پاورپوینت کامل زن درافق زمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
7 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل زن درافق زمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زن درافق زمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل زن درافق زمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۶

گفتگوی تلویزیون المشرق با آیت الله فضل الله

اشاره

کتاب تأملات اسلامیه حول المرأه اثر آیت الله سید محمد حسین
فضل الله در میان پژوهش های اسلامی درباره حقوق و جایگاه زن کاری
برجسته و درخور تأمل است. ایشان در این کتاب بسیاری از مفاهیم و
تصورات رایج درباره شخصیت، شایستگی و توانایی زنان را با استفاده از
منابع اصیل دینی و ارائه تفسیر و قرائتی تازه به چالش فرا خوانده اند و
تفسیرهای مرد مدارانه، از متون دینی را مورد تجدید نظر قرار داده اند
کتاب چنان که از نامش پیداست در برگیرنده تأملاتی تازه در وضع زنان
در جوامع اسلامی و جایگاه آرمانی زن در اسلام است.

نقش سازنده زن در عرصه زندگی، بررسی شعار آزادی زن، زن و حق
کار، عنصر زنانگی زن، دوستی بین دو جنس مخالف، رابطه عاشقانه بین
زن و مرد، ازدواج پیوندی مقدس، خواستگاری، ازدواج رابطه دوستی و
مهربانی، حقوق و تکالیف زن و شوهر، ابعاد رابطه زناشویی، مشکل پیر
دختری، ازدواج موقت، ازدواج مدنی، طلاق، و چند همسری عناوین
کتاب را تشکیل می دهند.

این کتاب که چاپ نخست آن در بیروت در کمتر از یک ماه به فروش
رسید، با استقبال شدید خوانندگان مواجه شد و بیش از ده بار تجدید
چاپ شد. ترجمه فارسی کتاب تأملات به قلم نگارنده در چهارده قسمت
در مجله پیام زن به چاپ رسیده که با اقبال خوانندگان فارسی زبان
همراه بود و به صورت کتاب مستقل توسط انتشارات دفتر تبلیغات
اسلامی نشر یافت. در پی استقبال از این کتاب در کشورهای عربی،
تلویزیون «المشرق» طی مصاحبه ای با آیت الله فضل الله سؤالاتی را
درباره عناوین و محتوای این کتاب، مطرح کرد که به تفصیل از پی
می آید:

* * *

محور دیدار و گفتگوی ما با علامه سید محمد حسین فضل الله، کتاب تأملات اسلامیه
حول المراه است که در حقیقت، انقلابی علیه مفاهیم و تصورات رایج نسبت به نقش زن به
شمار می آید. زیرا در این کتاب، قدرت عقلی زن ـ که گاه او را بر مردان تفوق می بخشد ـ
و حق آزادی زن و برابری او با مردم به رسمیت شناخته شده است. تأخیر در ظهور
چنین برداشتها و نوشته هایی ریشه در کجا دارد؟ و چه ضروریت هایی چنین تفاسیر بی
سابقه ای را که دین را به خدمت انسان و آسان سازی آموزش در می آورد و نه به صورت
شلاقی بر گرده انسان، ایجاب می کند؟

واقع مطلب این است که من تحت تأثیر اوضاع و احوال یا هم افقی
زمانه با چنین نگرشی به موضوع زن در اسلام، نبوده و نیستم. از نخست
هم، چنین فکر می کردم. از آن زمان که در قرآن تأمل کردم دیدم که
قرآن زن را دارای حقوق انسانی می داند و در هر ارزش اخلاقی، چه
مثبت و چه منفی، زن و مرد را برابر می خواند، بنابراین هیچ ارزش مثبتی
وجود ندارد که فقط بر زن تکلیف شده باشد و مرد از آن مستثنا شده باشد
و هیچ ارزش اخلاقی منفی ای وجود ندارد که فقط زن از آن نهی شده
باشد و مرد از آن نهی نشده باشد.

