پاورپوینت کامل پسر قورباغه ۷۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پسر قورباغه ۷۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پسر قورباغه ۷۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پسر قورباغه ۷۰ اسلاید در PowerPoint :

۲۲

پاورپوینت کامل پسر قورباغه ۷۰ اسلاید در PowerPoint کیست؟

در بازخوانی پرونده بایگانی شده متهمان دادگاه تاریخ، چالش های فراوانی در پیش روی پژوهندگان این عرصه قرار می گیرد. این
چالش ها هنگامی معنای پارادوکسیکال به خود می گیرند که فرازهایی از یافته های کاوش گر، همراه با کنش ها و واکنش های
حکومت و مردم مورد توجه قرار گیرد. همراهی حکومت و مردم تا کجاست؟ پاسخ این سؤال زمانی آشکار می شود که نفوذ مردان
عرصه سیاست را در قالب های گوناگون، در زیر چتر دین و مشروعیت های سازگار با آن، به نظاره بنشینیم. آفتاب پرستانی که جز
تلون و تغییر رنگ و چهره کاری ندارند و براساس هواشناسی سیاسی، مواضع خویش را برمی گزینند و گزاره های سیاسی خود را بر
اساس خواست طبیعت روزمره مردمان، بیان می دارند.

«پاورپوینت کامل پسر قورباغه ۷۰ اسلاید در PowerPoint » (۱) از زمره شب پرستانی است که پس از اندک زمانی، بر مسلک آفتاب پرستی گام در این عرصه نهاد.

«مروان » پسر مردی از تیره عرب است که در تاریخ به “حکم بن ابی العاص” شهرت یافته است. اگرچه تاریخ نگاران، پیش از آن که
شهرت او را در سیره و چگونگی زیستن او دریابند، آوازه بلندش را مرهون چهار فرزند حکمران او در دوران حکومت هزار ماهه
بنی امیه دانسته اند، اما در نگاهی گذرا در فراز و نشیب های سیاسی مکتوب در تاریخ، شخصیت پنهان و رنگ های گوناگون و
فریبای سیاسی «مروان » بیش از پیش رخ می نماید. شخصیتی که در سه دهه دوم اسلام، نقشی بنیادین در ایجاد بحران ها و فتنه ها
ایفا کرد و صحنه خونین و سرخ بسیاری از نمایش نامه های حزن آلود صدر اسلام را کارگردانی نمود.

مروان کیست؟ مروان بن حکم به وزغ بن وزغ مشهور است و این شهرت به حدیثی باز می گردد که در جلد چهارم مستدرک از
رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده است. چشم باطن نگر رسول خداصلی الله علیه وآله در همان دوران کودکی مروان، صورت
حشریه او را دیده بود که فرمود: «او قورباغه فرزند قورباغه است و ملعون پسر ملعون.» حکم بن عاص، پدر مروان کسی است که
رسول خدا درباره او فرموده است: «لعنک الله و لعن ما فی صلبک » (۲) به راستی آن مهربان، مظهر کامل رحمت الهی، چه زیبا حکم
بن عاص و مروان را توصیف می فرماید! به راستی او چه کرده بود که نبی رحمت او و فرزندش را از مدینه به طائف تبعید نمود؟ (۳)

در تاریخ شکسته شدن پیله وجودی او گفته ها نارساست. بنابر نقل یعقوبی، او در سال چهارم هجرت ولی بنابر نقل دیگران او در
سال دوم هجرت بر خاک افتاده است. خاندان او از تیره بنی امیه اند و حکم پدر او در حلقه ای از حلقات خانوادگی عثمان بن عفان
جای دارد. آن چنان که پیشینیان درباره پدر مروان نگاشته اند، او از آزاردهندگان و مستهزئین پیامبر گرامی اسلام به شمار آمده و
از زمره کسانی است که هیچ گاه از آزار و تمسخر پیامبر گرامی و یارانش فروگذار نکرده است! در کتاب های به جامانده از تاریخ نام
حکم بن ابی العاص در دومین جایگاه پس از ابولهب قرار گرفته است. سپس نام های عتبه بن ابی معیط، عدی بن حمرا و عمر بن
طلاطله قرار دارد. (۴) این آزارها و سیه کاری ها تا آنجاست که هیچ تخفیف و گذشتی را شامل حال او نمی نماید. جای تاسف است که
به دلیل بیان نارسای تاریخ و حکومت طولانی فرزندان امیه، بسیاری از فرازهای این دوره در پرده ابهام قرار دارد و در صفحات
مکتوب زوایای آن آشکار نگشته است، با این حال، درخشش حقیقت از پس توده های ابهام همچنان هویداست. در فتح مکه و
حضور یاران راستین و فداکار پیامبر در کنار بیت الله الحرام پس از سال ها هجرت، فرمان عمومی بخشش مجرمان مکه اعلام
می گردد. تا آن جا که برخی احکام صادره از سوی پیامبراکرم صلی الله علیه وآله برای مجازات ده تن از آزاردهندگان و مستهزئین،
با شفاعت و پا در میانی بزرگان مکه و مدینه ملغی می گردد. ابوسفیان، عکرمه و عبدالله بن سعد بن ابی سرح بخشوده می شوند و
صفوان بن امیه، که به انتقام جنگ بدر، مسلمانی را در اجتماع مردم مکه به دار آویخت، با شفاعت یاران پیامبر عمامه آن حضرت را
به نشانه امان، از آن خود نمود. (۵)

