخص و پایینتر از قبر او دفن کنند. ظاهراً تا زمان حیات خواجه عبدالله انصاری مدفن او در کنار مزار بایزید در بسطام باقى بوده است، اما در منابع دیگر، مطلبى درباره این شخص نیامده است. چنین به نظر مىرسد که روح تشنه و سرگشته و حقیقت جوی بایزید را این دو نیز سیراب نکردند، زیرا گفتهاند که وی در جستوجوی مطلوب خود در جوانى ۳۱۳ استاد دیگر را نیز خدمت کرد و روایت شده است که وی مدتى نیز شاگرد امام جعفر صادق(ع) بود و در خانه او سقایى مىکرد، اما با در نظر گرفتن این نکته که امام جعفر صادق(ع) در ۱۴۸ق درگذشته، و بایزید – چنانکه خواهد آمد – در ۱۸۸ق، یا به احتمالى در ۱۶۱ق به دنیا آمده است، صحت این روایت به شدت مورد تردید قرار مىگیرد.
عطار به جستوجوی ۳۰ ساله او در بادیه شام اشارت دارد، اما از منابع دیگر مىتوان دریافت که وی تنها به سفر حج رفته بود و جز مواردی که به سبب مخالفت و تکفیر فقهای بسطام مجبور به ترک موقت آن شهر مىشد، بیشتر عمر خود را در بسطام گذرانید و اساساً اقامت در بسطام را بر سفر ترجیح مىداد. بایزید در بسطام بیشتر اوقات خود را در خانقاه خویش به عبادت و مراقبت و تعلیم مریدان و شاگردان مىگذرانید و در هنگام نماز به مسجد مىرفت و در عین حال، دیدارکنندگانى را که از راههای دور به دیدنش مىآمدند، نیز مىپذیرفت و گاه خود به استقبال کسانى که به دیدارش آمده بودند، مىرفت.
خانواده
با آنکه در هیچیک از منابع کهن، به همسر و فرزند داشتن او اشارهای نشده، و او خود نیز داشتن زن و فرزند را مانع سلوک زاهدانه و صوفیانه مىدانسته است، ابونعیم اصفهانى و ابن جوزی – ظاهراً بهپیروی از ابونعیم – از قول همسر ابویزید، مطالبى را نقل کردهاند و ابن خرقانى نیز از زنى بهنام حرّه دهستانى به عنوان همسر بایزید و پسری به نام آدم به عنوان پسر او یاد مىکند.
برخلاف برخى مشایخ بزرگ صوفیه که به حرفهای مشغول بودهاند، ظاهراً بایزید حرفه و پیشهای نداشته، و بدینسبب، مورد سؤال قرار مىگرفته است؛ ولى بعید نیست که از طریق آنچه به او رسیده بوده، زندگانى را مىگذرانده است.
معاصران
بایزید با برخى از بزرگترین صوفیان نخستین، هم عصر بوده است. از میان این شخصیتها کسانى همچون احمد بن خضرویه بلخى و همسرش ام على، ابراهیم ستنبه هروی، حاتم اصم، یحیى بن معاذ رازی، شقیق بلخى و ابوتراب نخشبى به دیدارش به بسطام مىآمدند و از گفتوگوهای آنان با بایزید در منابع مختلف سخن رفته است. برخى دیگر همچون ذوالنون مصری نیز از طریق مکاتبه، یا با فرستادن مریدان خود با او ارتباط داشتهاند.
آوازه و شهرت
با توجه به کثرت روایتهای مربوط به دیدارکنندگان و مشتاقان ملاقات او که در منابع آمده است، مىتوان دریافت که وی از اواسط عمر عارفى پرآوازه بوده، و شهرتش به شهرهای دور و نزدیک آن روزگار رسیده بوده است. این حسن شهرت و توجه و اقبال عام و همگانى از یکسو، و سخنان شطح آمیز و جسورانه او از سوی دیگر، مخالفت و حسادت عالمان و زاهدان هم عصر او را بر مىانگیخت و آنان را به دشمنى و انکار و تکفیر او وامىداشت. گفتهاند که هفتبار او را تکفیر کردند و از بسطام بیرون راندند، اما هفتبار تبعید و بازگشت او به بسطام، نشانه آن است که دارای پایگاه مردمى بوده، و اعتقاد عمومى نسبت به او بر مخالفتها و دشمنیهای متشرعان غلبه داشته، و مانع آن شده است که سرنوشتى نظیر سرنوشت حلاج داشته باشد.
مریدان
از میان مریدان خاص بایزید بسطامى مىتوان به عیسى بن آدم، ملقب به ابوموسى خادم (ابوموسى اکبر)، برادرزاده او اشاره کرد که خادم شخص بایزید بود و رسیدگى به امور خانقاه را برعهده داشت. وی از مریدان بسیار نزدیک بایزید بود؛ بسیاری از سخنان بایزید از طریق او نقل شده، و چنانکه خود گفته، هنوز ۴۰۰ سخن از پیر خود به یاد داشته است. او چون کسى را لایق شنیدن آنها نیافت، همه را با خود به گور برد. ابوموسى در هنگام درگذشت بایزید ۲۲ سال داشت و در طول مصاحبت با وی خود در شناخت و معرفت به مرتبهای رفیع دست یافته بود. از ابوموسى چهار فرزند به جای ماند که یکى از آنان به نام موسى، مشهور به عَمّى (یا عُمّى) بسطامى، احوال بایزید را از قول پدر خود نقل کرده است. مدفن ابوموسى در کنار مزار بایزید قرار داشت و خود وصیت کرده بود که گور او را پایینتر از گور بایزید قرار دهند.
