پاورپوینت کامل اسم اکبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اسم اکبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسم اکبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اسم اکبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

اسم اعظم

اسم اعظم،  اسم‌الاسم و حقیقتِ دارای مراتب گوناگون، و اعطا شده به اولیای الهی و استجابت کننده دعای فانی در آن را گویند.

فهرست مندرجات

۱ – معنای لغوی اسم
۲ – معنای اصطلاحی اسم
۳ – معنای اعظم و اسم اعظم
۴ – اسماء حسنی بودن اسم اعظم
۵ – فرق صفت و اسم
۶ – حسنا بودن تمام اسماء خدا
۷ – بحث اسم اعظم در ادیان دیگر
۸ – آیات و روایات مشتمل بر اسم اعظم
۹ – روایات درباه اسم اعظم
۱۰ – خصوصیات اسم اعظم در روایات
۱۰.۱ – دارای حروف معدود بودن
۱۰.۲ – در غیب بودن یک اسم اعظم
۱۱ – مباحث مربوط به اسم اعظم
۱۲ – اقوال درباره چیستی اسم اعظم
۱۲.۱ – اسم معلوم ولی بدون تعیین
۱۲.۲ – اسم اعظم بودن برخی اذکار
۱۲.۳ – اسم اعظم بودن هو
۱۲.۴ – اسم اعظم بودن الله
۱۲.۵ – اسم اعظم بودن الحی القیوم
۱۲.۵.۱ – منظور از الحیّ و القیّوم
۱۲.۵.۲ – خواص الحیّ و القیّوم
۱۲.۶ – اسم اعظم بودن ذوالجلال
۱۲.۷ – اسم اعظم بودن حروف مقطعه
۱۲.۸ – اسم اعظم بودن اللهم انی
۱۲.۹ – اسم معین بدون معلوم بودن
۱۲.۱۰ – نظر نهایی فخر رازی
۱۲.۱۱ – اسم اعظم بودن بسم الله
۱۲.۱۲ – نظریات دیگر
۱۳ – تحلیل اقوال درباره اسم اعظم
۱۳.۱ – نظر علامه طباطبایی
۱۳.۱.۱ – لفظ مرکب از حروف ناشناخته
۱۳.۱.۲ – لفظ دارای دلالت بر اسم
۱۳.۱.۳ – دارای حقیقت
۱۳.۱.۴ – قول مختار علامه
۱۳.۲ – اسم اعظم در نزد عرفا
۱۳.۲.۱ – اعتبارات ذات حق
۱۳.۲.۲ – فرق اسماء با اسم اعظم
۱۳.۲.۳ – لفظ نبودن اسم اعظم
۱۳.۳ – نظر جوادی آملی
۱۴ – مراتب اسم اعظم
۱۴.۱ – جهت غیب و ظهور
۱۴.۲ – مقام حقیقت انسانیه
۱۴.۳ – مقام حقیقت محمدیه
۱۴.۴ – مقام وجود عنصری پیامبر اکرم
۱۵ – حاملان اسم اعظم
۱۵.۱ – اهل بیت پیامبر
۱۵.۲ – حضرت آدم
۱۵.۳ – آصف بن برخیا
۱۵.۴ – حضرت عیسی
۱۵.۵ – بلعم بن باعورا
۱۶ – آثار اسم اعظم
۱۷ – کیفیت تاثیر اسم اعظم
۱۸ – حقیقت دعا به اسم اعظم
۱۹ – معنای تعلیم اسم اعظم
۲۰ – نتیجه
۲۱ – فهرست منابع
۲۲ – پانویس
۲۳ – منبع

معنای لغوی اسم

اسم در لغت از ریشه «س‌ـ‌م‌ـ‌و» به معنای بلندی یا از ریشه «و‌ـ‌س‌ـ‌م» به معنای علامت است.

[۱] المصباح، ص‌۲۹۰، «سَمـا».

معنای اصطلاحی اسم

در اصطلاح عرفان، ذات الهی همراه با صفتی معیّن و به اعتبار یکی از تجلّیاتش در مقام واحدیّت، اسم نامیده می‌شود و اسمهای لفظی، اسمِ اسم است.

[۲] شرح فصوص الحکم، ص‌۴۴‌ـ‌۴۳.

