پاورپوینت کامل انقلابی، ریشه در نهضت انبیا (قسمت اول);مصاحبه با حجت الاسلام دکتر سیدحمید روحانی ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل انقلابی، ریشه در نهضت انبیا (قسمت اول);مصاحبه با حجت الاسلام دکتر سیدحمید روحانی ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انقلابی، ریشه در نهضت انبیا (قسمت اول);مصاحبه با حجت الاسلام دکتر سیدحمید روحانی ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل انقلابی، ریشه در نهضت انبیا (قسمت اول);مصاحبه با حجت الاسلام دکتر سیدحمید روحانی ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint :
۱۹
اشاره:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای آسید حمید روحانی(زیارتی ) دامت افاضاته
با تشکر از زحمات جنابعالی در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و تلاش قابل تقدیرتان در
تدوین تاریخ انقلاب اسلامی ، امیدوارم بتوانید با دقّت ، تاریخ حماسه آفرین و پر
حادثه انقلاب اسلامی بی نظیر مردم قهرمان ایران را بدان گونه که هست ثبت نمایید.
شما به عنوان یک مورّخ باید توجّه داشته باشید که عهده دار چه کارِ عظیمی شده اید.
اکثر مورّخین ، تاریخ را آنگونه که مایلند و یا بدان گونه که دستور گرفته اند
می نویسند، نه آنگونه که اتفاق افتاده است . از اوّل می دانند که کتابشان بناست به
چه نتیجه ای برسد و در آخر به همان نتیجه هم می رسند. از شما می خواهم هر چه
می توانید سعی و تلاش نمایید تا هدف قیام مردم را مشخص نمایید؛ چرا که همیشه
مورّخین ، اهداف انقلاب ها را در مسلخ اغراض خود و یا اربابانشان ذبح می کنند.
امروز همچون همیشه تاریخ انقلاب ها، عدّه ای به نوشتن تاریخ پر افتخار انقلاب
اسلامی ایران مشغولند که سر در آخور غرب و شرق دارند. تاریخ جهان پُر است از تحسین
و دشنام عدّه ای خاص ، له و یا علیه عدّه ای دیگر و یا واقعه ای در خور بحث . اگر
شما می توانستید تاریخ را مستند به صدا و فیلم حاوی مطالب گوناگون انقلاب از زبان
توده های مردم رنجدیده کنید، کاری خوب و شایسته در تاریخ ایران نموده اید. باید
پایه های تاریخ انقلاب اسلامی ما، چون خود انقلاب ، بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرت ها
و ابرقدرت ها باشد. شما باید نشان دهید که چگونه مردم علیه ظلم و بیداد، تحجّر و
واپسگرایی قیام کردند و فکر اسلام ناب محمّدی را جایگزین تفکّر اسلام سلطنتی ،
اسلام سرمایه داری ، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام امریکایی کردند. شما باید
نشان دهید که در جمود حوزه های علمیه ی آن زمان ، که هر حرکتی را متّهم به حرکت
مارکسیستی و یا حرکت انگلیسی می کردند، تنی چند از عالمان دین باور دست در دست مردم
کوچه و بازار، مردم فقیر و زجرکشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن
پیروز بیرون آمدند. شما باید به روشنی ترسیم کنید که در سال ۴۱ سال شروع انقلاب
اسلامی و مبارزه روحانیت اصیل در مرگ آباد تحجّر و تقدّس مآبی چه ظلم ها بر عدّه ای
روحانی پاکباخته رفت ، چه ناله های دردمندانه کردند و چه خون دل ها خوردند، متّهم
به جاسوسی و بی دینی شدند ولی با توکّل بر خدای بزرگ کمر همّت را بستند و از تهمت و
ناسزا نهراسیدند و خود را به طوفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و
خرافه ، روشنفکری و تحجّرگرایی ، سرافراز ولی غرقه به خون یاران و رفیقان خویش
پیروز شدند. حرف بسیار است و من حال نوشتن بیش از این را ندارم . خداوند به شما که
مورد علاقه ی من هستید و خود از ستم کشیده های این انقلابید، توفیق بندگی دهد تا
بتوانید با در نظر گرفتن او ـ جل و علا ـ واقعیت ها را برای نسل آینده ثبت کنید. من
به شما دعا می کنم و از واحد فرهنگی بنیاد شهید تشکر می کنم که به شما کمک می کند
تا ان شاءالله بتوانید کارتان را به پایان برسانید. والسّلام .
