پاورپوینت کامل امنیت ملی و تهدیدهای قومی ۹۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امنیت ملی و تهدیدهای قومی ۹۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امنیت ملی و تهدیدهای قومی ۹۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امنیت ملی و تهدیدهای قومی ۹۶ اسلاید در PowerPoint :
۷
مجید دیوسالار
مقدمه
با گسترش کشمکش های قومی و افزایش اهمیت آن در سیاست بین الملل در طول دو دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی، شاهد بی توجهی فزاینده نسبت به مسئله قومیت و ناسیونالیسم قومی در شاخه های گوناگون علوم اجتماعی بوده ایم. حاصل این توجه، در محافل آکادمیک و حکومتی انتشار کتاب ها و مقالات در مورد گروه های مختلف زبانی، مذهبی و نژادی در فعالیت های سیاسی و نیز ناسیونالیسم قومی و تأثیر این فرایند بر امنیت ملی کشور و تهدیدات ناشی از آن می باشد.
با توجه به انگیزش خواست های قومی در گستره جهانی و دامن زدن به منابع قومی ناسیونالیسم چنین به نظر می رسد که در دهه آینده کلیه کشورها به ویژه ایران با این مسئله مواجه خواهند شد.
از آنجا که قومیت ناسیونالیسم قومی از شاخص های عمده در شناخت ظرفیت طبیعی کشورها برای نیل به ثبات و دوری از خشونت به حساب می آید، امنیت همه کشورها علی الخصوص ایران که در چهار راه تمدنی و قومی قرار دارد، بدون توجه به این بعد رقم نخواهد خورد.
در جمهوری اسلامی ایران به نظر می رسد وجود یک قطب قومیتی و ناسیونالیسم مرتبط با آن در غرب و جنوب شرقی کشور و همراهی با دو گسست دینی و به ویژه اقتصادی و تحریکات بیگانگان می تواند خطر آفرین باشد. در نتیجه تضمین اهمیت ملی به عنوان مهم ترین شاخصه های حکومت جمهوری اسلامی ایران در اینجا نمایان می شود و جلوگیری از تبدیل مشکلات قومی ـ فرقه ای و ادعای ناسیونالیسم قومی به چالش و در نهایت بحران نیازمندی ها و انسجام درونی ضرورت پیدا می کند.(۱)
بحث های نظری درباره مسئله قومیت و ناسیونالیسم قومی
در مورد قومیت و ناسیونالیسم قومی دو قلمرو اساسی نظری وجود دارد؛ در یک قلمرو، مکاتب گوناگون فکری درباره ماهیت قومیت و ناسیونالیسم به چشم می خورد و قلمرو دیگر به بحث های نظری در خصوص علل سیاسی شدن مسئله قومیت اختصاص دارد. بیشتر مباحث در خصوص موضوع مورد تحقیق؛ یعنی قومیت و ناسیونالیسم قومی را می توان در دو مکتب کهن گرایی و ابزار گرایی یافت.
