پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در روایاتاز دیدگاه شیعه و اهل سنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در روایاتاز دیدگاه شیعه و اهل سنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در روایاتاز دیدگاه شیعه و اهل سنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در روایاتاز دیدگاه شیعه و اهل سنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۱۵
چکیده
وحدت و اتحاد مسلمانان یکی از مهم ترین مسائل جهان اسلام به شمار می رود. از تتبع
در منابع اسلامی، قرآن کریم و به ویژه روایات پیامبر اسلام(ص) در منابع فریقین،
اهمیت، ضرورت و آثار وحدت و انسجام اسلامی به وضوح روشن می گردد.
نوشتار حاضر در پنج محور موضوع فوق را مورد تأمل قرار داده است: مبانی وحدت و
انسجام اسلامی، اهمیت و ضرورت وحدت اسلامی، عوامل انسجام و افتراق آثار و فواید
اتحاد و انسجام اسلامی.
واژه های کلیدی: اسلام، وحدت، انسجام، روایات، شیعه، اهل سنت.
مبانی وحدت و انسجام اسلامی
۱. اسلام و ایمان
در منابع اسلامی مسلمان به کسی گفته می شود که به وحدانیت خدا، رسالت پیامبر (ص)و
معاد ایمان داشته باشد و آن را به زبان آورد. چنین کسی در دایره اسلام داخل شده است
و جان، مال و آبروی او محترم و حفظ آنها بر همه واجب است. روایات فراوان در مورد
این مطلب در منابع فریقین وارد شده اند که برخی از آن را متذکر می شویم:
از رسول خدا(ص) نقل شده است: «من قال لا اله الاّ الله وکفر بما یعبدون من دون الله
حرم ماله ودمه وحسابه علی الله؛[۱] هر کس«لا اله الاّ الله» بگوید و عبادت غیرخدا
را انکار کند، جان و مال او محترم است و حساب او با خداوند است.»
عمربن خطاب نقل می کند، ما خدمت رسول خدا(ص) بودیم. شخصی آمد و از آن حضرت پرسید:
ای محمد(ص)! ایمان چیست؟ فرمود: «ان تؤمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم
الاخر… و قال: فما الاسلام؟ قال: شهاده ان لا اله الاّ الله و انّ محمداً عبده
ورسوله واقامه الصلاه و ایتاء الزکاه وحجّ البیت وصوم رمضان…؛[۲] ایمان یعنی
ایمان آوردن به خدا، فرشتگان، کتابهای خدا و رسولانش و روز رستاخیز. گفت: اسلام
چیست؟ فرمود: اسلام یعنی از اقرار و شهادت «لا اله الاّ الله و محمداً عبده
ورسوله»، اقامه نماز، دادن زکات، انجام حج و روزه ماه مبارک رمضان.»
امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده است که فرمود: «انّ الله تبارک وتعالی جعل
الاسلام زینه وجعل کلمه الاخلاص حصناً للدماء فمن استقبل قبلتنا وشهد شهادتنا واکل
ذبیحتنا فهو المسلم له مالنا وعلیه ما علینا؛[۳] خداوند اسلام را زینت و کلمه اخلاص
را نگهدارنده خون (مسلمان) قرار داده است. پس هر کس به قبله ما رخ کند و مانند ما
کلمه توحید به زبان جاری کند و ذبیحه ما را بخورد، او مسلمان است، هر چیزی که برای
ماست برای اوست و هر چیزی علیه ماست علیه او نیز به حساب می آید.»
۲. قرآن
یکی از اساسی ترین مبانی و محورهای انسجام اسلامی قرآن کریم است. همه مسلمانان با
اختلاف فرق و مکاتب گوناگون بر این باورند که قرآن مجید وحی الهی است و در آن
هیچ گونه تحریفی صورت نگرفته است. همچنین احکام و دستورهای قرآن را بدون هیچ گونه
تردیدی واجب الاتباع و منکر آن را از زمره اسلام خارج می دانند. قرآن مجید وسیله
محکمی است که چنگ زدن به آن، باعث سعادت دنیوی و اخروی بشر است. خداوند قرآن را به
ریسمان خود تعبیر کرده است: «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا».[۴] قرآن در
آیات چندی بر انسجام اسلامی تأکید ورزیده است:
الف) تأکید به انسجام
«واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا واذکروا نعمه الله علیکم اذ کنتم اعداءً
فالّف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخواناً؛[۵] و همگی به ریسمان خدا تمسک جویید و
پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خودتان به یاد آورید، آن گاه که دشمنان (یکدیگر)
بودید و [او] میان دلهای شما الفت انداخت پس به (برکت) نعمت او برادران (همدیگر)
شدید.»
«و لاتکونوا کاالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البیّنات و اولئک لهم عذاب
عظیم؛[۶] و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند، (آن هم) پس از آنکه
نشانه های روشن به آنان رسید و آنها عذاب عظیمی دارند.»
«واطیعوالله و رسوله و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا ان اللّه مع
الصابرین؛[۷] فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت کنید و نزاع نکنید که سست شوید و قدرت و
(شوکت) شما از میان برود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است.»
