پاورپوینت کامل پژوهشی در بیت المال(قسمت پنجم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل پژوهشی در بیت المال(قسمت پنجم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پژوهشی در بیت المال(قسمت پنجم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل پژوهشی در بیت المال(قسمت پنجم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۵۵
کج روی ها و لغزشگاه های بیت المال
یکی از مباحث کلیدی و کاربردی در باره بیت المال شناخت آسیب گاه هاو نقاط
انحراف آن است ، رسول خدا- صلی الله علیه و آله – می فرمود:
«لکل شی ء آفه.»
«هرچیزی آفتی دارد.»
در میان آفتهایی که زندگی بشر راتهدید می کند، آفت اقتصادی و مالی از
همه خطرناکتر است. امام علی – علیه السلام – می فرمود:
«المال ماده الشهوات.»
«مال وثروت سرچشمه همه شهوات هاست.»
عالم هستی برای بشر خلق شده و همه نعمتهای آن در جهت تأمین
نیازهای اوست تا اوبه سوی رشد و تعالی حرکت کند. قرآن کریم می فرماید:
«والارض مددناها والقینا فیها رواسی و انبتنا فیها من کل شی ء موزون و
جعلنا لکم فیها معایش ومن لستم له برازقین».
«زمین راگستردیم و در آن کوه های ثابتی افکندیم و از هر گیاه موزون در
آن رویاندیم وبرای شما انواع وسائل زندگی در آن قرار دادیم و برای
کسانی که شما نمی توانید به آنها روزی دهید.»
اصل تعادل و توازن حکم می کند انسان نیازهای دنیا وآخرت را مورد توجه
قرارداده و دنیا را وسیله و معبری برای کسب آخرت قرار دهد. قرآن کریم
می فرماید:
«وابتغ فیما اتیک الله الدار الآخره ولاتنس نصیبک من الدنیا واحسن
کما احسن الله الیک»
«درآنچه خدا به توداده است سرای آخرت را بطلب و بهره ات را از دنیا
فراموش نکن و همان گونه که خدا به تونیکی کرده، نیکی کن.»
ازدیدگاه اسلام، ثروت ارزش استقلالی ندارد و بایستی به عنوان وسیله به آن
نگریسته شود. ثروت به دلیل جذابیت ظاهری که دارد، به سرعت موجب انحراف
وکج روی رافراهم می سازد. قرآن کریم ضمن انتقاد از دانشمندان یهود که از
طریق مال به انحراف کشیده شدند، می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا انّ کثیراً من الاحبار والرهبان لیأکلون اموال الناس
بالباطل ویصدون عن سبیل الله»
«ای کسانی که ایمان آورده اید! بسیاری ازعلمای اهل کتاب و راهبانان
اموال مردم را به باطل می خورند و آنان را از راه خدا بازمی دارند.»
قرآن کریم چنین مالی راکه از طریق حرام تبدیل به ثروت شده، وسیله
سوختن درآتش دوزخ می داند و می فرماید: «این ثروت، صاحبان آن را داغ
خواهدکرد.»
«یوم یحمی علیها فی نارجهنم فتکوی بها جباههم وجنوبهم وظهورهم
هذا ما کنزتم لانفسکم فذوقوا ماکنتم تکنزون».
«در آن روز آنها را در آتش جهنم گرم وسوزان کرده و با آن صورت، پهلوها
و پشتهایشان را داغ می کنند و می گویند: این همان چیزی است که برای
خود گنجینه ساختید. پس بچشید چیزی راکه برای خود اندوختید».
اباذر غفاری، قهرمان ربذه، باکمال شجاعت دربرابرمعاویه که بیت المال
مسلمانان را عرصه توسعه طلبی خود قرارداده و آن گونه که می خواست اقوام،
عشیره و بنی امیه را از آن بهره مندمی ساخت، با این آیات مورد خطاب قرارداد و
ضمن قرائت آن هرصبح و شام فریاد می زد:
«بشّر اهل الکنوز بکّیٍ فی الجباه وکّی بالظهور ابداً حتی یتردد الحّر فی
اجوافهم».
«به گنج اندوزان بشارت ده که هم پیشانی آنها را با این اموال داغ می کنند
هم پهلوها و هم پشتهایشان تا سوزش گرما در درون آنها به حرکت
درآید».
