پاورپوینت کامل برای پاسخ گویی به شبهات، راهی جز فلسفه نداریم ۶۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل برای پاسخ گویی به شبهات، راهی جز فلسفه نداریم ۶۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برای پاسخ گویی به شبهات، راهی جز فلسفه نداریم ۶۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل برای پاسخ گویی به شبهات، راهی جز فلسفه نداریم ۶۷ اسلاید در PowerPoint :

حجت الاسلام‌والمسلمین استاد ربانی گلپایگانی

برای پاسخ‌گویی به شبهات، راهی جز فلسفه نداریم ‌

حجت ‌‌الاسلام‌والمسلمین علی ربانی ‌گلپایگانی، استاد کلام حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با مرکز خبر حوزه، به تبیین برخی موضوعات مورد تأکید رهبر ‌معظم‌ انقلاب ‌اسلامی در سفر به قم، پیرامون ضرورت اهتمام ویژه حوزه به فلسفه و کلام پرداخت. توجه خوانندگان ارجمند را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم.

تفکر عقلی و منطقی در علم کلام دقیقا از چه دور‌ه‌ای شروع شده است؟

تفکر عقلی در کلام اسلامی، به‌خصوص در کلام شیعی جایگاه بسیار ویژه و ممتازی دارد و سر‌آغاز آن بعد از قرآن کریم، که کتاب آسمانی همه ما مسلمانان است، به مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام بر‌می‌گردد. در کتاب «کافی»که یکی از مهم‌ترین کتاب‌های روایی ماست، اولین کتاب آن کتاب عقل و جهل است؛ یعنی کتاب حدیثی شیعه با کتاب «العقل»شروع می‌شود و شیخ کلینی قدس‌سره احادیث متعددی در این کتاب نقل کرده است؛ از جمله این‌که در حدیث مفصلی، امام کاظم علیه‌السلام به هشام‌بن‌حکم می‌فرماید: «یا هشام …نّ للّه علی النّاس حجّتین حجّت ظاهرت و حجّت باطنت فأمّا الظّاهرت فالرّسل و الاCنبیاء و الاCئمّت ع و أمّا الباطنت فالعقول«، کافی ۱/۱۶؛ خدا بر مردم دو حجت دارد: حجت ظاهری و حجت باطنی. حجت ظاهری، ائمه علیهم‌السلام و «رسل»هستند و حجت باطنی عقل است؛ یا مثلا در حدیثی دیگر ابن‌سکیت از امام‌هادی علیه‌السلام می‌پرسد: حجت امروز، بر خلق چیست؟ امام علیه‌السلام می‌فرماید: «العقل»( کافی، ۱/۲۵)؛ زیرا به واسطه عقل است که می‌شود تشخیص داد چه کسی می‌تواند پیشوای مردم باشد. یعنی در بحث امامت که در پی شناخت صحیح و سقیم هستیم، عقل می‌تواند قضاوت کند چه کسی می‌تواند پیشوای مردم باشد؛ مثلا از نظر عقل آیا «متوکل»که به‌عنوان خلیفه پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم نامیده شد، دانش، رفتار و اخلاق زیبنده خلافت رسول‌اللّه را دارد یا خیر؟ پس می‌توان گفت در حقیقت، خاستگاه تفکر عقلی، قرآن است. به قول علامه ‌طباطبایی قدس‌سره ما بیش از سیصد آیه داریم که بشر را به تعقل و تدبر دعوت و تشویق می‌کند. ( المیزان، ۵/۴۱۵.) بعد از قرآن کریم، وقتی به جوامع روایی نیز مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم روایات ما هم برای عقل، منزلت و اعتبار خاصی قائل شده‌اند و قطعا عالمان شیعه بر اساس این الگویی که از روایات ائمه علیهم‌السلام گرفته‌اند به عقل بها داده‌اند. ‌

چرا فلسفه و کلام و به‌طور کلی مباحث عقلی، در بین شیعه، بیش از سایر مذاهب‌اسلامی رونق گرفت؟

استاد ‌مطهری هم متعرض این مطلب شده‌اند. ( مجموعه آثار، ۲۲/۶۹۵.) وقتی روایات شیعه این قدر به عقل بها می‌دهد و مباحث نقلی آن با «عقل»شروع می‌شود و در آن به جایگاه و منزلت عقل و حجیت آن پرداخته است، فلسفه و کلام نیز در بین شیعیان، از رواج و رونق بیشتری برخوردار خواهد بود. مثلا در روایت آمده: حساب و کتاب در روز قیامت بر اساس عقل است، ( کافی ( چاپ قدیم)، ۱/۱۱:) عدّت من أصحابنا عن أحمد بن محمّد بن خالد عن الحسن بن علیّ بن یقطین عن محمّد بن سنان عن أبی الجارود عن أبی‌جعفر ع قال …نّما یداقّ اللّه العباد فی الحساب- یوم القیامت علی قدر ما آتاهم من العقول فی الدّنیا. هر کسی که بهره عقلی بیشتری داشته باشد، در برابر اشتباهاتش بیشتر مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد. در واقع، عقل با عبادت و اخلاق گره خورده است. وقتی کتاب روایی شیعه این بها را به عقل می‌دهد، طبیعی است که این رویکرد عقلانی و توجه به کلام و فلسفه در بین شیعه رونق بیشتری داشته باشد. پس آغاز این تفکر و اندیشه عقلانی، به قرآن و ائمه طاهرین علیهم‌السلام می‌رسد و بعد هم عالمان ما این روش را ادامه داده‌اند. البته باید متوجه این مسئله بود، گاهی در بین عالمان و متفکران شیعه کسانی هم بوده‌اند که روش و منهج ایشان بیش از آن‌که عقلی باشد، نقلی بوده است.