الف: قومیت: پدیده ای کهن یا ابزاری؟
محققان در مورد ماهیت قومیت و ناسیونالیسم قومی اختلاف نظر دارند، در حالی که کهن گرایان بر این امر تأکید دارند که قومیت یا ناسیونالیسم، پدیده هایی کهن هستند، ابزار گرایان (یا موقعیت گرایان و نوگرایان) معتقدند که این پدیده ها محصول دوران مدرن و به ویژه چند قرن اخیر هستند. از مفهوم کهن گرایی بیشتر برای توصیف ریشه ها و استحکام وابستگی های قومی استفاده شده است. طرفداران مکتب کهن گرایی دو ادعای اساسی دارند: اول اینکه ملت ها و ناسیونالیسم قومی پدیده هایی کهن هستند و دوم اینکه طبیعی و جهان شمول می باشند. کسانی که برجنبه های کهن قومیت تأکید می کنند و به وجود نوعی ارتباط میان قومیت و خویشاوندی و نیز روابط قومی ـ عاطفی میان مردمی که اجداد مشترک و گاه سرنوشت مشترک این جهانی برای خود تصور می کنند، اعتقاد دارند: هویت قومی در اینجا عنصر اساسی و محوری تحول شخصیت تلقی می شود که ارتباط نزدیکی با تصور «خود» مراحل اولیه جامعه پذیری ،آموزش زبان یا اعتقادات مذهبی و سیاسی دارد. کهن گرایان بیشتر بر جنبه های سیاسی قومیت به عنوان پدیده طبیعی حیات بشری تأکید می کنند و ناسیونالیسم قومی (شکل خاصی از ناسیونالیسم تلقی کرده و ضمن حمله شدید به طرفداران نظریه های نوگرایی و ارتباطات، الگوی غالب سیاست جهان معاصر را فرایند ملت پاشی (nation (destroying) می دانند تا ملت سازی (nation building). کهن گرایان معتقدند که قومیت و ناسیونالیسم پدیده ای مدرن نبوده و با تغییر و تحول شرایط موجود از بین نخواهد رفت. علیرغم آن که کهن گرایی تداوم هویت قومی را در طول زمان تبیین می کند، نمی تواند به این پرسش پاسخ دهد که چرا چنین هویتی در لحظه ای خاص در یک گروه واحد به طور متفاوت تجلی می کند.
در مقابل، نوگرایان به ویژه موقعیت گرایان عقیده دارند که این نقیصه را می توان از طریق توجه به موقعیت ها و شرایط این هویت یا به عبارت بهتر، با توجه به شرایط و اوضاع و احوال تحول اجتماعی برطرف کرد.
از نظر نوگرایان، نظریه های کهن گرا سرانجام ناسیونالیسم قومی یا علل گوناگون مؤثر در موفقیت و شکست آن ها در کشورهای مختلف را تبیین نمی کند. رهیافت نوگرا عاری از کاستی های تحلیلی نیست. در حالی که این رهیافت ها می تواند توضیح دهد که چرا مسئله قومیت در طول زمان پدید می آید و افول می کند کمتر قادر است پاسخ دهدکه چرا علیرغم فراز و نشیب های زمانی، پدیده قومیت گاه در طول قرون متمادی دوام می یابد. به طور کلی ارزش تحلیلی و تبیینی هر دو رهیافت کهن گرا و نوگرا به لحاظ سودمندی جهت قومیت و ناسیونالیسم قومی در جهان معاصر دارای جایگاه قابل توجهی می باشند.
با این توصیف برای تبیین گرایشات قومی محلی گرا در ایران، بهتر است که هر دو مکتب موجود در یکدیگر ادغام شود. به نظر می رسد در حالی که سابقه وابستگی های نژادی، زبانی و مذهبی بشر به دوران ماقبل عصر مدرن باز می گردد، سیاسی شدن این وابستگی ها، به ویژه اندیشه خلق دولت ـ ملت در گروه های اقلیت مذهبی، زبانی یا نژادی پدیده ای جالب توجه و مهم است و با ظهور نظم جهانی و محیط گفتمان سیاسی، آن که جای هویت ها و نهادهای سیاسی جهان شمول تر را گرفت، همزمان می باشد و این فرایند ایران را به لحاظ تکثر قومی موجود در آن نیز در بر می گیرد.
ب: چگونگی سیاسی شدن قومیت
نظریه های بسیج قومی: در این مورد رهیافت های گوناگونی وجود دارد که عبارتند از تأکید بر ساختارهای اجتماعی و توسعه اقتصادی به عنوان متغیرهای تبیینی اصلی که در آثار والرشتاین منعکس است، کثرت گرایی فرهنگی به عنوان یک متغیر اصلی عنوان شده در آثار نورینوال، رقابت بر سر منابع که در آثار بارت و اولزاک موجود است، نظریه رقابت نخبگان منعکس در آثار آنتونی اسمیت و سرانجام نظریه انتخاب حسابگرانه که در آثار جدید مایکل هشتر بر آن تأکید شده است. در همه این مکاتب نظری تلاش شده است علل و شیوه های سیاسی شدن وابستگی های قومی کهن و بسیج قومی در دوران جدید تبیین شود.