ب) اصل واحد
قرآن مجید تصریح دارد که ریشه همه انسانها یکی و همچنین دین همه نیز واحد است:
«یا ایّهاالناس اتقوا ربّکم الذی خلقکم من نفس واحده وخلق منها زوجها ورجالاً
کثیراً ونساءً؛[۸] ای مردم [خودتان] را از عذاب پروردگارتان حفظ کنید (همان) کسی که
شما را از یک شخص آفرید و از او همسرش را آفرید و از آن دو مردان وزنان فراوانی
منتشر ساخت.»
«شرع لکم من الدین ما وصی به نوحاً والذی اوحینا الیک وما وصّینا به ابراهیم وموسی
وعیسی ان اقیمو الدین و لاتتفرقوا؛[۹] برای شما از دین مقرر کرد آنچه را به نوح
سفارش کرده و آنچه را به ابراهیم و موسی وعیسی سفارش کردیم، که دین را برپا دارید و
در آن تفرقه افکنی نکنید.»
ج) هدف واحد
«وماخلقت الجن والانس الا لیعبدون؛[۱۰] و جن و انس را را جز برای پرستش [خود]
نیافریدم.»
«یا ایّها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافّه ولاتتبعوا خطوات الشیطان؛[۱۱] ای
کسانی که ایمان آورده اید، همگی در صلح [وآشتی] در آیید و از گامهای شیطان، پیروی
نکنید.»
د) جذبه خدمت و ایثار
یکی از عناصر انسجام، جذبه ایثار و قربانی است که آدمی ذات خود و منافع ذاتی و شخصی
را بر دیگران قربان کند و همیشه جذبه ایثار داشته باشد. قرآن در توصیف مسلمانان صدر
اسلام می گوید:
«والذین تبوّءوالدار والایمان من قبلهم یحبّون من هاجرالیهم و لایجدون فی صدورهم
حاجه ممّا اوتوا ویؤثرون الطعام علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه ومن یوق شحّ نفسه
فاولئک هم المفلحون؛[۱۲] (و نیز) کسانی (از انصار) که پیش از آن (مهاجران) در سرای
(اسلام و) ایمان (=مدینه) جای گرفته بودند. هر کس را به سوی آنان هجرت کرده دوست
می دارند و در سینه هاشان نسبت به آنچه به آنان داده شده، نیازی نمی یابند و
مهاجران را بر خودشان بر می گزینند و ترجیح می دهند، گرچه آنان نیازمند باشند؛ و هر
کس از آزمندی خودش نگاه داشته شود پس تنها آنان رستگارند.»
بنابراین، هر زمان در مسلمانان روح جذبه ایثار زنده باشد، موفق خواهند بود و بین
آنها عنصر تفرق و جدایی راه نخواهد یافت. جدایی و افتراق جایی است که مصالح ذاتی و
ملی را بر مصالح اسلام و اهداف آن مقدم بدارد: «انّما نطعمکم لوجه الله لا نرید
منکم جزاءً ولاشکوراً».[۱۳]
ه) سنت
یکی از محورهای اساسی انسجام اسلامی، سنت پیامبر اکرم(ص) است. همه مسلمانان بدون
استثنا بر عمل به سنت آن حضرت تأکید دارند به آن افتخار می کنند و معتقدند در حقیقت
فرقه یا مذهب آنان پایبند به سنت پیغمبر اسلام (ص) است. بنابراین، بر ماست که سنت
حقیقی آن حضرت را بشناسیم و همه مطابق آن عمل کنیم تا در مسیر واحد قرار بگیریم و
بالاخره به نقطه ای برسیم که همه مسلمانان به سنت ناب محمدی عمل کنند و به طور
حقیقی امت واحد قرار بگیریم. رسول خدا(ص) به انسجام اسلامی و وحدت امت اسلامی به
قدری اهمیت می داد که بعد از هجرت، از مهم ترین کارهایی که انجام داد یکی بستن
پیمان برادری بین مهاجرین و انصار است.
و) مرجعیت اهل بیت
در نگرش فریقین، عترت شایسته ترین افراد جامعه بعد از پیامبر اسلام(ص) می باشند،
چنان که برخی از اهل سنت عترت را در مراتب مختلف همچون وجوب محبت، تحریم صدقه،
طهارت، سلام و صلوات با پیغمبر اسلام (ص) همسان می دانند.[۱۴]
بنابراین، یکی از مهم ترین راهکارهای تمسک به اهل بیت(ع) پذیرش مرجعیت و رهبری آنها
در صحنه های مختلف زندگی بشر، مانند اخلاق، علم، عقاید، احکام، سیاست و حکومت است.
اگر عالم اسلام در ابتدا رهبری عترت را می پذیرفت، امت اسلامی به مشکلات کنونی
گرفتار نمی شدند، زیرا بنیان اسلام بر رهبری اهل بیت نهاده شده است. در روایتی از
امام باقر(ع) می خوانیم: «بنی الاسلام علی خمس دعائم، اقام الصلوه و ایتاء الزکاه و
صوم شهر رمضان و حج البیت، والولایه لنا اهل البیت؛[۱۵] اسلام بر پنج پایه استوار
شده است: نماز، زکات، روزه، حج ولایت و رهبری عترت.»
