پاورپوینت کامل نقش امام حسن عسکری (ع) در تفسیر قرآن ۶۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نقش امام حسن عسکری (ع) در تفسیر قرآن ۶۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقش امام حسن عسکری (ع) در تفسیر قرآن ۶۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نقش امام حسن عسکری (ع) در تفسیر قرآن ۶۲ اسلاید در PowerPoint :

۳۸

جلوه هایی از پاسداری و
مرزبانی از قرآن

امام حسن عسکری(ع) علاوه بر تفسیر
آیات الهی و انجام وظیفه تعلیم، تربیت و
آموزش قرآنی و تفسیری، در صحنه فکر و
عمل به «پاسداری از قرآن» و «مرزبانی از
شریعت با قرآن» نیز می پرداخت. اینک
جلوه هایی از تلاش مقدس آن امام را به
نظاره می نشینیم.

الف: پاسداری از قرآن

از زمان نزول قرآن همیشه شبهات و
سؤالاتی پیرامون برخی آیات قرآنی یا کل
قرآن مطرح بوده است، جدای از منشأ خیر
اندیشانه یا مانع تراشانه این سؤالات و
شبهات، باید گستردگی آن را مرتبط با
رویکرد علمی، فلسفی، فقهی و… در هر
عصر نسبت به قرآن دانست.

از این روی در عصر برخی امامان مثل
امام عسکری(ع) و قبل از آن امام صادق(ع)
و… شاهد شبهاتی گسترده که گاه پیامدهای
اجتماعی و سیاسی مهمی هم داشت مانند

مسئله قدیم بودن قرآن و…بوده ایم. امام
عسکری(ع) خود را پاسدار قرآن می دانست و
در مقابل این شبهات، به زدودن غبار از چهره
قرآن و عیان کردن واقعیت آن می پرداخت.

قدیم بودن قرآن!

ابوهاشم می گوید با خودم گفتم دوست
دارم بدانم ابومحمد عسکری(ع) درباره قرآن
چه می گوید آیا آفریده شده یا نه؟ در حالی
که قرآن غیر خداست؟ حضرت روبه من کرد
و فرمود: آیا حدیث امام صادق(ع) به تو
نرسیده است که فرمود: «وقتی قل هو اللّه
احد نازل شد، خداوند برای آن چهار هزار بال
آفرید. پس بر هر گروهی از فرشتگان که
می گذشت، همه در برابرش فروتنی
می کردند و می گفتند این نسب (شناسنامه)
پروردگار متعال است.(۱) امام عسکری(ع) به
نقل ابن شهر آشوب، همچنین در جواب
ابوهاشم (قرآن آفریده است یا نه؟) فرمود:
ابوهاشم خداوند آفریدگار هرچیز است و
هرچه جز او آفریده است.(۲) امام
عسکری(ع) طبق این دو روایت به روش
روایی و نیز قرآنی پاسخ شبهه قدیم بودن
قرآن را داده است.

نسبت بداء به خداوند

از جمله انحرافهایی که برخی با توجه بر
آیات قرآن مانند: آیات مربوط به تعویض
قبله، مرتکب شده اند، مسئله نسبت دادن
بداء به خداوند است. امام عسکری(ع) با
روش روایی و بیان شأن نزول، این شبهه را
چنین می زداید: امام حسن عسکری(ع)
می فرمود: زمانی که پیامبر خدا(ص) در مکه
بود، خدای متعال فرمان داد در نمازش رو به
سوی بیت المقدس کند و کعبه را میان خود
و آن قرار دهد، اگر ممکن شود. و اگر ممکن
نشد، رو به بیت المقدس کند، هر طور که
شد.

پیامبر خدا(ص) در طول سیزده سالی که
در مکه بود، چنین کرد. چون به مدینه رفت،
در آنجا پایبند بود رو به بیت المقدس باشد،
رو به آن کرد و هفده یا شانزده ماه از کعبه
روی برگرداند. گروهی از سرکشان یهود
شروع کردند به گفتن اینکه: «به خدا قسم!
محمد نمی داند چگونه نماز می خواند، او به قبله
ما رو می کند و در نمازش شیوه و عبادت ما را
پیش گرفته است.»

