پاورپوینت کامل جریان شناسی سیاسی بنی هاشم پس از قیام عاشورا (قسمت اول) ۱۰۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل جریان شناسی سیاسی بنی هاشم پس از قیام عاشورا (قسمت اول) ۱۰۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جریان شناسی سیاسی بنی هاشم پس از قیام عاشورا (قسمت اول) ۱۰۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل جریان شناسی سیاسی بنی هاشم پس از قیام عاشورا (قسمت اول) ۱۰۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۶

مقدّمه

نهضت عاشورا در تاریخ اسلام، نقطه عطفی است که از بسیاری
جهات، آغاز گر تحولات در ساخت، بافت و اندیشه جامعه مسلمین است. مهم ترین و
محسوس ترین این تحولات را می باید در نحوه و چرایی اقبال دگر باره وسیع مردم به
خاندان هاشم و چگونگی اندیشه و نحوه رویارویی آنان با حکومت گران اموی و به تبع
آن، تحکیم و بسط پایه ها و نگره های سیاسی شیعی و تغییر فضای جامعه آن زمان
دانست. از این رو «جریان شناسی سیاسی بنی هاشم» می تواند در شفافیت و روشن شدن
زوایای این مسئله، کارساز و مؤثر باشد. بدین جهت، این موضوع را به لحاظ زمانی
از سال ۶۱ هجری قمری ـ سال رخداد واقعه عاشورا ـ تا سال ۱۴۶ هـ.ق، سال سرکوب
قیام حسینیان توسط منصور عباسی ـ که نزدیک ۸۵ سال را در بر می گیرد پی
گرفته ایم. گفتنی است که در این پژوهش، منظور از بنی هاشم، بیشتر نقش نخبگان
هاشمی در هدایت حرکت های سیاسی آنان است.

در این مقاله فرضیه تحقیق بر این پایه استوار است که پس از
قیام عاشورا و بر اثر آن، بنی هاشم در جامعه ای که سلاح های سیاسی ، متمرکز در
دست بنی امیه بود، جریان های کلان و خردی پیدا نمودند. در بعد کلان به دو
پارادایم اعتقادی ـ فرهنگی ـ سیاسی که امامیه آن را نمایندگی می کند و پارادایم
سیاسی سایر جریان ها تقسیم می شوند. با وجود آن که مبارزه همه این جریان ها با
رژیم است، از لحاظ خُرد، برخی از این جریان ها به مبارزه پنهانی و برخی مبارزه
زیرزمینی، برخی با روش اصلاحی ـ البته با اهداف انقلابی ـ و برخی به روش
انقلابی روی می آورند.

چارچوب نظری

این تحقیق از دو مفهوم، یکی در حوزه روش شناسی علمی و دیگری
در حوزه جامعه شناسی سیاسی یاری می گیرد؛ از پارادایم در حوزه روش شناختی و از
بحث «استراتژی های سیاسی» در حوزه جامعه شناسی.

۱. پارادایم، روشی در چارچوب نظریه به مشابه ساختار است که
«تامس کوهن» به تفصیل بدان پرداخت و نخستین شکل آن در کتابش با عنوان ساختار
انقلاب های علمی مطرح و در سال ۱۹۶۲ منتشر شد. کوهن حرفه علمی خود را به عنوان
فیزیک دان آغاز کرد و سپس توجهش به تاریخ علم معطوف شد. وی ضمن این کار متوجه
شد که پیش پندارهایش درباره ماهیت علم از هم پاشیده و متشتّت گردیده است. ویژگی
عمده نظریه وی تأکیدی است که بر ممیزه انقلابی پیشرفت های علمی دارد، به طوری
که موافق آن، انقلاب متضمن طرد و رد یک ساختار نظری و جایگزینی آن با ساختار
ناسازگار دیگری است.

