پاورپوینت کامل بیماری تسویف ۹۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بیماری تسویف ۹۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بیماری تسویف ۹۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بیماری تسویف ۹۳ اسلاید در PowerPoint :
۲۱
تسویف بیماری خطرناکی است که اغلب مردم به آن مبتلا هستند، ولی از آن بیخبرند.
این بیماری فکر بسیاری از بزرگان را به خود مشغول داشته است و شعرا نیز درباره آن
اشعار فراوانی سرودهاند و از آن افسوس خورده و هشدارها دادهاند. امامان ما نیز از
آن سخن گفتهاند، تا جایی که اشک و آه و ناله و ندبه برای ابتلا به آن
داشتهاند([۱]) و در ادعیهی آداب آموز خود و درخواستهایشان از خداوند، خلاصی از
آن را طالب شدهاند.
به صراحت میتوان گفت: این بیماری واگیردار است و با کمترین بیتوجهی مانند خوره
به جان انسان میافتد و به دیگران نیز سرایت میکند. سرعت شیوع این بیماری در بین
تحصیل کردهها بیشتر است. و به حدی این بیماری خطرناک و وحشتناک است که ائمه
معصومین: برای اعلام خطر و هشدار انسان در برابر آن از واژه ایّاک استفاده
کردهاند.([۲]) این واژه در جایی به کار میرود که خطر جدی و نزدیک باشد؛ درندهای
حمله کرده باشد، آتشی شعله کشیده باشد و یا خطری مهلک در حال وقوع باشد، به گونهای
که نیاز به اعلام خطر فوری و هشدار جدی پیدا شود تا بدین وسیله انسان به سرعت خود
را از آن دور کند. نیز تسویف را در جایی به کار میبرند که دامنهی ویروس یک
بیماری به سرعت در حال گسترش است ولی بیمار از معالجه آن تعلّل میورزد، از اینرو
به بیماری شدید هم تسویف گفتهاند؛ به جهت آن که سلامت به تأخیر افتاده است.([۳])
به عبارت دیگر پاورپوینت کامل بیماری تسویف ۹۳ اسلاید در PowerPoint وقتی دامنگیر انسان شود، کار امروز به فردا و کار
فردا به پس فردا و … مؤکول میشود و عمر در سایه این بیماری به بطالت و وقت
گذرانی کشیده میشود. در این هنگام انسان همیشه به دنبال وقت مناسبی برای انجام عمل
خود بر میآید ولی هیچگاه آن وقت فرا نمیرسد. فرصتها به دنبال هم از دست میروند
و گرانبهاترین سرمایه انسان که همانا عمر اوست در حالی به پایان میرسد که او
توشهای از آن برنداشته است. دردناکتر آنجاست که انسان میتوانست آن فرصت را در
راه خدا و برای خدا سپری کند.
گفت فردا بشنو این بانگ را نعرهی یا حسرتا واویلتا([۴])
تسویف؛ کلید کید شیطان
تسویف کلید کیدهای شیطان برای بازداشتن از رشد و تکامل انسان است. کلیدی که شیطان
با وعدههای بیاساس کار خیر را به تأخیر میاندازد. در کلمات نورانی امام علی(ع)
آمده است که فریب خدعهها و نیرنگهای شیطان را نخورید که او درصدد است تا شما را
به تسویف بکشاند، چرا که او در کمین هلاکت و نابودی شماست.
لاتغتروا بالمنی و خدع الشیطان و تسویفه فإن الشیطان عدوکم، حریص علی
أهلاکم ([۵])
امیرالمؤمنین۷ با سرزنش کسانی که کار خیر را به موقع انجام نمیدهند، میفرماید:
کل معالج یسأل الانظار و کل مؤجل یتحلل بالتسویف؛ کسانی که فرصت ندارند، به دنبال
فرصتند و از خدا مهلت میطلبند تا بندگی و عبادت کنند و کسانی که فرصت دارند، با
بهانه جویی کار را به تأخیر میاندازند.([۶])
امام علی(ع) یکی از معضلات جامعه اسلامی را مبتلا شدن علما و دانایان به این بیماری
میداند و میفرماید: جاهلان شما به مرض زیاده روی وعالمان شما به پاورپوینت کامل بیماری تسویف ۹۳ اسلاید در PowerPoint
گرفتارند؛ جاهلکم مزداد و عالمکم مسوف([۷])
این بیماری جامعه را از مرز اعتدال و توازن دور و به ورطه افراط و تفریط سوق
میدهد.