وجود ثروتی انبوه در محلی به نام بیت المال برای افراد حریص به ویژه آنان
که امکان دستیابی مستقیم و آسان به آن را دارند، وسوسه انگیز بوده و درصورت
فقدان تقوا وخویشتن داری زمینه انحراف را فراهم می آورد. ریشه یابی آسیب ها
و انحرافها در بیت المال برای همگان به خصوص دولتمردان و متصدیان مالی
حکومت ضروری بوده و آنان را در برنامه ریزی و نظارت دقیق و سپردن اداره
اموال عمومی به متخصصان متعهد وایجاد روش های نظارت و کنترل، یاری
خواهد کرد.
در این جا به بررسی اجمالی عمده ترین لغزش گاه های بیت المال
می پردازیم:
۱- خیانت
خیانت به هر شکل و از سوی هر فردی مذموم و ناپسند و مورد نهی قرآن و روایات
معصومان قرارگرفته است. قرآن کریم می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا لاتخونوا الله والرسول وتخونوا اماناتکم»
«ای کسانی که ایمان آورده اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و در امانت
نیز خیانت موزرید.»
ترک خیانت در امانت از وظایف و حقوق انسانی بوده و اصلی جهانی
محسوب می شود، حتی اگر صاحب امانت مسلمان نباشد، خیانت به امانت او
جایز نیست .
پیامبرگرامی اسلام – صلی الله علیه و آله – هنگامی که مکه رافتح کرد،
تصمیم گرفت بتهای درون کعبه راشکسته وکعبه را از وجود آنان پاکسازی کند. به
این منظور، کلید را به عنوان امانت از عثمان بن طلحه که پست کلیدداری خانه
خدا را داشت، گرفت و پس از انجام این مقصود، عباس عموی پیامبر نزد حضرت
آمده و تقاضا کرد مقام کلیدداری خانه خدا به او سپرده شود. دراینجا این آیه نازل
شد.
«ان الله یأمرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها»
«خدا فرمان می دهد امانتها را به صاحبان آنان برگردانید.»
امام علی – علیه السلام – می فرمود:
«شر الناس من لایعتقد الامانه ولا یجتنب الخیانه.»
«بدترین مردم کسی است که به امانتداری اعتقاد نداشته و از خیانت
اجتناب نکند.»
انسان خیانتکار مورد بغض و دوری از خداوند تبارک و تعالی است، قرآن
می فرماید:
«ان الله لایحب کل خَوّانٍ کفورٍ»
«خداوند هیچ خیانتکار کفران کننده را دوست ندارد.»
بدترین نوع خیانت،خیانت به چیزی است که متعلق به همه مردم می باشد.
امام علی – علیه السلام – می فرمود:
«ان اعظم الخیانه خیانه الامه.»
«بدترین نوع خیانت، خیانت به مردم است.»
امام علی – علیه السلام – در زمان خلافت ظاهری خود با کارگزارانی که به
بیت المال خیانت می ورزیدند، به شدت برخورد، و آنان را توبیخ می کرد. برخی از
مسئولان که امام در باره خیانت به اموال عمومی و بیت المال به آنان نامه نوشته
عبارتند از:
منذربن جارود
او از کارگزاران فارس بود که در منطقه اصطخر مسئولیت فرمانداری را بر عهده
داشت. منذر از صحابه نیست، پدرش جارود در سال نهم هجری نزد پیامبر آمد و
از نصرانیت دست برداشت و مسلمان شد. ابن میثم می نویسد: منذر با پدرش
درچهار جهت تفاوت داشت:
یک – درتمام چیزها و امور پیرو هوای نفس خود بوده است؛
دو – از آنچه ذخیره آخرت است که عبارت از عمل صالح است، روی گردان
بود؛
سه – دنیای خود را با خراب کردن آخرت به واسطه خوردن حرام آباد
کرده است؛
چهارم – باخویشاوندان خودپیوندی برقرارکرده که باعث نابودی دین او شده
است.