از اسمای الهی که در مقام واحدیّت ظهور می‌یابند به «مراتب الهیّه» تعبیر‌می‌شود، زیرا میان اسما، نوعی ترتّب وجود‌دارد و برخی از آنها بر بعضی دیگر متفرّع‌اند.

[۳] رسائل توحیدی، ص‌۴۶.

برخی نیز بر مقام احدیّت اطلاق اسم کرده و آن را نخستین اسم ذات دانسته‌اند، زیرا ذات اقدس خداوند دارای صرافت و اطلاق و از هر نوع تعیّن مفهومی یا مصداقی ـ‌حتّی خود اطلاق‌ـ منزّه است و چون این، خود گونه‌ای تعیّن است که همه تعیّنها را محو می‌کند و بساط همه کثرتها را در‌می‌نوردد، نخستین اسم و نخستین تعیّن خواهد‌بود.

[۴] رسائل توحیدی، ص‌۴۵.

معنای اعظم و اسم اعظم

اعظم صیغه تفضیل بر وزن أفْعَل، و مقصود از اسم اعظم، بزرگ‌ترین اسم خداست

[۵] کلمه علیا، ص‌۳۰.

[۶] اسماءاللّه و صفاته، ص‌۸۴.

؛ ولی برخی اعظم را به معنای عظیم دانسته و گفته‌اند: همه اسمای الهی عظیم بوده و هیچ اسمی از اسم دیگر بزرگ‌تر نیست.

[۷] مجمع البحرین، ج‌۶، ص‌۱۱۸، «عظم».

[۸] التفسیرالکبیر، ج۱، ص۱۱۵.

[۹] الکاشف، ج۱، ص۲۵؛ ج۳، ص۴۲۶.

اسماء حسنی بودن اسم اعظم

اسم اعظم از اسمای حسنای الهی است.

خداوند متعال ذاتی است که دارای اسمای حسنا و صفات علیا می‌باشد.

فرق صفت و اسم

به لفظی که بر صفتِ تنها، بدون ملاحظه ذات دلالت کند « صفت » گویند، چون علم ، قدرت ، اراده و مانند آن، و هر لفظی که دلالت کند بر ذات، به اعتبار صفت، « اسم » خوانده می‌شود، چون عالم ، قادر ، مرید و امثال آن.

پس الفاظ علم و قدرت و اراده و مشیت و حیات و مانند آن‌ها صفات‌اللّه باشند، و الفاظ عالم و قادر و مرید و شائی و حیّ و امثال آن‌ها اسماء اللّه.

[۱۰] گوهر مراد، فیاض لاهیجی، ج۱، ص۲۳۹ ۲۴۰، عبدالرزاق، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

حسنا بودن تمام اسماء خدا

همه اسمای خداوند متعال حسنا می‌باشند، و خداوند اسم غیر احسن ندارد، زیرا هیچ‌گونه محدودیتی در مورد خداوند نیست، پس هم ذات و هم خصوصیات ( صفات ) او نامتناهی است، و لکن در مورد غیر خداوند به علت محدودیتی که در وجود و کمالات وجودی آن‌ها می‌باشد، اسم غیر أحسن معنا پیدا می‌کند.

و اسم اعظم از اسمای حسنای پروردگار است.

بحث اسم اعظم در ادیان دیگر

بحث از اسم اعظم اختصاص به دین اسلام و معارف دینی ما ندارد، زیرا بنابر آنچه از روایات استفاده می‌شود خداوند متعال اسم اعظم را به بعضی از انبیا و اولیا اعطا فرموده بود و در بین امت‌های پیشین نیز این موضوع مطرح بوده است، و در بحث از روایات این حقیقت آشکار خواهد شد.

آیات و روایات مشتمل بر اسم اعظم

تعبیر اسم اعظم در قرآن به‌کار نرفته؛ ولی برخی از آیات قرآن، مشتمل بر آن دانسته شده است؛ مانند: حروف مقطعه، «بسم الله‌الرحمن الرحیم»؛ آیات ۶-۱ سوره حدید،

[۱۱] حدید/سوره۵۷، آیه۶-۱.

۲۲-۲۴ سوره حشر،

[۱۲] حشر/سوره۵۹، آیه۲۴-۲۲.

۲۵۵ سوره بقره،

[۱۳] بقره/سوره۲،(آیه‌الکرسی)؛ آیه۲۵۵.