در راستای پرداختن به مباحث کلامی از سوی شیخ‌مفید به عنوان مؤثرترین عامل احیای کلام شیعی، نقش خواجه نصیر‌الدین طوسی در تکامل علم کلام چه بود و او چه نگاهی به مباحث فلسفی و کلامی داشت؟

خواجه نصیرالدین طوسی پروژه کلامی شیخ‌مفید را تکمیل کرد. یکی از اشتباهات مشهور این است که خیال می‌کنند خواجه، کلام را فلسفی کرده است، در حالی که مقصود از فلسفی‌کردن کلام این است که مقصد اول و دوم فلسفه را به امور عامه اختصاص داده و در مقاصد دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم به مباحث کلامی بپردازند. خواجه، مؤسس این روش نبود، چرا‌که علمای معتزله و فخر رازی از اشاعره و ابن‌میثم بحرانی و ابواسحاق نوبختی از عالمان شیعه که معاصر یا قبل از جناب خواجه می‌زیسته‌اند، این سبک را داشته‌اند؛ پس نمی‌توان خواجه را مؤسس این شیوه دانست، اما او مکمل روش کلامی گذشتگان و از جلمه شیخ‌ مفید بود. مرحوم خواجه نصیر در «تجرید‌الاعتقاد»و در مباحث خداشناسی و صفات الهی، از مباحث فلسفی به‌صورت نمایان‌تر و روشن‌تر بهره گرفت. به‌هر حال، خواجه یک نوع نقطه عطف است، اما نه در تأسیس یک منهج، بلکه در تکمیل آن. نسبت خواجه به جناب شیخ‌مفید این است که شیخ‌مفید ( ره) نسبت به مباحث فلسفی کلام، نگاه «لابشرط»دارد، ولی نگاه خواجه به کلام، نگاه «بشرط شی،»است و از مباحث فلسفی شروع کرده است. باز هم تأکید می‌کنم که جناب شیخ مفید، سید‌مرتضی و شیخ‌الطائفه رحمت اللّه‌علیهم نسبت به فلسفه موضع سلبی نگرفته‌اند و این‌که می‌بینیم در بعضی مکتب‌های خاص، کتب فلسفه را کتب ضاله می‌دانند و تکفیر می‌کنند، این مسایل در بین قدمای ما نبوده و آن‌ها چنین تلقی‌ای نسبت به مسایل فلسفی نداشته‌اند. در سفر دوره‌قبل مقام ‌معظم ‌رهبری به قم، ایشان درباره اهمیت و جایگاه علم کلام این‌گونه تعبیر داشتند: «حوزه ائمه طاهرین علیهم‌السلام قبل از آن‌که حوزه فقهی باشد، حوزه کلامی بوده است.»این سخن، کاملا سنجیده و مطابق با دست‌آوردهای تاریخی و علمی است. کلام در بین عالمان شیعه مثل شیخ ‌مفید، سید‌مرتضی، شیخ‌طوسی و دیگران بسیار برجسته بوده است. این جایگاه و اهمیت علم کلام، متأثر از نگاه و اهتمام خاص ائمه طاهرین علیهم‌السلام به این مسئله است. ائمه‌طاهرین علیهم‌السلام شاگردان شاخصی در این عرصه تربیت کردند، مانند هشام‌ بن‌حکم که از نوابغ این علم به شمار می‌رود. این مطالبی که گفته شد، بیان‌گر جایگاه علم کلام در تفکر شیعه امامیه می‌باشد، که همواره پرچمدارانی از عالمان طراز اول، همانند شیخ‌مفید و شاگرد ایشان جناب سید‌مرتضی و نیز شیخ‌طوسی و متفکرینی مثل ابوالصلاح حلبی و ابوالفتح کراجکی را تربیت کرده است. این علما، شخصیت‌های جامعی بودند و آثار کلامی ارزشمندی هم از ایشان به‌جا مانده است. این سلسله ادامه پیدا می‌کند تا می‌رسد به عصر جناب خواجه ‌نصیر‌الدین ‌طوسی و علامه حلی و فاضل‌مقداد. در دوره‌های بعد، افرادی مثل مرحوم عبد‌الرزاق‌لاهیجی، صاحب کتاب «گوهر مراد»و «شوارق الالهام«، این راه را ادامه داده‌اند و هم‌چنان این سیره در دوره‌های دیگر ادامه پیدا کرد.