روح الله الموسوی الخمینی
۲۵/۱۰/۶۷
نامه حضرت امام(س) به استاد روحانی «منشور تاریخ نگاری انقلاب» و سرآغاز عزم و
اراده بنیانگذاران نظام نوپای جمهوری اسلامی در نگارش، تدوین و تحلیل وقایع
استثنایی تاریخ معاصر ایران گردید؛ انقلاب بی بدیلی که بیم آن می رفت در مسلخ اغراض
نامحرمان و در معرض تحریف نااهلان ذبح شود.
سید حمید روحانی مورخ بی حب و بغض، از سال ۱۳۵۱ در نجف، عزم بر تدوین تاریخ نهضت
جزم نمود و در سال ۱۳۵۵ اولین جلد «نهضت امام خمینی» را در بیروت به دست چاپ سپرد.
او از کوران مبارزه تا دوران تثبیت نظام، دمادم به پیراستن و آراستن خود و آثارش در
آیینه وجود امام مشغول بود و این توصیه پیر فرزانه انقلاب را هرگز از لوح ضمیر خود
محو نکرد که فرمود: «از شما می خواهم هر چه می توانید سعی و تلاش نمایید تا هدف
قیام مردم را مشخص نمایید» و بر این باور پس از پیروزی انقلاب، مسئولیت های اجرایی
پیشنهادی را نپذیرفت و بنا به ضرورت به هیچ کاری جز نگارش تاریخ انقلاب نپرداخت؛
جز آنکه در سال ۶۱ و به دستور امام ریاست مرکز اسناد ساواک را پذیرفت، آن هم در
پاسخ به دغدغه ایشان از نفوذ انجمن حجتیه در آن مرکز حساس.
نهضت امام خمینی در ۴ جلد، شریعتمداری در دادگاه تاریخ، منتظری در دادگاه تاریخ،
ریاست بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر، مدیر مسئولی فصلنامه تخصصی «۱۵ خرداد» که
شماره ۱۵ از دوره سوم خود را بر پیشخوان مطبوعات کشور دارد، و … تنها نمایی از
چهره علمی ـ پژوهشی این محقق متعهد را به نمایش می نهند.
درک سالها محضر استثنایی و محفل عرشی حضرت امام (ره) توسط دکتر روحانی، ما را در
اولین روز سرد و برفی سال، به مجلس گرم و بی ریای او در بنیاد تاریخ پژوهی ایران
معاصر کشاند تا رهاورد ما از آن گفتگو، بازخوانی قصه انقلابی باشد که نه مثل دیگر
انقلاب هاست.
معارف
از اینکه پذیرای نشریه معارف شدید بسیار خوشبختیم. قصد آن داشتیم در عرصه مسائل
مربوط به انقلاب محضر بزرگانی را درک کنیم که از آن مقطع هم آثار قلمی دارند و هم
در آن برهه زمانی خود منشأ تحول بوده اند. این تحلیل و بررسی ما را به حضرتعالی
ارجاع داد تا از محضر شما نسبت به مسائل مرتبط با حوزه انقلاب و رهبری حضرت امام
راحل، استفاده کنیم.
من هم متقابلاً از شما تشکر می کنم و امیدوارم در این رسالت مقدسی که به عهده
دارید و تلاش و کوشش خستگی ناپذیری که انجام می دهید موفق باشید.