یکی از محورهای انسجام اسلامی مرجعیت اهل بیت(ع) است. در طول تاریخ می توانیم
نمونه های بسیاری را به دست آوریم که در مراحل مختلف، چه در زمان خلفای صدر اسلام و
چه بعد از آن، به اهل بیت مراجعه می شد و آنان نیز برای مصالح مسلمانان از حل آن
مشکل به هیج وجه دریغ نمی کردند. نمونه بارز آن سیره امیرالمؤمنین(ع) است که برای
انسجام اسلامی، از غصب حق خویش تا توهین به خاندان عصمت را به جان خود خرید و
نگذاشت به اصل اسلام، ضربه ای وارد شود.
شهید مطهری(ره) در این مورد می گوید:
سیره حضرت علی(ع) بهترین درس آموزنده در زمینه وحدت است. علی از اظهار و مطالبه حق
خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد، با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به
اتحاد اسلامی را مانع آن قرار نداد. در عین حال، این تظلمها موجب نشد که از صف
جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. در جمع و جماعت شرکت می کرد، سهم خویش را
از غنائم جنگی آن زمان دریافت می کرد، از ارشاد خلفا دریغ نمی نمود، طرف شور [و
مشورت] قرار می گرفت و ناصحانه نظر می داد.[۱۶]
حضرت علی(ع)، قربانی وحدت امت اسلام شده است وگرنه رفتار علی(ع) در مورد حقوق از
دست رفته خویش گونه ای دیگر بود. خود ایشان می فرماید: «وایم الله لولا مخافه
الفرقه بین المسلمین وان یعود الکفر ویبور الدّین لکنّا علی غیر ما کنّا لهم
علیه؛[۱۷] به خدا سوگند، اگر بیم وقوع تفرقه میان مسلمانان و بازگشت کفر و تباهی
دین نبود، رفتار ما با آنان طور دیگر بود.»
حضرت علی(ع)، صبر کرد تا افتراق بین مسلمین ایجاد نشود: «فرایت انّ الصبر علی ذالک
افضل من تفریق کلمه المسلمین وسفک دمائهم والناس حدیثوا عهد بالاسلام والدین یمخض
مخض الوطب یفسده ادنی وهن و یعکسه اقل خلق؛[۱۸] دیدم صبر از تفرقه کلمه مسلمانان و
ریختن خونشان بهتر است؛ مردم تازه مسلمان اند و دین مانند مشکی که تکان داده می شود
کوچک ترین سستی آن را تباه می کند و کوچک ترین فردی آن را وارونه می کند.»
سیره همه ائمه هدی(ع) نیز همین است و می بینیم همه و همه برای وحدت اسلامی تلاش
کرده اند. امام حسن(ع) برای انسجام امت اسلامی با معاویه صلح کرد. امام حسین(ع) نیز
در حقیقت برای یکپارچگی امت جدش قیام کرد تا اسلام از مسیر اصلی خارج نشود و فرمود:
«انی لم اخرج اشراً ولابطراً و لا مفسداً انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امّت جدی و
ارید ان آمر بالمعروف وانهی عن المنکر اسیر بسیره جدی وابی علی بن ابی طالب؛[۱۹] من
برای فساد و ظلم و ستم قیام نکرده ام بلکه قیام من فقط برای این است که می خواهم به
نیکی امر و از بدی نهی کنم و به سیره جدم و پدرم عمل نمایم.» پس قیام امام حسین(ع)
برای این بود که مردم را که بعد از رحلت پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) از مسیر دین خارج
شده بودند، به مسیر اصلی برگرداند و به راه واحد که همان اسلام ناب است راهنمایی
کند و این همان انسجام حقیقی اسلام است.
امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نیز همین راه را ادامه دادند و به مردم توصیه می کردند
که با عموم مسلمانان همزیستی مسالمت آمیزی داشته باشند. معاویه بن وهب نقل می کند:
من از امام صادق(ع) پرسیدم که ما (شیعیان) با دیگران (اهل تسنن) چگونه معاشرت کنیم،
تکلیف ما چیست؟ امام(ع) فرمود: «ببینید ائمه شما چگونه رفتار می کنند، مانند امامان
خود رفتار کنید. به خدا قسم، امامان شما بیماران آنها را عیادت می کنند، جنازه های
آنها را تشییع می کنند، برای آنها شهادت می دهند.»[۲۰]
برخی می پندارند که بحث اهل بیت(ع) باعث افتراق است، لذا نباید به آن پرداخت! ولی
در حقیقت چنین نیست. اگر چه بحث امامت اهل بیت مورد بحث بین فرق اسلامی است، ولی
اهل بیت(ع) را همگان به عنوان مرجعیت علمی می پذیرند و در این مورد جای بحثی نیست.
