پاورپوینت کامل وحی و نبوت در قرآن ۹۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل وحی و نبوت در قرآن ۹۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وحی و نبوت در قرآن ۹۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل وحی و نبوت در قرآن ۹۸ اسلاید در PowerPoint :

نگارش و تدوین: حجه الاسلام والمسلمین محمد رضا مصطفی پور

وحی و تجربه دینی

یکی از موضوعاتی که در دین شناسی شایسته تحقیق وبررسی است مسئله وحی و تجربه دینی و بیان تفاوت آن دو است. از این رو در این مقاله این مسئله مورد مطالعه و کاوش قرار می گیرد.

برای تبیین این موضوع در آغاز معنای وحی و حقیقت آن و سپس تجربه دینی و اقسام آن و معنای دین بررسی می شود و پس از آن تفاوت آن دو نگاشته می گردد.

O وحی در لغت

اهل لغت, معقتدند: وحی اصل و قاعده ای برای رساندن علم وغیر آن است. ویژگی های وحی عبارت است از اشاره سریع به نوشتار و رسالت و گاهی اعلام به رمز و تعریض و زمانی به الهام و کلام پنهان, بنابراین پنهان, سریع و مرموز بودن از ارکان اصلی وحی به شمار می رود.(۱)

O وحی در قرآن

وحی غالبا از سنخ علم و ادراک است نه از جنس عمل, گرچه انسان در وقت عمل از مجاری فکر و اندیشه استمداد می جوید و علم و ادراک, نحوه خاص وجود است که منزه از ماهیت است, هرچند ماهیت او را همراهی می کند.

وحی برگرفته از مفهوم هستی است و چون برگرفته از مفهوم هستی است ماهیت ندارد و لذا نمی توان تعریف منطقی برای آن ذکر کرد, ولی می توان مصادیق آن را بیان نمود.

به لحاظ این که همه موجودات در فرهنگ قرآن از علم و شعور برخوردارند و همه می توانند از وحی و الهام بهره ای داشته باشند, سراسر جهان آفرینش در مدرسه هستی زیر تدبیر الهی قرار دارد و او معلم آن هاست و این امکان وجود دارد که خداوند گاهی از راه وحی و الهام, حقیقتی را به انسان, فرشتگان, حیوانات, حتی جمادات القإ و تفهیم کند.

بنابراین وحی غالبا از جنس تعلیم است و از این رو ویژگی های مستور, سریع و مرموز بودن را داراست. و تعلیم علنی و در حضور دیگران و تعلیم کند و تدریجی و تعلیم بدون رمز, کلید و قفل وحی نیست.

وحی انبیإ ویژگی خود را دارد که هرگز نباید با سایر مصادیق ـ حتی با تجربه دینی عارفان برجسته ـ اشتباه شود.

قرآن درباره وحی به پیامبران بارها سخن گفته است. از جمله می فرماید: ((وما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من ورإ حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذنه ما یشإ انه علی حکیم;(۲) هیچ بشری را نرسد که خدا با او سخن گوید جز از راه وحی یا از فراسوی حجابی یا فرستاده ای بفرستد, پس به اذن او هرچه بخواهد وحی کند, آری اوست بلندمرتبه سنجیده کار, سخن گفتن خدا با بندگانش به یکی از سه طریق است, به وسیله وحی, یا از پس پرده و حجاب و یا به وسیله ارسال رسول که به اذن خود هرچه بخواهد وحی می کند.

مرحوم علامه طباطبایی (ره) می گوید: ((این شعور مرموز, از جهانی ماورای عقل و باطن انسان و اندیشه و نبوغ است, گرچه ضمیر مخفی و شعور ناآگاه در جای خود درست است ولی راه نبوت و وحی یک راه فکری, نبوغی و اکتسابی نیست, بلکه موهبتی است خدادادی نه اکتسابی))(۳).