باب این گفتگو را با سئوالی از نقطه آغاز انقلاب می گشاییم؛ چنانچه مستحضرید
جریان های مختلفی را به عنوان نقطه شروع انقلاب می شمرند، از مشروطه گرفته تا نهضت
ملی و جریان های اوایل دهه چهل شمسی به ویژه ۱۵ خرداد سال ۴۲ و حوادث دهه ۵۰؛ و گاه
برخی از گروه ها این مبادی مختلف زمانی را برای انقلاب با اندیشه و اهدافی خاص بیان
می کنند؛ از نظر حضرتعالی مقطع آغازین و شروع انقلاب چه زمانی بوده است؟
چنانچه بخواهیم ریشه انقلاب اسلامی را به درستی مشخص کنیم، لازم است بنگریم که
انقلاب اسلامی ایران با کدام یک از حرکت ها و خیزش هایی که در طول تاریخ معاصر
ایران روی داده، مشابهت دارد و یا با دیگر نهضت ها چه تفاوت هایی دارد. به عبارت
دیگر، برای شناسایی ریشه انقلاب، در گام نخست باید خود انقلاب را بشناسیم و اینکه
نهضت امام(ره) و انقلاب اسلامی، چه ویژگی هایی داشته است و در مرحله بعد به بررسی
این نکته بنشینیم که چه شباهت ها و تفاوت هایی با دیگر نهضت های گذشته دارد.
تا آنجایی که بنده بررسی کرده ام، نهضت امام و انقلاب اسلامی را نمی توان با
هیچ کدام از نهضت هایی که در سده های گذشته این سرزمین اتفاق افتاد، همسان دانست؛
گرچه این انقلاب از نهضت های گذشته تجربیاتی آموخته و بالطبع مشابهت هایی هم دارد،
اما تفاوت های بسیاری نیز با آنها دارد. برای مثال، نهضت تنباکو، نهضتی ضد استعماری
بود؛ اما آیا می توان گفت ریشه نهضت امام خمینی(ره) در نهضت تنباکو بوده است؟
مشابهت های نهصت تنباکو با نهضت امام و انقلاب اسلامی در این است که نهضت تنباکو هم
نهضتی اسلامی بود و به رهبری یک مرجع تقلید و فقیه جامع الشرایط به پیروزی رسید.
نهضت امام هم همین ویژگی را داشت؛ دیگر آنکه نهضت تنباکو ضد استعماری بود که در جهت
قطع ید چپاول گران خارجی، آغاز و دنبال می شد؛ نهضت امام نیز همین وجه را داشت. اما
با دقت بیشتر مشاهده می کنیم که با این همه مشابهت، نهضت امام ویژگی هایی منحصر به
خود داشت که نهضت تنباکو دارا نبود؛ مانند اینکه نهضت امام هم ضداستعماری بود و هم
ضداستبدادی و حال آنکه نهضت تنباکو تنها جنبه ضداستعماری داشت. نهضت امام نهضتی
براندازانه، در جهت سرنگونی نظام شاهنشاهی بود، اما در نهضت تنباکو اصلاً چنین
اندیشه ای مطرح نبود. هدف نهایی و غایی نهضت امام تشکیل حکومت اسلامی بود، اما نهضت
تنباکو در پی تحقق چنین هدفی نبود و در نهضت مشروطه نیز همین وضع مشاهده می شود.
نهضت مشروطه نه تنها ضد استعماری نبود، بلکه عده ای منحرف، مرموز و نفوذی یا فریب
خورده می پنداشتند با پناه بردن به بیگانگان می توانند اهداف ملی و دینی خود را به
بار بنشانند؛ ولی نهضت امام به شدت ضداستبدادی و ضد استعماری بوده است. اگرچه نهضت
ملی شدن صنعت نفت یک حرکت ضداستعماری بود؛ ولی نسبت به استبداد حاکم نه تنها مخالفت
نداشت، بلکه کرنش هم می کرد! وقتی در آن فرصت پیش آمده به دکتر مصدق گفتند که ریشه
شاه را بکن؛ گفت من در مجلس شورای ملی به قرآن قسم یاد کردم که به شاه خیانت نکنم!