در حالی که اغلب نظریه های بسیج قومی در مقوله رهیافت نوگرایانه جای می گیرد، استدلال کهن گرایی این است که هویت و احساسات کهن در یک گروه باعث بسیج قومی می شود. اما صرف داشتن احساسات کهن برای سیاسی شدن قومیت کافی نیست.
نکته مهم این است که ما باید میان تفاوت های قومی در یک جامعه، نظیر تفاوت در زبان، مذهب، فیزیولوژی یا فرهنگ با بسیج قومی تمایز قائل شویم. تفاوت های قومی پایگاه بالقوه بسیج قومی است، اما نفس وجود تفاوت های قومی تضمین کننده بسیج قومی نمی باشد. تجربه ایران نشان که دیدگاه کهن گرا برای توضیح سیاسی شدن اختلافات زبانی ـ مذهبی در ایران وجود داشت، اما این دیدگاه تا اواسط قرن بیستم باعث سیاسی شدن این تمایزات نشد.
سیاسی شدن این تفاوت ها و ایجاد حرکت های سیاسی مبتنی بر آن در ایران پدیده ای مدرن است، زیرا منافع ابزار گرایانه عامل اصلی سیاسی شدن علایق کهن زبانی ـ مذهبی بوده است.
نظریه رقابت بر سر منابع: براساس این رهیافت ادغام سیاسی گروه های قومی در داخل یک دولت ـ ملت خاص، چهار چوبی فراهم می سازد که در آن رقابت بر سر منابع ـ به ویژه مشاغل دولتی ـ انگیزه عمده کشمکش میان قومی را به وجود می آورد. هویت یابی قومی به عنوان اساس اقدام جمعی زمانی تحقق می پذیرد و حفظ می شود که امتیازات آشکاری وجود داشته باشد که با تکیه بر هویت قومی بتوان برای دست یافتن به آنها با دیگران رقابت کرد این رقابت میان گروه های قومی عامل بسیج قومی است و منجر به تشکیل سازمان های قومی و افزایش هویت های قومی می شود.
تئوری های مربوط به بسیج و رقابت بر سر منابع، مفهوم بندی سیال و موقعیت گرایانه ای از قومیت و مرزهای قومی و نهایتاً ناسیونالیسم قومی ارائه می دهند که آنها را قادر می کند تا پویایی اقدام جمعی قومی و افول آن را توضیح دهند که در چار چوب چنین رویکردی می توان به لحاظ تهدیداتی که برای امنیت ملی یک کشور مثل ایران دارد آن را مورد تحلیل و بررسی قرار داد.
نظریه انتخاب حسابگرانه (عقلانی): به عنوان یک رهیافتی که بیشترین امید را برای رسیدن به درجه بالاتری از اجماع نظری در زمینه مسئله قومیت و ناسیونالیسم قومی به وجود می آورد، مطرح است. از این لحاظ اعضای هر گروه قومی فقط زمانی در اقدام جمعی شرکت می کنند که به این نتیجه برسند که از این طریق نفع شخصی عاید آنها می شود. براساس رویکرد این نظریه، جنبش های قومی جمعی، زمانی شکل می گیرد که تعداد کافی از اعضای گروه برای مشارکت در آن توافق کنند و حسابگران و عاقبت اندیشان هنگامی تن به این کار می دهند که منافع مورد نظر آنها بیش از زیان های احتمالی باشد.