ویژگی دیگر نقش پر اهمیتی است که ممیزات جامعه شناختی جوامع
علمی، در نظریه کوهن ایفا می کند. بر این اساس پارادایم مشتمل است بر مفروضات
کلی نظری و قوانین و فنون کاربرد آن ها که اعضای جامعه علمی خاصی آنها را بر
می گیرند. پارادایم ها همچنین شیوه های مقبول و مرسوم تطبیق قوانین بنیادی به
چند وضعیت گوناگون را شامل می شود.(۱)

۲. در تحلیل درونی تحقیق از بحث «استراتژدی های سیاسی» کتاب
جامعه شناسی سیاسی موریس دوورژه، بهره گیری شده است. وی در این راستا مفاهیمی
چون جامعه با تمرکز یا عدم تمرکز سلاح های سیاسی، مبارزه باز و مبارزه پوشیده،
مبارزه پوشیده نهانی و مبارزه پوشیده زیرزمینی، مبارزه با رژیم و مبارزه در
رژیم، اصلاح طلبی و انقلابی گری نام می برد(۲) که ما بر اساس این مفاهیم به
تبیین رویکردهای پارادایم ها و جریان های هاشمی پس از عاشورا پرداخته ایم. با
تسامح هر کدام را به استفاده از یکی از این استراتژی ها و پیش زمینه ها متصف
نموده ایم.

۱. جوامع با تمرکز سلاح ها که همه سلاح های سیاسی یا دست کم
سلاح های اصلی، در دست طبقه واحد یا گروه واحد اجتماعی قرار دارد.

۲. جوامع با پراکندگی سلاح ها که وضع چند گانگی و تنوع
حکمفرما است. و بخشی از سلاح های سیاسی در دست گروهی و بخشی دیگر در دست گروه
دیگر است.

مبارزه باز و مبارزه پوشیده: تمایز میان مبارزه باز و
مبارزه پوشیده اساسی است و بر دو گروه از رژیم های سیاسی منطبق است. در
دموکراسی، مبارزه سیاسی در روز روشن جریان می یابد، ولی در نظام های اقتدارگرا،
باید روی پنهان کند و به رخسار خویش نقاب استتار بزند. مبارزه باز در دموکراسی
و مبارزه پوشیده در نظام های اقتدارگرا اتفاق می افتد. مبارزه پوشیده خود دو
نوع دارد؛ مبارزه پنهانی و مبارزه زیرزمینی. در تعارض های پنهانی، تعارض های
سیاسی خود را در پس تعارض های غیر سیاسی که در برخی از زمینه ها مجاز شناخته
شده است، پنهان می کنند. از این طریق، سازمان های غیر سیاسی در عمل می تواند
سازمان های سیاسی شوند. در نظام های اقتدار سالار، فقط یک نوع پنهان کاری؛ یعنی
مخفی کردن هدف های سیاسی زیر ظواهر هدف های غیر سیاسی وجود دارد، زیرا پیکار
سیاسی آشکار ممنوع است.(۳)

اما در رژیم مطلق گرا و همه گیر؛ پیکارهای سیاسی حقیقی را
امکان جریان نیست مگر در خفا و به کمک سازمان های زیرزمینی. در کلیه رژیم های
اقتدار سالار، گرایش طبیعی به سوی پیدایش این نوع پیکارهای زیرزمینی وجود دارد.
دوورژه دامن رده شدن و جدی شدن پیکارهای زیرزمینی را با دو شرط قابل تحقق
می داند. نخست آن که بخش بزرگی از مردم رژیم را تحمل ناپذیر شمرند. دیگر آن که
باید امیدی به سرنگون کردن رژیم وجود داشته باشد. اگر چنین به نظر آید که رژیم
به گونه دیرپایی مستقر است، تنها تنی چند از آشتی ناپذیران جرأت آن را دارند تا
فعالیت زیر زمینی کنند و توده مردم، هنگامی از آنان پشتیبانی می کند که امکان
نتیجه ای در آن بینند.(۴) نهضت های زیرزمینی، از حیث وسایل، عملکرد و ساختشان
با سایر نهضت ها تفاوت دارند؛ یعنی به طور کلی بر جلسات سری، نشر شایعات دهان
به دهان، تبلیغات منفی و انتشار اعلامیه های بی نام، اعمال خشونت چون نفوذ در
دستگاه دولت و خرابکاری از داخل، توطئه، سوء قصد و ترور بنا می شود. مشخصه
سازمانی همگی این است که نهضت در پایه از گروه هایی تشکیل شده که تا آنجا که
ممکن است کوچک و محدودند.

