پاورپوینت کامل جریان‌شناسی فتنه احمد الحسن ۹۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
6 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل جریان‌شناسی فتنه احمد الحسن ۹۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جریان‌شناسی فتنه احمد الحسن ۹۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل جریان‌شناسی فتنه احمد الحسن ۹۱ اسلاید در PowerPoint :

پاورپوینت کامل جریان‌شناسی فتنه احمد الحسن ۹۱ اسلاید در PowerPoint

جریان احمد الحسن یکی از جریان‌های درون شیعی است که در دهه اخیر و از سال ۲۰۰۳ میلادی ظهور و بروز پیداکرده است. این جریان دارای نقشه راه و سناریویی از پیش تعیین‌شده است که آن را از دعوت‌ها و تفکرات انحرافی پیشین متمایز ساخته و در ردیف جریان‌هایی همچون فرقه بهاییت و تصوف فرقه‌ای قرارداده است. جریان احمد الحسن، همانند بسیاری از فرق انحرافی، بیش از آنکه یک فرقه دینی بوده باشد، یک جنبش سیاسی است که باهدف ایجاد اختلاف و فتنه و انحراف در کشورهای اسلامی شیعی تشکیل‌شده و علاوه بر آن، درصدد آن است تا با تخریب جایگاه علماء و ناکارآمد جلوه دادن علوم دینی در حوزه‌های علمیه و با تبدیل نیابت عامه فقیه به نیابت خاصه خود، مردم را از فقها جدا کرده و به گمان خود، زمینه را برای فروپاشی حوزه‌های علمیه فراهم نماید.
حدیث‌گرایی افراطی و دوری از عقل از ویژگی‌هایی است که با اندیشه این جریان گره‌خورده و بر همین اساس در ورطه بینش تکفیر افتاده‌اند. این جریان با کنار گذاشتن عقل و با رویکردی افراطی به حدیث و البته با تدلیس، تقطیع و تأویل احادیث، توان فهم روایات را از پیروان خود سلب کرده و فضا را به‌نوعی ترسیم کرده است که حتی در صورت تعارض بدیهیات عقلی با روایات ضعیف و حتی مجعول، بدیهیات عقلی را انکار می‌کنند.
این جریان انحرافی با استفاده از منابع مالی نامعلوم اما فراوان، فعالیت‌های تبلیغی خود را با تأسیس شبکه ماهواره‌ای و رادیو، ساخت برنامه‌های تبلیغاتی، چاپ کتاب و جزوات، تبلیغ چهره به چهره و برپایی موکب‌های اربعینی پی گرفت و برخی از افراد را که از معلومـات مهدوی و حدیثـی‌ اندکی برخوردار می‌باشـند، جذب خود نمود.

فهرست مندرجات

۱ – شخصیت‌شناسی
۱.۱ – اصل و نسب
۱.۲ – شهرت به الحسن
۱.۳ – بررسی سیادت احمد
۱.۴ – ورود به حوزه صدر
۱.۵ – آشنایی با المشتت
۱.۶ – آغاز فعالیت‌های تبلیغی
۱.۷ – ادعای یمانیت
۱.۸ – قیام مسلحانه
۲ – ساختار تشکیلاتی جریان
۲.۱ – لجنه علمی
۲.۲ – لجنه دینی
۲.۳ – لجنه امنیتی
۲.۴ – لجنه اطلاع‌رسانی
۲.۵ – تأمین مالی
۲.۶ – لجنه نظامی
۳ – ویژگی‌های جریان
۳.۱ – بینش فکری
۳.۲ – روش تبلیغی
۳.۳ – اختلاف و انشعاب
۴ – پانویس
۵ – منبع

شخصیت‌شناسی

فردی بانام احمد الحسـن در عراق، ادعاهـای دروغـینی درزمینه ارتباط و نیابت از امام زمان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) مطرح کرده است. طرفداران او مدعی‌انـد که این فرد، طبق روایـات و وعـده‌هـای امامـان معصـوم همـان یمانی موعود، که فرزند باواسطه، وصـی و فرستاده امام مهـدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) اسـت. آن‌ها براین باورند احمد بصری، همان مهدی اول است و معتقدنـد کـه پـس از وفات حضرت حجت، احمد حکومت را به دسـت مـی‌گیـرد.