حکم با دستور مستقیم پیامبرگرامی اسلام، به سوی طائف تبعید گشت و به همراه خانواده خود و فرزند کوچک خود راهی
تبعیدگاه شد. این تبعید، در سال های پس از حیات پیامبر گرامی اسلام، در یک چرخش سیاسی، تبدیل به افتخاری عظیم شد که
این پدر و کودک نفرین شده را تا بالاترین جایگاه های حکومتی آن دوران، رفعت داد. جایگاه هایی که بهترین مامن برای گرفتن
انتقام از دودمان پیامبر گرامی اسلام گشت.

دوران سرمستی و جولان

کودکی او اگر چه در صحرا در پی گوسفندان و شتر سپری شد، اما در سایه آموزه های پدر نفرین شده اش پرورش یافت. قدرت و
قاطعیت دستور پیامبر گرامی اسلام در تبعید این فرزند و پدر تا آنجا بود که هیچ کدام از خلفای اول و دوم جرات بازگرداندن این
دو را از تبعید به خود راه ندادند. اگرچه کینه و عداوت خلیفه دوم از خاندان امیه و نزدیکان آن امری روشن است، اما در کنکاش
تاریخ می توان، مواردی از همراهی او با تیره امیه را نیز یافت.

حکم در دوران تبعید پانزده ساله خود جز چراندن گوسفند کاری دیگر نداشت و از زمره گوشه گیران سیاسی آن دوران بود. تا آن که
برخی از بزرگان خاندان امیه بر آن شدند، او را بازگردانند. احمد بن ابی یعقوب در این باره چنین نگاشته است: «چون پیامبر
گرامی اسلام از دنیا رفتند، عثمان بن عفان به همراه گروهی از خاندان امیه به نزد ابوبکر آمد و آزادی حکم را خواستار شد. ابوبکر
به آنان چنین اجازه ای نداد تا آن که عمر خلیفه شد و آنان از او نیز آزادی حکم را خواستند، اما او نیز اجازه نداد. تا آن که عثمان بن
عفان خلیفه شد. او نامه ای به حکم نوشت تا به نزد او بشتابد. حال آن که، او تبعید شده رسول خداصلی الله علیه وآله بود! مردم بر
این کار اعتراض کردند. شخصی می گوید: آن روز که حکم بن ابی العاص از طائف به مدینه بازگشت، لباس کهنه و پاره ای بر تن
داشت و بزی در جلوی او راه می رفت. سپس به نزد عثمان رسید. چون از نزد خلیفه سوم بازگشت لباس گران بهایی از خز و عبایی
بسیار قیمتی بر تن نموده بود.» (۶)

به راستی حکم و فرزندش مروان در دوران پانزده ساله تبعید چه کرده بودند که مستحق چنین تکریم و بزرگداشتی شده بودند؟
آیا خلیفه سوم تغییر و تحولی شگرف را در رفتار این پدر و فرزند یافته بود؟

حکم و مروان که جوانی در میانه نشاط و مستی بود، به مدینه آمدند. مدت زمانی نگذشت که عثمان عموی دل آزرده و دل شکسته
از پیامبر را دلداری داد و جایگاهی عظیم به او بخشید: “ریاست خزانه داری مسلمین!” تاریخ در این باره با هراس تمام چنین آشکار
ساخته است:

«پس از مدتی عثمان عموی خود، حکم بن ابی العاص را مامور خزانه مسلمین نمود. ماموران دریافت زکات از بازار مدینه، شب به
شب به نزد عثمان می آمدند و او نیز از آنان می خواست تا دریافت های خود را به حکم بن ابی العاص بسپرند.» (۷)