فقط رئیس هر گروه در هر مرتبه بامرتبه بالاتر در تماس است.

مبارزه در رژیم و مبارزه با رژیم: در حالت مبارزه در رژیم،
پیکار سیاسی هر حزب یا گروه عبارت است از کوشش برای به چنگ آوردن قدرت و سپس
اعمال آن ضمن حفظ نهادهای موجود و قواعد پیکار سیاسی که خود به وجود آورده است
– به سود طبقات و گروه های اجتماعی که نماینده آنهاست. پس این نهادها و این
قواعد مورد توافق همگان است. در حالت دوم، پاره ای از احزاب و گروه ها، چنین
گمان می کنند که منافع طبقات و دسته هایی را که در بردارند نمی توان در چارچوب
این نهادها ارضا کرد. پس می خواهند قواعد دیگری به وجود آورند ونهادهای دیگری
خلق کنند. تمایز میان پیکار با رژیم و پیکار در رژیم با مفهوم حقانیت بستگی
دارد. اگر کلیه شهروندان رژیم را حقانی شمرند و اگر این رژیم موضوع یک توافق
عمومی واقع شده باشد، پیکار در چارچوب رژیم باقی می ماند ولی اگر چنین توافقی
از میان برود و تنها برخی از طبقات و برخی از گروه ها و برخی از احزاب، رژیم
موجود را حقانی بشناسد در حالی که سایر طبقات، گروه ها و احزاب به حقانیت دیگری
پایبند باشد، پیکار با رژیم به جریان می افتد. اگر توافق سیاسی عمیقاً منقطع
شده باشد، این وضع انقلابی منجر به مبارزه با رژیم خواهد شد.

انقلابی ها و اصلاح طلبان ضد رژیم، روش انقلابی آن است که
نظم موجود را به گونه ای خشونت آمیز و ناگهانی و یک سره سرنگون کرد و با همان
خشونت نظم سراسر نوینی را جایگزین آن ساخت. روش اصلاح طلبانه آن است که نظم کهن
را کم کم، و به تدریج تخریب کرد، و به جای هر قسمتی از آن بخشی از نظم نو
گذاشت.

نکته ای که در اینجا قابل تذکر است این که مفاهیمی که ذکر
شد اصولاً و عموماً در جهت تبیین مسائل جهان مدرن است. دو نوع حکوت و رژیمی نیز
که در آن مد نظر است دموکراسی و رژیم اقتداگرا است. از این رو کمتر معطوف به
جهان ما قبل مدرن اند. به طور مثال هنگامی که از مبارزه در رژیم و با رژیم سخن
گفته می شود، مفروض آن وضعیت فعلی جوامع است، در موضوع مورد پژوهش تمامی
پارادایم ها و جریان ها، در جهت تغییر کلی ساختار نیستند و رژیم معمول همه آنها
رژیم خلافت است. با وجود این، مفاهیم پیش گفته می تواند ظرفیت سنجی شود و با
تسامح به دیگر زمان ها تعمیم داده شوند.

تأثیرات حادثه عاشورا بر بنی هاشم

نهضت عاشورا، تأثیرات گوناگون سیاسی، بر ذهن، عمل و رفتار
نخبگان سیاسی هاشمی داشته است. که اینها عبارتند از:

۱. فراهم آوردن زمینه های حضور سیاسی هاشمیان: نهضت حسینی،
مشروعیت دینی و توان سیاسی حاکمان اموی را به چالش کشاند و به قیام و شورش علیه
آنان مشروعیت بخشید. عظمت این حادثه و آثارگران آن، بخصوص از روحیه عاطفی و
سیاسی موقعیتی را رقم زد که زمینه ساز حضور جدی و موءثر هاشمیان؛ یعنی رقیب
عمده آل امیه در صحنه های مختلف جامعه گردید. از منظر عاطفی، هم شخصیت خاص امام
حسین(ع) و هم نحوه شهادت به گونه ای بود که تأثیر عمیقی بر ذهنیت مردم
می گذاشت. نیز از نظر سیاسی ـ اجتماعی هم آثار متعددی داشت که قدر جامع آن
تغییر مناسبات سیاسی اجتماعی از سکون نسبی به تحرک در حد اعلا بود.

