پاورپوینت کامل باغ صاحبیّه ۵۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل باغ صاحبیّه ۵۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل باغ صاحبیّه ۵۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل باغ صاحبیّه ۵۸ اسلاید در PowerPoint :
۵۸
«ملاّ محمّد باقر، نظر به اخلاصی که به امام عصر(ع) داشت، باغی در ساحل هندیه و در بعضی نواحی مسجد سهله احیا و غرس کرده بود که آن را به نام نامی آن بزرگوار «صاحبیّه» نام کرده بود. [ایشان] به جهت مخارج آن باغ و ضعف کسب و کثرت عیال، در اواخر کار مدیون و پریشان حال شده بود تا آنکه …
* اشاره:
یکی از ارادتمندان و دوستداران امام عصر(ع) مرحوم «ملاّ محمد باقر دهدشتی بهبهانی» بوده که از راه استنساخ و کتابت و کتاب فروشی در صحن مطهّر امیرالمؤمنین علی(ع) روزگار خود را در کمال قناعت و پارسایی می گذرانیده است.
محمّد باقر، به سبب راست کرداری، صفای باطن و عشق سرشار به پیامبر(ص) و خاندان او، خصوصاً امام زمان(ع)، با توفیقات ربّانی، چند بار در عالم خواب و بیداری به دیدار آن «منظومه مهربانی» شرفیاب می شود و گرفتاری ها و بدهکاری هایش، با نگاه عنایت و نظر کرامت حضرتش مرتفع می گردد.
در این نوشتار به دو مورد از آن عنایات و توجّهات اشاره می شود. یکی از این تشرفات که موضوع سخن ماست، در زمان آن مرحوم به قدری معروف و مشهور شد که ذکر آن در همه جا بر سر زبان ها افتاد و همگان از عنایت امام زمان(ع) نسبت به محمدباقر سخن می گویند. این داستان دو قهرمان دارد، یکی ملا محمدباقر بهبهانی و دیگری مرحوم آیت الله سیّد اسدالله شفتی اصفهانی؛ از مراجع بلندپایه و پُر آوازه اصفهان. در اینجا نخست هر دو بزرگوار به اختصار معرفی شده و به گوشه ای از مقامات معنوی ایشان جهت آشنایی هر چه بیشتر خوانندگان، نگاهی گذرا می شود و بعد داستان تشرّف و قضایای مربوط به آن می آید.
ملاّ محمّد باقر بهبهانی
از «ملاّ محمّد باقر دهدشتی بهبهانی» چیز زیادی در تذکره ها و تراجم زمانِ وی و بعد از آن نیامده است، جز اینکه، مردی بوده به زیور صلاح و تقوا آراسته، وسیله معاش خود را شغل کتاب فروشی قرار داده، روزها در حجره کُنجِ شرقی صحنِ مطهر می نشسته، کتاب معامله می نموده و مدفن او هم بنابر وصیّت وی در همان مکان واقع شده است.
او در بسیاری از مجالسِ تعزیه خامس آل عبا(ع) قُربهً الی الله و از روی تیمّن و تبرّک، بدون غَرَض دنیایی و فایده نفسانی ذکر مصایب می کرد و چون نیّت خالصی داشت [در شنوندگان] تأثیر تمام می گذاشت.
[با آنکه] در عبارات عربی دستی نداشت [و ماهر نبود] با این حال؛ توفیق ربّانی شامل حالش شد و کتابی بزرگ به زبان عربی در حالات چهارده معصوم نوشت که مقبول اهل نظر و مطبوع طبع علمای معتبر گردید، به طوری که در زمان حیات خود او، جمعی از کاتبان مشغول استنساخ از کتاب او برای علمای بزرگ معاصر و افاضل طلّاب بودند و جزء آخر (جلد آخر) آنکه در حالات حضرت حجّت(ع) بود مُفصّل تر از سایر مجلّدات آن گردآوری گردیده بود، به سبب اهتمامی که در جمع اخبار این باب از کتاب های شیعه و اهل سنّت داشت.۱
این همه مطالبی است که مرحوم میثمی عراقی در دارالسلام، درباره «ملاّی بهبهانی» قبل از ذکر تشرّف وی آورده است.