تأکید بر نقش عامل انسانی در برابر قید و بندهای ساختاری اعم از فرهنگی و یا اجتماعی و اقتصادی است. به نظر می رسد نظریه انتخاب حسابگرانه علیرغم این امتیاز که به نقش عوامل انسانی توجه می کند، این ضعف را هم دارد که برای تبیین مشارکت افراد در جنبش های ناسیونالیستی قومی بر محاسبه سود و زیان چه اقتصادی و چه غیر اقتصادی تکیه می کند. از اشکالات جدی ناشی از کاربرد این رهیافت در کشورهای جهان سوم به ویژه خاورمیانه به این سبب است که مشارکت توده ای در جنبش های جمعی از حسابگری مبتنی بر سود و زیان فراتر می رود.
نظریه رفتار نخبگان: این نظریه از طرف نظریه پرداز مشهوری همچون «هانس کوهن» در خصوص نقش نخبگان در ناسیونالیسم قومی و جنبشهای مربوط به آن، مطرح شد که بر نقش روشنفکران شهری در جنبش های ناسیونالیسی و اهمیت ویژه آن تأکید دارد.
گسترش دامنه کنترل دولت و گرایش بیش تر به جانب تمرکز باعث ایجاد شرایط مناسب برای بسیج ایدئولوژیک توسط روشنفکران علمی شده است.
نخبگان قومی نه تنها با استفاده از میراث فرهنگی گروه، هویت قومی متمایزی می سازند، بلکه در رقابت برای کسب قدرت سیاسی بین گروه های قومی نیز شکاف ایجاد می کنند.
چهار چوب نظری براس که مبتنی بر نقش و اهمیت اشکال فرهنگی، ارزش ها و اعمال گروه های قومی خاص می باشد برای تحلیل جنبش های ناسیونالیستی محلی و رویکرد قومیت و ناسیونالیسم قومی در خاورمیانه به ویژه ایران مفید و مهم می باشد.
اما در رهیافت کثرت گرایی فرهنگی به عنوان یک سنت نظری بر این نظر است که دولت ابزار آشکار اعمال قدرت و سلطه سیاسی است و دولت به عنوان یک متغیر مستقل گروه های قومی را تحت کنترل قرار داده و نیازهای مشروع آنان را پاسخ می دهد. این رهیافت برای ایران الگوی مناسبی نمی باشد؛ زیرا به لحاظ تاریخی یا حتی در عصر فعلی؛ یعنی در جمهوری اسلامی ایران دولت تحت کنترل کامل یک گروه قومی نبوده و نمی باشد. ۱
تشریح قومیت در چار چوب انسجام ملی
متغیر انسجام ملی ـ سیاسی مشعر بر چگونگی صورتبندی نیروها و گروه های اجتماعی ـ سیاسی از جمله گروه های قومی است. این متغیر از نظر امنیت ملی مسئله ای حائز اهمیت تلقی می شود، لذا هر چه یک دولت ـ ملت منسجم تر و یکپارچه تر باشد وضعیت امنیتی آن ثبات بیشتری دارد و دولت ـ ملت نامنسجم زمینه بالقوه مناسبی برای بروز رفتارها و رخدادهای ضد امنیتی است. با توجه به رویکرد نرم افزاری به امنیت ملی که بر انسجام و یکپارچگی اجتماعی و کیفیت فرایند ملت سازی تکیه دارد، می توان گفت در جوامع ضعیف و اجتماعات پاره پاره که میزان انسجام گروه های اجتماعی از جمله گروه های قومی در آنها ناچیز بوده و احتمال واگرایی و گریز از مرکز گروه های فرو ملی قابل ملاحظه است. قومیت در ارزیابی امنیت ملی متغیر بسیار مهم محسوب می شود، در این جوامع عوامل ذیل در تشدید تمایلات قومی ـ قومیت به عنوان متغیر امنیت ملی مؤثر است :
ـ درجه پایین انسجام و یکپارچگی اجتماعی (دولت ضعیف)؛
ـ ساختار غیر مشارکتی و اقتدارگرای قدرت سیاسی که پتانسیل آسیب پذیری نظام سیاسی را افزایش می دهد؛
ـ استعداد بسیج گری و بسیج شده گی گروه های قومی؛
ـ رابطه مرکز ـ پیرامون بین دولت و گروه های قومی.(۲)
قومیت، هویت ملی و حقوق مرتبط به آنها
واژه قومیت بیشتر استفاده کاربردی دارد و برداشت های متفاوتی از آن صورت گرفته است. در این میان تعریف آنتونی اسمیت دارای کاربرد بالایی است: «قوم عبارتست از یک جمعیت انسانی مشخص با یک افسانه اجداد مشترک، خاطرات مشترک، عناصر فرهنگی، پیوند با یک سرزمین تاریخی با وطن و میزانی از حس منافع و مسئولیت است» که عناصر محوری هویت، اعتقاد، آگاهی و فرهنگ مشترک را دارا است.