منذربن جارود ۳۰ هزار درهم اختلاس کرد، به دنبال این خیانت امام علی-
علیه السلام – به او نوشت:
«ان صلاح ابیک غرّنی منک وظننت انک تتبع هدیه وفعله… بلغنی انک
تدع عملک کثیرا وتخرج لاهیا متنزها متصیدا وانک قد بسطت یدک فی
مال الله لمن اتاک من اعراب قومک کافه تراثک عن ابیک و امک وانی
اقسم بالله ولئن کان ذلک حق الجمل اهلک وشسع نعلک خیر منک وان
اللعب واللهو لایرضاهما الله وخیانه المسلمین تضیع اعمالهم مماسخط
ربک.»
«همانا خوبی پدرتومرافریب داد،گمان کردم تو از شیوه و رفتار او پیروی
می کنی. به من خبر رسید که کارهای بسیاری را بر زمین می گذاری و برای
سرگرمی و تفریح و صید بیرون می روی و در ثروت خداوند نسبت به
بادیه نشینان قبیله ات گشاده دستی می کنی، گویا میراث پدر و مادر
توست، به خدا سوگند! اگر این گزارشها درست باشد، شتر قبیله ات و بند
کفشهایت از تو بهترند، خداوند لهو و لعب را نمی پسندد و خیانت به
مسلمانان وتباه کردن کارهای آنان، خداوند را به خشم می آورد.»
ابن هرمه
او مامور بازار اهواز بود که خیانت کرد. امام به رفاعه، فرماندار آنجا نوشت به محض
رسیدن نامه من ابن هرمه را برکنار و او را بازداشت و زندانی کن و ضمن اعلام این
خبر به عموم، روز جمعه او را از زندان بیرون بیاور،۳۵ضربه تازیانه بزن و در بازار
بچرخان، اگر کسی از او شکایت کرد و شاهد آورد او را سوگند بده و از کسب ابن
هرمه پرداخت نما.
مصقله بن هبیره
او از جانب امام علی- علیه السلام – به کارگزاری منطقه اردشیرخره از شهرهای
فارس برگزیده شد. ظاهراً این محل همان فیروزآباد فارس است.
مصقله دربیت المال تصرف ناروا کرد و آن را به مصرف خویشان خود
رسانید. امام در نامه ای او را از این خیانت برحذر داشته و طبق نقلی از کار برکنار
نمود. بنابر نقل شیخ طوسی در آخر کار به معاویه پیوست.
امام درنامه ای که به او نوشت چنین آورده است:
«بلغنی عنک امر ان کنت فعلته فقد اسخطتَ الهک و عصیتَ امامک انک
تقسم فَیْ ءَ المسلمین الذی حازتهم رماحهم وخیولهم واریقت علیه
دمائهم فیمن اعتامک من اعراب قومک فوالذی فلق الحبه وبرأ النسمه
لئن کان ذلک حقاً لتجدن لک علَیّ هواناً ولتخفن عندی میزاناً.»
«گزارشی ازتوبه من داده اندکه اگر چنان کرده باشی، خدا را به خشم
آورده ای و امام خویش را نافرمانی کرده ای. خبر رسیده که تو غنیمت
مسلمانان را که نیزه ها و اسبهاشان گردآورده و با ریخته شدن
خونهایشان به دست آمده به اعرابی که خویشاوندان تو هستند و تورا
برگزیدند می بخشی. به خدایی که دانه را شکافت و پدیده ها را آفرید اگر
این گزارش درست باشد در نزد من خوار شده و منزلت تو سبک گردیده
است.»
زیاد بن ابیه
زیاد کارگزار امام علی – علیه السلام – در بصره بود. او مدتها در این شهر کاتب ابن
عباس بود و به عنوان قائم مقام او نیز فعالیت می کرد. در این زمان کارهای
ناپسندی از او سرزد، از جمله خیانت به بیت المال که امام درنامه ای به او چنین
نوشت:
«وانی اقسم بالله قسماً صادقاً لئن بلغنی انک خنتَ من فی ءٍ المسلمین
شیئاً صغیراً أو کبیراً لاشدَّنَّ علیک شده تدعک قلیل الوفر، ثقیل الظهر،
ضئیل الامر.»
«به راستی به خدا سوگند می خورم که اگر به من گزارش کنند که در اموال
عمومی خیانت کرده ای، کم باشد یا زیاد آن چنان بر تو سخت گیرم که کم
بهره شده و در هزینه عیال خود در مانده و خوار و سرگردان شوی.»
«زیاد» در سال ۳۹ ق. به استانداری فارس منصوب شد، اما در نهایت بعد از
شهادت امام علی- علیه السلام – به معاویه پیوست.