مسئله این است که انسانیت زن، همانند مرد، برخاسته از ژرفای وجود
اوست. از این رو من چنین فکر می کردم که باید موارد شرعی را که بر
حیات زن و مرد، با هم و یکجا توزیع شده است پیگیری کنیم تا از این
راه، اشتباهاتی را که در می یابیم اصلاح کنیم و سرّ مشکلات و
پیچیدگی ها را کشف کنیم. من فکر می کنم که اسلام آمده است تا با
انسان آن گونه که شایسته جایگاه انسانی اوست، رو به رو شود. هنگامی
هم که می خواهد حیات او را تنظیم کند براساس همین شأن انسانی
عمل می کند که در آن، انسان چه بسا نیازمند تمایل به انسان دیگر در
مقابل تمایل او به خویش است.

اصلی که مبنای همه دریافتهای من از اسلام و جریان دین در زندگی
است این است که دین برای خدمت به انسان آمده است و نه انسان برای
خدمت به دین.

اما برخی این اصل را که حضرت عالی مبنا قرار داده اید، در نیافته اند.

بله، برخی از انسانها دارای ذهنیتی خاص در فهم امور هستند و به
مطالعه تطبیقی و مقایسه ای نصوص روی نمی آورند یا اینکه در نصوص
مستغرق می شوند بی آنکه اندکی در واقعیات غوص کنند.

آیا تصور نمی کنید که کتاب تأملات شما همزمان با فروکش کردن جریانهای منادی
آزادی زن تألیف شده است؟

تصور نمی کنم که چنین بوده باشد؛ زیرا من این مباحث را به تازگی
عرضه نکرده ام. این کتاب مجموعه ای از چندین سخنرانی و گفتگوی
مطبوعاتی است که تازه گردآوری و تنظیم مجدد شده و به صورت کتاب
چاپ شده است. بنابراین به طبع مباحث طرح شده همزمان با فعالیت
حرکتهای منادی آزادی زن بوده و اساساً عکس العمل آن جریان هایی
که در مخالف با نگرش دینی به زن به راه افتاده نیست، بلکه مبارزه ای
است با فهم های اشتباه از جایگاه زن در دین.

به ویژه آنکه باب اجتهاد مفتوح است و بر این نکته تأکید می شود که اجتهاد تغییری در
نصوص قرآنی نمی دهد اما تفسیر…

فهم ما از قرآن متفاوت است.

چرا با جریانها و گرایشهای دیگر، همراهی و همکاری نشده است تا از افکارشان استفاده
شود؟

طبیعی است که اخلاف گرایشهای فکری همیشه نتواند فرصت اتفاق
نظر را پدید آورد. گاه می شود که ما در بررسی اندیشه یا اکتشاف جریان
مشخصی از مبانی اجتهادی بهره گیریم که دیگران موافق ما نباشند.
زیرا ذهنیت ها با یکدیگر تفاوت دارند. و چه بسا ابزارهای اجتهادی این
مجتهد با آن دیگری متفاوت باشد این امر هم چیز تازه ای نیست زیرا
اجتهادی فکری به لحاظ ماهیتشان همواره در یک نقطه مشترک به هم
گره نمی خورند.

آیا این انسان که «زن» نامیده می شود، استحقاق آن را ندارد که از تمام این اختلافات
دست بکشیم، هر چند فقط بر سر موضوع «نقش زن» اتفاق کنیم؟

کسانی هستند که فکر می کنند هر چه قید و بندهای زن بیشتر باشد
کرامت و احترامش بیشتر حفظ شده است. بنابراین چگونه ممکن است
آنان را قانع کنیم که ایجاد فضای باز برای زن کرامتش را تأمین می کند؟

آیا وضعیت آینده وضعیتی اسلامی خواهد بود و آیا این وضع می تواند خواسته ها و
نیازهای میهن یا شهروندان را برآورده کند؟

