پاورپوینت کامل گفت مان قربانی ۵۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل گفت مان قربانی ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل گفت مان قربانی ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل گفت مان قربانی ۵۳ اسلاید در PowerPoint :
۱۲
kashfi@habil-mag.com
• یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَی اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (مائده: ۱۰۵). ای کسانی که ایمان آوردهاید، به خودتان بپردازید هرگاه شما هدایت یافتید آن کس که گم راه شده است به شما زیانی نمیرساند. بازگشت همه ی شما به سوی خداست. پس شما را از آن چه انجام میدادید آگاه خواهد کرد.
• أَو َلَمَّا أَصَابَتْکُم مُّصِیبَهٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَیْهَا قُلْتُمْ أَنَّی هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (آل عمران: ۱۶۵). آیا چون به شما [در نبرد احد] مصیبتی رسید [با آن که در نبرد بدر] دو برابرش را [به دشمنان خود] رساندید، گفتید این [مصیبت] از کجا [به ما رسید]؟ بگو آن از خود شما است. آری خدا به هر چیزی تواناست.
• مَّا أَصَابَکَ مِن حَسَنَهٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِن سَیِّئَهٍ فَمِن نَّفْسِکَ وَأَرْسَلْنَاکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَکَفَی بِاللّهِ شَهِیداًً (نساء: ۷۹). هرچه از خوبی ها به تو میرسد از جانب خداست، و آن چه از بدی به تو میرسد از خود توست، و تو را به پیام بری برای مردم فرستادیم و گواه بودنِ خدا بس است.
• «نفس»؛ این هاویه ی مبهم ناپیدای، که تنها، اندیشنده می داندش، مهم ترین مانع برای توحید است. مهم ترین مانع برای درک وجود. نفس، واقعیتی متناقض، در بود و نبود، که گویی موضوع اصلی ادیان و رسالت انبیاست. تناقض این واقعیت در آن است که کمال ش درگرو نادیدن ش است و انکارش. چنان که نفسی که کمال یافته باشد دیگر خویش نمی بیند و هرچه می بنید جز حق نیست.
• توحید یعنی یگانه و هم وارکردن نفس آن چنان که همه ی اجزا و مراتب و قوای ش در یک جهت، یک سو و یکی شود. و از این جهت است که هم چنان که توحید نفسِ دین است، اصلاح نفس و رجوع به فطرت ش رسالت و سیاست دین! کمال و حیاتِ نفس تنها به توحید میسر است. و نفس موحد را صفاتی است:
• از صفات موحد آن است که نفس خویش، پیش و بیش عتاب می کند تا نفوس دیگران. و آن گاه، یا پس از آن که، اصلاحِ نفس کرد، دیگری به اصلاح می خواند. دیگر آن که مؤمن موحد، بدبین به خویش است و خوش بین به دیگری. آن چنان که فرمود(ع): در تقصیرها برای برادرت هفتاد عذر بیاور و آن گاه که آسوده نشدی خویش ملامت کن۱! و دیگر این که موحد خویش را مکلف می یابد و مسئول. چنان که فرمود(ع): هم آنا به پاسخ گرفته خواهید شد، حتا در قبال بلاد و بهایم!۲ پس توحید مستلزم اقبال به مسئولیت است و فهم تکلیف و درک ذمه. و در مقابل شرک؛ گریز از مسئولیت، خود دیدن و نفی دیگری. آن چنان که کبر و آز و حسد را ریشه ی کفر شمرد۳.
• گفتیم که از شرایط توحید یکی است درک مسئولیت. و این هم در مقابل خداست از جانب خود و هم در مقابل خداست از جانب دیگری. و چرا دیگری؟ چرا مؤمن در برابر دیگران مسئولیت دارد؟ گمان ما این است که به واسطه ی عمل!
• «جامعه چیست؟» پرسشی است مکرر با هزار پاسخ. مشکل اصلی درک مفهوم آن هم به خاطر گریزپایی واقعیت ش است. واقعیت جامعه را چه سان می توان فهمید؟ از راه های فهم جامعه توجه به عمل است و نفس. خلاصه می گوییم و می گذریم؛ آ ن گاه که به نفس رجوع می کنیم و عمل خویش می نگریم، عمده ی اعمال را برگرفته از محیط پیرامونی می بینیم. این «عمقِ»۴ واقعیت جامعه را نشان می دهد. و نیز چون به عمل بنگریم و آثارش بینیم، اثر عمل را فراتر از نفس به سوی حیاتِ جهانی از آدمیان خواهیم یافت. توجه به اثر کنش، بُعد دیگری از واقعیت جامعه را نشان می دهد؛ چنان که توان گفت جامعه نیست جز آثار کنش ها. مثال جالب توجهی را «کرایب» متذکر می شود: دو جوان عاشق هم می شوند، وصل هم طلب می کنند، ازدواج می کنند. نتیجه و اثر این ازدواج تشکیل خانواده است؛ کوچک ترین جزء جامعه؛ تولد یک ساختار۵. کنش گر دست به کنشی می زند، کنش او به دیگری منتقل می شود. تبدیل به سنت می شود؛ یا با کنش های مشابه دیگران انباشت می گردد و ساختاری می سازد. از این جهت است که هر کنش گر در صفت جامعه ش سهیم است. و به عبارتی دیگر هر کنشی «جامعه ساز» است.
