پاورپوینت کامل آفرینش یا تجلّی حق (قسمت چهارم) ۷۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آفرینش یا تجلّی حق (قسمت چهارم) ۷۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آفرینش یا تجلّی حق (قسمت چهارم) ۷۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آفرینش یا تجلّی حق (قسمت چهارم) ۷۲ اسلاید در PowerPoint :
۴۱
استاد: در گامهای نخست دریافتیم که جهان هستی، مظهر و جلوه صفات حق تعالی است و
دانستیم که ویژگی مظهر این است که با تمام وجود نشان دهندهی صاحب ظهور و جلوه است؛
زیرا کمالات وجودی او را با خود دارد. و فهمیدیم که این ظهور و جلوه از صفات ثبوتی
ذات اقدس اله یعنی علیم و قدیر و حکیم بودن او نشأت گرفته و چون فیاض هم هست،
آفرینش عالم همان فیض اوست و این فیض عبارت از ایجاد ممکنات و هستی بخشی به آنهاست
که هم در مرحلهی تکوین وحدت یعنی ایجاد اولیه آنها تحقق مییابد و هم در مراحل پس
از آن پدیده، حیات و هستیاش به صورت فعلیت یافتن استعدادها و قابلیتها ادامه
مییابد. و این در حالی است که همهی موجودات از فیض الهی بهرهمندند؛ یعنی همه به
صورت عموم هم نشان دهندهی صفات کمالی حقاند و هم این صفات را در مرتبه و سطح
وجودی خود دارا هستند. حتماً خاطرتان هست که دانستیم همهی موجودات از شعوری حقیقی
و درکی وجودی نسبت به پروردگار هستی و خالق خود برخوردارند. او را میشناسند و از
طریق او هستی و بودن خویش را میفهمند. در این که او هست و کمالِ مطلق و مطلقِ کمال
است، غنی است و همه به او نیازمندند و اوست که نیاز همه را برطرف میسازد؛ احتیاج
به آموزش و تحصیل ندارند؛ چرا که این درک و فهم با وجود آنها عجین است.
ـ در محضر شما این را هم دانستیم که این فیض یعنی هستی و جهان آفرینش دارای مراتبی
است و مرتبهای از آن؛ حق، ظهوری تمام دارد. ویژگی موجودات در این مرتبه این است که
هیچ شائبهای از ماده و جسمانیات در آنها نیست و به همین جهت علمی کامل و قدرتی بی
حدّ دارند و در رابطه با مراتب پایینتر از خود، واسطه فیض هستند؛ یعنی امورات
آنها را تدبیر میکنند و ادارهی نظام عوامل پایینتر، بر عهدهی آنهاست. البته
این کمالات و این تدبیر و وساطت در فیض همه به اذن و امر الهی است. همچنین از
فرمودهی شما دریافتیم که در طبیعت نیز که همه چیز بر مبنای ماده و جسمانیات قرار
دارد فیض الهی برقرار است و موجودات در این بخش از هستی گرچه مادیاند ولی از آن
شعور که لازمهی مظهر بودنشان است بهرهمندند. در این بین جویای جایگاه انسان در
هستی بودیم و میخواستیم اطلاعاتی کسب کنیم.
استاد: وجود انسان هم به عنوان جزیی از عالم هستی و مظهر حق تعالی و هم نشان
دهندهی کمالات وجودی او؛ یعنی علم، قدرت، حکمت، رحمت و امثال اینهاست و هم خود از
کمالات حق بهرهمند است. به این معنا که اوّلاً: ذره ذرهی وجود انسان آیت علم و
حکمت همراه با قدرت الهی است که بشر با وجود پیشرفت رو به تزاید خود در ابعاد مختلف
به عجز خود در رابطه با شناخت زوایای جسمانی پیکر انسان اعتراف دارد؛ چه رسد به
ابعاد روحانی و امور باطنی و حقیقت انسان. ثانیاً: ساختار آفرینش و استعدادهای
نهفته در وجود انسان به گونهای است که او را به عنوان عصارهی هستی نمایانده
است. به تعبیر مولا علی(علیه السلام) که فرمود: اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی
العالم الاکبر؛ آیا گمان میکنی که جسمی کوچک هستی؛ در حالی که عالم اکبر در تو
پیچیده شده است.([۱])
ـ به نظر میرسد این تعبیر، مفهومی بلند دارد، چنانچه ممکن است آن را توضیح دهید.
استاد: بلی، این تعبیر بیانگر عناصر تشکیل دهندهی وجود انسان و نهفتهها و
داراییهای اوست. از یک طرف عناصر موجود در طبیعت به صورتی متناسب و با سازماندهی
منظم بدن انسان را تشکیل میدهند. طبق کشفیات دانشمندان عناصری مانند: آهن، روی،
منگنز و فسفر و املاحی چون: نمک، قند و … و مواد چربی و پروتئینی … که هر یک در
گوشهای از طبیعت به صورت بسیط یا مرکب وجود دارد، در بدن انسان موجود است و نقش و
جایگاه ویژهی خود را دارد.([۲])
از طرف دیگر نمونهای از عالم مثال که دربارهی آن صحبت کردیم، در انسان وجود دارد.
