پاورپوینت کامل موسم آتش انگیز فراق (رحلت امام خمینی رحمه الله) ۸۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
7 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل موسم آتش انگیز فراق (رحلت امام خمینی رحمه الله) ۸۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل موسم آتش انگیز فراق (رحلت امام خمینی رحمه الله) ۸۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل موسم آتش انگیز فراق (رحلت امام خمینی رحمه الله) ۸۶ اسلاید در PowerPoint :

۹۵

دانشنامه

امام خمینی

تولّد در کانون پارسایی

رهپوی خط مشی قیام و آگاهی، ویرانگر کاخ های ستمشاهی، گوشه نشینِ آستانِ معنویت، دوراندیش دنیای سبزِ بصیرت، سرمشق گرفته از مکتب حسینی، آیت حق، امام خمینی رحمه الله ، در بیستم جمادی الثانی ۱۲۸۱ هجری شمسی، هم زمان با سالروز ولادت صدیقه کبرا، فاطمه زهرا علیهاالسلام به دنیا آمد.

پدرش آقا سید مصطفی، روحانی آزاده ای بود که در ذیحجه سال ۱۳۲۰ هجری قمری در نیمه راه خمین و اراک، به دست ایادی مالکان با نفوذِ محل، با شلیک چند گلوله به شهادت رسید. او به هنگام شهادت ۴۷ سال داشت و در نجف اشرف، کنار بارگاه علوی به خاک سپرده شد. به این ترتیب دستانِ ناپاکِ اشرار، امام را در پنج ماهگی با رنج «یتیمی» آشنا و با مفهوم «شهادت» روبه رو کرد. پس از پدر، تحتِ سرپرستی مادر پرهیزکارش، بانو هاجر، و عمّه بزرگوارش، بانو صاحبه قرار گرفت. امام خمینی رحمه الله در پانزده سالگی مادر خود را نیز از دست داد.

گام های تحصیل

حضرت امام خمینی رحمه الله ، بخشی از معارف متداول روز وعلوم مقدماتی و سطح حوزه های دینی را، نزد برخی از اساتید حوزه علمیه شهرستان خمین و بیش از همه، نزد برادر بزرگش، آیت اللّه سید مرتضی پسندیده فرا گرفت و در سال ۱۲۹۸ هجری شمسی، عازم حوزه علمیه اراک شد. با هجرت آیت اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری در سال ۱۳۰۰ از اراک به قم، امام نیز رهسپار این شهر شد و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را گذراند. روح جست و جوگرِ امام، سبب می شد تا ایشان تنها به ادبیات عرب ودروس فقه و اصول بسنده نکند. از این رو، نزد فقیهان و مجتهدان وقت، به فراگیری ریاضیات، هیئت، فلسفه و عرفان پرداخت. استادِ درسِ هیئت، حکیم فرزانه شیخ علی اکبر یزدی و استادِ عالی ترین سطوح عرفان نظری و عملی ایشان، آیت اللّه آقا میرزا محمدعلی شاه آبادی بود.

موسم انتقال اندیشه

امام خمینی رحمه الله پس از فراگیری دانش های گوناگون، به تدریسِ چندین دوره فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامی در حوزه علمیه قم همّت گماشت. ایشان حدود چهارده سال نیز در حوزه علمیه نجف اشرف، معارف اهل بیت و فقه را در بالاترین سطح تدریس کرد. از حضرت امام، ده ها کتاب و اثر گران بها در مباحث اخلاقی، عرفانی، فقهی، اصولی، فلسفی، سیاسی و اجتماعی برجای مانده است.

دوری از افزون طلبیِ مادی

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «هر ثروتمندی روز قیامت آرزو می کند که در دنیا فقط قوت خویش می داشت». با توجه به اینکه در این رهگذر که نامش دنیاست، برای رهبر هر مملکتی بهترین و مرفّه ترین زندگی ها امکان پذیر است، ولی امام راحل هیچ گاه از این همه امکانات که در گستره قدرتش بود، به سود خویش بهره نگرفت. او بی نهایت ساده زیست بود و کمال احتیاط را در خرج اختیار نمود و قناعت را در معیشت رعایت کرد. در این زمینه، اندرز گهربار ایشان چنین است: «سعی کنید معنویات را زیاد کنید و از تشریفات، تا آنجا که مقدور است بکاهید».