۲ سوره آل عمران،‌

[۱۴] آل‌عمران/سوره۳، آیه۲.

۴ سوره نساء،

[۱۵] نساء/سوره۴، آیه۸۷.

۸ سوره طه،

[۱۶] طه/سوره۲۰، آیه۸.

۲۶ سوره نمل،

[۱۷] نمل/سوره۲۷، آیه۲۶.

۶۴ سوره تغابن،

[۱۸] تغابن/سوره۶۴، آیه۱۳.

۶۲ سوره غافر.

[۱۹] غافر/سوره۴۰، آیه۶۲.

در تفاسیر، ذیل آیات دیگری نیز از اسم اعظم بحث شده است؛ مانند: ۳۱ سوره بقره

[۲۰] بقره/سوره۲، آیه۳۱.

۱۷۵ و ۱۸۰ سوره اعراف،

[۲۱] اعراف/سوره۷، آیه۱۷۵.

[۲۲] اعراف/سوره۷، آیه۱۸۰.

۴۰ سوره نمل،

[۲۳] نمل/سوره۲۷، آیه۴۰.

۱۱۰ سوره اسراء،

[۲۴] اسراء/سوره۱۷، آیه۱۱۰.

۲۶ سوره آل عمران.

[۲۵] آل‌عمران/سوره۳، آیه۲۶.

در جوامع روایی، بابی با عنوان «اسم اللّه الأعظم» منعقد و روایات متعددی را در آن نقل کرده‌اند.

در برخی از دعاها نیز به آن تصریح یا اشاره شده است؛ مانند دعای سمات: «اللّهم إنّی أسئلک باسمک العظیم الأعظم…»، دعای شب مبعث: «و باسمک الأعظم الأعظم الأجلّ الأکرم…»، و دعای سحر: «اللّهم إنّی أسألک من اسمائک بأکبرها…» تعبیر اسم اعظم گویا در کتابهای تورات و انجیل به‌کار نرفته‌است.

روایات درباه اسم اعظم

در مورد اسم اعظم روایات متعددی از معصومان (علیهم‌السلام) وارد شده است که نمونه‌هایی در ذیل نقل می‌شود:

۱.  علی بن محمد نوفلی از ابوالحسن امام هادی (علیه‌السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمود: «اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف می‌باشد، نزد آصف یک حرف بوده و به آن تکلم نمود، پس زمین مابین او و شهر سبأ شکافته شد، در نتیجه تخت بلقیس را در اختیار گرفته آن را خدمت سلیمان منتقل کرد، سپس در کمتر از چشم به هم زدن زمین گسترده شد (به حال خود برگشت)، و در نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم موجود است، و یک حرف نزد خداوند، متفرد به آن، در علم غیب می‌باشد».

[۲۶] الاصول من الکافی، ج۱، ص۲۲، ح۳،  کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران.

۲. از ابوعبداللّه امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده که حضرت فرمود: «با عیسی بن مریم دو حرف بود که با آن دو، کارهایی انجام می‌داد، و با موسی (علیه‌السلام) چهار حرف بود، و با ابراهیم شش حرف بود، و با آدم بیست و پنج حرف بود، و با نوح هشت حرف بود، و خداوند همه آن‌ها را برای رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) جمع کرد، همانا اسم خداوند هفتاد و سه حرف می‌باشد، و یک حرف را از او پوشاند».

[۲۷] ح۴، بصائر الدرجات، صفار القمی، ابوجعفر محمد بن الحسن، منشورات مکتبه آیه اللّه العظمی المرعشی النجفی، قم المقدسه.

۳. از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده که: «همانا اسم اعظم خداوند بر هفتاد و سه حرف استوار است، در نزد آصف از آن حروف یک حرف بود، پس به آن تکلم کرد، در نتیجه زمین بین او و تخت بلقیس را فرو برد، سپس تخت را در دست گرفت و زمین سریع تر از یک چشم به هم زدن به حال قبلی برگشت، و در نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم موجود است و یک حرف در نزد خداوند تعالی است، آن را مخصوص خود نموده، در علم غیب مکتوب ( مکنون ) می باشد».

[۲۸] ح۷، بصائر الدرجات، صفار القمی، ابوجعفر محمد بن الحسن، منشورات مکتبه آیه اللّه العظمی المرعشی النجفی، قم المقدسه.