• نتیجه ی عمل و کنش مؤمن، جامعه ی سالم است. و مؤمن بصیر آن است که از نتایج عمل ش آگاه باشد. و از هم این آگاهی و توجه است که مؤمن از جانب عمل ش احساس مسئولیت می کند. این مسئولیت نخست به واسطه ی نتیجه ی عمل مؤمن است بر خویش، دوم به واسطه ی تأثیرش بر دیگریِ مخاطب کنش، سوم از نتیجه ی حاصل از کنش، مثل تشکیل خانواده در مثال بالا (نتیجه ی نزدیک) و چهارم به دلیل ساختار و سنتی است که انباشت و تکرار کنش او در پی دارد (نتیجه ی دور). با این توجه فرموده ی حضرت امام المتقین(ع) فهم پذیر شود که: «… حتی عن البلاد و البهائم» و یا «کلکم راع و کلکم مسئولون عن رعیته»۶. فهم از جامعه به مثابه ی نتیجه ی کنش ها، هم تفکیک جامعه از فرد و کنش ش را نشان می دهد و هم پیوسته گی فرد و جامعه را آشکار می کند. هم شاید مقدمه ای پردازد برای درک آیه ی شریف «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (رعد: ۱۱). چون مؤمن به نتیجه ی عمل خود در ایجاد یک رویه، یک هنجار، تثبیت یا تغییر یک ساختار واقف است، به راحتی از خویش احاله ی تقصیر نمی کند و دیگری را متهم. مؤمن خویش را مسئول می بیند.
• جانب دیگری از معنای مسئولیت، «روشن»بودن وجه سوآل است؛ تا چیزی برای کسی روشن نباشد از او وظیفه ای خواسته نمی شود. به عبارتی «حق» است که مسئولیت می آورد و حق واضح، بیّن، فرقان و نور. از هم این جاست که مؤمن پای در جایی می گذارد که برای او چون آفتاب نیم روز روشن است. و باطل نیز برای مؤمن معلوم است؛ چون سیاه در کنار سپید، چون شب از پس روز. پس تا آشکاریِ حق نباشد و فرق ش از باطل، مؤمن دست به عمل نمی زند؛ چه قولی باشد، چه فعلی. و آن گاه که بر او آشکار شد، برای امرِ بدان حق و نهیِ از آن باطل، تا پای جهاد پیش می رود؛ تا دم مرگ.
• اما نفسِ کمال نایافته، برای آن که حق خود بنماید، باطل می زاید. و آن گاه که نفوس کمال نایافته بخواهند حق نمایی کنند، تولد باطل از خلال یک فرآیند ایدئولوژیک صورت می گیرد که مشعر به تکوین یک گفت مان است. پس باطل «برساخته» می شود. و این باطل بر بنایی هر چه دور از دست رس تر، رازآمیزتر، کلی تر، ناپیداتر و شامل تر برساز گردد، «حق»ش هم مبهم تر شود. و بدانیم برای فهم و درک مسئولیت باید، «حق» روشن و آشکار باشد. هرچه حق را، آن طرف داستان را که ما حق ش می نامیم، مبهم تر و ناپیداتر باشد، از چنین «حق»ی نتوان پرسید. نتوان بدان مسئولیت داد و گرفت. نتوان مقصر خواست. «حق» این جا همیشه مدعی است. این است گفت مان؛ بر سایه می رود و می زید، فرزند سایه است و گرگ ومیش گاه. نه به روز تعلق دارد نه به شب.
• و از دیگر قواعد این گفت مان آن است که با «کلیت» می ستیزد. چون باطل شمولیت یافت و کلیت، برای آن که حق تعیین شود، بایست با این کلیت ستیخت. این جاست که روندی از داستان پردازی ها می آغازد؛ سپاهی از باطل . لشکری از سیاهی ها و ستم ها. و «حق» تنها؛ مردی در مقابل! و چه قهرمانی در این داستان «باورکردنی »تر است؟ آن که در مقابل این لشکرِ «کلی» و «شامل»، فاتح است؟ یا آن که مغلوب؟ در «بازی» ستیز با کلیت، قاعده این است: آن گاه «قهرمان»ی که شکست خوری، کشته شوی تا «قربانی» انگاشته شوی. این چنین، «درام» داستان قوی تر و داستان «واقعی »تر خواهد بود! گفت مانِ سایه ها قهرمان را قربانی می خواهد و قربانی را قهرمان می بیند؛ این اقتضای ستیز با کلیت است. آن که می خواهد از خود نفی تقصیر کند و منع مسئولیت، سوی گفت مان سایه ها می رود، هم نشین آن می شود، شبحی می شود ساکن گفت مان. بر قواعد آن می رود و می زید؛ کی توان «سایه» را به چنگ گرفت؟!
• «صفت»ی بر «قوم» حوالت می کند آن گاه که «نفوس» بدان «صفت» مقبل باشند. همه گیربودن یک خصلت نشان از تنفس نفوس ذیل یک حوالت و ذیل یک «صفت» است. یک خصلت که در قومی ماند، در انفس جاری می شود و در همه ی ظهورات اعمال نفوس (چون شهریاری و حکومت داری و خ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 