پاورپوینت کامل بوی گل (پیامبر از زبان علی علیه السلام) ۸۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بوی گل (پیامبر از زبان علی علیه السلام) ۸۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بوی گل (پیامبر از زبان علی علیه السلام) ۸۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بوی گل (پیامبر از زبان علی علیه السلام) ۸۱ اسلاید در PowerPoint :

۸۸

چون که گل رفت و گلستان شد خراب

بـوی گـل را از چـه جـوییم؟ از گـلاب

باز کاوی شخصیت والای پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله ـ به گونه ای که
تمامی زوایای پنهان آن به روشنی تصویر شود، فقط از خدای محمد ـ صلی
الله علیه و آله ـ بر می آید، که دانای غیب و شهود است، و این مهم تا حدی
در کلام الهی(قرآن مجید) صورت تحقق پذیرفته است.

از آنجا که حضرت امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ در آیه مباهله، نفس
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ معرفی شده و افتخار همراهی با وی را در
تمام دوران رسالت و پیش از آن داشته، بلکه چونان فرزندی عزیز در دامان
پرمهر نبی گرامی اسلام پرورش یافته و اشراقات شخصیت آن حضرت هماره
بر دل و جان علی ـ علیه السلام ـ سایه گستر بوده، به روشنی می توان پس از
کلام الهی، ابعاد دیگری از شخصیت آن بزرگوار را در بیان شیوای امیرمؤمنان
ـ علیه السلام ـ باز یافت که «أهل البیت أدری بما فی البیت؛ اهل خانه به آن
چه در آن می گذرد، داناترند.»

بدین منظور، سیری خواهیم داشت در گهر گفته های حضرت و بخش
هایی چند از زندگی سراسر نور حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ را در
آیینه کلام مولا علی ـ علیه السلام ـ به تماشا خواهیم نشست.

ویژ گی های جسمی

حضرت امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ در مسجد کوفه حضور داشت که مردی از
وی درباره ویژگی های جسمی حضرت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ
پرسید، آن حضرت در حالی که شمشیرش را حمایل کرده بود در پاسخ
فرمود:

«رسول خدا رخساری سفید و گلگون داشت، چشمانی سیاه و درشت،
موهایی صاف و نرم و گیسوانی که تا نرمه گوشش می رسید. ریشی انبوه و
گونه هایی کم گوشت و گردنی چون جام سیمین داشت. از زیر حلق تا ناف
خط باریکی از مو چون نی رسته بود و جز آن مویی بر سینه و شکم
نداشت. دست و پایش درشت و ستبر بود. آنگاه که راه می رفت گویی که از
سرازیری فرود می آید و به هنگام برخاستن سریع و چابک بود. چون به
سمتی رو می کرد با تمام بدنش متوجه آن می شد. دانه های عرق بر چهره
هایش چونان مروارید می غلتید و بوی اندامش دلپذیرتر از مشک تند
بود. قامتی میانه داشت، نه بلند، نه کوتاه، نه ناتوان، نه حقیر پیش از او، و
پس از وی کسی را همانند او ندیده ام.»

محیط بعثت و شرایط اجتماعی و فرهنگی آن

امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ وضعیت فرهنگی و اجتماعی محیط بعثت را در
نهج البلاغه به خوبی تصویر کرده و زندگی فلاکت بار مادی و معنوی مردم را
در دوره جاهلیت با ذکر جزئیات آن به روشنی نشان داده است:

«خدا، محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را برانگیخت و از عرب، کسی کتابی
نخوانده بود و دعوی پیامبری نکرده بود.»