مرحوم محدّث نوری در «نجم الثاقب» از وی با اوصاف صالح، با ورع، متّقی و متتبّع نام برده،۲ مرحوم آیت الله نهاوندی در «عبقری الحسان» او را عالم، فاضل و ارادتمند امام عصر(ع) معرفی کرده۳ و علامه شیخ آقابزرگ تهرانی از ایشان با القاب متّقی و با دیانت یاد کرده است.۴
مرحوم علی دوانی، در کتاب «وحید بهبهانی» در بخش مشاهیر علمای بهبهان، از «اعلام الشیعه» آقا بزرگ تهرانی نقل کرده است: «وی در صحن امیرمؤمنان تجارت کتاب داشت و مردی متقی و با دیانت بود. همچنین از فرزند وی حاج علی محمّد کتاب فروش نقل کرده که پدرش آقا محمدباقر، سه بار تمام دوره کتاب «جواهر» را به خطّ خود نوشته، با اُجرت آن امرار معاش می کرد و بر اثر کثرتِ مطالعه و مراجعه به کتب و کتابت بسیار، ملکه تألیف یافت و کتاب «الدّمعه الساکبه» را در پنج جلد تالیف کرد که بسیاری از علمای اعلام بر آن تفریظ نوشتند. علامه تهرانی نوشته: «حاج محمّد باقر خواب های صادقه ای دارد که محدّث نوری آن را در «جنّه المأوی» نقل کرده و از کسانی است که در مسجد سهله به شرف ملاقات امام زمان(ع) نائل آمده، امّا آن حضرت را در آن وقت نشناخته است».۵
خوب است در اینجا تنها کتاب وی را به اختصار معرفی کنیم.
اشک ریزان (الدّمعه الساکبه)
این اثر، که نام کامل آن «الدّمعه الساکبه فی أحوال النبی و العتره الطاهره(ع)» است، به معنی «اشک ریزان در مصائب پیامبر(ص) و خاندان پاک»، می باشد. اصل کتاب چنان که اشارت رفت، به زبان عربی در مناقب و مصائب چهارده معصوم(ع) و مثالب دشمنان ایشان است. مؤلف در تألیف کتاب، از پاره ای منابع بهره برده که اکنون در دسترس نمی باشند و احتمالاً دستبرد روزگار آنها را از بین برده است. عده ای از علمای برجسته زمان مانند میرزا حبیب الله رشتی، سیّد حسین کوه کمره ای، سیّدعلی بحرالعلوم، فاضل ایروانی و آل کاشف الغطاء، بر این کتاب تفریظ نوشته و آن را ستوده اند. بهبهانی انگیزه خود را از نوشتن این کتاب، اختصار کتاب های فضایل و مقاتل و نادرستی پاره ای از مطالب کتاب های مطوّل در این حوزه ذکر کرده است. این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۰۶ ق. در تهران چاپ سنگی شد و پس از آن چند بار دیگر نیز در تهران و تبریز به چاپ رسید.۶
سیّد اسدالله شفتی اصفهانی
سیّد اسدالله متولد ۱۲۲۷ ق. معروف به حجّت الاسلام ثانی بیدآبادی؛ فرزند سیّد محمدباقر شفتی، مرجع بلندآوازه، بنیان گذار مسجد سیّد اصفهان و متنفّذ ترین مقام معنوی در روزگار خود است. سلسله نسب این سیّد به امام موسی کاظم(ع) می رسد. سیّد اسدالله در محله بیدآباد اصفهان متولد و به همین سبب به بیدآبادی معروف شد. وی در محضر پدر بزرگوارش تربیت یافت. پس از فراغت از مقدمات تحصیل به نجف اشرف عزیمت کرد و آنجا در محضر شیخ محمّد حسن نجفی صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری و دیگر بزرگان به تحصیل پرداخت. وی چنان رنج آموختن را بر خود هموار ساخت که مراتب علمی (اجازه اجتهاد) و مقام زهد او را استاد گواهی داد و سرانجام به مقامات بلند علم و عمل موفق گردید. چون سیّد محمدباقر