پاورپوینت کامل گزارشی پیرامون کتاب «جنّات ثمانیه» ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل گزارشی پیرامون کتاب «جنّات ثمانیه» ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل گزارشی پیرامون کتاب «جنّات ثمانیه» ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل گزارشی پیرامون کتاب «جنّات ثمانیه» ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۴۶

در گنجینه دستنوشتههای کتابخانه آستان قدس رضوی نسخهای به شماره ۴۱۰۰ (فهرست
نسخههای خطی کتابخانه آستان قدس رضوی: ج ۳، ص ۸۲، والذریعه: ۵/۱۵۰ شماره ۶۴۴) وجود
دارد به نام «جنّات ثمانیه = بهشتهای هشت گانه» که در آن، نویسنده آن به توصیف هشت
بقعه از بقاع متبرّکه اسلامی; یعنی مکه، مدینه، بیتالمقدس، نجف، کربلا، کاظمین،
سامراء و مشهد پرداخته است. او نخست درباره پیشینه تاریخی هر یک از این مزارات، که
از یک یک آنها با نام حرم اول، حرم دوم… یاد میکند، به تفصیل سخن میراند و آنگاه
روایاتی را در فضیلت وارزش دینی آن مقام یا مسجد و مقدار پاداش وثوابی که خداوند
برای زیارت کنندگان آن جایگاه قرار داده است میآورد.

نویسنده این کتاب سید محمد باقر حسینی، ملقب به فخرالواعظین خلخالی است. او ساکن
شهرستان خلخال بوده وظاهراً به امور دینی مردم آن سامان رسیدگی میکرده است. او از
سالها پیش فکر تدوین این مجموعه را در سر میپرورانده، لیکن موانع و کمبود منابع در
مسقط رأس او; یعنی شهر خلخال مانع تحقق آرزوی او میگردد، تا این که عاقبت در سال
۱۳۲۷ ه. توفیق مجاورت مشهد مقدس به او دست میدهد و با استفاده از

۱۴۷

کتابهای کتابخانه آستان قدس رضوی، مجموعه خود را تکمیل و نسخه دستوشتهاش را به
گنجینه خطی آن کتابخانه اهدا میکند. خود مؤلف در این باره، در صفحه ۲۴۶، در بخش
«حرم چهارم از کتاب جنات ثمانیه» این چنین میگوید:

«و بعد چنین گوید بنده کمترین، تراب اقدام واعظین، الراجی الی فضل ربّه
العفوّالغافر، محمد باقر بن سید مرتضی الحسینیالخلخالی ـ عفیاللهعن جرائمهما ـ که
قریب به پنج ـ شش سال بود که در خواطر خلجان میکرد و مدام طالب و راغب این مرام
بودم که تألیفی در شرح قبور وتذکره مزارات ترتیب داده شود و در عرض این مدت مختصری
به عنوان فهرست ترتیب داده آنچه به مرور ایّام از وقایع واحوال به دست میآمد به طور
اشاره واجمال ثبت میشد و پیوسته منتظر فرصت و مترصد قدرت بودم که تتفصیل را توصیف
دهم ولی در محال خلخال; وطن این شکسته بال که مالامال محنت و ملال بود، کثرت مشاغل
و موانع و قلت بضاعت وکتبی که در این صناعت از هر قبیل ضرور و لازم است مانع بود تا
در این ایام خیر انجام که تاریخ هجرت در سال هزار وسیصد و بیست و هفت سفر ارض اقدس
و مشهد مقدس نموده و مدتی در آستانه مبارکه حضرت ثامن الائمه علی بن موسیالرضا ـ
علیه الآف التحیه و الثناء ـ رحل اقامت انداخته … »