این را تمام مورخانی که به تاریخ زندگی پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ
پرداخته اند، نوشته اند که آن حضرت خواندن و نوشتن نیاموخته بود و از
میان مردمی اُمّی (بی سواد) که تا آن روز پیامبری از میان آنان برانگیخته
نشده بود، برخاست. از این رو می توان این جمله را پاسخی غیر مستقیم به
سخن کسانی دانست که می گفتند: محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ آن چه
می گوید از کتابهای پیشین فرا گرفته است؛ قرآن کریم نیز از آنان حکایت
می کند:

«و قالوا اساطیر الاولین اکتتبها فهی تملی علیه بکره و اصیلاً»

در خطبه اول نهج البلاغه نیز پس از یادکرد پیامبران پیشین و بیان
وظایف شان، از رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله ـ سخن به میان آورده و
فضای مذهبی تفرقه آلود محیط بعثت و جوامع انسانی دیگر را چنین نشان
داده است:

«تا آن که خدای سبحان محمد ـ صلی الله علیه وآله ـ را پیامبری داد…
حالی که مردم زمین هر دسته به کیشی گردن نهاده بودند و هر گروه پی
خواهشی افتاده و در خدمت آیینی ایستاده یا خدا را همانند آفریدگان
دانسته، یا صفتی که سزای او نیست بدو بسته یا به بتی پیوسته و از خدا
گسسته.»

در خطبه ای دیگر، حضرت، از شرک و بت پرستی و زندگی تباه و آلوده
مردم عرب و روابط اجتماعی خشن و به دور از جوانمردی آنان یادکرده و از
منزلگاه های ناهموار، آب و غذای نامطبوع و ناگوارشان نیز سخن گفته است:

«آن هنگام شما ای مردم عرب! بدترین آیین را برگزیده بودید و در
بدترین سرای خزیده. منزلگاهتان سنگستانهای ناهموار، همنشین تان
گرزه مارهای زهردار، آبتان تیره و ناگوار، خوارکتان گلوآزار، خون یکدیگر
را ریزان، از خویشاوند بریده و گریزان، بت هاتان همه جا برپا، پای تا
سرآلوده به خطا.»

از ویژگی های بارز دوره فترت (جاهلیت و عدم حضور انبیا) آن که مردم
در منجلاب فتنه و فساد غوطه می خورند و به نهایت درجه انحطاط و رذالت
اخلاقی فرو می غلتند. فقر شدید فرهنگی، عدم شناخت حدود الهی، بی
احترامی به حریم مقدسات، عدم رشد عقلانی و تعادل فکری، کودنی و تهی
مغزی همگانی، پیروی از خشم و شهوت و در نتیجه خودپرستی، دنیا پرستی
و شهوت پرستی و… از مشخصه های اصلی چنین نظام هایی است که
امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ در جای جای نهج البلاغه متذکر آن شده است:

«او ـ صلی الله علیه و آله ـ را هنگامی فرستاد که پیامبران نبودند ـ و
مردمان ـ به خطا، کار می نمودند و امتان در گولی و نادانی می غنودند.»

«او ـ صلی الله علیه و آله ـ را برانگیخت، حالی که مردم سرگردان بودند و
بیراهه های فتنه را می پیمودند. هوا و هوسشان سرگشته ساخته، کبر و
نخوت شان به فرودستی انداخته از نادانی جاهلیت خوار، سرگردان و در
کار نااستوار وبه بلای نادانی گرفتار.»

«او ـ صلی الله علیه و آله ـ را هنگامی فرستاد که نشانه های رستگاری
پنهان بود و راه های دین، نهان.»

«پس خدا محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را به حق برانگیخت آن گاه که ـ به
سبب فتنه و خونریزی ـ پایان دنیا نزدیک بود و آخرت روی آور و جهان
پس از روشنی و زیبایی، تاریک، زندگی مردمش دشوار و آرام جای آنان
ناهموار، جهان به نیستی و فرو ریختن نزدیک گردیده، مدت آن به سر
رسیده و نشانه های آن پدید و پیوند مردمش با آن بریده و حلقه های
پیوندشان از هم دریده و اسباب از هم گسیختگی شان بسیار و
نشانه های رستگاری ناپایدار و زشتی های دنیا آشکار، رشته عمرش کوتاه
ـ و به سر رسیدنش نمودار ـ.»