نعمان بن عجلان زرقی
وی کارگزار امام علی ـ علیه السلام ـ در بحرین و عمان بود. او از خلافت ابوبکر و
قضایای سقیفه انتقاد نموده و از امام علی ـ علیه السلام ـ حمایت کرد. نعمان در
زمان فرمانداری خویش با مشاهده اموال انبوه بیت المال دچار انحراف شد و
طبق نقل ابن اثیر هر کسی از بنی زریق می آمد به او چیزی از بیت المال می داد.
امام در نامه ای به او این موضوع را تذکر داد:
«اما بعد فانه من استهان بالامانه ورغب فی الخیانه ولم ینزه منها نفسه
ودینه فقد خل بنفسه فی الدنیاومایشفی علیه بعد امر وابقی واطول
واشقی فخف الله انک من عشیره ذات صلاح فکن عند صالح الظن بک
وراجع ان کان حقاً مابلغنی عنک.»
«کسی که نسبت به امانت کوتاهی کند و در خیانت رغبت نشان دهد و
نفس و دین خود را پاکیزه ننماید به خود در دنیا ضرر رسانده و آنچه بعداً
بدان گرفتار می شود تلختر و با دوام تر و بدتر و طولانی تر خواهد بود. پس
از خدا بترس! تو از قومی هستی که دارای شایستگی هستند، رفتارت به
گونه ای باشد که من نسبت به توظن نیکو داشته باشم و از آنچه به من خبر
رسیده اگر حق باشد، برگرد.»
نعمان با دریافت نامه امام علی ـ علیه السلام ـ به معاویه پیوست و به آن
حضرت پشت کرد.
آنچه ذکرشد نمونه ای از برخورد امام با خائنان بیت المال بود. آن حضرت
درمواردی که افراد به بیت المال خیانت می کردند ضمن تذکر و برگرداندن مبالغ
اختلاس شده گاهی آنها را برکنار و گاه زندان می کرد. همچنین کارگزاران امین و
صادق را تشویق نموده و از آنان قدردانی می کرد تا افراد دیگر نیز نسبت به
درستکاری و امانتداری ترغیب شوند، به عنوان مثال در نامه ای که به سعد بن
مسعود ـ فرماندار مداین ـ که فردی درستکار و مورد اعتماد بود و نسبت به جمع
آوری خراج و حفظ بیت المال اهتمام ویژه ای داشت، نوشت:
«اما بعد، ای سعد، خراجت راپرداخت کرده ای، ازپروردگارت اطاعت نموده
ورهبروامامت راخشنودکرده ای، مانند کار مرد ضابط ونیکوکار، پرهیزکار
ونجیب، پس خداوندگناهان تورابیامرزد، کوشش توراقبول کندوعاقبت
تورانیکوگرداند.»
پیامدهای خیانت به بیت المال
قطع نظرازحرمت خیانت وعذاب اخروی آن، خیانت به بیت المال آثار و
پیامدهایی در همین دنیا به دنبال دارد. قرآن کریم در آیات متعدد به آثار و تبعات
سوء اعمال ناشایست در این جهان اشاره کرده است:
«وضرب الله مثلاً قریه کانت آمنه مطمئنه یأتیها رزقها رغداً من کل مکان
فکفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع والخوف بماکانوایصنعون»
«خداوند برای آنها که کفران نعمت می کنندمثلی زده است: منطقه آبادی
راکه امن و آرام ومطمئن بوده وهمواره روزیش به طور وافر از هر مکانی فرا
می رسیده، اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند به خاطراعمالی که
انجام می دادند لباس گرسنگی وترس را در اندامشان پوشانید.»
مفسران در مورد شأن نزول این آیه احتمالات مختلفی را ذکر کرده اند. اما
آنچه قابل توجه است این که کفران نعمت، اسراف، تبذیروهدردادن مواد غذایی و
نعمتها چتر نا امنی، گرسنگی وبدبختی برسرجامعه افکنده وفقروفلاکت از هر سو
آنان را احاطه می کند. بین خیانت و فساد رابطه مستقیمی وجود دارد. در نقطه
مقابل، بین تقوا وصلاح، بین ایمان وفراوانی نعمتهاوبرکات ارتباط وثیقی وجود
دارد. قرآن کریم ایمان وتقوا را عامل برخورداری از الطاف الهی ونزول برکات
می داند:
«ولوکان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض
ولکن کذّبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون»
«اگر آنها که در شهرها وآبادی ها زندگی می کنند ایمان بیاورند و تقوا پیشه
کنند، برکات آسمانها و زمین را به روی آنها می گشاییم، ولی آیات ما را
تکذیب کردند ما نیز آنها را به مجازات اعمالشان گرفتیم.»