پیش از پرداختن به مفهوم اصطلاح «وضعیت اسلامی» باید شما را به
این نکته توجه دهم که اسلام با تمام سرمایه فکری اش در سطح عقیده
و مفاهیم عقیدتی و نیز با همه سرمایه شرعی و قانونی اش در سطح فقه،
توانسته است سرزندگی، شادابی، حرکت و فعالیتش را و توان خویش بر
تداوم و استمرار را در طول همه قرنها اثبات کند. این امر ما را به این
نتیجه می رساند که در اسلام قطعاً چیزی وجود داشته که بر فنا و زوال
عصیان می کرده است، که می بینیم همچنان اسلام، شکل دهنده رفتار
انسان مسلمان است. موضوع قابل توجه دیگر اینکه غیبت حکومت
اسلامی از عرصه واقعیات، به معنای غیبت اسلام نبوده است؛ زیرا مردم
مسلمان، در سطح فردی و اجتماعی، همچنان جزئیات اسلام را در
زندگی خود پیاده می کنند. بنابراین تصور می کنم که حرکت اسلام در
آینده امتداد حرکتش در گذشته و حال خواهد بود.

اما هنگامی که از اصطلاح «وضعیت اسلامی» که به مفهوم واقع گرایی
از موضع اسلامی و در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی
است، سخن می گوییم، تصور من بر آن است که عناوین کلی ای که
اسلام برای زندگی طرح کرده است، همان عناوین و اهداف کلی زندگی
است.

وقتی قرآن را می گشاییم، می بینیم که فلسفه و اساس دینی حرکت
پیامبران را چنین بیان می کند: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم
الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» (۱)«به راستی ما پیامبران خود را
با دلیل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم، تا مردم به
انصاف برخیزند».

قرآن می گوید که ژرفا و جوهر جنبش پیامبران، عدالت بوده است.
هنگامی که اسلام، عدالت را به عنوان مبنای حرکت فکری و فقهی اش
مطرح می کند، مفهومش آن است که حرکت و روح حیات را هم، عدالت
می داند. زیرا عدالت، رابطه انسان را با خویش و با خدا و مردم تعدیل و
تنظیم می کند. چنان که در رابطه حاکم و محکوم و قانون نیز عدالت،
مورد نظر است. همچنین است، هنگامی که می اندیشیم به این که
اسلام مسئله «آزادی انسان» را مطرح کرده است. پس انسان در
اراده اش و در برابر دیگران، آزاد است و این سخن امام علی (ع) را
می خوانیم که «لا تکن عبد غیرک قد خلقک الله حراً» (۲)«بنده دیگری
مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است»، به این نتیجه می رسیم که
آزادی جزئی از ذات انسان است و بنابراین، انسان نمی تواند از آزادی
خویش دست بشوید و طبعاً دیگران هم سلطه ای بر او ندارند.

ما همیشه بر این نکته تأکید می کنیم که اسلام به انسان می گوید: تو
تنها، بنده خدایی، اما در برابر جهان، آزاد هستی، وقتی که اسلام آزادی
اراده و اندیشه و آزادی فعالیت سیاسی انسان و نیز مسئله عدالت را
مطرح می کند، چگونه ممکن است چیزی را خارج از چار چوب آزادی و
عدالت بپذیرد؟

بنابراین من معتقدم که وقتی جریان اسلامی، مسئله آزدای انسان و
عدالت فردی و اجتماعی را مطرح می کند در حقیقت افق حیات را معین
می کند و این امور در برابر هر پیشرفت و تحولی، تغییر ناپذیرند.

نکته ای که در اینجا قابل ملاحظه است، این است که طرح عناوین و
شعارهای بزرگ از سوی هر جریان اسلامی یا غیر اسلامی کافی نیست؛
بلکه لازم است تا هنر و فرهنگ به جریان درآوردن این شعار در رگهای
زندگی جریان یابد و حکمت مدیریت اجرایی آن را کسب کنند؛ تا این
شعارها با کج فهمی یا بدرفتاری بر دوش جامعه سنگینی نکند.

ما به عنوان جریان اسلامی باید نظر به واقعیات موجود داشته باشیم تا
جامعه را نسبت به اسلام آگاه گردانیم. در یک حرکت سیاسی ـ اجتماعی
آگاهانه، عوامل فرهنگی نقش عمده ای دارد. فعالیتهای فرهنگی، بسیار
حیاتی است و از این رو ما به گفتگو با همه انسانها ایمان داریم و
معتقدیم باید با کسانی که در برخی نقاط با ما مشترک هستند، در مسائل
اختلافی، گفتگو کنیم .