حضرت، در خطبه ای دیگر، پس از حمد و ثنای الهی بر نعمت هایی که
بدو ارزانی داشته و یادکرد یکتایی خدا و روز رستاخیز، از پیامبر اکرم ـ صلی
الله علیه و آله ـ و دین روشن او سخن به میان آورده و در نهایت به توصیف
دوران جاهلیت و تبه کاری مردم پرداخته و به طور جامع، وضعیت آن را با
عباراتی شیوا تصویر کرده است.

الگوی عصرها و نسل ها

بی شک پیامبران الهی و به ویژه خاتم و افضل آنان حضرت محمد بن
عبدالله ـ صلی الله علیه و آله ـ از آن رو که به منبع وحی متصل اند و از جانب
خدای تعالی مؤید، بهترین الگوی عملی مردم برای رسیدن به فلاح و
رستگاری در زندگی دنیوی و اخروی به شمار می آیند. آنان مصداق تام
انسان کامل اند. از این رو، خدای تعالی در آیاتی چند از قرآن کریم و حضرت
امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه به تکرار، رسول اکرم ـ صلی الله
علیه و آله ـ را شایسته ترین الگوی اقتدای مردم معرفی کرده و محبوب ترین
بندگان را کسی دانسته که از آن حضرت پیروی کند، تا آنجا که به فرزندش
امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ سفارش فرمود تا رسول اکرم ـ صلی الله
علیه و آله ـ را پیشوا و رهبر خود گیرد و برای کسب سعادت دین و دنیا و
نجات از مهلکه های اخلاقی، پیشوایی او را بپذیرد.

با هم بخش هایی از نهج البلاغه مولا علی ـ علیه السلام ـ را مرور
می کنیم:

«برای تو بسنده است رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ را مقتدا گردانی،
و راهنمای شناخت بدی و عیب های دنیا، و خوارمایگی و زشتی های
فراوانش بدانی.»

«پس به پیامبر پاکیزه و پاک ـ صلی الله علیه و آله ـ اقتدا کن که در رفتار
او خصلتی است کسی را که زدودن اندوه خواهد و مایه شکیبایی است
برای کسی که شکیبایی طلبد و دوست داشته ترین بندگان خدا کسی
است که رفتار پیامبر را سرمشق خود کند و به دنبال او رود.»

«پس آن که خواهد باید پیامبر خود را پیروی کند و بر پی او رود و پای بر
جای پای او نهد و گرنه از تباهی ایمن نبود.»

از سفارش های حضرت به امام حسن ـ علیه الاسلام ـ :

«و بدان پسرکم هیچ کس چون رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ از خدا
آگاهی نداده است پس خرسند باش که او را راهبرت گیری و برای نجات
پیشوایی اش را پذیری.»

زهد و ساده زیستی

زهد و ساده زیستی و عدم توجه و دلبستگی به دنیا و زر و زیور آن فصل
مشترک همه پیامران و وجه ممیز آنان با انسانهای دیگر است. رسول اکرم ـ
صلی الله علیه و آله ـ از آن رو که الگوی تمام عیار زندگی و نمونه اعلای
«انسان کامل» است و همه ابعاد شخصیتی آن بزرگوار به تعبیر قرآن کریم
«الگوی شایسته ای برای پیروی است»، آن چنان کریمانه از کنار
فریبایی های دنیا گذشت که به جرئت می توان ادعا کرد زندگی آن حضرت
اگرفروتر از زندگی فقیرترین مردم زمانش نبود بی گمان فراتر نیز نبوده است؛
و کدام شاهد برتر از امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ که در متن زندگی رسول خدا
ـ صلی الله علیه و آله ـ حضور داشت و بارها آن امین وحی الهی را به صفت
زهد ورزی و ساده زیستی ستوده است.

اینک سخنانی چند از مولای زاهدان و پرهیزگاران در این موضوع.

حضرت، پس از ترغیب به پیروی از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ
فرمود:

«وابستگی و دلبستگی به دنیا از هر سو بر او درنوردیده شد و دلبستگی
بدان برای دیگری گستریده، از نوش (لذت های) آن نخورد و از زیورهایش
بهره نبرد.»