کار را به وقت مناسب مؤکول کردن و به دنبال فرصت استثنایی و طلایی گشتن و بهانه
تراشی در انجام عمل؛ بیماری است که در صورت شیوع آن جامعه به تعطیلی و تنبلی کشیده
شده و در نتیجه به عقبماندگی تمدن اسلامی منجر میشود. به عنوان نمونه اگر
اصلیترین کار برای طلبه و دانشجو به بهانههای مختلف به تأخیر افتد؛ روزی به
بهانه دلتنگی، روز دیگر به بهانهی وضعیت نابسامان اقتصادی و یک روز نیز به بهانه
نامطلوب بودن شرایط مطالعه و …، و بالاخره با امید به این که یک روز مشکلات و
معضلات حل میشود و دلتنگیها برطرف میگردد و امور اقتصادی سامان مییابد؛ فرصتها
را یکی پس از دیگری از دست میدهد و عاقبت چارهای جز خارج شدن از حوزه و دانشگاه
با دست خالی را ندارد. اما به راستی آیا روزی فرا خواهد رسید که از مشکلات و
نابسامانیها و دغدغههای ذهنی و فکری خبری نباشد؟! هرگز!!
وعدهی فردا و پس فردای تو انتظار حسرت آید وای تو([۸])
آنان که با این بیماری به مبارزه برخاستند و آن را علاج نمودند؛ به درجات بالای
علمی و عملی رسیدند و آنها که در دامش گرفتار شدند، از هر نوع پیشرفت بیبهره و
محروم ماندند. رمز فرمان به تعجیل در امر خیر در دستورات دینی ما، برای آن است که
تأخیر آفت میآفریند و به دنبالش هزاران مانع باز دارنده میآید تا کار خیر به
سامان نرسد. جدیّت و تلاش علمی و عملی بزرگان و مدیریت زمان از سوی آنها مدّعای ما
را به ثبت میرساند.
بیان حکایتی از حالات امیرمؤمنان پیشوای حق بین ما بیانگر اهتمام آن امام همام به
راه نداشتن تسویف در سیره و زندگی اوست. در یکی از شبها مال فراوانی را به محضرش
آوردند، حضرت در همان لحظه فرمان تقسیم آنها را داد. بعضی از کسانی که در دام
تسویف گرفتار بودند، عرض کردند: یا امیرالمؤمنین! الان شب است، این کار را به فردا
مؤکول کن. امیرالمؤمنین۷ که شتاب در امر خیر را نیکو میدانست، فرمود: آیا ضمانت
میکنید که تا فردا زنده بمانم؟! در پاسخ گفتند: این امر به دست ما نیست. پس آن
حضرت شمعی طلبید و شبانه خود اموال را تقسیم کرد و به صاحبانش که فقرا و ایتام
بودند، رسانید.([۹])
ساقیا عزت امروز به فردا مفکن یا ز دیوان قضا خط امانی به من آر([۱۰])
مرز بین تسویف و تفکر
اگر عجله و شتاب در بعضی دستورات دینی ما نکوهش شده است([۱۱]) در امری است که خیر و
شر آن معلوم نیست. و تسویف مرحلهای پس از تفکر است، یعنی آغاز وسوسههای شیطان پس
از پی بردن مؤمن به انجام عملی صالح و نیک است. به عبارتی عجله به هنگام بررسی و
مطالعه در جوانب کار مذموم است؛ چرا که شتابزدگی موجب تصمیمگیری نابخردانه میشود،
ولی هرگاه خیر کار مسلم و معلوم باشد، امر به تعجیل شده است و تعویق آن مورد مذمت
قرار گرفته است. از اینرو لازم است که پس از تصمیمگیری، کار را به اجرا درآورد؛
زیرا تأخیر زمینهای برای ایجاد تشکیک در عمل و منصرف شدن فرد میگردد و راه را
برای حیلهگری شیطان فراهم میکند. به عبارت دیگر وسوسههای شیطان پس از پی بردن
مؤمن به انجام عمل صالح و نیک صورت میگیرد. و حال آنکه خداوند متعال شتاب مؤمن در
کار خیر را دوست دارد: إنّ الله یحب من الخیر ما یعجل([۱۲])
دریاب دمی که میتوانی بشتاب که عمر در شتاب است([۱۳])
امامان معصوم: که در هر موقعیتی به آسیب شناسی جامعه و فرد میپرداختند، این آسیب
فردی و اجتماعی را نیز مورد توجه قرار داده و گاهی با بیان مشفقانه همچون پدری
مهربان، و زمانی با تعبیر تند و منذرانه و گاه در قالب مناجات و دعا انسان را از
تسویف باز داشتهاند. امیرالمؤمنین۷ در گفتاری با شفقت و مهربانی میفرماید: ای
انسان! آنچه را که از دست تو رفته تدارک کن. بدان کسانی که قبل از تو کارشان را به
فردا انداختهاند و با تسویف و آمال عمرشان را سپری کردند، این عالم را به سوی دیار
