پاورپوینت کامل آزادی و آزاداندیشی در حوزه; شخصی یا سازمانی ۶۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آزادی و آزاداندیشی در حوزه; شخصی یا سازمانی ۶۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آزادی و آزاداندیشی در حوزه; شخصی یا سازمانی ۶۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آزادی و آزاداندیشی در حوزه; شخصی یا سازمانی ۶۱ اسلاید در PowerPoint :
۳۶
آزاداندیشی در نهاد روحانیت و حوزه علمیه شیعی از دیرباز دغدغه بسیاری از عالمان بوده است. این مسأله با توجه به موانع و تنگناهایی که به ویژه برای فیلسوفان وضع می شد قابل تأمل است. صدرالمتألهین شیرازی، به عنوان یکی از دانش آموختگان حوزه علمیه در برهه ای از زمان به ناچار مجبور به ترک خانه و کاشانه و کرسی درس و بحث خود می شود و به روستای دورافتاده کهک در نزدیکی قم هجرت می کند و برای مدتها در آنجا ساکن می شود. اگرچه گفته شده است که به دلایلی سایه تکفیر نیز بالای سر وی بوده و همین مسأله موجبات ترک درس و بحث را فراهم آورده اما آنچه روشن است جامعه علمی زمانه وی تاب تحمل دیدگاههای روشن اندیشانه و متفاوت او را به ویژه در ارائه مکتب جدیدی از فلسفه اسلامی با عنوان حکمت متعالیه نداشته است و وی به سبب آزاداندیشی، رحل اقامت در روستای کهک را بر جان می خرد و از مراکز و مجامع علمی دور می شود.
کالبد شکافی این مسأله در آثار صدرالمتألهین نشان می دهد هجرت وی نه به سبب آموزههای اسلامی شیعی، بلکه برداشتهای نارس و ناقص گروهی بوده است که جامه زهد و فقه بر تن کرده و از موضع دین فتوا صادر کرده و عالمان واقعی و راستین را به اجبار خانه نشین می کردند. شاید این امری محتوم در همه نظامهای سلطانی بوده باشد که بنابر آنچه امام علی(ع) فرموده است عالمان راستین، لب فرو بسته و جاهلان صدرنشین شده اند. اما این مشکله چگونه در نهاد روحانیت شیعی پا گرفته است؟ و چرا بسیاری از عالمان روشن اندیش در برهه های خاصی با دشواری هایی مواجه می شدند؟
آیت الله مرتضی مطهری در تداوم مکتب حکمت متعالیه به این مهم توجه کرده و درباره آزاداندیشی این نهاد کهن شیعی مطالب عمیقی ارائه کرده است. ایشان در بحثی مبسوط به آسیب شناسی این مسأله پرداخته و مشکل اساسی در سازمان روحانیت را فقدان حریت و آزادمنشی روحانیت شیعی شمرده است. مشکلی که به مقدار زیادی توانسته است جامعه علمی روحانیت شیعی را در وضعیت رکود و سکون قرار دهد:
چرا در میان ما ]روحانیت شیعی [سکوت و سکون و تماوت و مرده وشی بر حریت و تحرک و زنده صفتی ترجیح دارد و هر کس که بخواهد مقام و موقع خود را حفظ کند، ناچار زبان در کام می کشد و پای در دامن می پیچد؟۱
پاسخ او همانا فقدان حریت در میان عالمان شیعی به لحاظ مسائل معیشتی و اقتصادی است. او با مقایسه سازمان روحانیت سنّی در مصر با سازمان روحانیت شیعی در ایران به نتایجی جالب دست یافت. از جمله این که روحانیت سنّی در مصر، برخلاف روحانیت شیعی در ایران، از نظر مالی به مردم وابسته نیست، بلکه از سوی دولت و قدرت سیاسی پشتیبانی می شود. در نتیجه، روحانیت سنّی مصر برخوردار از حریت عقیده بوده، ناچار نیست به دلیل عوام زدگی به کتمان حقایق بپردازد، بلکه در مواجهه با مسائل شرعی و اجتماعی بدون هراس به تبیین آزاداندیشانه مسائل شرعی مبادرت می ورزد. در مقابل، روحانیت شیعی در ایران به دلیل همان وابستگی معیشتی به مردم، از جرأت و جسارت لازم برای تبیین مسائل و موضوعات علمی دینی برخوردار نیست و در نتیجه، دست به کارهایی می زند که از نظر فکری سطحی بوده و از حوزه فکر عوام خارج نیست.۲
استاد مطهری در یک بحث جامعه شناسانه به تبیین این مشکله می پردازد که به دلیل فقدان آزادی و آزاداندیشی از رشد و رونق دانش در جوامع شیعی به شدّت کاسته شده، نوآوری و خلاقیتی به چشم نمی خورد و یا کمتر مشاهده می شود. اگرچه ایشان در سایر مباحث خود به اندازه کافی بر این نکته تأکید کرده است که برای این که مردم به رشد فکری نایل شوند، می بایست به آنان آزادی داده شود. در این باره معتقد است اگر مردم صدبار هم اشتباه کنند باز هم نباید آزادی از آنان دریغ شود.