طبیعی است که ما وقتی می خواهیم حرکت سیاسی خویش را تثبیت
کنیم، باید طرف مقابل را به رسمیت بشناسیم و او را نادیده نگیریم. زیرا
نادیده گرفتن دیگران حرکت را به دیکتاتوری می کشاند و موجب ستم بر
مردم می شود و در این وضع، امکان شمول همگان در دایره حیات
نخواهد بود. من معتقدم که برخورد فکری براساس احترام به نظر
دیگران و ارائه همه گونه اطلاعاتی که می تواند طرف مقابل را، نسبت به
فکر ما، قانع کند تنها راهی است که جریان اسلامی می تواند با استفاده
از آن در ذهنیت مردم ریشه بدواند. به ویژه این که ما می دانیم
دستگاههای تبلیغاتی استکبار جهانی می کوشد چهره جریان اسلام را با
به رخ کشیدن نمونه هایی از برخوردهای شدید در عرصه جوامع اسلامی،
خراب جلوه دهد و این نمونه ها را نهایت ظرفیت جریانهای اسلام، در
تحقق آزادی و عدالت معرفی کند.

شخصیت و نقش زن همواره محکوم نگرش های متفاوت بوده است. این نگرش ها، گاه
در شکل خلق بدعت های خرافه آمیز عرضه شده است و گاه با تحکم های دینی که
سلسله ای تاریخی از حلال و حرام، نمود آن است. این حلال و حرامها دچار قبض و
بسط هایی شده است که میزان پیشرفت اجتماعی و اقتصادی آن را تعیین می کند. مثلاً
موضوع آموزش و تعلیم زن که در اوایل قرن حاضر پا گرفت در ابتدا بدعت شمرده شد و
پس از آن، مفید تلقی شد. پس از این هم، زمانی که زن برای ورود به دانشگاه تلاش کرد،
ورود زن به دانشگاه بدعت و مساوی با ورود به آتش جهنم به حساب آمد. بعداً روشن
شده که این امر، حلال است. همین معامله با مسئله ورود زن به عرصه کار صورت گرفت.
اضافه بر این، در شدیدترین وضعیت ها و ارتجاعی ترین قرائتها، زن شدیداً محاصره شده
است و مکلف است جز در مسیر اصلاح دین و امور خانواده اش قدمی برندارد. در این
گونه قرائتها، زن موجودی است سست عقل و سست مزاج و ضعف عقلی و مزاجی او هم،
ذاتی است نه عرضی؟ و در نتیجه ناچار باید تحت سلطه و اشراف و حمایت مرد باشد و
مرد باید خود را قیم و صاحب اختیار و مالک حیات زن بداند. بی تردید، زنان در مطالبه
حقوق و آزادیهای خویش، چه از طریق نوشتن، چه از طریق تشکلات زنانه و دیگر
فعالیتهای اجتماعی، نقش مهمی دارند، اما حرکت زنان نیازمند یک محور اساسی است و
آن، ارتباط موضوع زنان است با کل جامعه در سطوح سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی. نظر
حضرتعالی در این باره و وجود دوگانگی در این تعامل چیست؟

به نظر من مشکل اینجاست که هر ذهنیت فرهنگی، تحت تأثیر
شرایط و اوضاعی است که در آن به سر می برد. حتی اختلاف ما بر سر
فهم ادبیات متون، ناشی از اختلاف فرهنگ ما با یکدیگر است.

با توجه به مطلب فوق، مشکل واقعی از آنجا شروع می شود که بسیاری
از ارزشهای آرمانی موجود در فرهنگ ما به سبب برداشت های واپس
مانده، تحت تأثیر وضع واقعی جامعه ـ که بستر پیاده شدن ارزش است ـ
قرار می گیرد. برای مثال این فکر در اذهان بسیاری از مردم مسلمان و
غیر مسلمان وجود دارد که کار زن، خانه داری است و بنابراین او باید تنها
اموری را یاد بگیرد که به موفقیتش در کار خانه داری، کمک می کند. اما
کارهای دیگر مانند علم آموزی و اندیشه ورزی و امور فرهنگی و ورود به
عرصه فعالیتهای اجتماعی، شایسته مرد است.