در یکی از سال ها، یک مسلمانِ آمریکایی به عنوان مهمان خارجی، قصد داشت محضرِ پیشوای انقلاب شرفیاب شود. وقتی وارد منزل امام شد، با زبانِ دست و پا شکسته انگلیسی و عربی پرسید: «همه منزل خمینی همین است؟» او ناباورانه می اندیشید که واقعا آیا رهبر جامعه اسلامی که تمام دنیا را با یک پیام می لرزاند، در چنین منزل محقّری زندگی می کند!

عمل به تکلیف

امام خمینی رحمه الله می فرمود: «تکلیف ما این است که از اسلام صیانت کنیم و حفظ کنیم اسلام را». ایشان موقعیت مکانی و نیز مصلحت شخصی را در حفظ مصلحت اسلام و انجام تکالیف الهی دخیل نمی دانست و می فرمود: «پیش من مکان معینی مطرح نیست؛ عمل به تکلیف الهی مطرح است، مصالح عالیه اسلام و مسلمین مطرح است».

نیز فرمود: «حفظ مصلحت عمومی و اسلام، مقدم است بر حفظ مصلحت شخصی». امام، عمل به وظیفه شرعی را بسیار با اهمیت می خواند. با این بینش، اگر انسان به وظیفه شرعی خویش عمل کرد و موفق نیز شد، چه بهتر، و اگر موفق نشد، وظیفه اش را انجام داده است و پیش خداوند مسئول نخواهد بود. عقیده جاوید حضرت امام این بود که: «کشته بشویم، تکلیف را عمل کردیم. بکشیم هم تکلیف را عمل کردیم. همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه ایم، نه مأمور به نتیجه».

استوار در حوادث

در سال ۱۳۵۶، عمّال رژیم پهلوی، فرزند حضرت امام خمینی رحمه الله ، حاج آقا مصطفی را به شهادت رساندند. حاج آقا مصطفی، عزیزترین فرد و یار مبارزاتِ امام، مونس در غربت و همفکر در حرکت انقلابی ایشان، و گاه طرف بحث در مسائل علمی و تکیه گاه بزرگ حضرت امام به شمار می آمد، ولی شهادت او، هیچ تغییری در برنامه های رهبر بزرگ انقلاب به وجود نیاورد. چنین فاجعه هولناک و اسف انگیزی رخ می دهد، ولی ایشان نه فقط برنامه های درسی، علمی، اجتماعی و سیاسی اش را به هم نمی زند، بلکه صلابت و قاطعیتش هم افزون تر می گردد. امام فقط فرمود: «انا للّه و انا الیه راجعون. امید داشتم که مصطفی به دردِ جامعه بخورد». چیزی که در شهادت حاج آقا مصطفی از امام شنیده شد، فقط همین بود.

برخورد صحیح با نیازمندان

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «با فقرا دوستی کنید؛ زیرا در روز رستاخیز دولتی بزرگ دارند». به پیروی از دستورات گران سنگ اسلام، امام خمینی رحمه الله همواره به نیازمندان جامعه احترام می گذاشت و به همه سفارش می کرد به آنها احترام بگذارند. می گویند: یکی از مسئولان برخورد مناسبی با یکی از فقرا نداشت. امام سخت اعتراض کرد که: این چه طرز برخورد است؟ آن مسئول گفت: او هر روز به اینجا می آید. امام فرمود: «بگذارید بیاید، محتاج است، نیازمند است. حاجتش او را وا داشته که اینجا بیاید. یا باید حاجتش را برآورده کنیم و یا با یک بیانی او را راضی نماییم. نرنجانید مردم را».

مردم دوستی

امام پس از عشق و علاقه به خدا و اولیا، بیشترین عشق و علاقه را به مردم داشت وعشق به مردم را، عشق به خدا می دانست و پیوسته می فرمود: «دو چیز را دشمنان ما نشناخته اند؛ یکی اسلام و دیگری مردم ما را».

امام خمینی رحمه الله در مسیر بازگشت به وطن، وقتی برنامه های فراوان استقبال از ایشان، پیشاپیش گزارش داده شد، فرمود: «مگر می خواهند کوروش را وارد ایران کنند. ابدا این کارها لازم نیست. یک طلبه از ایران خارج شده و همان طلبه به ایران باز می گردد. من می خواهم میان امتم باشم و همراه آنان بروم، ولو پایمال شوم».