وقتی سخن آنها به گوش پیامبر
خدا(ص) رسید، بر او سخت آمد و از قبله
آنان خوشش نیامد و کعبه را دوست داشت.
حضرت جبرئیل آمد. پیامبر فرمود: ای
جبرییل دوست دارم خداوند مرا از بیت
المقدس رو به کعبه برگرداند. آنچه از سوی
یهودیان نسبت به قبله خود به گوشم
می رسد، آزارم می دهد. جبرئیل گفت: از خدا
بخواه روبه کعبه ات بگرداند، او خواسته ات را
رد نمی کند و تو را از درخواستت محروم
نمی سازد. چون دعایش به پایان رسید،
جبرئیل بالا رفت.پس از ساعتی برگشت و
گفت: بخوان ای محمد «قد نری تقلّب
وجهک شطر المسجد الحرام و حیث
ماکنتم ففولّوا وجوهکم شطره…؛(۳)
می بینیم که صورتت را به سوی آسمان بر
می گردانی. پس تو را به قبله ای خواهیم
گرداند که آن را بپسندی. پس چهره ات را به
سوی مسجد الحرام برگردان و هرجا که
بودید، صورتهایتان را به طرف آن
برگردانید.»

یهودیان در آن هنگام گفتند: «چه چیزی
آنان را از قبله ای که داشتند، برگرداند…»(۴)
خداوند بهترین پاسخ را به آنان داد: «قل للّه
المشرق و المغرب…؛(۵) بگو مشرق و
مغرب از آن خداست.»

امام حسن عسکری(ع) فرمود: گروهی
از یهود نزد پیامبر آمدند و گفتند: ای محمد!
این قبله بیت المقدس است که چهارده سال
به سوی آن نماز خواندی، اکنون چرا رهایش
کردی؟ آیا آنچه پیش تر می کردی حق بود
که به باطل رو کردی؟ چرا که آنچه مخالف
حق باشد، باطل است. یا قبله نخستین باطل
بود. پس در این مدت بر باطل بوده ای. پس
چه چیزی ایمن می دارد که اکنون بر باطل
باشی؟ پیامبر فرمود: آن حق بود، این هم
حق است. خداوند می فرماید: «قل للّه
المشرق و المغرب یهدی من یشاء الی
صراطٍ مستقیم؛ بگو مشرق و مغرب مال
خداست. هرکه را بخواهد، به راه راست
هدایت می کند. ای بندگان خدا! اگر خدا
صلاح شما را در روی کردن به مشرق بداند،
به آن فرمان می دهد و اگر در مغرب بداند، به
آن فرمان می دهد و اگر در غیر این دو بداند
به همان دستور می دهد. پس تدبیر الهی را
درباره بندگانش و اراده او را در مصلحت
خودتان انکار نکنید.

سپس پیامبر به آنان فرمود: شما کار و
تلاش را در روز شنبه تعطیل کردید و در
روزهای دیگر انجام دادید باز هم شنبه
تعطیل کردید و پس از آن کار کردید، آیا حق
را رها کرده و به باطل روی آوردید یا باطل
را ترک کرده و به حق روی آورید؟ یا باطل را
به سوی باطل یا حق را به سوی حق ترک
کردید؟ هرگونه که خواستید بگویید، همان
سخن و پاسخ پیامبر به شماست. گفتند: کار
نکردن در شنبه حق است کار کردن پس از
آن هم حق است. پیامبر فرمود: قبله بودن
بیت المقدس در آن وقت حق بود و قبله
بودن کعبه در این وقت حق است.

به او گفتند: ای محمد در نماز به سوی
بیت المقدس، برای فرمان پروردگارت به
عقیده خودت «بداء» و تغییر نظر پیش آمده
که تو را به سوی کعبه برگرداند؟ فرمود: نظر
خدا عوض شد، او سرانجامها را می داند و بر
مصلحتها تواناست، نه بر خود، کار غلطی را
جبران می کند و نه رأی تازه ای بر خلاف
نظر پیشین می یابد. او منزّه از این است
مانعی هم برای او از انجام خواسته اش پدید
نمی آید. تغییر نظر برای کسی است که چنین
باشد و او از این صفات منزّه است.