مؤلف نوشتن این کتاب را در سال ۱۳۲۷ ه. آغاز و در سال ۱۳۳۱ ه. در ۴۰۳ ورق به پایان
برده است. آگاهیهای ما درباره سال تولد، وفات، وضعیت تحصیلی، سفرهایش به کشورها،
موقعیت علمی واجتماعی و دیگر مسائل مربوط به زندگانی خصوصی او بسیار اندک و از حد
نوشتههای مؤلف در کتابش فراتر نمیرود. وی واعظی کم آوازه و در شهرستان کوچک خود به
وعظ و ارشاد مشغول بوده است، اما انگیزه نگارش کتاب در او بیشتر به منظور ثبت برخی
از مشاهدات خود از این بقاع بوده است. گو این که او هرگز در کتابش یادی از سفرهای
خود نمیکند لیکن بررسی نوشتههایش در حرم اول (مکه) و حرم دوم (مدینه) نمایانگر سفر
او به این دو شهر است و اطلاعات خود را غالباً از روی مشاهدات مستقیم و نه مسموعات
(البته در برخی موارد به کتابهای تاریخی و گفتههای دیگران استناد میکند) در اختیار
خواننده قرار میدهد. تنها اشارهای که به اعتقادات نویسنده میتوان کرد آن است که او
هنگام

۱۴۸

برشمردن مدفونین در قبرستان بقیع، از شیخ احمد احسایی (متوفای ۱۲۴۳ ه.) یاد میکند
آنگاه برخلاف شیوه خود در معرفی اجمالی مدفونین، به تفصیل درباره احسائی پرداخته و
با تمجید و تعریف فراوان از او، فقیهانی اصولی که او را به افراط و غلوّ متهم
کردهاند نکوهش نموده و آنان را ظاهربینانی توصیف میکند که نتوانستهاند به کنه حقایق
گفتارهای او پیببرند; از این رو باتوجه به این گفتار بعید به نظر نمیرسد که وی شیخی
مسلک یا حداقل متمایل یا هوادار برخی از عقاید آنان بوده; بویژه آن که در آن دوران
در بخشهایی از منطقه آذربایجان شیخیه از موقعیتی برخوردار بوده و پیروانی داشته
است.

در این مقاله تنها دو بخش از کتاب «جنات ثمانیه»; یعنی حرم اول (= مکه) وحرم دوم (=
مدینه) مورد بررسی قرار گرفته است.

روش نویسنده در بخشهای کتاب، بدین گونه است که او نخست به وقایع ومسائل پیشینه
تاریخی و سپس موقعیت جغرافیایی شهرهای مقدس پرداخته و آنگاه روایات اسلامی را در
فضیلت آن شهر یا بقعه برشمرده و سپس به مشاهدات خود از حرم یا مسجد (بجز بیتالمقدس)
میپردازد. قسمتهای بزرگی از هر بخش کتاب را مستحبات و ادعیه و زیارتنامههای مربوط
فراگرفته است و به ویژه درباره مکه به تفصیل به مناسک حج و واجبات ومستحبات آن
برطبق فتوای فقهای امامیه پرداخته است و نسبت به بقاع متبرّکه امامان معصوم ـ
علیهمالسلام ـ نیز به تفصیل ادعیه و نمازهای مستحبی وروزهای زیارتی و فضائل و مناقب
هر یک از امامان را برشمرده است.

سعی و تلاش ما در این بررسی بر آن است که مشاهدات مؤلف درباره وضعیت دو شهر مکه و
مدینه و جایگاههای دینی وتاریخی، نظیر مساجد، مقابر، اماکن متبرکه، وضعیت
مسجدالحرام و ملحقات وتوابع آن، و مسجدالنبی ـ ص ـ در مدینه را از لابلای نوشتههای
او بدر آورده و به خوانندگان ارائه نماییم.