اصل و نسب

احمد اسماعیل صالح السلمی البصری (۱۹۶۸م)، معروف به «احمد الحسن الیمانی» رهبر یکی از جریان‌های نوظهور در مسیر مهدویت است. وی خود را پنجمین فرزند باواسطه امام دوازدهم (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) دانسته و نسب خود را این‌گونه تشـریح کـرده اسـت: «احمد، فرزند اسماعیل، فرزند صالح، فرزند حسین، فرزنـد سـلمان فرزند محمد بن حسن عسکری (امـام زمـان) فرزنـد حسن عسکری فرزند علـی فرزنـد محمـد فرزنـد علـی فرزنـد موسی فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علی سجاد فرزند حسین فرزند علی بن ابی‌طالب».
این نسب‌نامه ساختگی، در حالی است که بنا بر نظر شیروان الوائل وزیر امنیت دولت عراق و گروهی از طوایف بصره، احمد از طایفه «همبوش» و از قبیله «ابوسویلم» در ناصریه بصره بوده و این طایفه، از سادات محسـوب نمی‌شوند. نسب کامل او چنین است: «احمد بن اسماعیل بن صالح بن حسین بن سلمان بن داوود بن هنبوش.»

[۱] الصنهاجی، مهدی بن تومرت، ادعیاء المهدویه، ص۱۲۱.

نام پدر احمد بصری، «اسماعیل» و نام مادرش «بثینه نجم» می‌باشند.
شگرد جعل نسب‌نامه و انتساب خود به خاندان اهل‌بیت، از دیربـاز در میان مدعیان، مرسوم بوده است؛ برای نمونه، در مورد ابن تومرت نیـز چنین می‌گویند: ابن تومرت از مدعیان مهدویت، برای خـود نسـب‌نامـه‌ای علـوی ساخت، تا مهدی بودن وی با روایتی که فرموده «مهدی از عترت من است» هماهنگ باشد. سعد محمد حسـن در کتـاب المهدیـه فـی الاسـلام‌ ایـنگونـه می‌نویسد: خون و گوشت ابن تومرت از بربری‌های شمال آفریقا است؛ ازاین‌رو ما او را در لیست مهدی‌هایی قرار می‌دهیم کـه از اهل‌بیت نبودند و ادعای مهدویت کردند.

[۲] عرفان، امیرمحسن، قبیله تزویر، ص۱۲۰.

شهرت به الحسن

مریدان احمد بصری، او را با عنوان احمد الحسن نام‌گذاری می‌کنند و علـت بـه کار بردن نام «الحسن» برای او را استناد به این روایت می‌دانند: «یسمه باسم جده رسول‌الله و یکنیه بکنیته و ینسبه الی ابیه الحسن…».

[۳] اسماعیل، احمد الحسن، الجواب المنیر، ج۱، ص۱۷۳.

بر اساس این روایت علت بـه کار بردن نام «الحسن» برای او منسوب بودن به امام حسن عسـکری (علیه‌السّلام) است.
اما با توجه به اینکه عشـیره «ابوسـویلم» در سـه منطقه ناصریه و بصره و کربلا مسـتقر هسـتند، سـاکنین این عشـیره در ناصریه و بصـره را بـا عنـوان «آل حسـن» و سـاکنین کربلا را «بنـی حسـن» نامیده‌انـد؛ از این رهگـذر، احمـد نیـز کـه از عشـیره مسـتقر در بصره اسـت، با عنوان «الحسـن» شـناخته می‌شـود و اساساً عشـیره ابوسـویلم از سـادات نمی‌باشـند.

[۴] البصری، ناصـر مهدی محمـد، الطامه الکبری، ص۱۸.

بنابراین استناد به روایت نمی‌تواند دلیل بر نام‌گذاری او به الحسن باشد.