ابد در حالی رها کردند که غفلت سراسر وجودشان را فرا گرفته بود.؛ فتدارک ما بقی
من عمرک ولاتقل غداً و بعد غد فإنّما هلک من کان قبلک بإقامتهم علی الامانی و
التّسویف حتی أتاهم امرالله بغتهً و هم غافلون.([۱۴])
و همین پدر مهربان که خطر را در چند قدمی ما میبیند، در جایی دیگر با بیانی تند و
تهدیدآمیز ما را از تسویف باز داشته، میفرماید: ای انسان مغرور مضطر مسوّف؛ چه
چیز تو را از فکر تدارک اعمالت بازداشته است؟!؛ فما یمنعک أیّها المغترّ المضطرّ
المسوّف أن تعمل علی مهل قبل حلول الأجل.([۱۵])
و در جایی دیگر با شدت از آن نهی میفرماید: إیاکم والتّسویف.([۱۶])
همچنین با تضرع و زاری به درگاه ربوبی فرموده است: خدایا با بندهای که در جهل فرو
رفته و تسویف برای او مستولی شده تا اینکه فرصتها از کف نهاده، به فضل و کرم خود
رفتار کن؛ وعد بفضلک علی عبد غمره جهله و استولی علیه التسویف حتی سالم
الأیام…([۱۷])
و در مناجات دیگری چنین میفرماید: خدایا به سوی تو آمدهام، در حالی که عملم ضعیف
و نفسم به راحتی و آسایش عادت کرده و انگیزههای تسویف در او فزونی یافته و به
عبارتی امروز و فردا کردن بر او عادت شده و او را به روزمرّگی کشانده است؛ أتیتک
یا ربّ بضعف من العمل و نفس للرّاحه معتاده والدواعی التسویف منقاده([۱۸])
هین مگو فردا که فرداها گذشت تا به کلی نگذرد ایام گشت([۱۹])
درمان تسویف
تا اینجا به این نکته رسیدیم که تسویف شامل همه مواردی میشود که به نحوی در سعادت
یا شقاوت انسان تأثیر دارد و گستره آن اعمال جوارحی و جوانحی، علمی و عملی و عبادی
و هر امر دیگری را فرا میگیرد، سخن اینجاست که در برابر این بیماری و وسوسه
شیطانی چه میتوان کرد تا از گزند آن در امان ماند؟! نخست باید به خود مراجعه کنیم
و قدری بیندیشیم و تفکر کنیم که اگر هنوز این بیماری دامنگیر ما نشده و یا به صورت
ملکه روحی ما در نیامده است، خدا را شکر کنیم و مراقب نفس خود باشیم تا به درون ما
راه پیدا نکند. ولی اگر بدان مبتلا هستیم، درصدد معالجهی جدّی برآییم.
روشن است؛
تا زمانی که خشوع و خضوع در نماز را به ایام فراغت به عقب میاندازیم، توبه را
مشروط به حضور در مکانهای مقدس از قبیل خانهی خدا و حرم ائمه: و مساجد مینماییم
و درس خواندن و جبران عقبماندگیها را برای فرصتهای آینده و …، باید بپذیریم که
به این بیماری مبتلا هستیم و اگر تصمیم به نابودی اخلاق رذیلهای چون حسد، کبر،
غرور، و خودپسندی، سوء ظن و غیبت و… گرفتهایم امّا بازهم به دنبال فرصتهای
مناسب برای رفع آنها میگردیم بیآنکه در جست و جوی استاد به این در و آن در
بزنیم و به دستورات بزرگان اخلاق عمل کنیم باید از خود بپرسیم که چه زمان به آمال و
آرزوها دست خواهیم یافت؟! در حالی که فرصتها همچون ابر بهار از دست میروند:
کاش آن فرصت که پیش از ما شتافت میتوانستیم آن را بازیافت([۲۰])
امام عارفان امیرمؤمنان۷ میفرماید: ما أسرع الساعات فی الیوم و أسرع الأیام فی
الشهر…؛ چه بسیار با سرعت و شتاب میگذرند، ساعتها و روزها و ماهها و سالها
… و چه زود عمر تمام میشود…([۲۱])
روزی در آرزوی آمدن به حوزه و فراگیری علم به سر میبردیم و راه رسیدن به آن را
میجستیم و برای یافتنش لحظه شماری میکردیم. در حال و هوای مطالعهی گسترده و
تحقیق در زمینه علوم اسلامی شب و روز سپری میکردیم تا بتوانیم دردهای جامعه را
درمان کنیم. به راستی آن روزها و آن آمال چه مقدار محقق شده است؟!! چه خوب است به
توصیهای که رسول خدا(ص) به اباذر فرمود گوش فرا دهیم: سرمایهی تو فقط امروز است و
بس و آیندهای برای تو نیست، زیرا اگر برای تو فردایی باشد؛ پس همان چیزی که امروز