حرم اوّل:

مکّه

۱) حجرالأسود، به رکن عراقی منصوب است. کسی که میانه بالاست به سهولت او ]آن [را
میبوسد، برای این که از زمین به اندازه ۶ وجب بلند است و در این اوقات، اطراف
حجرالأسود را به طلا محکم

۱۴۹

کردهاند(۱) و نظر کردن ]به[ آن موجب سرور و بهجت است.(صص ۵-۴)

۲) بابهای مسجد سی و نه است. در سمت بابالزیاره که غربی خانه کعبه است، هفت در دارد
و در سمت باب ابراهیم که جنوب خانه کعبه است چهار در دارد، و در سمت بابالصفا که
شرقی خانه کعبه است هفده در است، و در سمت بابالسلام که شمالی خانه کعبه است یازده
در است. (ص۶)

۳) ستونهای مسجد; مجموع میلهای سنگی که طاقها را بربالای آن بنا کردهاند پانصد عدد
است و از جمله آن پانصد میل، یکصد و بیست و پنج آن سنگ کوچک، مثل آجرِ تراش کرده
بربالای آن کار کردهاند، و سیصد و هفتاد و پنج آن ستون یکپارچه است که از سنگ سفید
استو بلندی هر یک تقریباً سه ذرع و نیم است. (ص ۶)

۴) چاه زمزم برطرف غربی کعبه است و چهل گز عمق دارد و دور سرش یازده گز است و بر
سرش قبّه ساختهاند، ودو درخت مربع از چوب ساج گذرانیده و بر هر یک جهت آب میتوان
کشید و آب آن شور است و اکنون در مکه آب روان است. مردم آنجا اکثر سیاه چهرهاند و
به تجارت مشغول و بر مذاهب مختلفه عمل میکنند. (ص ۶)

۵) طوافگاه; صحن مسجدالحرام طوافگاه حجاج بود، چون خانه کعبه در میان الصحن است و
آن که در جامعهای بلاد در میان صحن عمارتی سازند جهت مناسبت با مسجدالحرام و کعبه
باشد. اکنون طول طوافگاه سیصد و هفتاد گز است در سیصد وپانزده گز. در بیرون مسجد
یکهزار و پانصد و هشتاد گز. در حوالی آن خانقاه و مدارس وابواب البّربسیار است; از
جمله زاهد خمارتاش عمادی قزوینی جهت قزاونه(۲)خانقاهی ساخت و سیهزار دینار به حکام
مکه داده تا اجازت دادند که پنجره به مسجدالحرام گشود. و خانه به دار محمد بن یوسف
منسوب بوده و مولد رسول الله آنجا اتفاق افتاده، به طرف مسجدالحرام است وخیزران
والده هارون الرشید آن را با مسجد ساخت; یعنی ولادتخانه حضرت محمد ـ ص ـ در کوچه]ای
[که مشهور به شعب أبوطالب بود; همان خانه برحسب میراث به حضرت رسول منتقل شد (!)
حضرت آن خانه را داخل سرای خود کردند و بیضا مینامیدند، بعدها هارونالرشید آن خانه
را خریده داخل مسجد نمود. (صص۸-۷)

۶) جبل ابوقبیس; کوهی است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ امروزه اطراف حجرالأسود را نقره شفاف و
سفیدی پوشاندهاند، از این رو بر جلوه و زیبایی آن افزوده شده است.

۲ ـ جمع قزوین و مقصود اهالی قزوین است.

۱۵۰

نزدیک مکه، تسمیه شده به اسم مردی از قبیله مذحج که اسمش أبوقبیس بود، به جهت این
که اول کسی که در آن کوه بنا گذاشته همین مرد است. به سند معتبر منقول است که چون
آدم و حوّا علیهماالسلام ـ وفات یافتند هردو در غار ابو قبیس مدفون شدند و به این
معنا اخبار متعدّده معتبره وارد شده که مدفن حوّا نزد آدم است، ولی آنچه در السنه
معروف است که مدفن حوا در قصبه جدّه میباشد، ابداً در این خصوص خبر به نظر نرسیده،
این از باب: «رُبّ مشهور لا أصلَ له» است و نوح علیهالسلام ـ در طوفان، استخوان آدم
را از کوه ابوقبیس بیرون آورده در نجف الأشرف دفن نمود(۱) و این غار را که آدم و
حوّا در آن مدفونند «غار الکنز» میگویند. (ص ۵۲)