بررسی سیادت احمد

احمـد الحسن (بصری) بـرای اثبـات سـیادت خـود بـه یـک رؤیا متمسـک شـده و خـود را فرزند امام مهـدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) نامیـده اسـت. ‌ایـن در حالـی اسـت که وی از قبیله هنبوش از عشیره البوسویلم است که هیچ‌کدام از آنان دارای سیادت نیستند. نکته قابل‌توجه اینکه، برای اثبات سیادت بایستی ادله کافی در دست مدعـی باشـد تـا بتـوان سـیادت را در حـق وی پذیرفـت؛ لـذا به‌صرف دیـدن یـک رؤیـا نمی‌توان ادعـای سـیادت کـرده و انتظـار پذیـرش آن را از دیگـران داشت.
در گذشـته سـیادت افـراد از راه‌هایـی ماننـد: دیـدن شجره‌نامه و شهادت دو نفر عادل به اثبات می‌رسید؛ اما علاوه بر این روش‌ها، از راه‌های دیگری دراین‌باره می‌توان بهره جسـت: الف. شهرت محلی به سیادت از قدیم‌الایام (شیوع زیستی.)
ب. بررسـی اطلاعاتـی کـه از نسـل قبـل بـه نسـل بعـد راه‌یافته اسـت؛ حال این اطلاعـات می‌خواهد کتبی باشـد، مانند اسـناد: وقـف‌نامه، مبایعه‌نامه (خریدوفروش)، مناکحه‌نامه (عقدنامه)، صلح‌نامه و… و یا شفاهی، همچـون: یـادآوری نـام پـدر، جـد، جـد اعلـی و بالاتـر و محل زندگـی آنان.
ج. شهادت اهل خبره (نسب‌شناسان.)اما احمد بصری بدون ارائه دلیل و سند و تنها بر اساس یک رؤیا ادعای سیادت نموده و خود را فرزند فرزند امام مهـدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) نامیـده اسـت. ‌

ورود به حوزه صدر

احمد بصری در سال (۱۹۹۲م) از دانشکده مهندسی در رشته معماری فارغ‌التحصیل گردید و تا سال (۱۹۹۹م) هیچ سندی از زندگی و فعالیت‌های وی در کشور عراق در دست نیست. در سال (۱۹۹۹م) به نجف اشرف رفته و مدت کوتاهی در حوزه حضرت آیت‌الله محمدصادق صدر (رحمه‌الله‌علیه) حاضر شد.
احمد بصری در سایت رسمی خود درباره ماجرای تحصیل علوم حوزوی خود می‌گوید: «مـن بـه نجف اشرف رفتـه و باهدف تحصیـل علـوم دینیـه در آنجـا سـکونت کـردم ولـی بعدازآنکه وارد حـوزه شـدم و از مجموعـه دراسـات‌ ایـن حـوزه مطلـع شـدم، دیـدم کـه در حـوزه یـک سـری خلـل بسـیار بـزرگ دیـده می‌شـود و صرفاً و احکام شرعیه را مطالعـه می‌کنند و هیچ‌گاه قرآن کریم یا سنت شـریف نبوی یـا احادیـث محمـد و آل محمـد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تدریـس نمی‌شود و آن‌ها درس اخـلاق الهـی کـه بـر هـر مؤمنی تخلـق بـه آن اخـلاق واجـب اسـت را کنـار گذاشته‌اند. پـس بـه ‌ایـن دلیـل تصمیـم گرفتـم از حـوزه دوری کنـم و در خانه‌ام گوشـه عزلـت گرفتـه بـا بعضـی و علـوم حـوزوی را بـدون هیـچ کمک‌کاری تنهـا خوانـدم و … ولـی آنچه باعـث شـد تـا مـن بـه حـوزه علمیـه نجف اشرف راه یابم این بـود کـه مـن در رؤیا امام زمـان (علیه‌السّلام) را دیـدم کـه بـه مـن دسـتور داد تـا بـه حـوزه علمیـه نجـف بـروم وی ازآنچه برایـم اتفـاق خواهـد افتـاد خبـر داد و هر آنچه وی گفتـه بـود همـان شـد.»