۲. فعال شدن گروه های سیاسی هاشمی: در این زمان، مردم که
نیاز به رهبری فعال داشتند به هاشمیان که بازماندگان و خونخواهان کربلا محسوب
می گشتند، روی آوردند و آنان را به سمت مقابله با امویان هدایت نمودند. از این
رو می توان گفت که شهادت امام حسین(ع) تأثیر اساسی در انسجام سیاسی و فعال شدن
ابتدایی هاشمیان و شفاف شدن انقسامات پسینی آنان و به تبع آن تشیع داشته است.

۳. شفاف شدن پارادایم ها و جریان های سیاسی هاشمی:

واقعه عاشورا به جز آماده سازی زمینه حضور هاشمیان نقطه
عطفی در شفاف شدن نحله های فکری سیاسی هاشمی و آشکار شدن اختلافات درونی آنان
به شمار می رود. تا زمان حضور امام حسین (ع) اگر چه صف بندی های غیر متمایزی در
میان هاشمیان وجود داشت، اما شکل فعالانه به خود نگرفته بود، اما باشهادت حسین
بن علی (ع) و سرازیر شدن سیل در خواست های مردمی، وضعیت تفاوتی آشکار پیدا
نمود. بدین سبب کانون های مختلف نامزد امامت و رهبری فعالیت چشمگیری را آغاز
نمودند.

به گونه ای که دو پارادایم اعتقادی ـ سیاسی و سیاسی و سه
رهیافت علوی ـ فاطمی با علوی – غیر فاطمی و عباسی را رقم زد.

رهیافت علوی ـ فاطمی

۱. امامیه

پس از حادثه عاشورا، از میان پسران سیدالشهدا (ع) تنها امام
سجاد (ع) بود که جان سالم به در برد و آن نیز بدان سبب بود که شدت بیماری توان
کارزار را از او ستانده بود.(۵) وی بر اساس متون شیعی به واسطه نصوص مختلفی از
پیامبر (ص) امام علی (ع) و امام حسین (ع) به جانشینی و امامت پس از پدر
رسید.(۶) امام سجاد را باید بنیاد گذار دوران جدید حیات امامیه، پس از جریان
عاشورا محسوب داشت. چرا که روشی را که آن حضرت بنیان گذارد با اندک تغییرات
مرتبط با زمان تا آخرین امام شیعه تداوم یافت.

۱-۱. پارادایم: امامیه تنها حامل پارادایم اعتقادی سیاسی
است. در این دوران از نظر امامیه تحکیم پایه های اعتقادی و پرورش شیعیان،
اصلی ترین اقدام است. از این حیث امامیه تحت تأثیر ماهیت قیام عاشورا بود که آن
را حرکتی دارای ابعاد گوناگون اعتقادی ـ سیاسی و اجتماعی با مشی اصلاح گرایانه
و ظاهری انقلابی، برای زدودن انحرافات از حکومت و جامعه می دید که حرکت های
بعدی می بایست با توجه به روح قیام و ماهیت نهضت تداوم یابد. از این رو امامیه
تنها پارادایمی است که در جریان مبارزه به دنبال تغییرات ماهوی در سطح کلی
جامعه و حکومت بود که از طریق روش های خاص خود، آن را دنبال می نمود.