۷) از جمله تکالیف حاجّ در مکه معظمه، مشرّف شدن به زیارت حضرت ابوطالب و عبدالمطلب
و عبدمناف وحضرت خدیجه ـ رضوان الله علیهم ـ است. بدانکه قبور این بزرگواران در سمت
راه منا در نزدیکی ابطح است و مابین قبر خدیجه وآنها فیالجمله مسافتی است و در
مقابل جناب خدیجه به فاصله کمی بقعه دیگری است با ضریح و بنای رفیع و اهل مکه آن را
نسبت میدهند به جناب آمنه، والده حضرت ختمی مآب ـ صلّی الله علیه و آله ـ . بودنِ
آمنه والده حضرت در آنجا بعید است ومستندی از برای آن دیده نشده و علاّمه مجلسی ـ
ره ـ فرموده که قبر شریف آمنه وعبدالله ـ رضی الله عنهما ـ در این زمان معلوم نیست.
(ص ۵۳)

مؤلف گوید:

از کتب اخبار و مورّخان، چنان مستفاد میشود که در محل قبر آمنه خاتون اختلاف است;
بعضی گویند در مکه معظمه است و جمعی نوشتهاند که در ابواء است (مکانی است مابین مکه
و مدینه. از ابواء تا جحفه، از طرف مدینه منوره، بیست و سه میل است). برخی نوشتهاند
که سیّدالمرسلین ـ ص ـ در آن سال که به غزوه بنی لحیان توجه فرمود به منزل عسفان
رسید، قبر مادر خود آمنه را بشناخت وزیارت او کرد و بگریست، چنانچه ]چنانکه [اصحاب
و ملازمان را به گریه درآورد.

و اما مدفن عبدالله ـ ع ـ والد ماجد رسول خدا را… . اکثر محدثین و مورخین مرقوم
داشتهاند: آن حضرت در یثرب به جوار الهی شتافت و در دارالبالغه مدفون گردید.

۸) و دیگر، مخفی نماند در مقابر عبدالمطلب و ابوطالب، جماعتی از بزرگان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ امروزه در میان شیعیان این اعتقاد وجود
دارد که قبر حضرت آدم و نوح ـ علیها السلام ـ در مجاورت قبر حضرت علیع ـ میباشد و
در بخشی از زیارتنامه حضرت امیرالمؤمنین ـ ع ـ آمده است: «السَّلام علی ضجیعیک آدم
ونوح».

۱۵۱

علمای شیعه و اکابر دین مدفونند. از فیض زیارت ایشان و فاتحه بر سر قبر آنها نباید
محروم گشت; مانند سید اجلّ، محدّث، فقیه امیر زینالعابدین کاشانی که مجاورت مکه
معظمه را اختیار فرمود و این سید را در آخر امر شهید کردند و مدفون شد در همان قبری
که خود در حال حیات مهیّا فرموده بود به نزدِ قبرِ استاد خود; المولی محمد امین
استرآبادی و مانند قبر شیخ محمد سبط شهید ثانی و غیر هم. (صص ۵۴-۵۳)

۹) قبر ابولهب بر سر راه عمره واقع است، هر کس از آنجا بگذرد و سنگی چند بر سر قبرش
انداخته لعن میکنند، حال به منزله کوهی از سنگ جمع شده است. (ص۶۱)

۱۰) الشیخ محمد بن شیخ حسن بن الشیخ زینالدین شهید ثانی، فقیه، محدّث، عابد، زاهد و
صاحب کرامات عالیه بود. مدتی در کربلا اقامت نموده، به تدریس اشتغال داشت، پس به
سوی مکّه مسافرت کرد و در آنجا اقامت نمود و به تألیفات خود مشغول بود تا وفات
یافت. ولادتش عصر روز دوشنبه دهم شهر شعبان سال نهصد وهشتاد و وفاتش سنه یکهزار و
سی است. عمر شریفش پنجاه سال و سه ماه بود رحمهالله علیه ـ .