خصوصیات اسم اعظم در روایات

آنچه از این روایات و روایات دیگر استفاده می‌شود آن است که:

دارای حروف معدود بودن

اسم اعظم دارای حروف معدودی می‌باشد و آن حروف نزد پیامبران در عددهایی تقسیم شده است و بالاترین عدد (هفتاد و دو حرف) نزد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و اهل‌بیت معصوم (علیهم‌السلام) می‌باشد.

در غیب بودن یک اسم اعظم

تمام آن حروف برای پیامبران معلوم نگردیده است، بلکه یک حرف از آن‌ها در علم غیب الهی و پنهان از دیگران بوده و خداوند متفرد به آن می‌باشد.

مباحث مربوط به اسم اعظم

درباره اسم اعظم جهات زیر قابل بحث است:

آیا اسم اعظم لفظ یا معنای ذهنی است و یا حقیقتی ورای لفظ و معنا می‌باشد؟

آیا اسم اعظم، اسم معیّنی می‌باشد و یا غیر معین؟

بنابر معین بودن، آیا برای مخلوق معلوم است و یا معلوم نمی‌باشد؟

اقوال درباره چیستی اسم اعظم

در مورد چیستی اسم اعظم دیدگاه های مختلفی ارائه شده است:

اسم معلوم ولی بدون تعیین

اسم معلوم است، ولی معین نیست.

«شخصی از امام جعفر صادق

[۲۹] اسم مستأثر، محمد گیلانی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی،.

(علیه‌السلام) به او فرمود: برخیز و داخل این حوض رفته و غسل کن تا اسم اعظم را به تو بیاموزم، پس وقتی وارد حوض گردید و غسل به جا آورد در حالی که زمستان بود و آب در نهایت سردی بود، چون خواست از آب بیرون آید امام به اصحاب اشاره کرد که مانع خروج وی از آب بشوند، و او هرگاه اراده می‌کرد که از جانبی خارج شود اصحاب او را منع می‌کردند و به آب سرد پرتابش می‌کردند، پس آن مرد بسیار به آن‌ها تضرع کرد و آن‌ها نپذیرفتند و مطمئن شد که می‌خواهند او را کشته و هلاک کنند، پس به سوی خداوند تعالی تضرع نمود که او را از دست آن‌ها نجات دهد، و آن‌ها چون دعای او را شنیدند، از آب خارجش نموده و لباس به او پوشاندند، و مهلتش دادند تا به حال قوت برگشت.

آن گاه به امام جعفر صادق (علیه‌السلام) عرض کرد: حالا اسم اعظم را به من بیاموز.

امام به او فرمود: اسم اعظم را آموختی و خداوند را بدان خواندی که اجابتت فرمود.

عرض کرد: چطور؟ فرمود: هر اسمی از اسمای خدای تعالی در نهایت عظمت است، الاّ این که انسان وقتی اسم اعظم خدا را ذکر می‌کند و قلب او به غیر خدا تعلق دارد از آن بهره‌ای نمی‌برد و هنگامی که خدا را یاد می‌کند و طمعش از غیر خدا منقطع است همان نام اسم اعظم می‌شود، و تو چون مطمئن شدی که ما تو را خواهیم کشت، در قلب تو جز اعتماد بر فضل خداوند متعال چیزی نماند، پس در این حال هر اسمی را که ذکر کردی همان اسم ، اسم اعظم است».

[۳۰] لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، ج۱، ص۸۸، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبه الکلیات الازهریه القاهره.

[۳۱] لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، ج۱، ص۸۹، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبه الکلیات الازهریه القاهره.

[۳۲] مصباح‌الشریعه، ص‌۱۳۳.

[۳۳] شرح اسماءاللّه الحسنی، ص‌۹۲.

[۳۴] شرح اسماء اللّه الحسنی، ص‌۹۴.

صاحبان این قول ، پنهان بودن اسم اعظم را بدان جهت دانسته‌اند که مردم بر ذکر همه اسمای الهی مواظبت کنند، به این امید که اسم اعظم نیز بر زبانشان جاری شود.

[۳۵] شرح اسماء اللّه الحسنی، ص‌۱۰۲.