۲-۱ اندیشه سیاسی: امامیه در این دوره همانند دیگر دوره ها
اندیشه سیاسی اش مبتنی بر نص جلی است؛ یعنی امامت دینی و سیاسی و عهده داری
امور حکومت و خلافت را مخصوص امام منصوب از ناحیه خداوند به اسم و رسم می داند
و شروط آن را عصمت و اعلمیت می شناسد. امامیه برای پیشوایان خود هم مرجعیت علمی
و دینی قائل است و هم بر شأن سیاسی و تعلق حکومت به آنها تأکید دارد؛ اما در
عرصه عمل، سیاست امام سجاد (ع) پرهیز از ورود به چالش ها و فرخوان های سیاسی به
علت عدم آمادگی لازم و شرایط کافی در جامعه بوده است. امام باقر (ع) نیز همان
رهیافت فکری را که مبتنی بر کناره گیری هوشمندانه از تلاطمات سیاسی و درعین حال
تأکید بر وجوه حقانیت خود بود، پی گرفت. امام صادق (ع) نیز مشارکت در بازی قدرت
را نمی پذیرفت. تاریخ تحرک سیاسی و مبارزاتی علنی خاصی از امام صادق (ع) در
زمان امویان ثبت نکرده است و حتی آن گاه که ابوسلمه خلال نامه ای به حضرت نوشت
و از وی برای احراز مقام خلافت دعوت کرد، به او جواب رد داد و نامه را
سوزاند.(۷) این بدین معنا نیست که ایشان سیاست را از شوءون امامت نمی دانسته و
یا نصب امامت و خلافت را از مناصب امام به شمار نمی آورده اند. چرا که سیره
امامان و روایات آنان سرشار از تصریحات و نشانه هایی است که حکومت را حق امام
می دانند و عدم قیام به آن را به جهت شرایط زمانی و عدم وجود یاران خالص معرفی
می کنند.(۸) از این رو بر خلاف کسانی که بر آنند سنت سیاسی امامت شیعی را به
نوعی طرفدار تفکیک امامت (دین) از خلافت (سیاست) بنمایند.(۹) باید گفت که اگر
چه پیشوایان امامیه به مقولات راهبری فرهنگی و اعتقادی توجه ویژه ای معطوف
داشتند، اما این رویکرد خود دارای استراتژی سیاسی بود و نیز آنها از حق خویش در
خلافت چشم نپوشیدند و به بستر سازی می پرداختند. بدین جهت است که معمولاً از
سوی حاکمان تحت نظر بودند و گاه به خشم و زندان آنان دچار می شدند.

۳-۱. مبارزه با رژیم/ در رژیم: امامیه را باید حقیقی و
واقعی ترین رویکرد مبارزه با رژیم دانست. زیرا که آموزه ها و شیوه های مورد نظر
رهبران این جریان، تقابل بنیاد دینی با آموزه ها و روش های حکومت و نیز دیگر
جریان های رقیب دارد. اگر چه امامیه از روش های بسیج انقلابی و مبارزه انقلابی
در سطح عموم بهره نمی گیرد، اما به واسطه حرکت های محتوایی و آینده نگرانه ای
که به روشنی در تقابل با دیدگاه رژیم موجود است، همانند مبارزه با مرجئه که
زمینه های استبداد اموی را فراهم می آوردند، در واقع حرکتی ماهیتاً و عمیقاً ضد
رژیم را سامان می دهند. دومین نکته آن است که رژیم اموی، رژیم تغییر شکل یافته
به سلطنت بود و عباسیان نیز به نحوی در همان مسیرگام نهادند، اما رژیم مورد نظر
امامیه، رژیم خلافتی بر پایه امامت شیعی بود که ماهیتاً با نوع رژیم موجود
متفاوت بود.

۴-۱. مبارزه باز/ پوشیده: در آن زمان مبارزه باز با توجه به
انحصار اکثر سلاح های سیاسی در دست حکومت امکان پذیر نبود. از این رو مبارزه
امامیه به طور حتم، مبارزه ای پوشیده بوده است و از میان انواع مبارزه پوشیده،
مبارزه امامیه از نوع پنهانی بوده است. بدین جهت امامیه در دوران امام سجاد(ع)،
بیشتر به بهره جویی از نهادهای غیر سیاسی و غیر مبارزات علنی گرایش دارد؛ یعنی
به مبارزه پنهانی در قالب ادبیات دعا که نماد حرکت امام سجاد(ع) است و نیز به
تلاش های علمی و فرهنگی و سامان دهی وضعیت عمومی و اجتماعی و شیعیان اعتقادی
می پردازد. از همین رو است که می توانیم بسیاری از اندیشه های سیاسی و دستورات
اجتماعی زین العابدین(ع) را در دعاهای مختلف صحیفه سجادیه بیابیم. همچنین
گریستن های علنی آن حضرت در مقا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.