الشیخ زینالدین بن الشیخ محمد، السبط الشهید الثانی، عالم و فاضل و متبحر و محقق و
مدقّق بوده در علم معقول ومنقول، در عهد خود منحصر بود. ولادتش سنه هزار و نه،
وفاتش بیست و نهم ذیالحجه سنه هزار و شصت و چهار در قبرستان مُعلّی و در جوار خدیجه
کبری با پدرش محمد مدفون است.

میرزا محمد بن علی بن ابراهیم استرآبادی، فاضل و عالم و محقق و مدقق و عابد و عارف
و محدّث و مفسّر بود. تألیفاتش بسیار است. تاریخ وفاتش سیزدهم ذی قعده سنه یکهزارو
بیست وهشت بود.

الشیخ اسماعیل بن محمد مکّی والشیخ علی الصغیر نواده شهید ثانی در جوار حضرت خدیجه
کبری مدفون است وآقا میرزا زینالعابدین کاشانی در مقابر عبدالمطلب نزدیک قبر آقا
میرزا محمد استرآبادی مدفون هستند. (ص ۶۱)

۱۱) و ساداتی که شرفا و نقبا ومتولّی حرمین شریفین بودند، بعضی در قبرستان حُجُون و
جمعی در قبرستان جسیم مدفونند:

السید احمد بن علی بن محمد بن جعفر بن عبدالله بن الحسن بن الحسن بن

۱۵۲

علی بن ابیطالب ـ علیهالسلام ـ .

السید جعفر المکّنی به ابو محمد، از اولاد حسن مثنی است. و پسران او السید عیسی و
امیرحسن ابوالفتوح و امیر عبدالله تاجالمعالی، امیر حمزه بن ادهاش از اولاد موسی
الجون بود.

امیر محمد الملقب بتاج المعالی، ابو فلیت قاسم بن تاج المعالی، امیر قطبالدین عیسی،
مکنز بن عیسی، منصور برادر آن، امیر قتاده بن السید ادریس، حسن بن قتاده، ابو راجح
بن قتاده، ابو سعید حسن بن علی، میر نجمالدین محمّد، مدتی حکمرانی کرد وبسیار معمّر
شد، به قرار سی پسر داشت. أبوالغیث بن ابونمی، سید خمیصه، سید ابوعراره، سید
عزالدین بسیار سید متقی وعادل و حکمران و سایس بود. سید بدرالدین عجلان عموماً در
مقابر مزبور مدفونند. (ص ۶۶)

حمر الأول من کتاب جغرافی المشاهد بیدالفقیر سید باقر بن سید مرتضی الخلخالی سنه
۱۳۲۷ هـ .

حرم دوّم: مدینه

جغرافیای مدینه منوره و شرح مشاهد آن

امیر عضدالدوله که از سلاطین دیالمه بود، دورشهر را بارو کشید. شهری است کوچک،
الحال سه هزار و هفتصد خانه در اوست، نفوس آنجا بنا به تحریر اساتید جغرافیا،
پنجاههزار نفر است، اگر چه آن شهر قصبه مانند است و لکن شأن آن بلند است، برای این
که در آن بلده مبارکه، روضه مطهره پیغمبر ما محمد المصطفی ـ ص ـ میباشد. هوایش
بغایت گرم است. نخلستانش بسیار، آبش سازگار و حصارش از آجر بغایت استوار و خرمای
بَرْدِی و عَجْوه در آنجا بهتر از بلاد دیگر بُوَد. و مردمش لاغر و اسمرو از متاع
ملاحت بهرهور و اکثر ایشان سوداگر و پیلهورند. عموماً شافعی مذهب و دیگر حنفی و
شیعه امامیه در مدینه و در نواحی آن بسیارند و جمعی از ایشان سادات آل نسب و شرفای
صاحب حسباند. و از خواص آنجاست که غریب بدان شهر رود بوی خوش شنود. و نخلستان آنجا
مشروب آب چاه و باران است. (صص ۱۰۰ ـ ۹۹)