اسم اعظم بودن برخی اذکار

کفعمی، اذکار و دعاهایی را مشتمل بر اسم اعظم دانسته؛ مانند دعای جوشن کبیر، دعای مشلول، دعای مجیر، دعای صحیفه، «یا‌هو یا هو یا من لا یعلم ما هو إلاّ هو»، «یا نور یا‌قدّوس یا حیّ یا قیّوم یا حیًا لا یموت یا حیّاً حین لا حیّ یا حیّ لا إله إلاّ أنت أسئلک بلا إله إلاّ‌أنت» و «لا إله إلاّ أنت سبحانک إنّی کنت‌من‌الظّالمین».

[۳۶] المصباح، ص‌۳۱۲.

در روایات متعددی نیز آیات و اذکاری، بر اسم اعظم مشتمل دانسته شده است؛ مانند آیاتی از بقره، آل عمران و طه

[۳۷] کشف الاسرار، ج‌۱، ص‌۶۹۱.

[۳۸] تفسیر بیضاوی، ج‌۱، ص‌۲۳۷.

[۳۹] بحارالانوار، ج‌۹۰، ص‌۲۲۴.

، «بسم الله الرحمن الرحیم»

[۴۰] بحارالانوار، ج‌۹۰، ص‌۲۲۴‌‌۲۲۳.

، «الله لا إلـه إلاّ هوالحیّ القیّوم»

[۴۱] بقره/سوره۲، آیه۲۵۵.

[۴۲] آل‌عمران/سوره۳، آیه۲.

، «و إلـهکم إلـهٌ وحدٌ‌…»

[۴۳] بقره/سوره۲، آیه۱۶۳.

[۴۴] کشف‌الاسرار، ج‌۱، ص‌۴۳۴.

[۴۵] تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۴، ص۳۸.

[۴۶] بحارالانوار، ج‌۹۰، ص‌۲۲۷.

، «اللّه لا إلـه إلاّ هو لیجمعنّکم إلی یوم القیمه»

[۴۷] نساء/سوره۴، آیه۸۷.

، «اللّه لا‌إلـه إلاّ هو له الأسماء الحسنی»

[۴۸] طه/سوره۲۰، آیه۸.

، «اللّه لا إلـه إلاّ هو ربّ العرش العظیم»

[۴۹] نمل/سوره۲۷، آیه۲۶.

، «اللّه لا إلـه إلاّ هو و علی‌اللّه فلیتوکّل المؤمنون»

[۵۰] تغابن/سوره۶۴، آیه۱۳.

، «ذلکم اللّه ربّکم خلق کلّ شیء‌…»

[۵۱] غافر/سوره۴۰، آیه۶۲.

، ۶‌آیه ابتدای سوره حدید

[۵۲] حدید/سوره۵۷، آیه۶-۱.

و سه آیه آخر سوره حشر

[۵۳] حشر/سوره۵۹، آیه۲۴-۲۲.

[۵۴] مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۳۹۹.

[۵۵] تفسیر قرطبی، ج‌۱۸، ص‌۳۲.

[۵۶] بحارالانوار، ج‌۹۰، ص‌۲۳۱‌‌۲۳۰.

،«یا‌هو یا من لا هو إلاّ هو»

[۵۷] التوحید، ص‌۸۹.

[۵۸] مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۸۶۰.

[۵۹] بحارالانوار، ج‌۹۰، ص‌۲۳۲.

، «…‌اللّه اللّه اللّه اللّه الذی لا إله إلاّ هو…»

[۶۰] مکارم‌الاخلاق، ص۳۵۲.

[۶۱] بحارالانوار، ج۹۰، ص۲۲۶.

[۶۲] بحارالانوار، ج۹۰، ص۲۳۲.

، «یا إلهنا و إله کلّ شیء إلهاً واحداً لا إله إلاّ أنت»

[۶۳] مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۳۴۹.

، «لا إله إلاّ هو».

پس از نماز صبح گفتن ۱۰۰ مرتبه «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوّه إلاّ باللّه العلیّ العظیم» ‌و‌…‌.

در دعاها و روایات مربوط به اسم اعظم، بر اذکار «الحیّ»، «القیّوم»، «هو» و «بسم اللّه الرحمن الرحیم» تأکید شده است. 