حدیث ثقلین که شیعه و اهل سنت در کتابهای حدیثی و تفسیری خود به گونه های مختلف نقل
کرده اند و آن را حداقل حدیث معتبر و قابل قبول می دانند، تعبیراتی دارد که برخی از
آنها چنین است: «انّی تارک فیکم الثقلین»، «انّی تارک امرین ان اخذتم بهما لن تضلوا
بعدی ابداً»، «ترکت فیکم ما لن تضلوا ان اعتصمتم کتاب الله وعترتی»، «ایّهاالناس
انّی تارک فیکم امرین لن تضلوا ان اتبعتموهما کتاب الله واهل بیتی.»[۲۱] «حدیث
ثقلین» تمسک قرآن و عترت را ضامن رستگاری بشر دانسته است. قدر متیقن تمسک نیز همان
مرجعیت علمی است، چرا که اهل بیت(ع) اعلم به قرآن اند، چنان که در ضمن حدیث ثقلین
آمده: «فلا تقدموهم فتهلکوا و لاتقصروا عنهم فتهلکوا و لاتعلموهم فانهم اعلم
منکم؛[۲۲] از اهل بیت نه مقدم شوید و نه متأخر بمانید، هر دو سبب هلاکت است، و نه
سعی کنید آنها را تعلیم دهید. آنها از شما دانا ترند.» بنابراین، بدون تردید مرجعیت
اهل بیت(ع) نزد همه فرق اسلامی مسلّم است. آنان از همه بهتر و بیشتر استعداد درک
قرآن را دارند.
اهمیت و ضرورت وحدت و انسجام اسلامی
وحدت به معنای یگانه شدن و انفراد است:[۲۳] «صیروره الشیئین الموجودین شیئاً
واحداً.»[۲۴] ولی وقتی از وحدت مسلمانان یا اتحاد بین مسلمانان سخن می گوییم، مراد
از آن معنای لغوی نیست؛ بلکه وحدت اسلامی به این معناست که تمام مسلمانان عالم با
حفظ اصول و عقایدشان مسائل اختلافی را حل کنند و در مقابل دشمنان اسلام با یکپارچگی
قیام کنند و درست به این آیه عمل نمایند: «محمد رسول الله والذین معه اشداء علی
الکفار رحماء بینهم؛[۲۵] محمد رسول خدا و کسانی که با آن حضرت اند در مقابل کفار
سخت گیر و در مقابل خودشان رحم دل و مهربان اند.» چنان که ولی امر مسلمین جهان،
حضرت آیت الله خامنه ای(مد ظله العالی)، در مورد مقصود از وحدت و انسجام چنین
می گوید: «منظور ما از وحدت هماهنگی و یکنوایی و همصدایی است، تا برادران دیگر در
مقابل هم قرار نگیرند و لوله های تفنگ از دشمن به دوست منصرف نشود.»[۲۶]
از ژرف نگری در منابع اسلامی به وضوح روشن می شود که وحدت و اتحاد بین مردم از
دیدگاه رسول اکرم(ص) و ائمه هدی بسیار ضرورت و اهمیت داشته است. در روایات فراوانی
رسول خدا، علاوه بر تأکید بر وحدت، راهکارهای وحدت و محبت و الفت بین مردم را بیان
نموده است. برخی از این روایات را بررسی می کنیم:
رسول خدا(ص) ضرورت وحدت و انسجام اسلامی را این گونه بیان می فرماید:
«اثنان خیر من واحد وثلاثه خیر من اثنین واربعه خیر من ثلاثه فعلیکم بالجماعه فانّ
یدالله مع الجماعه ولم یجمع الله عز وجلّ امّتی الاّ علی هدی واعلموا انّ کلّ شاطن
من النار؛ دو نفر، از یک نفر بهترند. سه نفر، از دو نفر بهترند و چهار نفر از سه
نفر بهترند. بر شما باد که با جماعت باشید، چرا که دست خدا با جماعت است. خداوند
امت من را صرفاً بر هدایت جمع کرده است و بدانید هر کس از حق دور است، مقامش در آتش
است.»[۲۷]
در جای دیگر رسول خدا(ص) فرمود:«ایّها الناس علیکم بالجماعه وایّاکم والفرقه؛ ای
مردم! با جماعت باشید و از جدایی و افتراق پرهیزکنید.»[۲۸]
همچنین فرمود: «ایاکم والظن فان الظن أکذب الحدیث و لاتجسسوا و لاتحسسوا، و
لا تناجشوا و لا تحاسدوا و لا تدابروا، و لا تباغضوا و کونوا عبادالله اخواناً؛[۲۹]
و لا یحل لمسلم أن یهجراخاه فوق ثلاثه ایام؛[۳۰] از گمان بد بپرهیزید، زیرا
دروغ ترین گفتار همان است که از روی گمان گفته می شود. برای به دست آوردن اخبار
مخفی گوش نکشید، در امور یکدیگر تجسس و پی جویی نکنید، حسد نورزید و از هم فاصله
نگیرید و با هم دشمنی نکنید، بندگان خدا و چون برادران باشید. و روا نیست مسلمانی
بیش از سه روز از برادر مسلمانش دوری کند!»