علت تأکید مقام معظم‌رهبری به مباحث گسترش عقلی و فلسفی در بین طلاب و فضلا، به‌ویژه در سفر اخیر خود به شهر مقدس قم را در چه می‌دانید؟

این‌که مقام معظم‌رهبری فرمودند: «مباحث فلسفه جدی گرفته شود«، به‌خاطر این مطلب است که «فلسفه»کارکردی مخصوص به‌خود دارد. در فلسفه مباحث کلی «وجود«، «معرفت‌شناسی»و «ذهن‌شناسی»و…. مطرح می‌شود. امروزه این مباحث کارکرد خودش را دارد؛ الان ما با شبهات بسیاری مواجهیم و شاهد مکتب‌های انحرافی نوظهور غربی هستیم. در این شرایط برخورد ما باید چگونه باشد؟ آیا می‌توانیم جوانان خود را رها کنیم، تا این شبهات بر آن‌ها غلبه پیدا کند و جوانان ما را از حقایق ناب شیعه دور نماید، یا این‌که باید جواب مناسبی بدهیم؟ اگر بخواهیم به شبهات پاسخ دهیم، راهی جز فلسفه نداریم، چرا که سنخ مباحث، از مکاتب انحرافی فلسفی است و ما نیز باید طبق مبنای عقلی و فلسفی پاسخ آن‌ها را بدهیم؛ برای مثال، اگر کسی بخواهد فلسفه کانت را نقد کند، باید با فلسفه ملاصدرا به سراغ آن برود، مثل جناب شهید مطهری. علت این‌که کتب شهید مطهری تا این حد جذاب است و گیرایی دارد، همین مطلب است. آن مرحوم، ملا و جامع بود و در بحث‌های خود، فلسفه غربی‌ها، که ریشه بعضی از اشکالات جدید می‌باشد را متناسب با خودش نقد کرده است؛ لذا اگر امروزه بخواهیم به شبهات پاسخ‌ دهیم، این امر بدون مجهز‌شدن به فلسفه امکان ندارد. البته ممکن است در بعضی مسایل نتوان با فلسفه بحث کرد؛ مثلا اگر بخواهیم با یک وهابی بحث کنیم، در آن‌جا نمی‌شود از فلسفه استفاده کرد، اما اگر بخواهیم به عقاید «نیچه»بپردازیم و یا به «خدا انگاری»بعضی مکاتب هندی بپردازیم و آن را نقد کنیم، در این موارد نمی‌شود با استناد به نقل و قرآن، به مباحثه و مناظره ایشان رفت و کلام آن‌ها را باطل کرد، چرا‌که ایشان هنوز قرآن را نپذیرفته‌اند و منطقا باید با سلاح عقلی و فلسفه به سراغ ایشان رفت، تا بتوانیم بستر را برای ورود به مقوله وحی و قرآن آماده کنیم.

به طور کلی، علم کلام چه تعریف جامعی دارد و در میان سایر علوم از چه جایگاهی برخوردار است؟

در تعریف علم کلام، تعاریف فنی متعددی بیان شده است، اما در یک جمله علم کلام، علمی است که موضوع آن عقاید دینی است؛ به‌عبارت دیگر، بر اساس عقاید شیعی، اعتقادات اسلامی و باورهای شیعی را به صورت منظم بیان می‌کند. مسایل آن را تبیین و اثبات می‌نماید، از عقاید صحیح دفاع می‌کند و به شبهات پاسخ می‌دهد؛ علم فقه به اعمال مکلفین و حلال و حرام و به‌طور کلی، فروع دین می‌پردازد، اما علم کلام مربوط به اصول دین هر مسلمان است. یک مسلمان قبل از این‌که نماز بخواند، باید موحد باشد، خدا‌شناس باشد؛ بعد نوبت نماز و روزه و… می‌رسد؛ لذا علم کلام نسبت به علم فقه معبر و مدخل است؛ اما اگر بر اساس مسایل فقه، تکالیف دینی خود را فرا ‌گرفت ( برعکس) دوباره نوبت علم کلام می‌رسد؛ به این معنا که اگر فقیه، حکم حسنه‌ای را بیان کرد، در این‌جا سؤال برای شخص مکلف پیش می‌آید، که آیا این حکم فقهی، عادلانه هست یا نه؟ حکیمانه هست یا نه؟ عالمانه هست یا نه؟ این قبیل سؤالات، سؤالات فقهی نیست که فقیه پاسخ بگوید. اگر فقیه بر اساس آیه ۱۷۶ سوره نساء می‌گوید: ارث مرد دو برابر زن است، ممکن است کسی سؤال کند: آیا این نحوه ت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.