O تجربه دینی

تجربه دینی مفهومی است که در غرب از سده ی نوزدهم مطرح شده و از همان زمان در تعریف دقیق آن با مشکل جدی روبرو شدند, زیرا اختلاف نظر در تعریف و تفسیر دو واژه ((تجربه)) و ((دین)) بسیار چشمگیر است. برخی گفته اند: تجربه دینی واقعه ای است که شخص تجربه گر از سر می گذراند و نسبت به آن آگاه و مطلع است, شخص فاعل, متعلق این تجربه را ((موجودی)) و یا ((حضوری)) مافوق طبیعی می داند, (مثلا خداوند و یا تجلی او در یک فعل) یا آن را موجودی می انگارد که به نحوی با خداوند مربوط است (مثل تجلی خداوند و یا شخصیتی نظیر مریم عذرا).

تجربه بر پدیده های بسیار متنوعی اطلاق می شود, از تجربه حسی معمولی, تا خواب, تخیلات و حالات فوق العاده که بی اختیار و یا با تعمد و تدبیر کامل به وجود میآید, ولی لازم است با وصفی از دیدگاه فاعل آن توصیف شود, یعنی تجربه ای که فاعل, آن را دینی می فهمد, نه سامع و ناظر و نه سبک شناسی های دینی و هنرشناسی های دینی و… و به تعبیر دیگر باید فاعل, بر آن محتوا و اهمیت دینی قایل باشد.

شایان توجه است, تجربه دینی داشتن غیر از ((کسب بصیرت دینی)) است, اولی مقتضی مواجهه با خداوند یا ((حقیقت غایی)) است, اما دومی چنین اقتضایی ندارد, البته تجربه دینی می تواند منبع و منشإ بصیرت دینی باشد, زیرا شرط تجربه دینی آن است که خداوند یا حقیقت غایی موضوع آن تجربه باشد.

O انواع تجربه دینی

برای تجربه دینی اقسامی ذکر شده است که به آن اشاره می شود:

۱. تجربه خداوند به واسطه شیء محسوس و متعارف, مانند دیدن ((شخصیتی مقدس))

۲. تجربه خداوند به واسطه شیء محسوس و نامتعارف, مانند دیدن او از طریق بوته و درخت مشتعل و نسوز.

۳. تجربه خداوند در قالب زبان حسی متعارف, مثل دیدن او در رویا یا مکاشفه.

۴. تجربه خداوند در قالب زبان حسی نامتعارف و غیرقابل توصیف.

۵. تجربه خداوند بدون واسطه هرگونه امر حسی, در این حالت شخص به نحو شهودی از خداوند آگاه می شود.

O دیدگاهها درباره تجربه دینی

یکم. تجربه دینی, تجربه ای عقلی یا معرفتی نیست بلکه نوعی ((احساس)) است که از حد تمایزات مفهومی فراتر می رود و نوعی تبیین مافوق طبیعی را ارائه می دهد, البته مستلزم آن است که تإملات فلسفی و کلامی (دلیل و برهان و دست آوردهای آن) را از نتایج و تبعات ثانوی تجربه دینی بدانیم.

دوم. تجربه دینی نوعی تجربه مبتنی بر ((ادراک حسی)) است و ساخت تجربه حسی را داراست, یعنی فراهم آمده از استدلال های عقلی نیست, تإملات فلسفی و کلامی را ندارد و از چهارچوب قیاس و دلیل خارج است, بنابراین تجربه ای است ایمانی.

لیکن اغلب فلاسفه دین پژوه در غرب, دیدگاه اول را تإیید کرده و گفته اند تجربه دینی متضمن مفاهیم, قواعد و دستورهای زبانی و شیوه های استدلالی است.