رؤیا و خوابهایی که انسان میبیند از این نوع است. بُعد ملکوتی انسان که تعبیر به
نفس ناطقه یا روح میشود با جهان مجردات و فرشتگان سنخیّت دارد.
ـ تفاوت موجودات در جهان هستی به گونهای است که هر دسته یا به فرمایش شما هر مرتبه
را در عالم خاص خود قرار میدهد؛ عالم فرشتگان، عالم موجودات برزخی، عالم حیوانات و
عالم گیاهان و غیر اینها به گونهای که برای هیچ یک از آنها مقدور نیست که از
قلمرو خود خارج و به محدودهی دسته دیگر وارد شود.
و حال آن که با بیان شما، مجموع آنها در انسان وجود دارد. آیا این، سبب نوعی تضاد
در انسان نمیشود؟ و آیا به تعبیر شما انسان مرکب از این عوالم است؟!
استاد: تضادی که به گفته شما در بین موجودات هر رتبه و مراتب جهان هستی دیده
میشود، ناشی از چیستی موجودات است که در قالب وجودهای خاص عینی در جهان به وجود
آمده و زندگی میکنند، اما حقیقت انسان به عنوان روح یا بُعد مجردِ وجود او، در
عین حال که یک چیز؛ یعنی بسیط است دارای مراتب میباشد که در هر مرتبه آثار و
ویژگیهای خاصی از او ظاهر میشود.
ـ شنیدهایم که انسان دارای سه نفس است: نفس نباتی، نفس حیوانی و نفس انسانی یا
ناطقه، که هر کدام به برههای از زندگی او مربوطند. بر این اساس انسان موجودی مرکب
از نفوس مختلف است. همچنین بُعد مادی به نام بدن هم جزیی از وجود اوست، چگونه
چنین چیزی ممکن است؟
استاد: قبل از پاسخ به یک نکته اشاره میکنم. هر کدام از این مراتب نفس دارای
قوایی است که مبدأ و علت ایجاد و صدور حالات در انسان میشود. شرح این مراتب و قوا
در بخش “انسان شناسی” کتابهای فلسفی به تفصیل بیان شده است، اما این که آیا روح
انسان مرکب از نفسهای سهگانه است یا یک حقیقت بسیط است، که در این صورت چگونه
میتوان آن را مبدأ و علت کارها و حالتهای متفاوت در انسان دانست؟ حکیم متأله صدر
المتألهین در این زمینه فرموده است: نفس آدمی مادامی که به صورت جنین در رحم مادر
است در مرتبهی نباتی خود به سر میبرد.([۳])
دلیل فرمایش ملاصدرا این است که در آن وضعیت، فقط رشد میکند، ولی از حس و حرکت
ارادی؛ همچون زمان پس از تولد، محروم است. وی در ادامه میگوید: و بعد از تولد به
درجهی نفس حیوانی نایل میشود تا زمانی که قدرت درک و تفکر در مورد اشیا را پیدا
کند که این در بُعد اندیشه و نظر است و در بُعد عملی، به بلوغ معنوی و رشد باطنی
برسد که در این مرحله به فضیلت در مرتبهی نفس انسانی میرسد. و در اینجاست که اگر
توفیق الهی با او یار باشد و مسیر حق و راه توحید را بپیماید و با تحصیل علم، عقلش
را کامل کند و از طبیعت مادی منقطع گردد، در صف ملائکه مقرب الهی قرار میگیرد، و
اگر خدای ناکرده از راه مستقیم دور شود و طریق ضلالت را بپیماید در زمرهی شیاطین
جای گرفته و در قیامت با صفت غیر انسان محشور میشود.([۴])
وی در جای دیگر کلامی از ارسطاطالیس نقل مینماید. او گفته است: این که نفس انسان
دارای سه جزء; نباتی و حیوانی و ناطقه است، به معنای ترکیب آن از این قوا اجزء;
نیست، بلکه به معنای جامعیت و کمال آن است.
ـ آیا منظور ارسطاطالیس این است که کمال نفس و جامعیت آن به این است که در عین یکی
بودن بساطت قدرت برکارهای مختلف را دارد و میتواند منشأ آثار متنوع باشد؟! و این
توان در موجودات دیگر دیده نمیشود؟!([۵])
استاد: بله این گونه است. در تشریح مطلب، حکیم صدرای شیرازی فرموده است: نفس آدمی
در عین محروم بودنش، میتواند به مقام حواس پنجگانه که در ارتباط با ماده و طبیعت
است، تنزل یابد؛ یعنی به هنگام لمس اشیا، در قوهی لامسه جلوه کند و هنگام بوییدن،
در قوهی بویایی و به وقت چشیدن در قوهی چشایی ظهور نماید و با سایر حواس نیز به
همین صورت جلوه کند.