چنین فکری وجود دارد. اما هنگامی که قرآن کریم را مطالعه می کنیم
می بینیم که قرآن، از علم به عنوان ارزش عام انسانی سخن می گوید:
«هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون» (۳) «آیا کسانی که
می دانند و کسانی که نمی دانند برابرند؟» مقصود آیه این است که علم،
بزرگ ترین ارزشی است که انسان را امتیاز می بخشد. چه این انسان
مذکر باشد چه مؤنث. اگر صیغه جمع مذکر آمده است از باب تغلیب است
که در زبان عربی رایج است.

با اینکه همه ارزشها نسبت به زن و مرد جایگاهی برابر دارند، اما مردم
تنها به ارزش خانه داری و بچه داری و… تأکید می کنند و همین اندازه که
زن باید مادری کند. ولی توجه ندارند که مادر هم باید آگاه و دانا باشد تا
بتواند نسل جدید را در دامن خویش بپرورد. مردم می گویند که زن باید
خانه دار باشد. بی آنکه دقت کنند که زن خانه دار باید در سطحی باشد که
خانه را پرورشگاه شایسته نسل آینده کند. وانگهی شریعت اسلام، زن را
مکلف و ملزم به خانه داری نکرده است. بنابراین زن، اگر در عقد ازدواج
شرط نکرده باشد، مکلف به انجام کارهای منزل نیست و مرد هم به
لحاظ قانونی و شرعی مجاز نیست که زن را به انجام کارهای خانه مجبور
کند ؛ بلکه زن بین انجام دادن و انجام ندادند کارهای منزل آزاد است. زن
می تواند در مقابل کارهایی که در منزل انجام می دهد مطالبه مزد کند.

ما معتقدیم که اسلام، کار زن را محترم شمرده است. بنابراین مرد حق
ندارد که او را به کار در مزرعه یا مغازه مجبور کند یا هر کار دیگری را در
خانه و خارج از خانه بدون مزد و رضایت، بر او تحمیل کند.

در قرآن کریم می خوانیم که اگر زن در برابر شیر دادن فرزند خویش ـ که
بیشترین دلبستگی را به او دارد ـ از شوهرش تقاضای اجرت کند، بر او
واجب است که اجرتش را بپردازد ؛ مگر آنکه بیشتر از حقش را طلب کند
که در این صورت، مرد می تواند فرزنش را به دایه بسپارد.

مفهم این سخن آن است که کار زن در منزل هم بدون مزد مادی
نیست، بنابراین، خانه داری برای زن وظیفه ای الزامی نیست؛ بلکه کاری
داوطلبانه و از روی احساس مشارکت در زندگی زناشویی و از این قبیل
است. اسلام چنین زنی را مجاهد می نامد: «جهاد المراه حسن التبعل»
«جهاد زن، خوب شوهر داری کردن است»؛ زن صالحی که سر رشته امور
خانه را در کنار شوهر و فرزندانش به دست دارد.

ریشه دیگر قرائتهای واپس گرایانه از نقش و شخصیت زن این بود که
حساسیت شدید و بیمارگونه ای نسبت به بعد اخلاقی زن داشتند و
می پنداشتند که رفتن زن به هر محیط باز و وسیعی مانند مدرسه و
کارخانه یا هر محیط عمومی دیگری زمینه سقوط اخلاقی زن است.
گویی که او دارای هیچ عامل بازدارنده اخلاقی نیست و باز داشتن او تنها
به زندگی کردن یا محبوس کردن وی ممکن است! در حالی که ما
می دانیم که مسئله مناعت اخلاقی بین مرد و زن مشترک است و چه بسا
عامل باز دارنده اخلاقی در زن بسیار قوی تر از مرد است که این امر ناشی
از ترس زن از نگرش منفی جامعه نسبت به خویش است و اضافه بر این،
ایمان اخلاقی او نیز عامل بازدارنده است.