[۵] http://almahdyoon.org

آشنایی با المشتت

احمد الحسن در سال (۱۹۹۹م) با فردی به نام «شیخ حیدر مُشتت چاسب القحطانی آل مُنشّد» معروف به ابوحسن در حوزه علمیه آشنا شد و در همان سـال بـه علـت نامعلـوم و بـه همـراه حیـدر المشـتت در زنـدان ابوغریـب زندانـی شـدند، تـا اینکه بنا به درخواسـت صلیب سرخ جهانی، نـام آنـان در میـان لیسـت زندانیـان ابوغریـب در روزنامه‌هـای بغـداد منتشـر گردیـد. او پـس از آزادی از زنـدان دوبـاره بـه حـوزه برگشـته و پـس از تحصیل دروس حوزوی، در سـال (۲۰۰۳م) ادعای خود را بر اسـاس یک رؤیـا و خـواب آغـاز کـرده و خـود را فرزند امام زمـان (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) معرفـی کرد.

[۶] اسماعیل، احمد الحسن، الجواب المنیر، ص۸۲.

او پس‌ازآن، حیدر مشتت را در سِمت یمانیت وزارت امام دوازدهم (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) قرارداد و با زیر سؤال بردن نیابت عامه فقها و ادعای فساد مالی در حوزه‌های علمیه و ناکارآمدی دروس، هر دو از ادامه تحصیل در حوزه علمیه انصراف دادند.

[۷] ذوالفقار، ذوالفقار علی، الحرکات المهدویه، ص۱۵۲.

آغاز فعالیت‌های تبلیغی

احمد بصری و حیدر مشتت، پس از انصراف از حوزه علمیه، جهت نشر عقاید و تجهیز قوای نظامی خود، خانه‌ای را به‌عنوان مکتب امام احمد بصری و یمانی موعود در محله صریفه در منطقه سهله در نظر گرفته و در آنجا سکونت یافتند.

[۸] دراسه تحلیلیه حول الحرکات المهدویه، ص۷.

با توجه به وجود نیروهای صرخی در کربلا و نجف و مخالفت شدیدشـان با انصار احمد بصری، حیدر مشـتت به بغداد رفتـه و بـا همراهـی ضیاء الکرعاوی اقـدام بـه تشـکیل موسسـه القائـم و انتشـار نشـریه «القائـم» نمـود تـا بدین‌وسیله بتوانـد احمـد بصـری را تبلیـغ کنـد. احمـد بصـری نیـز وارد بصـره شـده و نشریه «الصوت الحق الاسـبوعیه التی تـروج للفکر المهدوی» اقـدام بـه گسـترش دعـوت انحرافی خـود نمود.

[۹] ذوالفقار، علی ذوالفقار، الحـرکات المهدویه، ص۱۵۳.

حیدر مشتت اولین مسافرت تبلیغی‌ا‌ش را از محل زندگی خود (العماره در جنوب عراق) آغاز نموده و مردم را به‌سوی سفیر امام دوازدهم (علیه‌السّلام) و یمانیت خود دعوت کرد. مشتت در سال (۲۰۰۰م) به همراه شخصی به نام «عیسی المزرعاوی» معروف به سیدصالح (ابو شاهد) وارد ایران شد و به سمت شهر مقدس قم آمده و پس از دیدار با فردی به نام حسن راضی الکعبی برنامه‌های تبلیغی خود را آغاز نمود. لذا اولین دیدار خود را با آیت‌الله روحانی و شیخ علی کورانی و ارسال نامه دعوت به ۲۴ تن از مراجع و فضلای حوزه علمیه قم، آغاز کرد و پس از تحمل شش ماه زندان در ایران، به عراق بازگشت.
لازم بـه ذکـر اسـت، بـا توجـه بـه اینکـه نسـب حیـدر مشـتت بـه قحطـان بازگشـت داشـته و نـام «القحطانـی» را بـه دنبـال داشـت، لـذا احمـد بصـری از این فرصـت اسـتفاده کـرده و او را یمانـی نامید تـا بتوانـد بـه اهـداف خـود دسـت یابـد. ‌ایـن در حالی اسـت کـه برخـی از روایـات، یمانـی را بـا نسـب قحطانـی معرفـی کرده‌انـد. چنانچـه آمـده اسـت: «لا تقـوم السـاعه حتـی یخـرج رجـل مـن قحطـان یسـوق النـاس بعصـاه»؛ زمـان ظهـور فـرا نمی‌رسـد مگـر آنکـه مـردی از قحطـان خـروج کنـد و مـردم را با عصا پیـش برانـد.

