پاورپوینت کامل زن پژوهی، آفاق تازه و تحولات فکری در گفت و گو با آیت اللّه سیدمحمدحسین فضل اللّه ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل زن پژوهی، آفاق تازه و تحولات فکری در گفت و گو با آیت اللّه سیدمحمدحسین فضل اللّه ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زن پژوهی، آفاق تازه و تحولات فکری در گفت و گو با آیت اللّه سیدمحمدحسین فضل اللّه ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل زن پژوهی، آفاق تازه و تحولات فکری در گفت و گو با آیت اللّه سیدمحمدحسین فضل اللّه ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint :

>

۶

آیت اللّه سیدمحمدحسین فضل اللّه ، که
خوانندگان عزیز مجله با آرا و افکارشان از طریق
سلسله مقالات و مصاحبه های ایشان در مجله،
آشنایی دارند در طی حدود نیم قرن فعالیت
اصلاح گرایانه فرهنگی ـ دینی خود اهتمام ویژه ای
به مسایل زنان و ارائه برداشت و قرائت جدید از
حقوق، جایگاه و وظایف زنان در جامعه اسلامی
داشته اند. ایشان که از پیشگامان حرکت اسلامی
معاصر و از پیشتازان اصلاح دینی هستند با تفکیک
عادات و رسوم و سنتهای فکری و عملی جوامع
اسلامی از متون دینی مقدس، در پی برداشتن بار
اضافی فرهنگ مسلمانان که بر متون دینی (کتاب و
سنت) تحمیل شده و با آن در آمیخته، برآمده اند و
البته طبیعی است که دین و متون دینی در هر
جامعه ای متناسب با زمینه فرهنگی ـ تاریخی آن
جامعه درک و عمل می شود. فربه شدن دین بر اثر
بارها و پیرایه هایی که در بستر تاریخ و در میان
فرهنگهای مسلمانی سبب کند شدن حرکت و
جنبش آن شده است. تفاوت گونه های دین پذیری
در جوامع اسلامی نقش عوامل غیر دینی را بر تلقی
آنان از دین و عمل آنان به دین نشان می دهد و طبعا
نمی توان همه این شیوه ها را درست شمرد. باری
چنان که گفته آمد، آیت اللّه سیدمحمدحسین
فضل اللّه بنا به مسؤولیتی که نسبت به بازاندیشی و
نواندیشی دینی در مسایل زنان احساس می کرده اند،
نوشته ها و گفته های فراوانی در این زمینه ارائه
کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود:

۱ـ کتاب «تأملات اسلامیه حول المرأه» که
تاکنون حدود ۹ بار به چاپ رسیده و ترجمه کامل
آن ـ به این قلم ـ در مجله پیام زن به صورت سلسله
مقالات چاپ شد.

۲ـ کتاب «دنیا المرأه» مجموعه
گفت و گوهایی در باره مسایل زنان است که بیش
از ۶ بار چاپ شده است.

۳ـ «قراءه جدیده لفقه المرأه الحقوقی» که
جزوه سخنرانی ایشان در جمع زنان مسلمان لبنانی
است و ترجمه آن در مجله پیام زن چاپ شده است.

۴ـ «المرأه بین واقعها و حقها» این کتاب هم
پیاده شده سخنرانی و پرسش و پاسخ ایشان در
موضوع زنان است و ترجمه بخشی از آن در مجله
پیام زن چاپ شده است.

در گفت و گویی که از نظرتان خواهد گذشت،
آیت اللّه فضل اللّه به سرّ اهتمام جدی خویش به طرح
تازه مسایل زنان پرداخته و به پرسشهای متعددی
پاسخ گفته است.

«مترجم»

* *

کسی که به فرآورده های فکری و فرهنگی

شما آگاه است، متوجه می شود که حضرت عالی
میزان فراوانی از اهتمام خویش را به موضوع زن
اختصاص و به آن اولویت داده اید، چنانکه در
بیشتر تألیفات و سخنان به این موضوع پرداخته اید.
مهمترین علل این امر چه می تواند باشد؟

آیت اللّه فضل اللّه : موضوع «زن» در اوج
اهتمامات فکری و اجتماعی ام قرار دارد. زیرا
ملاحظه کرده ام که رفتار اجتماعی ای که با زن در
عموم جوامع اسلامی می شود از رفتار صحیح
اسلامی فاصله دارد و بگذریم از اینکه نگاه انسانی
به زن ـ حتی از سوی زن به خویش ـ نگاهی غیر
اسلامی به شمار می آید. مخفی نیست که نگرش
انسانی به زن به جهت تعیین نقش او در زندگی و
اعتراف به حقوقش چه پیامدهای واقعی ای دارد.