و در مرتبهای بالاتر از حس؛ در مقام خیالوعین قوهی متخیّله میشود و همین گونه
از قوای نفس حیوانی؛ یعنی قوهی شهوانیّه برای به دست آوردن هر آنچه که به نفع اوست
و غضبیّه برای دفع هر چیز که به ضرر اوست بهره میگیرد. نفس انسان به وسیله تحصیل
کمال علمی و عملی؛ یعنی رعایت تقوا و عمل صالح به مقامات بالاتر؛ یعنی موجودات مجرد
و قدسی میرسد. و ممکن است به جایی برسد که فرشتگان خدمت کردن برای او را افتخار
بدانند. این در حالی است که در درجات بالا، مقامات پایینتر را از دست نمیدهد،
بلکه یک وجود جمعی دارد؛ یعنی میتواند از پستترین درجه که همان طبیعت و حواس است
تا بالاترین آن که عالم عقل و ملکوت میباشد را دارا باشد.([۶])
بنابراین انسان کامل مانند سایر انسانها از تمام قوای وجودی خود بهره میبرد و این
گونه نیست که به دلیل رفعت مقام و درک بالا و ارتباط با ملکوت و عالم غیب، قوای حسی
یا خیال خود را از دست بدهد یا از آنها بی نیاز گردد، بلکه تا زمانی که در این
جهان زندگی میکند، بدن مرکب روح، و نفس او ابزاری است که به وسیلهی آن امور معاش
و روابط اجتماعی خود را اداره و تأمین مینماید.
ـ عجیب است، چگونه انسان میتواند از این توانمندی بالا برخوردار شود؟
استاد: از آن جهت که نفس انسان، جوهری قدسی و از سنخ ملکوت است. او جلوهی وحدت
حقهی ذات الهی است.([۷]) همان گونه که جهان هستی با تمام گونههای به ظاهر مختلف و
متنوع آفریدهها یک واحد جمعی است؛ یعنی واحدی است که در خود کثرت دارد و متکثری
است که قدر جامع واحدی دارد که بر آن حاکم است. این وحدت، فعل حق تعالی است، و
انسان نیز مظهر فعل خدای تعالی با وحدتی جمعی که ملازم با بساطت وجود است، مراتب
متکثری دارد که در هر مرتبه ـ آن گونه که بیانش گذشت ـ منشأ حالات و مبدأ افعالی
متفاوت و متضاد میشود و این تکثّر هیچ خدشهای به آن وحدت وارد نمیکند.
ـ بنابراین نفس انسان با این ظرفیت بالا، چه نیازی به بدن دارد؟
استاد: بدن برای روح و نفس انسان، همچون مرکبی است که به وسیله آن سفری را که بدان
منظور آفریده شده، میپیماید. این سفر که به سوی خداوند تعالی است با پیمودن منازل
تعیین شده برای تکامل انسان و دیدار پروردگار و با استفاده از توشهای که همان علم
و عمل صالح است، صورت میپذیرد. از اینرو انسان باید بدن را از هر گونه آفت و
مانعی که او را از رفتن باز میدارد، حفظ کند و او را از نظر غذا و هر آنچه به آن
نیاز دارد، تأمین کند.([۸])
ـ نکته دیگری که به ذهن میرسد این است که دانستن مطالبی از این دست، چه نفعی دارد؟
این که انسان بداند نفسی دارد که مراتبی برای آن لحاظ شده و … چه اثر مثبتی
میتواند داشته باشد؟
استاد: در واقع ما گوشهای از ویژگیهای انسان را بیان کردیم. صاحب نظران انسان را
از زوایای گوناگون مورد مطالعه قرار دادهاند. شاید گزافه نباشد اگر بگوییم: هنوز
نوشتاری بشری که جامع جهات نهفته در انسان باشد، نگاشته نشده است. از این روی، برخی
مبدأ ایجاد یا آفرینش او را مورد توجه قرار دادهاند؛ بعضی به هدف یا اهداف عالی که
انسان برای آن آفریده شده است، پرداختهاند و دستهای به شناسایی روح و روان او و
ابعادی چون: توانایی و ظرفیتهای او نگریستهاند.گروهی نیز سعی خود را در کشف موانع
احتمالی بر سر راه انسان معطوف داشتهاند. و این تلاش همگانی در طول قرون متمادی با
محوریت انسان شناسی صورت گرفته است. این کنکاش به طرفداران دین یا مکتب خاص
اختصاص ندارد، بلکه مکاتب مختلف به میدان اندیشه آمده و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 