[۱۰] ابن اثیر، مجدالدین، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، ج۲، ص۴۲۳.

ادعای یمانیت

احمد بصری در سال (۲۰۰۳م) طی بیانیه‌ای یمانیت را از خود سلب کرده و اعلام کرد: «فاعلمـوا ایهـا النـاس انه لایمانـی الا کان لی کیمینی داعی لامری‌هادی لصراط الله الـذی اسـیر علیـه بارشـاد ابـی الامـام المهـدی محمـد بـن الحسـن (علیه‌السّلام). ». ..؛ ‌ای مـردم بدانیـد! هیـچ یمانـی وجـود نـدارد مگـر اینکـه در سـمت راسـت مـن قرارگرفته و فراخـوان کننـده بـه امر ما اسـت. امری که هدایت‌کننده به راه خداسـت و یمانـی بـا ارشـاد پـدرم مهـدی (علیه‌السّلام) حرکـت می‌کند. در این میان بر اساس شهادت شاهدان عینی، تنها فردی که در مکتب احمد بصری با عنوان «یمانی» شناخته می‌شد، کسی نبود جز شیخ حیدر مشتت که در همان ایام با در دست داشتن این بیانیه، در شهرهای مختلف حاضر می‌شد و خود را یمانی و احمد بصری را فرزند وصی امام مهدی (علیه‌السّلام) معرفی می‌کرد.
در سال (۲۰۰۵م) با بروز اختلافات عدیده‌ای بین احمد بصری و حیدر مشتت، احمد بصری در تناقضی آشکار، با انتشار بیانیه‌ای، خود را به‌صورت توأمان وصی امام (علیه‌السّلام) و یمانی موعود معرفی کرده و گفت: «وامـری ابیـن مـن الشـمس فـی رابعـه النهـار و انـی اول المهدییـن و الیمانـی الموعـود.» ؛ ‌امـر مـن روشـن‌تر از خورشـید در وسـط روز اسـت و مـن اولیـن مهـدی و همـان یمانـی موعـود هسـتم.

[۱۱] الصنهاجی، مهدی بن تومرت، ادعیاء المهدویه، ص۱۲۱.

قیام مسلحانه

احمدالحسـن بـا همراهـی فردی به نام عبـدالزهـره الکرعـاوی در سـال (۲۰۰۷م) پادگانـی را در منطقـه الزرکه (بیـن نجـف و کربـلا) تأسیس و قیام مسـلحانه‌ای را علیه علمـاء شـیعه آغـاز کـرد تـا در روز تاسوعا بـه نجف اشرف حملـه کرده و همه آنان را قتل‌عام کند. این اقدام که به سـرکردگی احمد اسـماعیل بصری (احمد الحسـن) هدایـت می‌شـد قبـل از هـر اقدامـی بـا مداخلـه قـوای امنیتـی عـراق بـا شکسـت مواجـه شـد. در این درگیـری، تعداد ۳۴۳ نفر کشته و ۱۰۸۹ نفـر دسـتگیر شـدند کـه ۲۰۰ نفـر از کشته‌شدگان مربـوط بـه انصـار احمد اسماعیل بصری بود. قابل‌توجه اینکه کرعاوی در این درگیری کشته‌شده و احمد الحسن نیز پس‌ازآن مفقود گردید. پس از شکست در الزرکه و مفقود شـدن احمدالحسـن، جریان دچار انشـقاق شـد.

[۱۲] بغـداد، معـد فیـاض، الشـرق الاوسـط، جمعـه ۱۴ محـرم ۱۴۲۸.

ساختار تشکیلاتی جریان

احمد بصری پس ا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.