همچنین آن حضرت فرمود: «المسلم اخوالمسلم لایظلمه و لایسلمه و من کان فی حاجه اخیه
کان الله فی حاجته و من خرج عن مسلم کربه فرج الله عنه کربه من کربات یوم القیامه و
من ستر مؤمناً ستره الله یوم القیامه؛[۳۱] مسلمان برادر مسلمان است و به او ظلم
نمی کند و تنهایش نمی گذارد، کسی که سرگرم روا کردن حاجت برادر خود باشد، خداوند
کار او را اصلاح می کند؛ کسی که گرفتاری مسلمانی را برطرف کند خداوند گرفتاری روز
قیامت را از او برطرف می کند، و کسی که بر زشتی مسلمانی پرده پوشی نمود، خداوند
زشتیهای وی را در روز قیامت مستور می دارد.»
از روایات مذکور به این نتیجه می رسیم که هرکس بین برادران ایمانی و اسلامی
تفرقه اندازی کند، از رحمت الهی دور می شود. محبوب ترین فرد نزد خدا کسی است که با
دیگران دوستی کند و دوست یاب باشد. مبغوض ترین فرد نزد خدا نیز کسی است که جدایی و
تفرقه بیندازد.
سیره حضرت علی(ع) به ما نشان می دهد که آن حضرت با تدبیر مدبرانه خویش، انسجام
اسلامی را در مقابل دشمنان اسلام حفظ نمود و با کسانی که به بهانه حمایت از
اهل بیت(ع) می خواستند از پشت به اسلام خنجر بزنند، مبارزه کرد. حضرت(ع) در موردی
فرمود: «الا من دعی الی هذا الشعار فاقتلوه ولو کان تحت عمامتی هذه؛ هر کس مردم را
به اشعار «تفرقه و جدایی» دعوت کند او را بکشید، هر چند زیر عمامه من باشد.»[۳۲]
لزوم پرهیز از افتراق
رسول خدا(ص) فرمود: «انّ الاختلاف والتنازع والتثبط من امرالعجز والضعف وهوممّا
لایحبّه الله ولایعطی علیه النصر والظفر؛ اختلاف، جنگ و دعوا از اسباب عجز و
ناتوانی است و از چیزهایی است که خداوند آن را دوست ندارد و به آن کمکی نمی کند و
بر آن پیروزی عنایت نمی کند.»[۳۳]
علی بن ابی طالب(ع) اختلاف را از زمره گناهان کبیره و همراه شرک به خدا قرار داده
است: «الکبائر: الشرک باالله وقتل النفس …وفراق الجماعه؛[۳۴] شرک، قتل نفس، جدایی
از جماعت از گناهان کبیره اند.»
ابن عباس از رسول خدا(ص) نقل کرده است که فرمود: «من فارق المسلمین قید شبر فقد خلع
ربقه الاسلام من عنقه؛[۳۵] کسی که بین مسلمانان تفرقه بیندازد (از دایره اسلام خارج
شده است) ریسمان اسلام را از گردنش انداخته است.»
عوامل وحدت و انسجام اسلامی
۱. برابری و برادری
پیامبر اسلام(ص) فرمود: «انّ المسلمین ید واحده علی من سواهم وانّ لا یخرج من جماعه
المسلمین الاّ مفارق معاندلهم مظاهر علیهم؛[۳۶] مسلمانان در مقابل دیگران مانند دست
واحدند و از جماعت مسلمانان تنها کسانی خارج می شوند که دشمن آنان باشند.»
پیامبر اسلام(ص) مؤمنان را مانند جسم واحد دانسته است: «انّ المؤمن من اهل الایمان
بمنزله الرأس من الجسد یألم المؤمن لأهل الإیمان کمایألم الجسد لما فی الرأس؛[۳۷]
مؤمنی از اهل ایمان مانند سر نسبت به جسم است که هرگاه مؤمنی را مشکلی پیش آید،
مؤمنان دیگر نیز احساس درد کنند، چنان که درد و الم سر جسم او را نیز متأثر
می کند.»
در مورد دیگری پیامبر اسلام(ص) فرموده است:«ألا انّ المسلم اخو المسلم فلیس یحلّ
لمسلم من اخیه شیء الاّ ما احلّ من نفسه؛[۳۸] بدانید که مسلمان برادر مسلمان است،
برای هیچ کس از مسلمانان روا نیست مگر چیزی که آن را برای خود سزاوار می داند.»
پیامبر اسلام(ص) در روایتی مؤمن را به آینه تشبیه کرده است: «المؤمن مرآه المؤمن
والمؤمن اخو المؤمن؛[۳۹] مؤمن آینه مؤمن و برادر اوست.»
از این روایات به این نتیجه می رسیم که از نظر ظاهری، همه انسانها برابر و برادرند
و عضو واحد و خانواده واحدی به شمار می آیند. هیچ کس بر یکدیگر برتری ندارد.
بنابراین، مشکل و درد یکی از مسلمانان، مشکل و درد همه است. اگر مسلمانی این احساس
را نداشته باشد، گویی مسلمان نیست و از زمره اسلام خارج خواهد بود.