خیانت به بیت المال آثار و تبعات وضعی فراوان دارد که دراین قسمت به
برخی از آنها از منظر امام علی ـ علیه السلام ـ اشاره می کنیم.
یک: سلب برکت
امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:
«اذا ظهرت الجنایات ارتفعت البرکات.»
«هرگاه جنایتها و خیانتها آشکار شود، برکات برداشته می شود.»
برکات جمع برکت ازریشه «برک» به معنای ثبات واستمرارچیزی است
ومرادهرنعمتی است که پایداربوده وبه سرعت ازبین نمی رود. حضرت نوح بعد از
سوار شدن برکشتی و وقوع طوفان وسیل عظیم به خداعرضه می دارد:
«رب انزلنی منزلاً مبارکاً وانت خیر المنزلین»
«خدایا مرا در محلی با برکت فرودآور که تو بهترین فرودآورندگانی.»
سرزمین با برکت جایی است که نعمتهای فراوان وبادوام در آن وجود داشته
باشد.
قرآن کریم باران را وسیله برکت می داند شب قدر را شب مبارک خوانده
است.
همچنین خود قرآن کتاب بابرکت معرفی شده است.
مال اندک بابرکت ثمره اش بیش ازمال فراوان بدون برکت است. خیانت
دراموال عمومی وبیت المال زمینه بی برکتی رادرجامعه فراهم می آورد.
دو: سلب اعتماد مردمی
مردم، دولت را نگهبان وحافظ بیت المال می دانند و بر اساس همین اعتماد است
که مالیات می پردازند. تباه شدن اموال عمومی، اختلاس واستفاده ناروا از آن
موجب سلب اعتماد مردمی شده و به جای حمایت از دولتمردان به آنان به عنوان
خیانتکارمی نگرند. مهمترین سرمایه برای حکومت اسلامی پشتوانه مردمی
وحمایت آنان است. زمامدارانی که به اموال عمومی خیانت کنند این پشتوانه
وحمایت را از دست خواهند داد. هرگز کارگزاران نباید برای رضایت و خوشایند
خواص، عموم را از خود ناراضی کنند؛ زیرا در صحنه های مختلف این عامه
مردمند که ارکان حکومت راحفظ می کنند. امام علی ـ علیه السلام ـ در نامه ای به
مالک اشتر ضمن تاکید بر این نکته نوشته است:
«لیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق واعمها فی العدل واجمعها
لرضی الرعیه فان سخط العامه یجحف برضی الخاصه وان سخط الخاصه
یغتفر مع رضی العامه انما عماد الدین وجماع المسلمین والعده للاعداء
العامه من الامه فلیکن صغوک لهم ومیلک معهم.»
«باید دوست داشتنی ترین کار نزد تو میانه آنها در حق باشد و فراخ ترین
آن در عدل وجامع ترین آن برای خشنودی عمومی؛ چرا که ناخشنودی
عمومی، خشنودی خواص را بی اثر ساخته وخشم خواص با خشنودی
همگانی بخشیده است. همانا پشتیبان دین وموجب انبوهی مسلمانان و
آمادگی پیکار با دشمن، عامه مردمانند. پس باید گرایش تو به آنان ومیل
تو به سوی ایشان باشد.»
امام مشروعیت سیاسی ومقبولیت مردمی را در نهج البلاغه
«انی لم اردالناس حتی ارادونی ولم ابایعهم حتی بایعونی.»
«من قصدمردم نکردم تا اینکه مردم قصدمن کردندوبه سویم آمدند. من
برای بیعت به سوی آنان دست در از نکردم تا اینکه آنهادست درازکردند و
با من بیعت کردند.»