باری نگرش پست انگارانه به زن تنها از سوی
مرد نیست بلکه بیشتر زنان نیز خود را به لحاظ
انسانی در جایگاهی پست تصور می کنند. علت این
امر فشار نگرش رایج اجتماعی به آنان به عنوان
جنس ضعیف و ناقص العقل است. نوع نگرش
اجتماعی، در سخنان حقارت آمیزی که مردم و از
جمله خود زنان در باره جنس زن می گویند، آشکار
است. مانند این سخن متداول که «زن از ۴۱ عقل
بهره مند است.»

من به دقت، خطاهای فراوانی در نگرش
مردان و زنان نسبت به زن مشاهده کرده ام و دیده ام
که رفتار مردان با زنان و حتی رفتار زنان با خود
دارای اشتباهات زیادی است و این گویای انحراف
فکری و رفتاری از اسلام می باشد. با توجه به این
وضعیت، سخنی که می گوید: «اسلام چیزی است و
مسلمانان دیگرند» راست می نماید. از این رو من در
بسیاری از نوشته ها و سخنان خود برای خاص و
عام، به موضوع زن پرداخته ام و کوشیده ام تا به
لحاظ فکری و عملی حالت آگاهی به اسلام حقیقی
را پدید آورم و سیمای اصلی و حقیقی زن را در
اسلام به دیگران نشان دهم. با این کار می توانیم
برچسبهایی را که دشمنان اسلام برای آلوده کردن
سیمای اسلام بر آن چسبانده اند برکنیم. متأسفانه
این برچسبها هم دست ساخته مسلمانان است نه
اسلام. غیر مسلمانانی که می خواهند از آراء اسلام
آگاه شوند باید به منابع حقیقی و مصادر اصلی
مراجعه کنند.

چارچوب اساسی فکری شما در مطالعه

مسایل زنان کدام است؟

آیت اللّه فضل اللّه : دیدگاه فلسفی و اجتماعیِ
اسلامی نسبت به انسان چارچوب اسلامی فکری
برای مطالعه مسایل زنان است.

مقصود ما از دیدگاه فلسفی اسلام نسبت به
انسان همان دیدگاهی است که در سطح حقیقت و
جوهره انسانی مرز و تمایزی بین زن و مرد رسم
نمی کند، زیرا به نظر اسلام زن و مرد به لحاظ ماهیت
انسانی یگانه اند.

خداوند بزرگ فرمود: «یا ایها الناس اتقوا
ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها
زوجها.» (نساء، ۱) «ای مردم از پروردگارتان که
شما را از «نفس واحدی» و جفتش را [نیز] از او
آفرید، پروا دارید.»(۱)

تنها تمایزی که اسلام به رسمیت می شناسد
تمایز در شکل آفریده شدن یا تمایز جسمی است.
این تمایز مانند هر واقعیت دیگری آثاری در
عرصه زندگی دارد و در امر قانونگذاری، عوارض و
مقتضیات ویژه خود را داراست. طبیعی است که این
دوگونگی [بدنی] به لحاظ وظیفه اجتماعی و
انسانی ای که هر کدام از زن و مرد دارند، بین آن دو
تمایز پدید آورد. این تمایز در عین حال مستند به
منبع واحد، یا حقیقت انسانی واحد می باشد که روح
است. روح منبعی است که افعال زن و مرد در شؤون
زندگی فردی و مشترکشان از آن سرچشمه می گیرد.
چنین تمایزی به طور مشخص چنان که گفتیم تمایز
کارکردی است نه تمایز ماهوی.

شأن تمایز کارکردی یاد شده این نیست که به
ایجاد رابطه ای نابرابر بین زن و مرد کمک کند، زیرا
هر دو در سطح انسانی برابری قرار دارند و در
جایگاه وجودی واحدی ایستاده اند. این امر گویای
آن است که تمایز وظیفه ای، تنها دوگانگی
نقشهاست نه نابرابری جایگاهها و مراتب وجودی.