اگر شما بخواهید این را به مردم تحمیل کنید و بگویید شما نمی فهمید و باید حتماً فلان شخص را انتخاب کنید، اینها تا دامنه قیامت مردمی نخواهند شد که این رشد اجتماعی را پیدا کنند. باید آزادشان گذاشت تا فکر کنند، تلاش کنند، آن که می خواهد وکیل بشود، تبلیغات کند، آن کس هم که می خواهد انتخاب بکند، مدتی مردد باشد. یک دفعه انتخاب کند، بعد به اشتباه خودش پی ببرد، باز دفعه دوم و سوم تا تجربیاتش کامل بشود و بعد به صورت ملتی در بیاید که رشد اجتماعی دارد. اگر به بهانه این که این ملت رشد ندارد و باید به او تحمیل کرد، آزادی را برای همیشه از او بگیرند، این ملت تا ابد غیر رشید باقی می ماند. رشدش به این است که آزادش بگذاریم، و او در آن آزادی ابتدا اشتباه هم بکند. صدبار هم اگر اشتباه بکند باز باید آزاد باشد. ۳
در جایی دیگر نیز تأکیداتی بیشتر در این زمینه دارد. از جمله این که:
اگر به مردم در مسائلی که باید در آنها فکر کنند، از ترس این که مبادا اشتباه بکنند، آزادی فکری ندهیم یا روحشان را بترسانیم که در فلان موضوع دینی یا مذهبی مبادا فکر بکنی، که اگر فکر بکنی و یک وسوسه کوچک به ذهن تو بیاید، به سر در آتش جهنم فرو می روی، این مردم هرگز فکرشان در مسائل دینی رشد نمی کند و پیش نمی رود. دینی که از مردم در اصول خود تحقیق می خواهد خواه ناخواه برای مردم آزادی فکری قائل است.۴
در بند مذکور نیز مطهری از منظر اجتماعی و جامعه شناسی و بحثی در حوزه آزادی های سیاسی، بر تقدّم و اولویت آزادی تأکید کرده است که البته مورد بحث نوشته حاضر نیست. بحث اساسی مطهری، آسیب شناسی تولید دانش در جوامع و حوزه های علمی شیعی است. به هر حال، حاصل مقایسه مطهری بین سازمان روحانیت شیعه و سنّی همانا لزوم و تقدّم و اولویت آزادی بر دانش است.