نظام اسلامی براساس تربیت و رشد انسانها به سوی تعالی شکل می گیرد،
حاکمان اسلامی باید الگوی ارزشهای والای مکتب اسلام باشند. در این نظام
مردم محور، حاکمان وکسانی که در هرم قدرت قراردارند اگر از وظایف خود غفلت
کنند ومرتکب خیانت شوند، نه تنها حمایت مردمی را از دست خواهند داد بلکه
مانع رشد و تعالی مردم خواهند شد.
سه: رسوایی دردنیا
خیانت به بیت المال موجب رسوا شدن خیانتکار وخواری او در دنیا می شود.
خیانتکاران هر چه مخفی کاری کنند اما در نهایت دست انتقام الهی آنان را رسوا
نموده و خیانتشان را آشکار می سازد. امام علی ـ علیه السلام ـ درنامه ای که به
برخی از مأموران مالیاتی خود. در سال ۳۶ ق. خطاب به مخنف بن سلیم
ـ فرماندار اصفهان ـ نوشته، آورده است
«ومن استهان بالامانه ورفع فی الخیانه ولم ینزه نفسه ودینه عنها فقد
أحل بنفسه الذل والخزی فی الدنیا.»
«کسی که امانت الهی بیت المال را خوار شمارد و دست به خیانت آلوده
کند، خود و دین خود را پاک نساخته ودرهای خواری در دنیا را به روی
خودگشوده است.»
چهار: شورش عمومی
بی گمان مردم تازمانی ازحکومت حمایت خواهند کرد که حاکمان را امین خود
بدانند. یکی ازوظایف حاکم اسلامی جلب رضایت عمومی براساس موازین شرعی
وعقلی است. امام علی ـ علیه السلام ـ در بیان اهداف حکومت اسلامی فرمود:
«خدایا! تومی دانی که جنگ ودرگیری ما برای به دست آوردن قدرت
وحکومت دنیا و ثروت نبود، بلکه می خواستیم نشانه های حق و دین تو را
به جایگاه خویش بازگردانیم و در سرزمینهای تو اصلاح را ظاهرکنیم
تابندگان ستمدیده ات در امن و امان زندگی کنند و قوانین و مقررات
فراموش شده تو بار دیگر اجرا شود.»
از مهمترین آفاتی که مسئولان را تهدید می کند این است که از مردم فاصله
گرفته و به بهانه اشتغالات، مشکلات مردم را گوش نکنند. امام علی ـ علیه السلام ـ
به قثم بن عباس، فرماندار مکه فرمود:
«در میان تو و مردم نباید واسطه و سفیری جز زبانت و جز چهره ات
پرده ای باشد.»
یکی از وظایف مهم زمامدار ایجاد امنیت اقتصادی برای مردم است. خیانت
به بیت المال و ناامنی اقتصادی نارضایتی عمومی و به تدریج شورش مردم را به
دنبال خواهد داشت. یکی از دلایل اصلی شورش مردم علیه عثمان، ریخت و
پاشهای مالی او و بخششهای ناعادلانه به اطرافیان، خویشان و والیان بود. این
شورش در نهایت منجر به قتل عثمان شد. امام علی ـ علیه السلام ـ در بیان ریشه
سقوط حکومت عثمان فرمود:
«انا جامع لکم امره استأثر فاساء الاثره و جزعتم فاسأتم الجزع و لله حکم
واقع فی المستأثر و الجازع.»
«من جریان عثمان را برایتان خلاصه می کنم. عثمان استبداد و
خودکامگی پیشه کرد و شما بی تابی کردید و از حد گذراندید؛ خدا در
خودکامگی و ستمکاری و در بی تابی و تندروی حکمی دارد که تحقق
خواهد یافت.»
۲ – اسراف و تبذیر (ریخت و پاش مالی)
یکی از آفتهای زیان بارکه بخشهای مختلف جامعه به ویژه بخش اقتصادی و مالی
را مورد هجوم و تهدید قرار می دهد، آفت اسراف و تبذیر است. در حالی که
میلیونهاتن مواد غذایی هر روزه در دنیا تلف شده و به دور ریخته می شود، فقر و
گرسنگی هزاران نفر رابه کام مرگ می برد. بی انضباطی اقتصادی و عدم تعادل در
مصرف، آثار جبران ناپذیری بر جای گذاشته و حیات مادی و معنوی انسانها را در
معرض زوال و نابودی قرار داده است.