دستاوردی که زن و مرد از تکوین الهی
داشته اند، پایه گذار تقسیم وظایف و به دنبال آن
محدوده ها و زمینه های مختص و مشترک کار آن دو
است.

آنچه که این نتیجه گیری را مورد تأکید قرار
می دهد معیار کلی و یگانه ای است که قرآن کریم
برای ارزیابی انسانها بر آن اعتماد کرده است که
همان معیار تقواست، خداوند بزرگ فرمود: «انّ
اکرمکم عند اللّه اتقاکم» (حجرات، ۱۳) «در
حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین
شماست.»

تقوا فرآیند معنوی، اخلاقی، عقلی و عملی
ورود انسان در مسیر بندگی خداست. مسیری که
مرزهایش را احکام و اوامر و نواهی و ارزشهای
الهی معین می کند. در این مسیر زن و مرد مشترک
هستند، هرچند به تناسب نقشها و موقعیتهایشان در
ساختار جامعه یا در چارچوب خانواده، در برخی از
احکام از یکدیگر متمایزند. اما مبدأ و مقصد یکی
است و آن خداوند سبحان است. در اینجا مرز
مشخصی وجود دارد که نگاه واقع گرایانه اسلام را
باز می شناساند، زیرا اسلام چنان که خود، خویش را
معرفی می کند دین فطرت است. یعنی دینی است که
از طبیعت انسانی حکایت می کند و سنتهای هستی
را چنان که هست رعایت می نماید بی آنکه از آن
سرپیچی کند یا آن را به بازی بگیرد. آن مرز
مشخص کلام خداست که فرمود: «فاقم وجهک
للدین حنیفا فطره اللّه التی فطر الناس علیها لاتبدیل
لخلق اللّه ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لا
یعلمون» (روم، ۳۰) «پس روی خود را با گرایش
تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشتی
که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خدای
تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولی
بیشتر مردم نمی دانند.»

تردیدی نیست که چیرگی و غلبه، از آن
سنتهای الهی است. هر چند در نگاه نخست به نظر
می آید که انسان توان عصیان بر سنتهای الهی را
دارد اما به تحقیق، خداوند بر کار خویش چیره
است. «اللّه غالب علی امره» (یوسف، ۲۱).

از آنجا که انسان در نگاه قرآن، مشتی از خاک
زمین و دمی از روح خداست و جوهر این دم الهی،
عقل و روح است که به انسان خصوصیت انسانی
می دهد، بنابراین، انسان، شکل گرفته از توانی مادی
است که در پیکر و جنبش بدنی و غریزی اش نمود
می یابد و نیز از توانی معنوی شکل یافته که عقل و
احساس و شعور، نماد آن است. در این مسأله نیز
زن و مرد برابرند.

بنابراین، ناچار باید این دو بُعد در حیات انسان
به دقت مراعات شود و در کنار این، نیاز و لوازم و
توانایی ها و قابلیتهای این دو بعد، بر پایه اصول کلی
اسلامی یعنی توازن و عدل رعایت گردد. پس
نمی توان هیچ یک از ابعاد انسانی را نادیده گرفت،
زیرا انسان، از آن رو که انسان است ـ حداقل در بعد
دنیوی ـ تجسم حضور ابعاد متعدد است. همچنین
هر گونه کم و زیاد کردن یا زیاده روی کردن در
تعامل با بعدی از ابعاد هستی انسانی، در حکم
لکه دار کردن این هستی و گمراه کردن آن از مسیر
صحیح آن است.

این نگاه کلی همان است که مبانی روابط عام
اجتماعی ـ چه بین مرد و زن و در درون محیط
خانواده و خارج آن و چه بین مرد و مرد پی
می افکند و تحکیم، توازن و تعادل منافع در بستر
مصلحت عمومی جامعه ـ به عنوان یک واحد ـ
موجب شکل گیری و قوام این روابط می شود.

جامعه چارچوبی عمومی برای تعامل و
همکاری و ارتباط عموم انسانها و در عین حال
عرصه تزاحم و برخوردهاست. این امر اقتضا
می کند که در توزیع وظایف و تدبیر امور دقت کافی
به کار رود تا در صورت امکان منافع همه و در
صورت عدم امکان، مصلحت عمومی و نوعی
جامعه تأمین شود.