بنابراین ریشه انقلاب اسلامی نمی تواند نهضت های مشروطه، تنباکو و ملی شدن صنعت نفت
باشد. از همه مهم تر اینکه، نهضت امام یک نهضت مادی نبود و مردمی که در جریان نهضت
امام از سال ۴۱ تا سال ۵۷ به پا خاستند یک حرف بیشتر نداشتند و آن دفاع از اسلام
بود. امام هم یک حرف بیشتر نداشت و آن اینکه می فرمود «اسلام در خطر است»؛ نه مسائل
مادی، کار و مسکن. اگر کتاب صحیفه امام را ورق بزنید، خواهید دید که از روز آغاز
نهضت تا روز پیروزی، هیچگاه امام به مردم وعده مادی ای نداد؛ فقط به مردم فرمود
اسلام در خطر است و مردم برای دفاع از اسلام به پا خاستند.
بنابراین نمی توان ادعا کرد ریشه قیام امام به نهضت های سده گذشته بر می گردد؛
بلکه وقتی در زندگی امام مطالعه کنیم می بینیم که ایشان به شدت از راه و روش و منش
انبیا الهام گرفته بودند. پیامبران الهی قبل از آغاز رسالت به خودسازی می پرداختند،
می بینیم که همین ویژگی دقیقاً در امام هم هست و قبل از اینکه دنبال نهضت و مبارزه
و پیشبرد اهداف الهی باشند، به دنبال خودسازی رفتند. البته کم نیستند کسانی که درپی
تهذیب نفس رفتند، اما تا آخر عمر سر در لاک خود فرو بردند و در همان خودسازی
ماندند؛ اما امام بلافاصله بعد از خودسازی به سراغ مردم رفته و به جامعه سازی و
تهذیب جامعه پرداختند و این از ویژگی های پیامبران است. امام در همان خفقان سالهای
۱۳۱۷ و ۱۳۱۸ شمسی که دوران پلیسی نظام شاهنشاهی پهلوی اول بود در مدرسه فیضیه
هفته ای دو روز درس اخلاق برپا می کردند و در مکتب اخلاقی و عرفانی خود انسان های
برجسته ای مانند شهید مطهری، شهید مدنی و شهید صدوقی را پرورش می دادند.
پیامبران الهی هرگز برای پیشبرد اهدافشان به فکر عِدّه و عُدّه نبودند، بلکه هدفشان
اعتلای کلمه الله بود و به اینکه موفق شوند یا نشوند، نمی اندیشیدند. این ویژگی در
نهضت امام نیز مشاهده می شود که امام خود را مأمور به انجام تکلیف می دانست نه به
دست آوردن نتیجه، روزی که امام نهضت را آغاز کردند همه به اصطلاح روشنفکران
می گفتند ایشان بر در بسته مشت می کوبد، چرا که با دست خالی و تنها با اعلامیه و
سخنرانی نمی توان به جنگ یک رژیم تا دندان مسلح رفت، ولی امام با همان روش و منش
پیامبرانه راه را پیش برد و با قلم و قدم توانست رسالت خود را انجام و نظام را
سرنگون کند.
ما واقعاً اگر بخواهیم ریشه نهضت امام را بشناسیم باید روی نهضت انبیا مطالعه کنیم.
در نهضت انبیا، مردم بالاخص مستضعفین، یکی از ارکان اصلی نهضت بودند، و قیام امام
خمینی(ره) هم همین ویژگی را داشت. امام بر مردم تکیه کردند، با مردم حرف زدند،
مردم را به حرکت در آوردند و با کمک مردم نهضت را به پیروزی رساندند و این شیوه،
شیوه انبیاست. بنابراین اگرچه قبول داریم، انقلاب اسلامی ما از نهضت های تنباکو،
مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و از فعالیت های مذهبی ـ سیاسی ایران در دهه های گذشته
درس هایی آموخته و تجربیاتی کسب کرده بود؛ اما روش، منش و آرمان های امام با
هیچ کدام از آن نهضت ها به طور کامل همخوانی نداشت و قاعدتاً با پارامتر های دیگر
نهضت ها هم نمی شود آن را سنجید؛ بنابراین در پاسخ به سئوالی که مطرح کردید می توان
گفت همانگونه که حضرت امام(ره) در نامه ۲۵/۱۰/۶۷ به بنده اشاره فرمودند، آغاز
انقلاب اسلامی وقایع سال ۴۱ می باشد.