مقام معظم رهبری در پیام نوروزی سال ۱۳۷۴ فرمود:
«انضباط اقتصادی و مالی یعنی مقابله با ریخت و پاش، زیاده روی،
اسراف، ریخت و پاش مالی و زیاده روی در مصرف کردن، این نه اسمش
جود و سخاوت است، نه کرم و بزرگ منشی، فقط اسمش بی انضباطی
اقتصادی و مالی است.»
از لغزشگاه های مهم بیت المال، اسراف در اموال عمومی است. در این
قسمت اشاره ای گذرا بر این آفت داریم:
اسراف و تبذیر در لغت: اهل لغت بیش از سی معنا برای واژه اسراف ذکر
کرده اند. بابررسی این اقوال چنین به دست می آید که اسراف هر گونه تجاوز از حد
و زیاده روی در مصرف است. اسراف از ریشه سُرَفَه است و سُرَفَه در لغت کرمی را
گویند که ریشه درختان را می خورد و فاسد می کند.
تبذیر نیز از ریشه بذر به معنای تلف کردن و از بین بردن مال است. جزایری
در فروغ اللغات می نویسد:
«اسراف تجاوز از حد است در مصرف کردن مال، و تبذیر از بین بردن مال
در غیر مورد آن است. پس گناه تبذیر از اسراف بزرگتر است. گفته شده
اسراف تنها متعلق به مال نیست بلکه هر چیزی که در محل و موضع غیر
مناسبش قرار گیرد، اسراف است.»
پیامدهای اسراف
در آیات و روایات آثار و عواقب اسراف مورد توجه قرار گرفته است که ذکر آن
می تواند عامل بازدارنده از این خطر محسوب شود و زمینه ساز میانه روی در
مصرف باشد، برخی از این آثار عبارتند از:
یک. فقر و گرسنگی
امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:
«سبب الفقر الاسراف.»
«اسراف، عامل فقر است.»
رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله ـ فرمود:
«من بذر افقره الله.»
«کسی که مالش رابیهود هدر دهد، خدا او را فقیر گرداند.»
فقر، عوامل مختلفی دارد که یکی از موثرترین آنها عدم رعایت الگوی
مصرف و زیاده روی در مخارج است. بادهای سیاه اسراف و تبذیر ابر فقر و
گرسنگی را بر بخشهای زیادی از جامعه کشیده و باران فلاکت و بدبختی را بر سر
مردمان فرود خواهد آورد. اسراف کاری نسلی در منابع و اموال عمومی، فقر و
نیازمندی نسلهای بعدی را در پی خواهد داشت. ولخرجی در قسمتی از جهان
بدبختی و نیازمندی بخش دیگر راموجب خواهد شد، فاصله عمیق و شرم آور
طبقاتی در جامعه نتیجه ریخت و پاشهای مالی است. بی تردید مصرف صحیح،
منطقی و معقول منابع عمومی بیت المال امکان بهره مندی همگان را از نعمات و
مواهب الهی فراهم می کند. میانه روی در مصرف و رعایت اولویت در برداشت از
منابع عمومی ضامن سلامت اقتصادی جامعه است.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«ضمنت لمن اقتصد ان لایفتقر.»
«کسی که در زندگی میانه رو باشد، من ضمانت می کنم فقیر نشود.»
دو. کفران نعمت و سلب آن
سپاس و شکرنعمتهای الهی موجب افزونی و توسعه آن می شود. امام علی ـ علیه
السلام ـ فرمود:
«شکرالنعمه یضاعفهاو یزیدها.»
«شکر نعمت، آن را دو برابر و افزون می کند.»
شکر اقسامی دارد:
شکر زبانی که عبارت است از جاری کردن حمد خدابر زبان؛
شکر قلبی عبارت است از انتصاب نعمت به خدا؛
شکر عملی عبارت است از به کار بردن نعمت در مسیری که برای آن آفریده
شده است.
شاکر واقعی کسی است که نعمت را درست و به جامصرف کند. امام کاظم ـ
علیه السلام ـ فرمود:
«من بَذَّر و اسرف زالت عنه النعمه.»
«کسی که اسراف و تبذیرکند، نعمت از او سلب می شود.»
سه. وابستگی اقتصادی
گسترش روحیه اسراف، زیاده روی و مصرف گرایی ملتها از ش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 