پاورپوینت کامل امامزاده محمد هلال بن علی اصفهان ۳۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امامزاده محمد هلال بن علی اصفهان ۳۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امامزاده محمد هلال بن علی اصفهان ۳۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امامزاده محمد هلال بن علی اصفهان ۳۴ اسلاید در PowerPoint :
محتویات
۱ مشخصات هلال بن علی
۲ ولادت و نسب
۳ نحوه هجرت به آران و بیدگل
۴ تاریخچه و مشخصات آستانه
۵ منابع
مشخصات هلال بن علی
نام: «محمد اوسط»
لقب: هلال مشهور به «هلال علی»
پدر: حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام
مادر: امامه «نوه حضرت رسول صلی الله علیه و آله»
تولد: شب اول ماه مبارک رمضان «سال ۱۴ هـ.ق»
محل تولد: مدینه منوره
زمان هجرت: بعد از واقعه عاشورا «سال ۶۱ هـ.ق»
مسیر هجرت: طائف، طوس، قم، آران
مدت اقامت در آران و بیدگل: سه سال
وفات: شب جمعه دهه آخر رمضان «سال ۶۴ هـ.ق»
محل دفن: آران و بیدگل.
ولادت و نسب
محمد اوسط علیه السلام، فرزند بلافصل امام علی علیه السلام و امامه میباشد. امامه ثمره ازدواج ابوالعاص و زینب بوده، که زینب نیز یکی از دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله است. پس از شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها بنابر وصیت ایشان، حضرت علی علیه السلام امامه را برای سرپرستی فرزندانش به عقد خود درآورد. بنابراین نسب حضرت محمد هلال از طرف مادر با دو واسطه به رسول گرامی اسلام میرسد.
حضرت محمد هلال بن علی علیه السلام در شب اول ماه مبارک رمضان سال ۱۴ هجری قمری در مدینه منوره متولد گردیدند. امیرالمؤمنین علیه السلام برای ادای نماز مغرب به مسجد رفته بود که قنبر، غلام آن حضرت، خبر ولادت این نوزاد را به مولایش داد. حضرت با شنیدن این خبر خوشحال گردید و برای ادای شکر این نعمت به آسمان نگاه کرد. چون چشمش به هلال ماه رمضان افتاد و ماه هم نو شده بود فرمود: «اَلحَمدُلِله هذا هِلالٌ وَجهُهُ. شکر خدای را که فرزندی به ما کرامت نموده که رویش همچون ماه است». به همین مناسبت او را «محمد هلال» نام گذاشتند و از آن پس بود که به «هلال علی» شهرت یافت.
نحوه هجرت به آران و بیدگل
زمانی که هلال بن علی و عون بن علی علیهما السلام در طائف بودند، خبر شهادت امام حسین علیه السلام و یارانشان به آنها رسید و پس چند روز به عزاداری و سوگواری پرداختند. پس از آن طائف را ترک گفتند و به سوی خراسان که در آن زمان مرکز بسیاری از شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام بود روانه شدند. پس از ورود به خراسان در شهر طوس اقامت گزیدند، مردم آن دیار از ورود آن ها آگاه شده و گروه گروه به دیدارشان میرفتند و گرد آنان جمع میشدند.
حاکم وقت طوس – قِیس بن مُرّه – در آن زمان به طائف و بطحا رفته و مغیره – پسر عمّش – را جانشین خود قرار داده بود. چون مغیره از ورود هلال بن علی و عون بن علی علیهما السلام و گرد آمدن انبوه شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام به دور آن ها مطلع شد، از ترس آن که مبادا شورشی علیه او یا حاکم طوس برپا شود، قیس را از این جریان آگاه ساخت. او بلافاصله خود را به طوس رساند، لشکری مهیا ساخت و مغیره را به فرماندهی سپاهی دیگر نصب کرد و آن دو بزرگوار و یارانشان را به نبرد طلبید.
هلال بن علی و عون بن علی علیهما السلام به اتفاق دوستان و یارانشان، برای دفاع از خود از شهر خارج شدند و با لشکر قیس و مغیره به نبرد پرداختند. نبرد تا آغاز شب ادامه یافت که بسیاری از یاران و شیعیان مجروح و کشته شدند و عون بن علی علیه السلام نیز شهید گردید. شبانگاه، چون حضرت محمد هلال علیه السلام از شهادت برادر مطلع شد با کثرت سپاه دشمن و کمی یاران، چاره را در آن دید که شبانه طوس را ترک و به نقطهای دیگر مهاجرت کند.
پاسی از شب گذشته بود که حضرت، یاران باقیمانده را به حضور طلبیده و آنها را در ادامه نبرد یا ترک آن به اختیار خود گذاشت، سپس با آنان وداع کرد و شبانه خود را به قلب سپاه دشمن زد و با کشتن و زخمی کردن عدهای، در حالی که خود نیز مجروح شده بود به نقطهای نامعلوم روانه گردید. طول شب را به پیمودن راه و بیراههها گذراند. صبحگاهان به تپهای رسید که چشمه آبی در کنار آن روان بود، نماز صبح را به جای آورد. هنگامی که هوا روشن شد نگاهی به اطراف خود افکند، از دور کلبهای دید که در کنار آن زن کهن سال و دختر جوانی ایستادهاند، خود را به آن جا رساند. با نزدیک شدن حضرت به کلبه، پیرزن جلو آمد، سلام کرد و از او خواست از اسب پیاده شود. پیرزن اسب او را گرفت و کنار کلبه بست و ایشان را به داخل کلبه فراخواند. محمد هلال علیه السلام وارد کلبه شد، پیرزن از او سؤال کرد: «ای جوان کیستی؟ از کجا میآیی و این زخمها چیست؟» حضرت در پاسخ گفتند: «ای مادر! من مردی تاجرم، حرامیان به قافله ما حمله کردند. تعدادی را کشتند و برخی را مجروح و زخمی کردند، من نیز با آنها نبرد کردم و زخمی شدم و برادرم نیز کشته شد. چون شب فرارسید از میان آن ها بیرون آمدم، تمام شب در راه بودم و هم اکنون به این جا رسیدم».
پیرزن، زخمهای حضرت را مرهم نهاد و طعامی برایش مهیا ساخت. سپس سؤال کرد: «ای جوان، چهره و جمال تو به اولاد ابوتراب مینماید، تو را به محمد و آل او سوگند میدهم به من بگو که تو کیستی؟ نامت چیست و از کدام قبیلهای؟». حضرت محمد هلال علیه السلام در جواب فرمودند: «ای مادر، نامم محمد هلال علیه السلام و فرزند علی بن ابیطالب علیه السلام هستم».
پیرزن چون نام علی علیه السلام را شنید با دخترش به دست و پای آن حضرت افتادند و از سر شوق گریه کردند، پیرزن نیز خود را معرفی کرد و گفت: «من و دخترم نیز از شر کافران و ستمکاران به این مکان پناه آوردهایم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 