«از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند و بدان ننگریست چندان که
گوشه چشم بدان افکند. تیهگاه او از همه مردم لاغرتر بود و شکم او از
همه خالی تر. دنیا را بدو نشان دادند، آن را نپذیرفت…او ـ صلی الله علیه
و آله ـ روی زمین (غذا) می خورد و چون بندگان می نشست و به دست
خود پای افزار (کفش) خویش را پینه می بست و جامه خود را وصله، و بر
الاغ بی پالان سوار می شد و دیگری را بر ترک خود سوار می کرد. پرده ای
بر در خانه او آویخته بود که تصویرهایی داشت، یکی از زنان خویش را
گفت: این پرده را از من پنهان کن، که هر گاه بدان می نگرم، دنیا و
زیورهای آن را به یاد می آورم. پس به دل خود از دنیا روی گرداند و یاد آن
را در خاطر خود میراند و دوست داشت که زینت دنیا از او نهان ماند تا
زیوری از آن بر ندارد. دنیا را پایدار نمی دانست و در آن امید ماندن
نداشت. پس آن را از خود برون کرد و دل از آن برداشت و دیده از آن فرو
بست.»

در ادامه خطبه قبل فرمود:

«در زندگانی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ برای تو نشانه هایی است
که تو را به زشتی ها و عیب های دنیا راهنماست ؛ چه او با نزدیکان خویش
گرسنه به سر می برد و با منزلتی بزرگ که داشت زینت های دنیا از دیده او
دور ماند ـ و آن را خوار شمرد ـ… و از دنیا برون رفت و از نعمت آن سیر
نخورد، به آخرت در شد و گناهی با خود نبرد، سنگی بر سنگی ننهاد تا
جهان را ترک گفت و دعوت پروردگارش را پذیرفت.»

شجاعت، ایثار و جهاد

رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ تندیس هدایت و مهرورزی است. آن
حضرت چنان در مسیر تبلیغ دین الهی و هدایت مردم می کوشید و از عدم
ایمان و اقرار به یگانگی حضرت حق توسط کافران و مشرکان رنج می برد و
اندوه می خورد که خدای تعالی به وی هشدار داده تا مبادا جان عزیزش را بر
سر این کار گذارد. اما آنگاه که دیگر همه راه های مسالمت آمیز تبلیغ و
هدایت را بسته می دید و تلاش های دلسوزانه را بی تأثیر می پنداشت، به
منظور رفع موانع تبلیغی، رسالت هدایتگرانه اش را در قالب جهادی بی امان
به نمایش می گذاشت، و در این راه چنان شجاعت و ایثاری از خود بروز
می داد که هیچ کس را یارای ایستادگی در برابر تیغ جنبانی او نبود و در
معرکه های سخت، جز دریغ چیزی نصیب قهرمانان کافر پیشه نمی شد.

آری! آن حضرت برای رضای خدا با آنان که سد راه انسانیت بودند، نبرد
می کرد ودر کارزارهای صعب، خود پیشتاز جنگاوران بود و یارانش را از
ضربات شمشیر کفار و مشرکان، با جلوداری کسان و خویشان خود، حفظ
می فرمود.

در این باره بشنوید از امیرمؤمنان و شیر بیشه شجاعت علی ـ علیه
السلام ـ :

«در راه خدا با دشمنان او جهاد کرد، نه ناتوان شد و نه عذری آورد.»

«او ـ صلی الله علیه و آله ـ برای رضای خدا جهاد کرد با پشت به
خداکردگان و مشرکان از فطرت برگشتگان.»

درباره ایثار و شجاعت فراوان حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ
فرمود:

«چون کارزار، دشوار می شد، ما خود را به رسول خدا ـ صلی الله علیه و
آله ـ نگاه می داشتیم؛ چنان که هیچ یک از ما از وی به دشمن نزدیک تر
نبود.»

یعنی هنگامی که بیم از دشمن، بسیار می بود و اژدهای جنگ، دهان
می گشود، مسلمانان به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ پناه می بردن

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.