این بزرگداشت تنها از آن عموی رنجور و دل شکسته از پیامبر اسلام! نبود بلکه شامل حال فرزند جوان او نیز شد. عموزاده جوان
پس از مدتی، افتخار دامادی خلیفه را یافت و چون پدرزن خلیفه خود، که روزگاری به دامادی خود در خانه پیامبر مباهات می کرد،
او نیز در نزد یاران اسلام خود را داماد نایب پیامبر برمی شمرد. مروان به همراه دیگر عموزادگان خود که جملگی از تیره امیه بودند،
چنان سیطره ای بر حکومت یافتند که بیش ترین ساز و کارهای سیاسی جامعه آن روز با نظارت مستقیم آنان انجام می گرفت. نفوذ
مروان و ابوسفیان بن حرب در نزد عثمان بن عفان تا آنجا بود که هیچ کاری انجام نمی گرفت جز آن که آن دو، بر این کار نظری
مساعد داشته باشند. (۸) این تقرب و نزدیکی در پیشگاه خلیفه سوم تا آنجا بود که چشمان او را در بسیاری از امور بسته بودند و
فرامینی از او می گرفتند که همه یاران صدر اسلام را در حیرت و شگفتی فرو می نشاند. ضرب و شتم ابن مسعود و هم چنین تبعید
ابوذر غفاری برای مسلمانان آن روز، دنیایی از ابهام بود. بر این ابهام ها روز به روز افزوده شد تا آن که سود جویان و فتنه گرانی که در
پی صید از سیلاب بودند و از نفوذ بی اندازه بنی امیه ناخشنود، به همراه مخالفان حکومتی که از مصر آمده بودند گردهم آمدند تا
محاکمه مروان را به نظاره بنشینند. این مطالبات آن هنگام که خبر شراب نوشی ولید در محراب مسجد کوفه به مدینه رسید،
رنگی کاملا براندازانه به خود گرفت و مروان بن حکم را به عنوان اصلی ترین عامل بحران برشمرد. اگرچه عثمان بن عفان در
واپسین روزهای عمر خویش به خوبی دریافته بود که همه بحران های پدید آمده توسط مخالفان به نحوی با داماد جوان او مرتبط
است، اما خوی سرمستانه این جوان اموی مانع از آرامش مردم می شد.

این خوی و خصلت تا آنجا زبانه می کشید که او را به نزاع با یاران پیامبر اسلام وا می داشت. روشن بود که این نزاع ها و گسترش
خبرهای آن در جامعه تا چه اندازه موقعیت خلیفه سوم را متزلزل می ساخت. یعقوبی در این زمینه می نویسد: «… و چون ابوذر با
آن چه عثمان می کرد، مخالفت نمود، او را راهی شام کرد و پس از مدتی او را به مدینه فرا خواند. چون ابوذر اهل شام را به قیام فرا
می خواند… عثمان او را به تبعید واداشت و دستور فرمود که او را بدرقه نکنند. علی علیه السلام، حسنین، عبدالله بن جعفر و عمار
یاسر به نزد ابوذر رفتند تا او را بدرقه نمایند. ابوذر دستان علی علیه السلام را بوسید و گریست. سپس گفت: چون تو و فرزندانت را
می نگرم، گفتار پیامبر را به یاد می آورم و چون طاقت ندارم، می گریم. علی علیه السلام همراه او بود و مدتی با او سخن می گفت.
مروان در برابرشان ایستاد و گفت: خلیفه از بدرقه ابوذر نهی کرده است! علی علیه السلام جلو آمد و با تازیانه بر روی شتر مروان
نواخت و گفت: دور شو! خدا تو را به آتش کشاند. آن هنگام ابوذر را بدرقه کرد. مروان به نزد عثمان آمد و از بنی هاشم و علی علیه
السلام شکایت کرد!» (۹)

در این حادثه، به خوبی تلخی و سیاهی آن دوران به چشم می آید. تصویری زشت که کژی ها و ناراستی های حکومتی را پس از ۲۵
سال از رحلت پیامبر به خوبی آشکار می سازد. این کژی ها تا آنجا رواج یافته بود که پیشتازان در اسلام و مقربان پیشگاه پیامبر چون
علی علیه السلام با مطرودان و نفرین شدگان پیامبر گرامی اسلام برابر می شدند. این انحرافات و کاستی های خانمان سوز، جریده
زوال خلیفه سوم را نگاشت و موجب شد تا در دوازدهم ذی الحجه سال ۳۵ هجری خلیفه ۸۲ ساله به قتل برسد. او در مدت حکومت
دوازده ساله خود آن چنان بود که تمامی دمل های چرکین قبیله گرایانه عرب بار دیگر رشد و نمو کرد و جنگ میان هاشم و امیه در
عرصه ای دیگر برپاگشت. جنگی که پیش از هرچیز به انتقام گیری از کشته های بدر شعله ور گردید. عثمان با سرکار آوردن مردانی
چون مروان که مست از باده غرور و نخوت بودند، نهال حکومت سلطنتی را در اسلام غرس نمود که میوه های آن در

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.