اسم اعظم بودن هو

اسم معینی است که برای خلق معلوم می‌باشد، و آن « هو » است، زیرا «هو» کنایه از فردی است که به‌گونه غیبت و فردانیت موجود است، و وجود و غیبت از همه ممکنات از صفاتی هستند که بر حق سبحان واجب می‌باشند و دلالت بر نهایت عزت و علوّ و کبریا می‌کنند، اما وجود برای خداوند به ذاتش و از ذاتش می‌باشد، و برای غیر خداوند از ناحیه غیرش است، و اما فردانیت پس فرد مطلق از هر ناحیه، غیر از او نمی‌باشد، و اما غیبت از همه ممکنات به دلیل این‌که محال است که خداوند حالّ در غیر خود یا محلّ برای غیر یا متصل به غیر یا منفصل از غیر خود باشد، پس هیچ مناسبتی بین او و چیزی از ممکنات نیست، بنابراین ثابت شد که صفاتی که کلام ما (هو) بر آن‌ها دلالت می‌کند به غیر خداوند سبحان سزاوار نیست، پس این کلمه اخص اسمای خداوند سبحان  می‌باشد».

[۶۴] لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، ج۱، ص۹۰، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبه الکلیات الازهریه القاهره.

[۶۵] شرح اسماء اللّه الحسنی، ص‌۹۴.

«هو» اسم خدای متعالی است؛ نه ضمیر، به همین جهت «یا هو» درست است.

[۶۶] شرح اسماء اللّه الحسنی، ص‌۹۴.

نزد عارفان «هو» به مقام «هویّت مطلقه» من حیث هی هی اشاره دارد، بی‌آنکه متعیّن به تعیّن صفاتی یا متجلّی به تجلّیّات اسمایی باشد و این اشاره، از غیر صاحب قلب تقیّ نقیّ احدیّ احمدی محمدی(صلی الله علیه وآله)ممکن نیست.

[۶۷] چهل حدیث، ص‌۶۵۲.

به عبارت دیگر، «هو» به مقامی اشاره دارد که اشاره و آمال عارفان از آن منقطع و از اسم و رسم مبرّا و از تجلّی و ظهور منزّه است.

[۶۸] چهل حدیث، ص‌۶۵۳.

اسم اعظم بودن الله

اسم معینی است که برای خلق معلوم می‌باشد و آن « اللّه » است.

فخر رازی برای صاحبان این دیدگاه دوازده حجت نقل می‌کند.

[۶۹] لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، ج۱، ص۹۱ـ ۹۶، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبه الکلیات الازهریه القاهره.

[۷۰] جامع‌البیان، مج‌۱۴، ج‌۲۸، ص‌۷۲.

[۷۱] التفسیرالکبیر، ج‌۱، ص‌۱۱۵.

[۷۲] الصافی، ج‌۱، ص‌۸۱.

روایتی که در تفسیر شریف صافی نقل شده، نیز می‌تواند مستند این نظریه باشد، و آن اینکه: از امیرمؤمنان (علیه‌السلام) نقل شده: «اللّه، اعظم اسمای خداوند عزوجل می‌باشد، سزاوار نیست که غیر خدا به آن نام‌گذاری شود».

[۷۳] تفسیر الصافی، فیض الکاشانی، ج۱، ص۸۱، محسن، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت لبنان.

اسم اعظم بودن الحی القیوم

اسم معینی است که برای خلق معلوم می‌باشد، و آن «الحیّ القیوم» است.

ابو بن کعب از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) درخواست کرد که اسم اعظم را به او بیاموزد، پس حضرت فرمود: آن در کلام خداوند (اللّه لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم)

[۷۴] بقره/سوره۲، آیه۲۵۵.

 یا در کلام خداوند (الم. اللّه لا إله إلاّ هو الحیّ القیوم) 

[۷۵] عمران/سوره۳، آیه۲۳.

[۷۶] شرح اسماء اللّه الحسنی، ص‌۹۹.

[۷۷] مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۶۹۶.

[۷۸] تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۱، ص‌۳۷.

می‌باشد.

طرفداران این قول گفته‌اند: اسم اعظم در «اللّه لا إله إلاّ هو» نیست، زیرا این کلمه در آیه‌های زیادی موجود می‌باشد، پس زمانی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، اسم اعظم را در این دو محصور نمود، علم پیدا می‌کنیم که آن عبارت از « الحی القیوم » است.

[۷۹] لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، ج۱، ص۹۶، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبه الکلیات الازهریه القاهره.