۲. حسن خلق
در معنای حسن خلق گفته شده است: «هو طلاقه الوجه، وبذل المعروف، وکف الأذی؛[۴۰] حسن
خلق عبارت است از، چهره باز، نیکی به دیگران و اذیت و آزار نرساندن به دیگران.»
رسول الله(ص) فرموده است: «لن تؤمنوا حتی تراحموا. قالوا: یا رسول الله، کلّنا
رحیم. قال: انّه لیس برحمه احدکم صاحبه ولکنّها رحمه للعامه؛[۴۱] شما هرگز ایمان
نیاورده اید مگر اینکه با هم مهربان باشید. اصحاب گفتند: ای رسول خدا! ما همه با
یکدیگر مهربان هستیم. فرمود: مهربانی این نیست که شما فقط با یکدیگر مهربان باشید،
بلکه باید با همه مردم مهربانی و مدارا کنید.»
آن حضرت در مقام دیگر شرط ورود بهشت را حسن خلق قرار داده است: «لاتدخلوا الجنه حتی
تراحموا، قالوا: یا رسول الله، کلنا رحیم. قال: انه لیس برحمه احدکم ولکن رحمه
العامه؛[۴۲] تا با هم حسن اخلاق نداشته باشید به بهشت وارد نمی شوید. گفتند: ای
رسول خدا، ما که با دیگران با حسن اخلاق رفتار می کنیم. فرمود: این حسن اخلاق نشد
که شما با یکدیگر رفتار شایسته داشته باشید، بلکه باید با عموم مردم ترحم و حسن
اخلاق را رعایت کنید.»
آن حضرت(ص) باز فرمود «إن من الإیمان حسن الخلق وأفضلکم إیمانا أحسنکم خلق؛[۴۳] حسن
خلق از ایمان، بلکه از بهترین ایمان است.»
۳. مدارا
مدارا به معنای نرمخویی است و مسلمان باید با مردم رفتار نرم و خوش و مناسب شخصیت
آنان داشته باشد.[۴۴]
پیامبر(ص) فرموده است: «انّ الله امرنی بمداراه الناس کما امرنی باقامه
الفرائض؛[۴۵] خداوند به من امر کرده است که همچون ادای واجبات با مردم، با نرمش
رفتار کنم.»
آن حضرت(ص) در حدیث دیگری فرموده است: «الا اخبرکم بمن یحرم علی النار وبمن تحرم
علیه النار؟ علی کلّ قریب هیّن سهل؛[۴۶] آیا به شما خبر بدهم که چه کسانی بر آتش
حرام شده اند و آتش بر آنان حرام شده است؟ فرمود: کسانی که با نرمی با مردم رفتار
کنند و بر آنها آسان بگیرند.»
حضرت علی(ع) هنگامی که ابن عباس را والی تعیین کرد به او فرمود: «یابن عباس! علیک
بتقوی الله والعدل بمن ولّیت علیه وان تبسط للناس وجهک وتوسع علیهم مجلسک وتسعهم
بحلمک؛[۴۷] ای ابن عباس! تقوا را پیشه کن و به مردم با عدل برخورد کن، با چهره باز
و گشاده با آنها رفتار کن، در مجلس خود آنها را جا بده و با مردم بردبار باش.»
۴. همزیستی
همزیستی مسالمت آمیز با مردم، یکی از تعلیمات قرآن و سنت و سیره مستمر بزرگان دین
است و به ویژه سیره اهل بیت در این مورد الگوی شایسته ای برای ماست.
رسول الله(ص)در این مورد می فرماید: «لاتقاطعوا و لاتدابروا و لاتباغضوا و
لاتحاسدوا وکونوا عبادالله اخواناً و لایحلّ لمسلم ان یهجر اخاه فوق ثلاث؛[۴۸] با
یکدیگر قطع رابطه، خصومت، دشمنی و حسد نکنید و باهم برادر باشید. برای هیچ کس از
مسلمانان جایز نیست که بیشتر از سه روز با برادر مسلمان قهر باشد.»
معاویه بن وهب نقل می کند: من از امام صادق(ع) پرسیدم: ما (شیعیان) با دیگران
(اهل تسنن) چگونه معاشرت کنیم، تکلیف ما چیست؟ امام(ع) فرمود: «قال: تؤدون الأمانه
إلیهم وتقیمون الشهاده لهم وعلیهم وتعودون مرضاهم وتشهدون جنائزهم؛[۴۹] امانت آنها
را بدهید، برای آنها (اگر شهادت لازم باشد) شهادت بدهید، بیمارانشان را عیادت کنید،
(اگر کسی از آنها بمیرد) در تشییع جنازه شان شرکت کنید.»
رسول الله(ص) در روایت دیگر فلسفه حسن معاشرت را بیان فرموده است: «أحسن مصاحبه من
صاحبک تکن مسلماً؛[۵۰] با کسی که با تو معاشرت دارد خوب رفتار کن تا مسلمان باشی.»
حسن معاشرت، با مردم تاثیر بسزایی در اصلاح اخلاقی و دینی آنان دارد. در صدر اسلام
تعداد زیادی با دیدن حسن اخلاق پیامبر(ص) اسلام را پذیرفتند. عایشه نقل می کند:
روزی شخصی اذن دخول خواست. رسول خدا(ص) فرمود: این مرد بدترین شخص فلان قبیله است.