تو را از عمل بازداشته، فردا نیز باز میدارد و اگر فردایی برای تو نباشد؛ بدان که
فرصت را از دست دادهای([۲۲])
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را([۲۳])
آیا توبه و انابه امامان معصوم:، اشک و ناله آنها، توصیه و سفارشهای پدرانه،
سخنان تند و تهدیدآمیزشان ما را از خواب غفلت بیدار نمیکند و همچنان در آمال و
آرزوهای خود غرقیم و به آیندهای دور و دراز میاندیشیم؟! اگر میخواهیم آرزوهایمان
را تحقق بخشیم و اندیشههایمان جامهی عمل بپوشد و اخلاق الهی پیدا کنیم و با دست
پر به سوی جامعه و مردم در انتظار باز گردیم و هادی و مرشد باشیم، باید به راههای
درمان این بیماری آگاه شویم و به خطرها و آفتهای این بیماری پی ببریم و به نسخه
علاج طبیبهای الهی گوش فرا دهیم که آنها راه درمان را به خوبی شناخته و تبیین
کردهاند:
۱. دوری از تسویلات شیطان؛ همانگونه که بارها از زبان قرآن و امامان معصوم:
شنیدهایم؛ ریشه دردها و بیماریهای روحی و روانی تسویلات شیطان است و او عامل
بازدارنده و گمراه کنندهی انسان و در یک کلام عدوّ مبین است. او موجودی است که
روز اول با نقشههای فریبکارانه و وعدههایی چون آب حیات و ملک جاویدان آدمی را به
سوی دام وسوسه نزدیک و او را گرفتار تارهای تنیدهی تسویلات میسازد.
شیطان با چهرهی خیرخواهانه و از در دوستی به صورت مخفی و مرموز انسان را به سوی
دام خود میکشاند و اعمال او را در برابر دیدگانش تزیین میکند و باطل را در لباس
حق پنهان میسازد.
فرمان قرآن است که از شرّ او به خدا پناه بریم: من شرّ الوسواس الخنّاس هیچ
میدانی که وسواس خناس میتواند از جنس بشر نیز باشد؟: من الجنّه والنّاس یک دوست
ناباب، یک هم نشین منحرف و یا مکتب الحادی و التقاطی، و یا وسایل ارتباط جمعی
وسوسهگر و… میتواند همان وسواس خناس باشد که از شرشان باید به خدا پناه برد.
به چاه انداختن یوسف توسط برادران نتیجه دشمنی شیطان بود که در میانشان انداخت:
… بعد أن نزع الشیطان بینی و بین اخوتی…([۲۴]) و او است که با صراحت تمام
دشمنی و عداوت خود را با اشرف مخلوقات اعلام کرده است: … لأغوینّهم
أجمعین([۲۵]) شاید داستان نگرانی و ناراحتی شیطان از آیه توبه که فریاد برآورد و
قصهی اغوا و گمراه کردن را تمام شده فرض کرد؛ برای اهمیت و جایگاه توبه و بازگشت
به دامان پر مهر و محبت خدا از شر تسویلات شیطان کافی باشد، امّا باز در این میان
وسواس خناس، با طرفندی موذیانه او را از نگرانی بیرون آورد و نقشهی سرگرم کردن
انسان به آرزوها و وعدهها را کشید تا آدمی به گناه آلوده شود و توبه را به تأخیر
اندازد.([۲۶])
امیرمؤمنان۷ نیز این نکته را به صراحت بیان فرموده که شیطان آرزوی توبه را در سر
انسان میپروراند تا به تسویف کشیده شود: الشیطان … یمنیّه التوبه
لیسوّفه([۲۷])
به همین جهت اولین قدم برای درمان پاورپوینت کامل بیماری تسویف ۹۳ اسلاید در PowerPoint دور شدن از وسوسههای شیطان است. در
این راستا باید به خدا پناهنده شد و از او مدد طلبید و اعوذ بالله من الشیطان
الرجیم را ورد زبان و خواست قلبی و حقیقی خویش قرار داد.
دام سخت است مگر یار شود لطف خدا ورنه آدم نبود صرفه ز شیطان رجیم([۲۸])
به صراحت باید گفت که تنها ارادهی انسان نقش اساسی را دراین آوردگاه بازی میکند،
زیرا تصمیم گیرندهی نهایی خود انسان است و او که موجودی مرید و مختار است، درهای
قلبش را به روی شیطان باز میکند و راه را برای ورود او هموار میسازد. همچنان که
قرآن میفرماید: شیطان را بر شما تسلّطی نیست، او تنها شما را دعوت میکند و
شمایید که او را اجابت میکنید.([۲۹]) شیطان نیز میگوید: خود را ملامت کنید نه
مرا؛ … فلا تلومونی ولوموا أنفسکم…([۳۰])
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 