۲) در اطراف آن مسجد، مدارس وخانقاه بسیار است و بنای خیر بیشمار; از جمله امیر
چوپان در غربی آن، مدرسه وحمّامی ساخت. پیش از آن حمامی در مدینه نبود. (ص ۱۰۱)

۳) حدّ مسجد رسول الله، الی

۱۵۳

استوانتین(۱) تا به آن دو ستونی که از طرف راست منبر الی راهی که متصل به سوق الیل
است. ( ص ۱۰۲)

۴) مقام جبرائیل، همان تحت میزاب(۲) است; وقتی که میخواهی از در بیرون بروی، همان
دری که باب فاطمه میگویند. در حالی است که میزاب بالای سر باشد و باب فاطمه در عقب.
(ص ۱۰۳)

۵) دوم از تکالیف زوّار زیارت حضرت فاطمه ـ علیها السلام ـ است، و در محل دفن آن
مخدّره اختلاف است. در تحیّهالزائر گوید:

چون حضرت فاطمه وصیت نمود که او را در شب دفن کنند و کسانی که بر او ظلم کردند به
نماز و جنازهاش حاضر نشوند، پس او را شب دفن کردند و به این سبب محل قبر شریف آن
حضرت مختلفٌ فیه میان علمای خاصه و عامه گشت وظاهر اکثر احادیث معتبره آن است که آن
حضرت در خانه خود مدفون گردیده است که متصل به حجره طاهره حضرت رسول است و اکنون
ضریحی نیز از برای آن حضرت ساختهاند.(۳)

وتحقیق آن:

بدانکه مؤلف گوید:

در بقعه ائمه اربعه، که اصل آن از بناهای ناصر بن المستنصی است، دو نفر دیگر نیز
مدفوناند; یکی عباس عموی پیامبر ـ ص ـ که قبرش متصل به قبر ائمه است و در طرف غربی
است. و دیگری قبری است که در طرف قبلی بقعه متصل به دیوار است و ضریح کوچکی دارد و
آن را نسبت به حضرت فاطمه زهرا میدهند و جماعت بسیاری از عامه معتقدند که آن قبر
فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ است و قبر فاطمه بنت اسد همان است که در زاویه
قبرستان بقیع در طرف شمالی قبه عثمان معروف است. ( ص ۱۱۵)

۷) و ایضاً قبر جناب ابراهیم بن رسول الله ـ ص ـ واقع است در بقعه قریب به بقعه
ائمه اربعه ـ علیهم السلام ـ و جناب عثمان بن مظعون ـ رضی الله عنه ـ قبرش در همان
بقعه شریفه است. و أسعد بن زراره و ابن مسعود نیز در بقعه عثمان بن معظعون مدفونند.
و صاحبان تاریخ مدینه ذکر نمودهاند که علیا جناب رقیه و اُمّ کلثوم دو دختر رسول
خدا نیز در همین بقعه مدفونند. علمای سیر و مورّخین مدینه گفتهاند که بیشتر اصحاب
رسول خدا در بقیع مدفون گشتهاند. و قاضی در مدارک ده هزار گفته و لکن غالب آنها
مخفی است. قبرستان، هم عیناً و هم جهتاً، چه از زمان قدیم علامتی بر سر قبورشان
نگذاشتهاند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ ـ دو ستون .

۲ ـ ناودان .