وقتی او داخل شد، آن حضرت با چهره بشاش از او اسقبال کرد و با او خوب رفتار کرد.
وقتی آن فرد مرخص شد، عایشه از آن حضرت پرسید، ای رسول خدا! آن سخن شما و این رفتار
شما! آن حضرت فرمود: «إن من شر عباد الله من تکره مجالسته لفحشه؛[۵۱] بدترین مردم
کسی است که به سبب ناسزاگویی اش مجالست با او را خوش نداشته باشی.»
۵. محبت
معاذ نقل می کند که از رسول خدا(ص) پرسیده شد: بهترین ایمان کدام است؟ فرمود: «ان
تحبّ لله وتبغض لله وتعمل لسانک فی ذکر الله. قال: وماذا یا رسول الله؟ قال: و ان
تحبّ للناس ما تحبّ لنفسک وتکره لهم ما تکره لنفسک؛[۵۲] بهترین ایمان این است که
محبت و دشمنی به کسی برای خدا باشد و زبان، در ذکر خدا مشغول باشد. پرسید: مقصود از
ذکر خدا چیست؟ فرمود: آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران نیز آن را بخواهی، و
آنچه را برای خود نمی پسندی، برای دیگران هم نخواهی.»
روایات فراوانی از رسول الله(ص) در مورد محبت به مردم رسیده است که برخی از آنها به
این شرح است:
حضرت در روایتی محبت به مردم را بهترین عمل قرار داده است: «افضل الاعمال بعد
الایمان بالله التودّد الی الناس؛[۵۳] بعد از ایمان به خدا، محبت به مردم از بهترین
اعمال است.»
همچنین در روایتی دیگر محبت به مردم را خردمندی شمرده است: «رأس العقل بعد الایمان
بالله عزّوجلّ التودّد الی الناس؛[۵۴] بعد از ایمان،خردمندانه ترین کار، محبت به
مردم است.»
۶. احترام
ابن عمر می گوید: من رسول خدا(ص) را در حال طواف گرد خانه کعبه دیدم که می فرمود:
«…والذی نفس محمد بیده لحرمه المؤمن اعظم عندالله حرمه منک: ماله ودمه وان یظنّ
به الاّ خیرآً؛[۵۵] قسم به کسی که جان محمد به دست اوست، حرمت مؤمن بزرگ تر از حرمت
تو (کعبه) است؛ یعنی مال و جان او، و درباره او جز گمان خیر نباید نباشد.»
رسول الله(ص) در روایت دیگری فرمود: «من اکرم اخاه فانّما یکرم الله؛[۵۶] هر کس به
برادر دینی خود احترام کند، گویا به خدوند احترام کرده است.»
در روایت دیگری چنین آمده است: «من أکرم أخاه المسلم بمجلس یکرمه ،أو بکلمه یلطفه
بها أو حاجه یکفیه إیاها ، لم یزل فی ظل من الملائکه ما کان بتلک المنزله؛[۵۷] کسی
که به برادر مسلمانی در مجلسی احترام کند، یا توسط کلمه ای او را گرامی بدارد و یا
حاجت برادر دینی را بر آورده کند، تا وقتی به آن کار مشغول است در سایه فرشتگان
قرار خواهد گرفت.»
۷. حسن ظن
در روایات مختلف، حسن ظن به تعبیرهای مختلف آمده است که از جمله آنها این موارد
است:
ـ قیمت بهشت: «لایموتن أحدکم إلا وهو یحسن الظن بالله فان حسن الظن بالله ثمن
الجنه؛[۵۸] هیچ کس از شما نمیرد، جز اینکه به خدا حسن ظن داشته باشد، زیرا حسن ظن
به خدا، قیمتش بهشت است.»
ـ رأس عبادت: «حب الدنیا رأس کل خطیئه ورأس العباده حسن الظن بالله؛[۵۹] دوستی با
دنیا ریشه همه بدیهاست و حسن ظن، ریشه همه عبادتهاست.»
ـ بهترین سرشت و عادت: «حسن الظن من أحسن الشیم وأفضل القسم؛[۶۰] حسن ظن، از فطرت و
عادت خوب است.»
ـ اخلاق خوب: «حسن الظن من أفضل السجایا وأجزل العطایا؛[۶۱] حسن ظن از اخلاق و
عطایای خوبی است.»
بر اساس این روایات، اگر مسلمانان در گفت وگو و روابطشان با یکدیگر حسن ظن داشته
باشند، دوریها و دشمنیها به نزدیکی و محبت تبدیل خواهد شد، زیرا آنچه عامل دوری و
سبب دشمنی می شود. ابتدا از سوء ظن شروع می شود و کم کم این سوء ظن به دشمنی و سپس
به افتراق می انجامد. لذا قرآن از ظن بد به شدت نهی کرده است: «یا أیها الذین آمنوا
اجتنبوا کثیرا من الظن إن بعض الظن إثم؛[۶۲] ای صاحبان ایمان، از سوءظن خودداری
کنید، زیرا برخی از گمانها به گناه می کشاند.»