سپس فرمود: ای قوم یهود! از خدا به
من خبر دهید آیا بیمار نمی کند، سپس
سلامتی می دهد، تندرست نمی کند، سپس
بیمار می کند، آیا نظرش برگشته؟ آیا زنده
نمی کند و نمی میراند؟( آیا شب را پس از روز
و روز را پس از شب نمی آورد؟) آیا در همه
اینها نظرش برگشته است؟ گفتند: نه فرمود:
همین گونه خداوند پیامبرش محمد را فرمان
داد به سوی کعبه بازگردد. پس از آنکه او را
فرمان داده بود به سوی بیت المقدس نماز
بخواند و در فرمان اول نظرش عوض
نشد…خداوند در وقتی به خاطر مصلحتی که
دارد به شما فرمان می دهد، در وقت دیگر به
خاطر مصلحت دیگری دستور دیگری
می دهد. اگر در هر حال خدا را اطاعت کنید،
شایسته پاداش می شوید…»(۶)

تناقض آیات قرآن

شواهد فراوانی بر «تفسیر قرآن با قرآن»
از زمان ائمه تا کنون در دست است. مانند
معنای لیس علیکم جناح در «اذا ضربتم فی
الارض فلیس علیکم جناح ان تقصروا من
الصلاه» که امام باقر(ع) بر اساس آن نماز
مسافر را واجب می دانست شکسته باشد و
(لاجناح را به معنای وجوب) معنا می کردند و
دلیل آن را با آیه دیگری «فمن حج البیت او
اعتمر فلاجناح علیه ان یطوّف بهما»
توضیح می دادند که در آن فلاجناح به معنای
وجوب است و طواف حج واجب است.(۷) و
به طور مرسل از پیامبر نقل شده است که
القرآن یفسر بعضه بعضاً؛(۸) اما روایاتی هم
هست که توهم مخالفت با روش قرآن به
قرآن دارد، مانند حدیث امام صادق(ع) که
«قال ابی ماضرب رجل القرآن بعضه ببعض
الّا کفر» پدرم فرمود هیچ کس بعضی از
قرآن را به بعضی دیگر نزد مگر اینکه کافر
شد.»(۹) محققان معتقدند شاید منظور از این
ضرب القرآن، همان تناقض گیریهایی از
قرآن است که در زمان امام علی(ع) و امام
عسکری(ع) زندیقها انجام می دادند، آنان
مثل روش قرآن به قرآن، آیات را در مقابل
هم قرار می دادند، اما به جای تلاش برای
فهم ارتباط و مناسبت آیات، به القای
تناقض در آنها دامن می زدند.(۱۰) حکایت
اسحاق کندی نمونه روشنی از این گرایش
است. ابن شهرآشوب از ابوالقاسم کوفی در
کتاب تبدیل چنین نقل می کند: اسحاق
کندی که در زمان خود فیلسوف عراق بود،
مشغول تألیف کتابی درباره «ناقض قرآن»
شد. وی خود را به آن مشغول و در خانه اش
آغاز به تحقیق و تألیف کرد. روزی که یکی
از شاگردانش خدمت امام عسکری رسید،
حضرت پرسید: آیا میان شما مرد رشیدی
نیست که استادتان کندی را از کاری که
درباره قرآن به آن مشغول است، باز دارد؟
وی گفت: ما شاگردش هستیم. چگونه
شایسته است که در این مورد یا موارد دیگر
به او اعتراض کنیم؟ امام فرمود: اگر چیزی
به تو بگویم، به او می رسانی؟ گفت: آری.
فرمود: نزدش برو و با او هم صحبت شو و
در کارها کمکش کن وقتی خوب رفیقش
شدی: بگو: مسئله ای برایم پیش آمده است
که می خواهم بپرسم. او از تو خواهد خواست
که سؤالت را بپرسی. آن وقت بپرس: اگر
سخنگوی به این قرآن و صاحب این سخن
(خدا) پیش تو بیاید، آیا ممکن است بگوید
مقصودش از این گفته ها چیزی غیر از آن
است که تو می پنداری؟ او خواهد گفت: آری،
ممکن و رواست. چون خدا کسی است که اگر
بشنود، می فهمد. وقتی این را پذیرفت، بگو:
چه می دانی، شاید مقصودش غیر از آن باشد
که تو فهمیده ای ؛ آنگاه معنایی بر خلاف
مقصودت خواهد شد. آن شخص نزد کندی
رفت و هرآنچه امام فرموده بود، اجرا کرد. تا
اینکه سؤالش را مطرح کرد. وی گفت:تکرار
کن. او تکرار کرد. اسحاق پیش خود اندیشید
و متوجه شد که در لغت چنین احتمالی
هست. و در نظر هم شدنی است. گفت: تو را
قسم می دهم بگو این نکته را از کجا
می گویی؟ گفت: چیزی بر دلم گذشت، با تو
در میان گذاشتم. اسحاق نپذیرفت و گفت، تو
و کسی که هم اندازه تو باشد، به این نکته
نمی رسد. بگو

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.