جناب آقای دکتر روحانی! یقیناً عوامل مختلفی در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشتند
و در این باره تحلیل های متعددی وجود دارد، از دیدگاه حضرتعالی عوامل اساسی در
پیدایی و پیروزی انقلاب اسلامی چیست؟
در زمینه عوامل پیروزی انقلاب اسلامی تا آنجا که بنده بررسی کردم، سه رکن اساسی
را می توان مطرح کرد: ۱. رهبر ۲. مکتب ۳. ملت؛ اما عمده ترین رکن، «رهبری» است. اگر
امام آنگونه که باید و شاید اسلام راستین را به مردم نمی شناساند، مسلماً انقلاب
اسلامی تحقق نمی یافت. نقش اساسی از آنِ رهبری نهضت بود که خروارها غبار و زنگاری
که بر چهره مکتب نشسته بود را زدود و اسلام ناب محمدی(ص) را به جامعه شناساند.
اینجا مناسب است، اشاره ای به بعضی ویژگی های حضرت امام خمینی(ره) داشته باشم که
توانستند چنین انقلاب عظیمی را به وجود آورند: نخستین ویژگی امام این بود که
«اسلام شناسی جامع» بودند و اسلام را به معنای واقعی کلمه می شناختند. اگر در زندگی
بسیاری از شخصیت ها مطالعه کنید می بینید گاهی عالمان دینی، پیشوایانِ حرکت هایی
اجتماعی بودند، اما آنها تا حدودی یک بعدی می اندیشیدند و جامعیت لازمه را نداشتند.
کم نبودند عالمانی که اسلام را منحصر در «عبادت» می دانستند و به هیچ چیز غیر از
عبادت و خودسازی و تهذیب نفس و نیایش و دعا و توسل سرگرم نبودند. در مقابل، عده ای
دیگر تنها می گفتند اسلام یکپارچه سیاست است. اینان اگرچه در کسوت روحانیت بودند،
اما در درجه اول، سیاست مدارانی بودند که بعد معنوی در اینان برجسته نبود. اما
امام، اسلام را در همه ابعاد و در حد اعلی به کار می بستند؛ در بعد عبادی ، زاهدی
پارسا بود که گویی جز عبادت و نیایش به درگاه الهی کار دیگری ندارد؛ در بعد علمی،
فقیه جامع الشرایطی بود که وقتی بر مسند بحث و کرسی درس می نشست انسان فکر می کرد
جز به فقه و فقاهت به چیزی دیگر نمی اندیشد. در بعد سیاسی سیاستمداری بود که چون
می غرید کاخ های ستم و سلطه می لرزید. ایشان مصداق صفات و ویژگی های مؤمن واقعی
بود که امیرالمؤمنین(ع) از زبان پیامبر(ص) نقل می کند: «رهبانٌ باللیل، اسدٌ
بالنهار»[بحارالانوار، ج ۶۴، ص ۲۷۶] در مکتب امام هیچ بعدی از ابعاد اسلام،
تحت الشعاع ابعاد دیگر قرار نمی گرفت. در روز ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ وقتی که خبر فرار شاه
از ایران به نوفل لوشاتو رسید، خبرنگاران به اقامتگاه امام ریختند. امام در جمع
نمایندگان خبرگزاری ها ایستاد و به سئوالاتشان پاسخ داد تا اینکه خبرنگاران متوجه
شدند ایشان یکباره حرفشان را قطع کرده و به طرف چادری که در آنجا برپا بود حرکت
نمودند! از مترجم علت را سئوال کردند؟ او گفت وقت نماز ظهر فرا رسیده است؛ رفتند تا
نماز بخوانند! آنجا مثل کشورهای اسلامی نبود که صدای اذان اول ظهر از مأذنه ها بلند
شود؛ اما این توجه امام به وقت فضیلت ظهر، نشان از ویژگی برجسته ایشان داشت که