منظور از الحیّ و القیّوم

«الحیّ»؛ یعنی درّاک فعّال

[۸۰] المصباح، ص۳۲۷.

[۸۱] مجموعه مصنفات، ج۱، ص۴۵۷.

، بنابراین، دو صفت علم و قدرت، در صفت حیات نهفته است و همه کمالات دیگر نیز به این دو صفت باز‌می‌گردد، پس نام شریف «الحیّ» همه کمالات الهی را دربردارد، به همین جهت، عارفان آن را امام ائمّه سبعه (حیّ،‌عالم، مرید، قادر، سمیع، بصیر و متکلّم) گفته‌اند

[۸۲] هزار و یک نکته، ص‌۲۴۴.

؛ یعنی ۶ اسم دیگر بر «الحیّ» متوقّف هستند.

ب. «القیّوم»؛ یعنی آنچه قائم به ذات خود و برپادارنده غیر خود است

[۸۳] الاشارات والتنبیهات، ج‌۳، ص‌۱۸.

، به‌گونه‌ای که غنیّ بالذّات باشد و در ذات و کمالات خود نیازمند غیر نباشد؛ امّا هرچه غیر اوست، به او نیاز داشته باشد و به بیان دیگر، همه کمالاتِ موجوداتِ دیگر از او باشد.الاشارات والتنبیهات، ج‌۳، ص‌۱۴۰.

خواص الحیّ و القیّوم

در خواصّ دو اسم «الحیّ» و «القیّوم» از روایاتی استفاده می‌شود که ۱۹ مرتبه گفتن «الحیّ» بر مریض، به ویژه بیمار مبتلا به چشم درد، مفید است و فراوان گفتن «القیّوم» سبب تصفیه و پاکی دل می‌شود و هرکس «الحیّ القیّوم» را بسیار بگوید، به ویژه در آخر شب، آثار مادّی و معنوی فراوانی خواهد داشت.

[۸۴] المصباح، ص‌۳۶۶.

برخی گفته‌اند: به تجربه ثابت شده که فراوان گفتن «یا‌حیّ یا قیّوم یا من لا إله إلاّ أنت» باعث حیات عقل می‌شود.

[۸۵] منازل‌السائرین، ص‌۷۳.

عده بسیاری از مفسّران، دو‌اسم«الحیّ» و «القیّوم» را اسم اعظم یا قریب به آن دانسته و به شرح و تفسیر آن دو پرداخته‌اند.

[۸۶] مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۶۹۶.

[۸۷] التفسیرالکبیر، ج‌۱، ص‌۱۱۵.

[۸۸] تفسیرنمونه، ج‌۲، ص‌۲۶۴‌‌۲۶۳.

 

اسم اعظم بودن ذوالجلال

اسم معینی است که برای خلق معلوم می‌باشد و آن « ذو الجلال والإکرام » است.

دو وجه برای این نظریه نقل شده که یکی از آن دو این است که: این کلمه بر تمام صفات معتبر در الهیت دلالت می‌کند.

اما جلال اشاره به صفات سلبی و اکرام اشاره به اضافات می‌باشد، و معلوم است که صفات شناخته شده برای خلق در این دو قسم محصور می‌باشند. 

[۸۹] لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، ج۱، ص۹۶، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبه الکلیات الازهریه القاهره. 

[۹۰] شرح اسماء اللّه الحسنی، ص‌۱۰۰.

[۹۱] مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۳۴۹.

[۹۲] تفسیر‌صدرالمتألهین، ج‌۴، ص‌۳۷.

اسم اعظم بودن حروف مقطعه

اسم معینی است که برای خلق معلوم می‌باشد و آن، حروف مقطعه در اوایل سوره‌هاست.

دلیل این دیدگاه آن است که از علی (علیه‌السلام) روایت شده که موقعی که امر بر ایشان دشوار می‌شد دست به دعا برده و عرض می‌کرد: یا «کهیعص»،

[۹۳] مریم/سوره۱۹، آیه۱.

یا «حم عسق».

[۹۴] شوری/سوره۴۲، آیه۱.

[۹۵] لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، ج۱، ص۹۷، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبه الکلیات الازهریه القاهره. 

[۹۶] شرح اسماء اللّه الحسنی، ص‌۱۰۰.