O هسته مشترک تجربه های دینی

گروهی معتقدند تجربه های دینی همگی واجد عناصر مشترک اند, این امر به ویژه در تجربه های عرفانی آشکار است, یعنی تجربه هایی که متضمن معرفت بی واسطه از ((واقعیت غایی)) است, عارف به مرتبه وحدت با واقعیت غایی نایل می شود, خواه از حیث معرفتی, خواه از حیث وجودی این هسته ای است که فراتر از مرزهای ادیان, فرقه ها و فرهنگ های مختلف است.

در مقابل, گروهی دیگر بر این باورند که هیچ تجربه ای وجود ندارد که بدون واسطه مفاهیم و اعتقادات حاصل شود, حتی علم به ((نفس)) که بهترین نمونه تجربه شهودی است محصول استنتاج است, در نتیجه اعتقادات فرهنگی و دینی, تجربه دینی را محدود و مقید می کنند, و هر سنت و دینی تجربه ای مخصوص را داراست, بنابراین اعتقادات پیشین ما, به تجربه های دینی ما شکل می بخشند.(۴)

بر این پایه برخی از همروزگاران ((وحی)) را تجربه دینی قلمداد و آن را مقوم شخصیت و نبوت انبیإ دانسته اند. در این تجربه پیامبر چنین می بیند که گویی کسی نزد او میآید و در گوش و دل او پیام ها و فرمان هایی را می خواند, و او را مکلف و موظف به ابلاغ آن پیام ها به آدمیان می کند, و بر اثر حصول این تجربه مإموریت جدیدی احساس می کند, غزالی هم در ((المنقذ من الضلال)) بر همین نکته یعنی تجربه دینی انگشت نهاده است. ((فاسمع اقوال الانبیإ فقد جربوا و شاهدوا الحق فی جمیع ما ورد به من الشرع و اسلک سبیلهم تدرک بالمشاهده بعض ذلک))(۵)

O چند سوال در مورد تجربه دینی

فرآیند تجربه دینی از دیدگاه دانشمندان غرب و دیگران مورد سوال های جدی قرار گرفته و چهره آن روشن و شفاف و خالی از برخورد و چالش نیست از جمله:

۱. با چه معیارهایی می توان تجربه دینی را از تجربه اخلاقی, یا تجربه زیباشناختی, یا از تجربه های شادی, جرم و یا حیرت باز شناسیم, تجربه در مثال عادی مانند این که یکی از دو نفر چیزی را خرس و یا پلنگ به بیند و بترسد, اما دیگری بگوید خرس یا پلنگ نیست بلکه تنه درخت است.

۲. آیا می توان تجربه ای را دینی نام نهاد, حال آن که ما از آن هیچ شناختی نداریم؟ پس چنانچه بخواهیم یک محتوای دینی را با این تجربه به دست آوریم آیا تقدم شیء بر نفس نیست؟

بنابراین بدون رجوع به باورها, مفاهیم و آموزه های دینی تبیین تجربه دینی میسر نیست.

۳. چه چیز موجب می شود ما دین بودا, دین هندو, مسیحیت و… را سنت های دینی بدانیم ولی ((مارکسیست)) را سنت دینی ندانیم و نسبت به مکتب ((اومانیزم)) مثلا تردید داشته باشیم؟

۴. اگر شخصی یک تجربه را دینی دانست, آیا ناظر و سامع می توانند تجربه او را دینی بدانند, یا این ناظر مجبور نیست تجربه او را دینی تبیین کند؟

۵. آیا معیار صدق تجربه دینی می تواند عمومیت و اتفاق آرإ باشد آن گونه که گروهی از عرفا بر این باورند؟(۶)

O جایگاه منطقی تجربه

تجربه واقعه ای است که انسان در اثر تکرار مشاهده به آن حکم می کند, وقتی بارها آن را مشاهده کرد و آزمود, نفس او بدان مطمئن گردیده و حکم جزمی بدان می نماید مانند این که قاطعانه حکم کند هر آتشی سوزنده است, زیرا به کرات آن را مشاهده و آزموده است, و یا حکم کند حرارت سبب کشیده شدن آهن و بر حجم آن افزوده شدن می باشد, و یا هر آبی در صد درجه حرارت, جوش میآید, اکثر مسایل دانش های طبیعی, تجربی, طب و… از این قبیل است.