بنابراین، اندیشه ای که زن را از علم آموزی و کار در جامعه باز
می داشت؛ نتیجه بیمناکی بر فعالیت اجتماعی زن و نیز برخاسته از
نگرشی بود که نقش زن را تنها در چهار دیوار خانه می پسندید. چنین
ملاحظاتی بود که چنان ذهنیتهایی را تقویت می کرد.

تا اینکه ورود زن به عرصه دانش و کار به گونه انقلابی تمام عیار،
همانند دیگر انقلابها، از راه رسید. جالب توجه است که اگر به دوره آغاز
اسلام برگردیم، فعالیت زنان، حتی در بعد سیاسی، را امری کاملاً طبیعی
می یابیم. ما می بینیم که حضرت فاطمه زهرا (س) در مسجد رسول خدا
(ص) می ایستد و خطبه ای رسا می خواند که در آن، از حق علی (ع) در امر
خلافت ـ که معتقد است به غصب رفته است ـ دفاع می کند. چنان که
حضرت زینب (س) نیز در مجلس ابن زیاد و در اجتماع مردم کوفه به
شیوه ای کاملاً سیاسی سخن می گوید. این نمونه ها، نشانه آن است که
چنین کارهایی استثنا نبوده بلکه قاعده بوده است. از این رو هیچ کدام از
مسلمانان به عمل حضرت زهرا (س) یا حضرت زینب (س) اعتراض
نمی کنند؛ چرا که ذهنیت اجتماعی، این کارها را بر می تابیده است.

من معتقدم که برداشتهای واپس گرایانه و ذهنیتهای منفی مسلمانان
بازتاب اوضاع نابسامان و نا امن بوده است و گرنه ما امروز مسئولیت زن
را مهم تر از مسئولیت مرد می دانیم و معتقدیم همان طور که مرد باید با
وجود همه چالشها و مشکلات در عرصه اجتماع، برای قرار گرفتن جامعه
در مسیر عدالت و آزادی از خویش مایه بگذارد، زن نیز باید چنین کند و
این مطلب را شاید بتوانیم از این آیه دریابیم که «و المؤمنون و المؤمنات
بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» (۴)«و مردان
و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند، که به کارهای پسندیده وا می دارند و
از کارهای ناپسند باز می دارند».

می دانیم که معروف هر آن چیزی است که سطح انسان را بالا می برد و
منکر هر آنچه که سطح انسان را پایین می آورد. بنابراین معنای آیه، این
است که مردان و زنان مؤمن باید همکاری کنند و در همه اموری که
سطح انسانی را بالا می برد و از سقوط شخصیت انسانی باز می دارد یار و
یاور یکدیگر باشند. اسلام، با همان شدتی که مردم را مسئول امور جامعه
می داند، زن را نیز مسئول می داند و اگر خصوصیت مؤنث بودن،
مسئولیت مادری را متوجه زن می کند، خصوصیت مذکر بودن هم
مسئولیت پدری را متوجه مرد می کند. اگر شأن مادری، بخشی از وقت
مردم را می گیرد، شأن پدریی هم پاره ای از وقت پدر را می گیرد. و زن و
مرد در خارج از عرصه مادری و پدری در میدانی وسیع وارد می شوند و به
عنوان دو شخصیت مستقل پایه جامعه ای انسانی (خانواده) را در جامعه
بنیاد می نهند تا فرزندان در بستر این جامعه براساس ارزشهای انسانی
رشد یابند.