[۹۷] جامع البیان، مج، ج‌۱، ص‌۱۳۰.

سعید‌بن‌جبیر آن را اسمی دانسته که از ترکیب حروف مقطعه به‌دست‌می‌آید و گفته است: اگر مردم می‌توانستند حروف مقطعه را به درستی ترکیب کنند، اسم‌اعظم را به دست می‌آوردند.

[۹۸] مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۱۱۲.

اسم اعظم بودن اللهم انی

اسم معینی است که برای خلق معلوم می‌باشد، و آن «اللّهمّ إنّی أسئلک اللّه اللّه اللّه الذی لا إله إلاّ هو ربّ العرش العظیم» است.

در روایتی از امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) نقل شده که فرمود: از خداوند درخواست کردم که به من اسم اعظمی را که اگر با آن خوانده شود اجابت می‌کند، بیاموزد، پس در خواب به من گفته شد: بگو: «اللّهم انّی». 

[۹۹] لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، ج۱، ص۹۷، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبه الکلیات الازهریه القاهره. 

اسم معین بدون معلوم بودن

اسم معینی است که برای خلق معلوم نمی‌باشد.

دلیل این نظریه وجود روایت‌های زیاد ادعا شده است، و در وجه مکتوم بودن اسم اعظم گفته‌اند این امر سبب مواظبت خلق بر ذکر همه اسما به امید جریان آن اسم بر زبان ، می‌شود و به همین سبب خداوند نماز وسطی را از بین نمازها و شب قدر را در شب‌هایی پنهان نگه داشته است. 

[۱۰۰] لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، ج۱، ص۹۸-۹۹، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبه الکلیات الازهریه القاهره. 

نظر نهایی فخر رازی

این اقوال هشت‌‌گانه را فخر رازی بیان کرده است، و خود او اعتقاد به غیر معلوم بودن را نمی‌پسندد، و خلاصه کلامش در مقابل استدلال این است که: چون ذات خداوند متعال با معرفت حقیقی ذاتی قابل شناخت می‌باشد، پس زمانی که خداوند قلب بعضی از بندگانش را به این معرفت نورانی فرمود، بعید نیست که او را بر اسم این حقیقت مخصوص نیز آگاه کند. 

[۱۰۱] لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، ج۱، ص۱۰۰، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبه الکلیات الازهریه القاهره. 

اسم اعظم بودن بسم الله

اسم اعظم « بسم اللّه الرحمن الرحیم » می‌باشد.

دلیل این نظریه روایتی است از امام رضا (علیه‌السلام) که فرمود: «بسم اللّه الرحمن الرحیم به اسم اعظم بودن، از سیاهی چشم  نسبت به سفیدی آن، نزدیک‌تر است».

[۱۰۲] مجمع البیان، طبرسی، ج۱، ص۸۹، ابوعلی الفضل بن الحسن، دار المعرفه للطباعه والنشر، ۱۴۰۸هـق.

[۱۰۳] بحارالانوار، ج‌۹۰، ص‌۲۲۵.

زیرا آن‌گونه که عارفان گفته‌اند، برای ظهور و بروز اسما باید برای هویّت غیبیّه و ذات مقدّس، خلیفه الهیّه غیبیه‌ای باشد که عبارت از فیض اقدس است و نخستین مستفیض از فیض اقدس و نخستین تعیّن آن، اسم اعظم «اللّه» است و مظاهر نخست آن اسم، مقام رحمانیّت و رحیمیّت ذاتی است.

[۱۰۴] مصباح الهدایه، ص‌۱۸‌ـ‌۱۶.

[۱۰۵] شرح مقدمه قیصری، ص‌۶۹۲‌ـ‌۶۹۱.

گفته شده: «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» از انسان به شرط عبودیّت، همانند کلمه «کن» از خدای متعالی است

[۱۰۶] تحریر تمهید القواعد، ص‌۱۵۲.

؛ یعنی بسم اللّه… از چنین شخصی، همانند کن ایجادی، قدرت بر انجام هر چیزی را پدید‌می‌آورد.

نظریات دیگر

نظریه‌های دیگری نیز در این مسئله وجود دارد.

سیوطی بیست قول در رساله «الاسم الاعظم» در مورد اسم اعظم بیان می‌کند.

[۱۰۷] شرح اسماء اللّه الحسنی،

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.