در هویت ملی یا حقوق شهروندی این سؤال مطرح است که فرد خود را عضو چه واحد سیاسی می داند و تا چه اندازه احساس بیگانگی او با واحد سیاسی عمیق است و افراد ساکن در یک جغرافیای سیاسی خاص و تحت حاکمیت قوانین حاکم بر آن، آیا از لحاظ روانی نیز خود را عضو آن واحد می دانند. هویت ملی دارای وجوهی است، از جمله با حقوق شهروندی و شهروند ملی رابطه نزدیکی دارد که به طور سنتی بر برابری انسان هایی که عضویت یک دولت ملی را پذیرفته اند تأکید شده است. برای این افراد به کنار از تمایزات نژادی و قومی، حقوقی هست که اهم این حقوق عبارتنداز:
ـ برابری در فرصت دستیابی به مقامات سیاسی و اداری جامعه؛
ـ تساوی در حقوق و امتیازات قانونی؛
ـ برابری در فرصت دستیابی به مقامات سیاسی و اداری جامعه؛
ـ برابری در حقوق مربوط به مشارکت سیاسی و ظایف مرتبط با آن.
اعضای یک ملت اگر احساس کنند که در دستیابی به حقوق مذکور موقعیتی برابر با یکدیگر دارند، هویت ملی بحران کمتری خواهد داشت، اما اگر اقوامی نتوانند در فرایند ملت سازی، ادبیات ملی، زبان رسمی، تعلیمات عمومی و مذهبی رسمی هماهنگ سازند به حد شهروند درجه دوم تنزل یافته و از حقوق محروم می شوند و به حاشیه رانده شده و احساس محرومیت کرده و موحب تقویت هویت های مادون ملی مثل قومیت، نژاد، محله گرایی و… می شوند و محرکی برای دست زدن به اعمال سیاسی و خشونت می گردند. به خصوص در کشورهای با تفاوت قومی این مشکلات بیشتر مطرح می شود. برای مثال آنچه امروزه اقوام ایرانی می نامیم، قاعدتاً ایرانی هستند و تعریفی که از خود ارائه می دهند هم ایرانی است، یعنی هویت ملی آنها ایرانی است و هویت اجتماعی شان بلوچ، ترکمن،خراسانی، کرمانی، فارس، خوزستانی، آذری و… است.
عوامل شکل گیری ناسیونالیسم قومی
عوامل مؤثر بر شکل گیری یا تشدید ناسیونالیسم قومی در جوامع چند قومی به اقتضای خاص هر جامعه متعدد است از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
ـ چگونگی ساختار توزیع منابع قدرت اعم از اقتصادی ـ سیاسی و فرهنگی در جامعه؛
ـ وضعیت خود جنبش ناسیونالیسم با توجه به سه محور ایدئولوژی، ساز و کارها و شیوه های پیگیری مطالعات و پایگاه اجتماعی؛
ـ تجربه تاریخی تعاملات و روابط اقوام که آیا سلطه گر و سلطه پذیر یا فدرالی یا خود مختاری بوده است؛
ـ واکنش و حساسیت قدرت های منطقه ای و جهانی به موضوع اقوام در یک کشور خاص؛
ـ شرایط ژئوپلتیک یا جغرافیای ترکیب قومی در هر جام
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 