پرهیز از تن پروری

در روزهایی که رهبر کبیر انقلاب در عراق به سر می برد، به دلیل شدت گرمایِ نجف اشرف، به ایشان پیشنهاد شد به کوفه برود که به نسبت هوای بهتری داشت. ولی ایشان فرمود: «من چطور برای هوای خوب به کوفه بروم، در صورتی که برادران من، در ایران، در زندان به سر می برند». نیز در ایام حملات هواییِ صدامیان به تهران، از امام خواستند حال که ایشان از شهر خارج نمی شوند، دست کم در منزل از پناهگاه استفاده کنند، ولی امام فرموده بود: «من چگونه از پناهگاه استفاده کنم، در حالی که همسایه من به خاطر من خانه اش ویران شود».

انزجار از خودستایی

امام خمینی رحمه الله به یکی از خطیبان برجسته می فرماید: «فلانی! نظر به اینکه شما قدری رفت و آمد دارید و اهل خمین هستید، دقت کنید از من درجایی تعریفی، صحبتی نشود». امام با تذکراتی از این دست، ستایشِ دیگران را از خودش دور می کرد. گفته اند: ایشان در بعضی از سال ها به شهر محلات تشریف می آوردند و درمسجد مرکز شهر جلسه ای داشتند. مرسوم بود اگر کسی از روحانیان وارد مسجد می شد، کسی به احترامش می گفت صلوات بفرستید. روز اول پس از اتمام جلسه، امام آن فرد را خواستند و گفتند: «شما این صلوات را برای من یا برای رسول بزرگوار اسلام می فرستید؟ اگر برای رسول اکرم صلی الله علیه و آله صلوات می فرستید، این را وقت دیگر بفرستید و چنانچه برای من است که وارد مسجد می شوم، من راضی نیستم».

احترام به بزرگان

استاد شهید مرتضی مطهری رحمه الله می فرماید: «من هرگز از حضرت امام نشنیدم که اسم استادشان مرحوم شاه آبادی را بیاورند و دنباله اش، روحی فداه (جانم به فدایِ او) نگویند». نیز نزدیکان امام می گویند: بارها شاهدِ احترام بیش از حد امام به آیت اللّه پسندیده بودیم. ایشان به عنوانِ برادرِ بزرگ تر و استاد امام در دوران کودکی و نوجوانی، در حد یک استاد و شبیه یک پدر، موردِ احترامِ امام قرار می گرفت. نه تنها رعایت احترام از سوی امام خمینی رحمه الله در مورد بزرگان مشاهده می شد، که شخص ایشان، حفظ جایگاه احترام و حفظ حریم ها را از کسان دیگر انتظار داشتند. نقل شده یکی از مسئولان مملکتی به همراه پدر مسنِّ خود خدمت امام می رسد. او پیش می افتد و پدرش پشت سرش حرکت می کند. امام پس از اینکه آن مسئول پدرش را معرفی می نماید می فرماید: «این آقا پدر شما هستند؟ پس چرا جلوی او راه افتادی و وارد شدی؟!»

بزرگی روحِ خد

پس از سال ها تبعید و دوری از وطن، خبرنگاری از حضرت امام پرسید: حال که به خاک ایران، قَدَم می گذارید، چه احساسی دارید؟ امام فرمودند: «هیچ». خبرنگار گمان می کرد که امام نیز همچون رهبران سیاسی که با انگیزه های قدرت طلبی در چنین صحنه های هیجان انگیزی از خود بی خود می شوند، چنین خواهد کرد، ولی کلمه هیچ، پاسخ همه چیزهایی بود که برترین احساس ها را در خود نهفته دارد. نیز زمانی که شاه از ایران رفت، یکی از اعضایِ بیت به حضور امام می رود و می گوید: «برادران می گویند که شاه رفته و رادیو هم خبرش را پخش کرده است». امام با آرامش و وقار خاصی فرمودند: «دیگه چی؟!» گویی که هیچ اتفاق مهم و دور از انتظاری نیفتاده است. برخی افراد این بزرگی را درک نمی کردند و پاسخ ساده و روشنِ ایشان را مورد انتقاد قرار می دادند.