این نتیجه گیریها در استقرإهای ناقص بر پایه علت یابی استوار است, این علت یابی ها توسط دو قیاس پنهان در ژرفای جان انسان صورت می گیرند یکی قیاس استثنایی و دیگری اقترانی, وگرنه هیچ کس نه همه آب ها را به جوش آورده و نه آهن ها را حرارت داده و نه ادعای این کار را دارد.

اما قیاس استثنایی: ((لو کان حصول هذا الاثر اتفاقیا لا لعله توجبه لما حصل دائما, لکنه قد حصل دائما (بالمشاهده) فحصول هذا الاثر لیس اتفاقیا بل لعله توجبه)) اگر حصول این اثر (مثلا به جوش آمدن آب در صد درجه حرارت) اتفاقی و بدون علت رخ نماید نباید همیشگی باشد, ولی ما همه وقت آن را این گونه مشاهده می کنیم, در نتیجه حصول این اثر اتفاقی نیست بلکه علتی سبب این کار می شود.

اما قیاس اقترانی بدین گونه است که نتیجه قیاس قبل را صغری قرار داده می گوییم: ((حصول هذا الاثر معلول لعله)) و در کبری گوییم ((و کل معلول لعله یمتنع تخلفه عنها)) هر معلولی از علت خود تخلف نمی ورزد, در نتیجه ((هذا الاثر یمتنع تخلفه عن علته)) این اثر (جوش آمدن آب در صد درجه) هرگز از علت خود یعنی از حرارت انفکاک ندارد, پس این علت همواره با این معلول همراه است, وقتی به علت دست یافتیم می توانیم قاطعانه حکم کنیم هر آبی در حرارت صد درجه به جوش میآید.

با این وجود, کسی را یارای آن نیست ادعا کند هر تجربه مستلزم حکم یقینی و مطابق با واقع را همراه دارد, زیرا بسیار مشاهده شده تجربه ها خطا درآمده, چرا که تجربه گران یا علت را دقیقا به دست نیاورده اند, و یا علت ناقص را جای علت تام گرفته و و یا ((ما بالعرض)) را مکان ((ما بالذات)) به حساب آورده اند, مثلا اگر کسی در یک مملکت رنگین پوست به دنیا بیاید و هر چند فرزندی که به دنیا میآید مشاهده کند رنگین پوست اند, اگر بگوید: ((همه آدمیان رنگین پوست اند)) غلط از آب درآمده است یعنی عرضی را جای ذاتی قلمداد کرده است.(۷)

براین اساس, چه بسا کسی تجربه ای را تجربه دینی بداند, و از درون احساس کند که دینی است, لیکن این تجربه با تردیدی بزرگ روبه رو است, زیرا این تجربه از تجربیات و مشاهدات باطنی شخص او است و چنین تجربه ای دستخوش عوامل و علل گوناگون غیر دینی قرار می گیرد, یعنی این تجربه غیر از تجربیاتی است که در علوم و فنون مختلف دیگر همچون داروشناسی, فیزیک, شیمی, طب و بهداشت و… مورد مشاهده و آزمایش قرار می گیرد و از پشتوانه ضرورت و حس کلی و جهانی بهره مند و همراه با قیاس خفی و پنهان است.

بنابراین از نظر منطقی نیز تجربه دینی اشخاص مورد اشکال است.

O تعریف دین

برای دین تعریف های گوناگون, متنوع و مختلفی ذکر شده که بررسی تفصیلی آن ها فرصت دیگر می طلبد, لیکن اجمالا اگر گفتیم دین مجموعه است از عقاید, اخلاق, حقوق و فقه الهی که فرآیندهای نظری و عملی شخص دین مدار را تشکیل می دهند, چنانچه کسی واقعه ای را با مشاهدات باطنی ادراک نماید آن را تجربه دینی قلمداد می کنند, بنابراین مشهود او گاهی به باید و نبایدها و زمانی به بود و نبودها پیوند می خورد.