اگر اتکای روحانی به مردم باشد، قدرت به دست می آورد، اما حریت را از دست می دهد و اگر متکی به دولت ها باشد قدرت را از کف می دهد، اما حریتش محفوظ است، زیرا معمولاً توده مردم معتقد و با ایمانند، اما جاهل و منحط و بی خبر و در نتیجه، با اصلاحات مخالفند و اما دولت ها معمولاً روشن فکرند، ولی ظالم و متجاوز. روحانیت متکی به مردم، قادر است با مظالم و تجاوزات دولت ها مبارزه کند، اما در نبرد عقاید و افکار جاهلانه مردم، ضعیف و ناتوان است، ولی روحانیت متکی به دولت ها در نبرد با عادات و افکار جاهلانه نیرومند است و در نبرد با تجاوزات و مظالم دولت ها ضعیف.۵
فقره مذکور تمامی آن چه استاد مطهری در باب مقایسه دو نوع سازمان دینی می خواهد بگوید، است. البته مطهری به رغم این که در پی مقایسه دو نوع عملکرد و وضعیت دو سازمان آموزشی است اما اتکای اصحاب دانش و معرفت به دولت را با حریت و آزاداندیشی یکسان پنداشته است. ملازمه ای میان وابستگی و اتکای به دولت و آزاداندیشی نیست. به نظر می رسد مطهری بر این نظر است که صرفاً اتکای به مردم باعث عوام زدگی است. با توجه به این که در فضای اقتدارگرایانه دولت های سنّی، قدرت سیاسی تنها به دانش و اندیشه ای امکان بروز و ظهور می دهد که با سلایق اصحاب قدرت در تعارض نباشد. در واقع، می توان گفت که مطهری بدون توجه به عواقب اتکای عالمان به قدرت و نظام سیاسی و برای دست یابی به تحلیلی درست از جایگاه سازمان روحانیت، تنها در پی آشکارسازی بخشی از واقعیت بوده است.
به نظر می رسد طرح استاد مطهری تنها به وابستگی نهاد روحانیت به دولت و قدرت سیاسی می انجامد و وجهه مردمی این نهاد کهن را از بین می برد. آنچه می تواند موجبات این استقلال را فراهم آورد با گفتگو و استقلال فکری ممکن می شود و نه در وابستگی مالی به دولت. مهم نیست سازمان روحانیت به لحاظ مالی به کجا و به چه منبعی متصل باشد، مهم این است که این سازمان بتواند مشکلات فکری جامعه را با آزاداندیشی حل و فصل کند و منابع مالی نتواند کمترین مجالی برای تأثیرگذاری در پی داشته باشد. چنانچه امروزه دانشگاه ها در منابع مالی خود وابسته به دولت هستند اما هر آنچه در مسائل فکری در این مراکز پدید آمده و می آید خوشایند دولت و دولتیان نیست.
البته نگارنده این گونه نمی اندیشد که قدرت سیاسی و دولت دستگاه معرفت سازی خود را بنا کرده و به تولید دانش می پردازند اما از این مسأله مهم هم غفلت نمی کند که پشتیبانی دولت می تواند امر تولید دانش و اندیشه ورزی را تسهیل و یا حتی در برخی موارد جهت دهد. از همین رو است که با نگاهی به تاریخ دانش و دانشمندان متوجه می شویم که بسیاری از آنان با محدودیت های زیادی مواجه بوده اند و در سکوت و بی توجهی به تولید دانش پرداختهاند و چه بسیار که دانش تولیدی آنان در زمانه خودشان با بیمهری مواجه شده است. صدرالمتألهین در زمره یکی از همین عالمان است که اگرچه با دشواریهای بسیاری مواجه شد اما در خلوت و دوری خود از جامعه و حکومت و با درک شرایط فرهنگی، دستگاهی فکری را نظام و قوام بخشید که امروزه یکه تاز مباحث فلسفی است و همه فلسفه های رقیب خود را به حاشیه رانده است.
به هر حال، می توان گفت که آیت الله مطهری به دنبال نهاد و سازمانی است که در آن روحانی از یک سوی به مردم متکی بوده، قدرتش برخاسته از آنان باشد تا بتواند در مقابل تجاوز و تعدّی دولت به حوزه های خصوصی و عمومی شهروندان مقاومت کرده، حقوق آنان را از دولت مطالبه کند و از سویی، دارای حریت رأی و آزادی و آزاداندیشی باشد تا بتواند بی هراس به تبیین مباحث دینی و اجتماعی و تولید دانش و تولید معنا بپردازد. می توان گفت بزرگ ترین دغدغه مطهری، فقدان تولید دانش دینی متناسب با نیازهای روز بود.
استاد مطهری به دنبال آن بود که نهاد و سازمان روحانیت شیعی از قدرت و حریت بطور توأمان بهره مند باشد. اصرار وی بر لزوم آزادی دادن به مردم در راس
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 