از دیگر مریدان مشهور بایزید ابوموسى دیبلى، خواهرزاده او و از شاگردان و مصاحبان عبدالرحیم بن یحیى اسود دیبلى بود و از فضل و کمال بهره تمام داشت. وی که به ابوموسى ثانى شهرت یافت، در آغاز برای دیدار بایزید به بسطام آمده بود، پس از ملاقات شیفته او شد و در سلک مریدانش درآمد. با این حال، اقامت او در بسطام دائمى نبود و پس از چندی به ارمنستان رفت. سفر ابوموسى به ارمنستان در نظر گروهى از محققان معاصر موجب شده است که اصل او را از دبیل (از شهرهای قدیم ارمنستان) و نه از دَیبُل (از شهرهای دره سند) بدانند. به هر حال، بسیاری از گفتههای بایزید از قول همین ابوموسى دیبلى نقل شده است.
سعید منجورانى، سعید راعى، خطاب طرزی و ابومنصور جینوی نیز از مریدان دیگر او بودند که همه به دست او به طریق زهد و عبادت روی آوردند و از ناقلان سخنان و حکایتهای او بهشمار مىرفتند. به این ترتیب، روایات و اقوال مربوط به بایزید از یکسو به واسطه افراد خانوادهاش و از سوی دیگر از طریق مریدان و نیز کسانى که به دیدار او مىآمدند، نقل و منتشر مىگشت. در سدههای بعد این اقوال از طریق واسطههای دیگری همچون جنید بغدادی – که آنها را بیش از همه از ابوعمران موسى بن عیسى بن آدم، نواده آدم، برادر بایزید، دریافت داشته بود – از فارسى به عربى ترجمه شد و به سرزمینهای غربى اسلام نیز راه یافت.
وفات
بایزید بسطامى در ۷۳ سالگى در زادگاه خود بسطام درگذشت. سال درگذشت او در منابع کهنتر به دو صورت ۲۶۱ق و ۲۳۴ق ثبت شده است. تاریخ اول مستند به سلسله اسنادی خانوادگى است که به برادرزاده بایزید مىرسد و کسانى چون سلمى و خواجه عبدالله انصاری آن را نقل کردهاند و تاریخ دوم که سهلجى آن را ذکر کرده است، با شواهد غیرمستقیمى همچون دیدار بایزید با شقیق بلخى (د ۱۹۴ق/۸۱۰م) و نیز گفتوگوی بایزید با مرید او که در منابع مختلف آمده است و همچنین حکایت انتظار او برای رسیدن جواب بایزید و درگذشتش پیش از رسیدن جواب تأیید مىشود. اما از سوی دیگر ابن خرقانى به نقل از ابن فوطى مورخ بغدادی آورده است که بایزید در زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز (۹۹-۱۰۱ق)، خلیفه اموی متولد شد. همو در جای دیگری از این کتاب آورده است که شیخ ابوالحسن خرقانى ۱۷۱ سال پس از مرگ بایزید به دنیا آمد. با توجه به تاریخ درگذشت خرقانى (۴۲۵ق) و اینکه او ۷۳ سال زیسته است، تاریخ درگذشت بایزید ۱۸۱ق خواهد بود. همچنین در برخى از منابع کهن، ابراهیم هروی، معروف به ستَنْبه (یا استنبه) را از مصاحبان بایزید و از راویان اقوال او به شمار آوردهاند؛ و از سوی دیگر، ابونعیم اصفهانى در حلیهالأولیاء، همین ابراهیم هروی را از نزدیکان ابراهیم ادهم (د ۱۶۶ق) خوانده است. بهاین ترتیب، شاید بتوان دوران حیات او را در اواخر سده ۲ق/۸م قرار داد، و در این صورت مسأله شاگردی او در محضر امام صادق(ع) و دیدارش با شقیق بلخى نیز محتملتر مىنماید و بعید نیست که چند کس به نامهای مشابه و نزدیک به هم از این خاندان در اواخر سده ۲ق و اواسط سده ۳ق مىزیستهاند و سالهای وفات آنها با هم خلط شده است.
مزار بایزید در بسطام از همان ابتدا مورد توجه صوفیان و اهل ذوق و عرفان قرار گرفت که برای تبرک و کسب فیض به زیارت آن مىآمدند و گاهى نیز چندی در آنجا مجاور مىشدند.
میراث معنوی
میراث معنوی بایزید بیش از همه در میان اعضای خاندانش و بهخصوص فرزندان و نوادگان برادرش آدم باقى ماند که تا سالها پس از درگذشت او سخنان و حکایتهایش را برای جویندگان و مشتاقان نقل مىکردند و به پرسشهای کسانى که جویای احوال او بودند، پاسخ مىدادند. تأثیر شخصیت بایزید در میان اطرافیانش چنان بود که پس از او بسیاری از فرزندان این خانواده به احترام او طیفور یا ابویزید و یا حتى به نام پدر و برادران او عیسى، على و آدم نامیده مىشدند. همین امر ظاهراً باعث شده است که مورخان و تذکرهنویسان گاه دچار اشتباه شده، بعضى نامها را با یکدیگر خلط و در سلسله نقلقولها خطا کنند. ابن خرقانى نیز با نسبت دادن فرزند پسری به نام آدم به بایزید، فرزندان و نوادگان ابوموسى اکبر را، فرزندان بایزید و سپس جانشینان او معرفى کرده است.
بزرگى شخصیت معنوی بایزید بدان پایه بود که اغلب ص
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 