تجربه های یاد شده همه در یک مرتبه نخواهند بود, زیرا تجربه گرها در یک مقام نیستند, برخی اهل سیر و سلوک اند, و کسانی در این مسیر گامی ننهاده و احیانا تجربه ای را اتفاقا مشاهده می کنند و چه بسا دین راستین را برنگزیده اند.

و اگر گفتیم دین, مجموعه ای از عقاید, اخلاق و حقوق و فقه الهی نیست, بلکه اعم از این است که الهی باشد یا غیر الهی, در این صورت مارکسیسم و اومانیزم نیز برای خود دین و مکتبی است, چنان که قرآن واژه دین را به معنای عام و مطلق نام آورده است, مثلا از زبان فرعون می فرماید: ((انی اخاف ان یبدل دینکم او ان یظهر فی الارض الفساد))(۸)

من می ترسم موسی آیین شما راتغییر دهد یا در زمین فساد کند, دینی که فرعونیان داشتند بت پرستی بود نه یک دین توحیدی که وحی و معاد و نبوت و اعجاز را پذیرفته باشد, آنان در اصطلاح ((متدین)) بودند یعنی یک مجموعه قوانین را که به هر انگیزه و عللی در بین مردم رواج و رسوخ داشته به عنوان ((دین)) پذیرفته بودند. از این رو فرعون می گفت: من می ترسم که موسی به آن مجموعه از اعتقادات و سنت هایی که شما به عنوان ((آیین)) پذیرفته اید آسیب وارد سازد.

بنابراین اگر ما دین را حقیقتی بدانیم که از راههای اثبات شده به وسیله پیامبران و سفیران الهی و مشاهدات آنان به دست میآید. ((ان الدین عند الله الاسلام))(۹) دیگر نمی توان آنچه از غیر این طریق به دست میآید چه از عالم مثال متصل باشد همچون خواب های اضغاث احلامی, و یا رویاهای صالح, و چه از عالم مثال منفصل باشد که احیانا مرتاضان و هندوان و بودائیان گاهی ادعا می کنند, و یا چیزهایی که مارکسیسم و اومانیسم و گاوپرستان و بت پرستان از آن دم می زنند, دین و آیین نامید. فرعون خود یک بت پرست بود, از این رو سران قوم به او اعتراض کرده گفتند: آیا موسی و قومش را رها می کنی تا در این سرزمین فساد کنند و تو و خدایانت را رها کند؟ ((وقال الملا من قوم فرعون اتذر موسی وقومه لیفسدوا فی الارض ویذرک وآلهتک))(۱۰) فرعون با این که بت پرست بود سرپرستی و تدبیر و تصرف در سرزمین مصر و سلطنت آن را از آن خویش می دید و می گفت: ((انا ربکم الاعلی))(۱۱) و ((ما علمت لکم من اله غیری))(۱۲) جز من کس دیگری مالک شما نیست. اندیشه من حاکم است, و قانونی که من می خواهم باید اجرا گردد, البته فرعون نمی گفت: من شما را خلق کرده ام.

بنابراین نامگذاری دین مربوط به اصطلاح است, اگر دین را یک امر الهی براساس مشاهدات غیبی و عالم مثال منفصل و عقل منفصل بدانیم ـ کما هو الحق ـ بسیاری از آن چه به عنوان آیین, شهرت یافته دین نخواهند بود, اما اگر شهود غیبی و یا امر الهی را در آن شرط ندانیم چنان که احیانا در قرآن واژه دین بر باطل اطلاق گشته دین یک معنای گسترده ای می یابد.

بنابه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.