۳ ـ در سال ۱۳۶۶ خورشیدی که به حج خانه خدا تشرف یافتم، در مدینه با استاد حبیب
محمود احمد دیداری داشتم. او پیرمردی هشتاد و چند ساله بود که دوران بازنشستگی خود
را در کاخی بسیار مجلل در یکی از خیابانهای منتصب از جنوب مسجد غمامه میگذراند.
استاد حبیب مدت ۳۰ سال مدیر اداره اوقاف مدینه بوده است، مقامی که نظارت بر تمام
موقوفات و مساجد و زیارتگاهها; از جمله مسجدالنبی ـ ص ـ در حیطه اداره او بود
(البته بعدها اداره ویژهای به نام اداره شؤون الحرمین الشریفین تأسیس گردید که
نظارت بر مسجدالحرام و مسجدالنبی ـ ص ـ برعهده او گذاشته شد) از این رو آگاهیهای
جالبی درباره وضعیت مسجدالنبی ـ ص ـ و تغییر و تحولات آن در اختیار داشت. در آن
دیدار از او دو سؤال درباره وضعیت داخلی حجره النبی ـ ص ـ یعنی جایگاهی که امروزه
قبر پیامبر ـ ص ـ در آن قراردارد، و درباره وضعیت بیت فاطمه ـ س ـ سؤال نمودم. او
در پاسخ سؤال اوّل گفت:

ما درباره چگونگی قرارگرفتن قبر پیامبر اطلاعاتی نداریم و نمیدانم آیا صورت قبر
پیامبر بدین گونه است که قبر پیامبر در قبله قبر دو خلیفه قرار دارد و یا این که
همگی در یک ردیف دفن شدهاند و علت این ناآگاهی را این گونه بیان کرد که: از قرنها
پیشتر از زیرگنبد (= قبه الخضراء) تا اطراف سه قبر را دیواری قطور فراگرفته که راهی
برای ورود به داخل محوطه ندارد. این دیوار از قسمت بالا نیز با سقفی، که در زیر
محیط گنبد قراردارد، پوشیده شده و دریچههای کوچک اطراف گنبد را نیز از داخل و خارج
با سرب پوشانیدهاند تا کسی نتواند داخل حجره را نظاره کند; از این رو پرده سبزرنگی
که معمولاً حاجیان آن را از میان پنجره فولادی ضریح پیامبر مشاهده میکنند چیزی نیست
جز پرده زربافت و ابریشمی که در کارخانهای در مکه بافته میشود و همه ساله بر روی
دیوار حائل میان قبر و پنجره فولادین از زیرگنبد تا کف زمین نصب میشود. او گفت در
دوران ریاست من بر اداره اوقاف دوبار قسمتهایی از دیوار که کمی فرسوده و ریزش داشت
ترمیم گردید، البته ترمیمها بسیار جزئی و سطحی بود; زیرا دیوار بسیار ضخیم و قطور و
از سنگهای لاشه که احتمالاً در میان آن سرب گداخته و یا چیزی شبیه به آن قرار داده
بودند، ساخته شده است.

استاد حبیب محمود درباره سؤال دوّمم پاسخ داد: در سال ۱۳۷۲ هـ ق . دولت وقت عربستان
اقدام به توسعه و ترمیم بخشهایی از مسجد نمود، اما توسعه مسجد در دو سمت شمال و غرب
مسجد انجام گرفت و بدین خاطر صدها خانه و ساختمان خریداری گردید و از طرف شمال مسجد
پیامبر توسعه یافت و در سمت غرب نیز فضا و مصلاّی بزرگی احداث گردید که بعدها با
سقفهای پیش ساخته پوشیده و تا پیش از توسعه اخیر که توسط ملک فهد انجام پذیرفت،
همواره ادامه صفهای نماز جماعت مسجد تا بدانجا میرسید. اما ترمیم مسجد شامل تقویت
پیهای گلدستهها و گنبد و دیوارهای حجره پیامبر بود.

استاد حبیب گفت: ما برای تقویت پی گنبد و دیوارها و سقف حجره پیامبر و فاطمه سنگفرش
کف حجره فاطمه را جمعآوری نموده و کناره دیوارها را برای تقویت پی آنها به مقدار ۵۰
سانتیمتر حفر نمودیم، در هنگام حفر و جمعآوری سنگفرش به علت اهمیت جا، خود ناظر کار
کارگران بودم تا مبادا آسیبی به دیوارها برسد، البته کار به کندی پیش میرفت و فقط
تعداد اندکی کارگر در داخل حجره به کار مشغول بودند و آنان با وسواس و دقت سنگفرشها
را جمع کرده و

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.