شفتی (پدر) از مقام و موقعیّت فرزند آگاهی یافت در سال ۱۲۶۰ ق. او را به اصفهان فرا خواند. پسر هم پذیرفت و به زادگاه خویش بازگشت و به تدریس، تعلیم و امامت پرداخت تا آنکه مردم، پسر را بر پدر ترجیح دادند و هزاران نفر در جماعت به وی اقتدا می کردند. سیّد اسدالله، بعد از مرگ پدر، مرجعیّت تامّ یافت و پس از چندی دوباره به عتبات عالیات بازگشت. وی در آنجا چند طرح مهم، مثل رسانیدن آب فرات به نجف را به سامان رسانید و با پیگیری های خود، فرات را در نجف جاری ساخت. همچنین (مسجد سهله) را هم تعمیر کرد. سیّد پس از چندی به ایران بازگشت و به خدمات دینی و علمی خود اشتغال ورزید، تا آنکه دیگربار در سال ۱۲۹۰ ق. شوق و جاذبه نجف او را به خود خواند و برای آخرین بار عازم عتبات گردید، امّا قبل از رسیدن به صحن و سرای علی(ع) در منطقه کرند دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار حق شتافت. مردم پیکر پاک او را پیاده به نجف بردند و در مقابل قبر استادش شیخ مرتضی انصاری به خاک سپردند. از سیّد آثاری چند در فقه، اصول و شرح زیارت عاشورا بر جای مانده است. ایشان گذشته از مراتب شامخ علمی و معنوی، از حُسنِ خط و قوّه شاعری نیز برخوردار بود.۷
مرحوم حاج شیخ عباس قمی در شرح حال مختصری که از ایشان در «فوائد الرضویه» نوشته، از وی با القابی مانند «سیّد سند» و «فخرالفقهاء الاعلام» نام برده، می نویسد: «او از بزرگ ترین شاگردان [آیت الله] شیخ محمّد حسن نجفی صاحب «جواهر الکلام» بود. والد بزرگوارش عنایتی تام به او داشت و مردم را به اجلال او تحریص می کرد. همه مردم به جلالتش اتفاق نظر داشته، او را به ورع ( = پارسایی)، تقوی، علم و حلم ستوده اند».۸
تنکابنی نیز در «قصص العلماء» او را در اخلاق، زهد و فقاهت از بزرگان روزگار دانسته و آورده است: «سیّد اسدالله، بر اساس عادت مورثی از نیاکانش، نیمه شبان تا به سحر در مکان های خلوت به دعا، مناجات، گریه و عبادت مشغول است و در [مقام] خوف از خداوند برای او مانندی نیست».۹
کرامتی از مرحوم شفتی اصفهانی
مرحوم میثمی عراقی در «دارالسلام»، ذیل تشّرف پاورپوینت کامل باغ صاحبیّه ۵۸ اسلاید در PowerPoint، این کرامت را درباره «سیّد» که برای خود او اتفاق افتاده چنین بازگو می کند:
«من در زمان حیات سید با او معاشرت و آمیزشی نداشتم، تا آنکه او آب فرات را به نجف آورد و در این باب اهتمام کرد. بعد از اتمام نهر، [ایشان] از اصفهان، به اراده [حضور] در نجف اشرف بیرون آمد امّا در اثنای راه وفات کرد و جنازه او را به آنجا آوردند و در باب قبله صحن مطهر، مقابل مقبره شیخ مرتضی انصاری طاب ثراه دفن نمودند. حقیر هرگاه از آن باب عبور می کردم، در وقت دخول به خاطر رعایت حقّ عالِم از برای شیخ استاد و به هنگام خروج، به جهت رعایت حق تشریب (=آبرسانی) برای سیّد، فاتحه ای می خواندم تا اینکه روزی از روزها در امر معاش به مشکل و سختی برخوردم و راه چاره بسته گردید. وقت خروج از صحن مطهر، چون به نزدیک قبر سیّد رسیدم [به ناگاه] ملتفت و ملهم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 