طبعاً زن در اینجا هم نقشی را برعهده می گیرد؛ زیرا باید در بعضی شرایط شغلش را به
آسانی از دست بدهد. یعنی هنگام قرارگرفتن بر سر دو راهی اینکه چه کسی کار خارج از
منزلش را رها کند. زن برای این کار داوطلب می شود. زن عنصری است که همواره به
آسانی عرصه زندگی اجتماعی را ترک می گوید و این بر می گردد به…

این مسئله، باید به طور دقیق بررسی شود. نمی توان به طور مطلق
حکم کرد که زن باید در این شرایط دست از کار اجتماعی بشوید. چنان
که نمی توان گفت که مرد باید کار اجتماعی اش را ترک کند. بلکه باید نیاز
جامعه را در نظر گرفت. در صورتی که مسئله ای شخصی برای زن یا مرد
نباشد، باید به نیاز عمومی جامعه توجه کرد. به این ترتیب در بعضی
موارد به این نتیجه می رسیم که مهارت و توانایی مرد بیشتر است و نیاز،
اقتضا می کند که زن از شغل خویش کناره گیرد و عکس این مطلب،
درباره زن نیز صادق است. به نظر من درست نیست که با تعصب به
مسئله اشتغال و فعالیتهای اجتماعی یا سیاسی زن و مرد نگریسته شود.
شایسته است که جوانب امر و مصلحت جامعه بررسی، و تدبیری مناسب
با شأن انسانی زن و مرد اندیشیده شود.

همکاری زن و مرد در منزل

این امر نیازمند انسانهایی است که دارای ذهنی باز و ظرفیتی بالا هستند تا به دور از
تعصب عمل کنند. حتی امروزه هم بسیاری از مردان به خود اجازه نمی دهند که در کار
منزل به همسرشان کمک کنند و این را برای خود عار می دانند.

این نشانه عقب ماندگی است. وگرنه ما در تاریخ زندگانی حضرت زهرا
(س) می خوانیم که ایشان همراه با امام علی (ع) نزد رسول خدا (ص)
رفتند و از ایشان تقاضای تقسیم کار کردند؛ زیرا بچه داری و رسیدگی به
امور منزل بار گرانی بر دوش حضرت زهرا (س) بود و علی (ع) نیز
مسئولیتهای سنگینی به عهده داشت. پیامبر (ص) کار آسیاب گندم،
تهیه خمیر و پختن نان را به زهرا (س) و کار نظافت خانه (جارو کردن) و
هیزم جمع کردن و آب آوردن را به علی (ع) محول کردند. این روایت
نشان می دهد که مسئله تقسیم کار منزل، در آن زمان هیچ گونه عیب و
عاری برای شخصیت مرد، در برابر زن، در پی نداشته است. تصور کنید
مردی را که خانه را جارو می کند ـ این کاری است که بیشتر مردان بدان
تن در نمی دهند ـ اما علی (ع) به شکلی کاملاً طبیعی آن را می پذیرد.
گویی که این امر وظیفه اختصاصی او در تقسیم کار منزل است.

البته نگاه شرقی ها به این گونه مسائل، نه فقط در مورد یادشده، ریشه
در عادات و سنت های موروثی دارد. ما در جوامع شرقی می بینیم که
بسیاری از مردم، فلان شغل را مناسب خود نمی دانند و فلان کار را در
شأن خود نمی شمارند و برای خود عیب می دانند که در فلان زمینه یا در
فلان زمان کار کنند. در حالی که ما هرگونه کاری را در هر سطحی
ارزشمند می دانیم و فرقی بین این کار و کار دیگر نمی گذاریم. اینها
اموری است که در ذهنیت های واپس مانده برخی از زنان و مردان وجود
دارد. جالب توجه اینکه در بسیاری از شرایط، زن به هیچ وجه نمی پذیرد
که شوهرش در کارهای خانه، دست به سیاه و سفید بزند و این کار را
دخالت در امور خویش و نوعی بی حرمتی به خود می شمارد.

حقوق زن و سیطره واقعی مرد

به نظر می رسد که اعطای این حق به زن، او را از سیطره قدرت مرد ـ چه برادر باشد یا
شوهر یا پدر ـ نمی رهاند یا در امان نمی دارد. هنوز هم به زنی که دارای شخصیتی قوی
و توانا و فعال است به چشم شیطانی هولناک می نگرند و با هاله ای از خرافات احاطه اش
می کنند و دیگران را از خطرش می ترسانند. از جهت دیگر با مواردی از قتل دخت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.