اسلام را در همه ابعاد می شناختند و هیچ کدام از ابعادش را تحت الشعاع دیگری قرار
نمی دادند؛ هرچند وقتی که پای جان یک مسلمان پیش می آمد دیده می شد که امام نماز
اول وقت را هم ترک می کند. من یک خاطره ای به یاد دارم از نجف که دم غروب،
خانواده های چند تن از شیعیان مظلوم عراق به بیت امام آمدند و استغاثه کردند که از
طرف رژیم بعث به ما اطلاع داده اند که برای آخرین وداع با فرزندانمان به زندان
برویم چراکه آنها را فردا صبح اعدام خواهند کرد. امام بلافاصله فرماندار نجف را
احضار کرد و از شدت ناراحتی و خوف از تعلل، برای اقامه نماز جماعت به مسجد نرفت و
آن شب نماز اول وقت را ترک کرد! امام تسبیح به دست در حیاط منزل قدم می زد و وقت
نماز مغرب هم می گذشت تا فرماندار رسید. وقتی مسئله نجات جان انسانی در میان بود،
نماز جماعت و یا نماز اول وقتش را هم ترک می کرد.
ویژگی دوم حضرت امام «مردم شناسی» بود. می توان ادعا کرد که امام در مردم شناسی
بی نظیر بود. بودند کسانی که درس جامعه شناسی خواندند اما عملکردشان نشان می داد که
از مردم هیچ شناختی نداشتند؛ اما امام شناختی بسیار عمیق و ریشه ای از مردم داشت.
روز ۱۶ مهر ۱۳۴۱ که نهضت آغاز شد در جمع مراجعی که در بیت آیت الله حائری جمع شده
بودند فرمود: اگر می خواهیم ایران و اسلام از اضمحلال رهایی یابد باید ریشه دودمان
پهلوی را بزنیم؛ استعمار انگلیس این خاندان را آورد تا هم ایران را به روز سیاه
بنشاند و هم اسلام را از بین ببرد. این سخن امام در آن روز با شگفتی حضّار مواجه شد
و آقای شریعتمداری در جواب گفت: ما با کدام نیرو می خواهیم چنین هدفی را پیش
ببریم؟! ما بمب در جیب خود نداریم که در بیاوریم و به کله شاه بکوبیم! امام فرمود:
اما ما قدرتی داریم که از بمب قوی تر است و آن قدرت مردم است! می گویند برخی از
حضار خندیدند و گفتند مردمی را می گویی که با یک ترقه از میدان در می روند؟ مردم که
وفادار نیستند! امام در جواب فرمود: اگر ما به مردم آگاهی دهیم و مردم را با
وظایفشان آشنا کنیم تا آخر در صحنه می ایستند! همین بحث را با مرحوم آیت الله
سیدمحسن حکیم بعد از ورود خود به نجف دارند که می توانید مشروح آن را در جلد دوم
کتاب «نهضت امام خمینی» ملاحظه کنید. امام در سال ۱۳۴۴ و در ملاقات آقای حکیم با
ایشان این مسئله را مطرح کردند که خوب است شما سفری به ایران داشته باشید و از
نزدیک اوضاع ایران را ببینید. آقای حکیم پاسخ دادند: نه، من بی اطلاع از اوضاع
ایران نیستم؛ کاری از دست ما بر نمی آید، ما قدرت و توانی نداریم. امام قدرت مردم
را خاطرنشان می سازد؛ اما آقای حکیم فرمود: مردم دروغ می گویند، مردم وفادار
نیستند. امام از مردم دفاع کردند که اگر آشنا به وظایف اسلامی شان شوند تا آخر
می ایستند. امام حقانیت این
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 