۸. خیرخواهی و نصیحت
واژه «نصیحت»، در لغت به معنای «خلوص» و مقصود آن خواستن خیر برای کسی است. البته
کارکرد آن در استعمال موارد مختلف فرق می کند. اگر این واژه در مورد خدا به کار
رود، به معنای صحت اعتقاد و اخلاص نیت در عبادت است. مثلاً: «نصیحه الله»، یعنی
اعتقاد به وحدانیت خدا و اخلاص در عمل؛ «نصیحه رسوله»، یعنی تصدیق به نبوت و انقیاد
به آنچه او امر و نهی کرده است؛ همچنین «نصیحه عامه المسلمین»، یعنی ارشاد و هدایت
و خیرخواهی برای مسلمانان در دنیا و آخرت.[۶۳]
ضرورت و اهمیت خیرخواهی و نصیحت مسلمانان در بسیاری از روایات فریقین آمده است که
به برخی از آنها اشاره می کنیم:
پیامبر اسلام(ص) کسی را که به امور مسلمانان نپردازد، از زمره اسلام خارج می داند:
«من لایهتمّ بامر المسلمین فلیس منهم ومن لا یصبح و یمس ناصحاً لله ولرسوله ولکتابه
ولامامه ولعامه المسلین فلیس منهم؛[۶۴] هر کس به امور مسلمانان اهتمام نکند، صبح و
شام در فکر عمل به دستورهای خدا، رسول، کتاب و امام نباشد و برای مسلمانان خیرخواهی
نکند، او از آنها (مسلمان) نیست.»
پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «احبّ المؤمنین الی الله من نصب نفسه فی طاعه الله
ونصح لامه نبیه؛[۶۵] از مؤمنان محبوب ترین کس آن است که خود را برای اطاعت خدا و
خیرخواهی مسلمانان وقف کند.» باید به خیرخواهی برای دیگران به قدری اهمیت بدهیم،
گویا خود را نصیحت می کنیم: «لینصح الرجل منکم أخاه کنصیحته لنفسه.»[۶۶]
۹. اصلاح
اصلاح مردم یکی از امور صریح قرآنی است که در آیات متعدد به آن حکم شده است، از
جمله: «وأصلحوا ذات بینکم»؛[۶۷] «إنما المؤمنون إخوه فأصلحوا بین أخویکم واتقوا
الله لعلّکم ترحمون؛[۶۸] همانا مؤمنان برادر یکدیگرند، بین برادران را اصلاح کنید و
از خدا پروا کنید شاید به شما رحم شود.» روایات متعددی نیز در زمینه اصلاح مردم به
تعبیرهای گوناگونی از پیامبر اسلام(ص) ارائه شده است. برخی از آنها به شرح زیر است:
پیامبر اسلام(ص) اصلاح مردم را بهترین صدقه قرار داده است: «یا أبا أیوب !ألا اخبرک
وأدلک علی صدقه یحبها الله ورسوله؟ قلت: بلی یا رسول الله. قال: تصلح بین الناس اذا
تفاسدوا؛[۶۹] ای ابا ایوب، آیا تو را صدقه ای راهنمایی کنم که خدا و رسولش آن را
دوست داشته باشد؟ گفتم: بلی، ای رسول خدا! فرمود: هرگاه بین مردم فسادی رخ بدهد،
آنها را اصلاح کن.»
در روایت دیگری رسول الله(ص) اصلاح را بهترین عبادت شمرده است: «إصلاح ذات البین
أفضل من عامه الصلاه والصیام؛[۷۰] اصلاح بین دو نفر، از نماز و روزه یک ساله بهتر
است.»
هدف قیام امام حسین(ع) نیز در حقیقت جز اصلاح امت اسلامی نبود: «وإنما خرجت لطلب
الاصلاح فی امه جدی صلی الله علیه وآله؛[۷۱] من جز برای اصلاح امت جدم قیام
نکرده ام.»
اگر امروز امت اسلامی، به جای اینکه دست به گریبان همدیگر شوند، به فکر اصلاح امت
اسلامی باشند، بعید نیست که اسلام و مسلمانان، عزت از دست رفته را دوباره به دست
آورند.
۱۰. احترام به مال و جان مسلمان
رسول خدا(ص) فرمود: «المسلم علی المسلم حرام دمه وعرضه وماله المسلم أخو المسلم
لایظلمه و لایخذله؛[۷۲] خون، آبرو و مال مسلمان بر دیگری حرام است و مسلمان بر
مسلمان ظلم و نمی کند و مایه خواری او نمی شود.»
نیز رسول خدا(ص) فرمود: «ومن یقتل مؤمنا متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فیها وغضب الله
علیه ولعنه وأعد له عذاباً عظیماً؛[۷۳] هر کس عمداً مؤمنی را بکشد، پس کیفرش (آتش)
جهنم است، در حالی که آنجا ماندگار است؛ و خدا بر او خشم می گیرد؛ و او را از رحمتش
دور می سازد؛ عذابی بزرگ برایش آماده ساخ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 