درخشان از پرتو ادعیه

امام خمینی رحمه الله نه تنها مقیّد بود واجبات را به طور صحیح و کامل با آداب و شرایط انجام دهد، در امرِ به جا آوردنِ مستحبّات هم کوشا بود. ارتباط حضرت امام با ادعیه و دنیای نورانیِ مناجات، به قدری ژرف بود که وقتی از ایران به ترکیه تبعید شد، در نخستین نامه ای که به ایران نوشت، کتاب مفاتیح الجنان و صحیفه سجادیّه را خواست. این نشان دهنده روح عالی و عبادی ایشان درکنار توجه به مسائل سیاسی و اجتماعی بود. امام راحل در نامه ای خطاب به فرزند خود می نویسد: «پسرم! دعاها و مناجات هایی که از ائمه معصومین علیهم السلام به ما رسیده است، بزرگ ترین راهنماهایِ آشنایی با او ـ جلّ و علا ـ است و والاترین راهگشایِ عبودیّت و رابطه بین حق و خلق است. [این دعاها] مشتمل بر معارف الهی و و سیله انس با او، ره آورد خاندان وحی و نمونه ای از حالِ اصحاب قلوب و ارباب سلوک است».

همراه با جاذبه های مناجات شعبانیه

نظر کلی امام راحل رحمه الله در مورد ادعیه چنین است: «انسان را از این ظلمت بیرون می برد. وقتی که از این ظلمت بیرون رفت، انسانی می شود که برای خدا کار می کند». گاه دیده شده که اولیای خدا با برخی دعاها پیوند ژرف تر و بیشتری پیدا می کنند. دراین زمینه، از امام پرسیده شد در میان دعاهای معروف، به کدام یک از آنها بیشتر انس یا اعتقاد دارید؟ پس از تأمل فرمود: «دعای کمیل و مناجات شعبانیه». ایشان در مورد این مناجات که آکنده از مضامین عرشی است می فرماید: «مناجات شعبانیه، از بزرگ ترین مناجات، و از عظیم ترین معارف الهی، واز بزرگ ترین اموری است که آنهایی که اهلش هستند، می توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند».

دوستی با اهل بیت

با توجه به مقاومت بالای امام در حوادث تلخ دنیوی، پزشکان از اینکه ایشان در شهادت فرزندش گریه نکرده بود، نگران بودند. آنها معتقد بودند امام باید گریه کند تا مبادا فشاری روی قلبش وارد شود. روضه خوان خاص حضرت امام می گوید: «هر چه نام مرحوم حاج آقا مصطفی را بردم تا با آهنگ حزین، امام را منقلب کنم که درعزای پسر اشک بریزد، امام تغییر حال پیدا نکرد و همچنان ساکت و آرام بود، ولی همین که نام حضرت علی اکبر علیه السلام را بردم، امام آن چنان گریست که قابل وصف نبود». جریاناتی این چنین، حاکی از علاقه و محبّت شدید ایشان به خاندانِ عصمت و طهارت است. رژیم کوته اندیش پهلوی، امام را به سرزمینِ خورشید ولایت تبعید کرد، ولی از آنجا که «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»، در طول پانزده سالی که امام در نجف اشرف بود، هر شب به زیارت مولا علی علیه السلام می رفت و بارها می گفت: «دشمن مرا به این موهبت الهی رساند».

شهدا در پیام های جاوید امام

شهادت، واژه ای ملموس در زندگیِ امام بود؛ چرا که این رهبر فرزانه، هم فرزندِ شهید و هم پدر شهید به شمار می رفت. ایشان با الهام از فرهنگ سرخ حسینی، دست یابی به اهداف والای انقلاب را نقش مؤثرِ پیام های سبزِ خون می داند و می فرماید: «طبع یک انقلاب، فداکاری است. لازمه یک انقلاب، شهادت و مهیّا بودن برای شهادت است». در بیان تابانِ رهبر فقید انقلاب، هماره ارج نهادن به مقام بلند شهدا مشهور است: «اینها (شهیدان) ره صد ساله را یک شبه پیمودند و ما از این قافله دور هستیم»، «خونِ شهیدان ما، امتداد خون پاک شهیدان کربلاست»، «چه غافلند دنیاپرستان و بی خبران، که ارزش شهادت را در صحیفه های طبیعت جست و جو می کنند ووصف آن را در سروده ها و حماسه و شعرها می جویند و در کشف آن از هن

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.