به دیگر سخن می گوییم از نظر اسلام به مفهوم
عمیق انسانی، زن و مرد مطرح نیست زیرا هر دو
تجسم حقیقتی یگانه هستند که نفس انسانی است.
خدای بزرگ فرمود: «الذی خلقکم من نفس واحده
و خلق منها زوجها» (نساء، ۱) «آن که شما را از
نفس واحدی و جفتش را [نیز] از او آفرید.

واژه «زوج» به مفهوم لغوی اش بر مذکر و
مؤنث، با هم اطلاق می شود. زیرا نفس و روحی که
در مرد جریان دارد، همان است که در زن جریان
دارد، در عین حال که تنوع زوجیت تنوع در آفاق
هستی است. بنابراین در نظر قرآن دوگانگی ای در
جوهر مفهوم نفس (روان) و در محل ظهور حرکت
نفس وجود ندارد. هنگامی که خداوند سبحان از
تجربه آغاز آفرینش سخن می گوید بر این نکته
تأکید می کند که زن و مرد با هم این تجربه را گذرانده
و هر دو در معرض اغوا قرار گرفته اند: «انی لکما
من الناصحین» (اعراف، ۲۱) «[شیطان گفت: [من
قطعا از خیرخواهان شما هستم.» «فَاَکَلا مِنْها» (طه،
۱۲۱) «آنگاه [از آن درخت ممنوع [خوردند.»
مشکل از ناحیه آدم نبود که حوّا را به گمراهی
کشانده باشد، چنانکه مشکل از ناحیه حوّا نیز نبود تا
آدم را اغوا کرده باشد. بلکه مشکل آن دو ـ با هم ـ
بود و ریشه این مشکل هم ضعف عنصر انسانی
است که هر دو ـ آدم و حوا ـ در این نقطه مشترکند.
«و خلق الانسان ضعیفا» (نساء، ۲۸) «انسان ناتوان
آفریده شده است.»

هنگامی هم که آن دو به زمین هبوط کردند
خداوند هر دو را به طور مساوی مخاطب قرار داد:
«فامّا یأتینکم منی هدیً فمن تبع هدای فلا خوف
علیهم و لا هم یحزنون» (بقره، ۳۸) «پس اگر از
جانب من شما را هدایتی رسد، آنان که هدایتم را
پیروی کنند برایشان بیمی نیست و غمگین
نخواهند شد.»

اما در سطح ارزشی ـ مثبت یا منفی ـ وقتی
سخن خداوند تعالی را در سوره احزاب می خوانیم
که می فرماید: «انّ المسلمین و المسلمات و
المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و
الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و
الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و
الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و
الحافظات و الذاکرین اللّه و الذاکرات اعدّ اللّه لهم
مغفره و اجرا عظیما» (احزاب، ۳۵) «مردان و زنان
مسلمان، و مردان و زنان باایمان، و مردان و زنان
عبادت پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و
زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان
صدقه دهنده، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و
زنانی که خدا را فراوان یاد می کنند، خدا برای [همه[
آنان آمرزشی و پاداشی بزرگ فراهم ساخته
است.»

در این آیه خداوند فرقی بین زن و مرد به لحاظ
ارزشی نگذاشته است. ارزش، واحد است و برای
زن و مرد، یکی است. و لباس یکی است که هر دو
را می پوشاند و دعوت به تعهد نیز هر دو را مورد
خطاب قرار می دهد: «و ما کان لمؤمن و لا مؤمنه اذا
قضی اللّه و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من
امرهم» (احزاب، ۳۶) «و هیچ مرد و زن مؤمنی را
نرسد که چون خدا و فرستاده اش به کاری فرمان
دهند، برای آنان در کارشان اختیاری باشد.»

خداوند سبحان همان طور که مرد را مسؤول
عواقب تمام کارهایش می داند، زن را نیز
پاسخگوی تمامی کارهایش می داند و بر این اساس
همان گونه که مرد را مجازات می کند، زن را نیز
عقاب می دهد. و همانند مرد، به زن نیز پاداش
می دهد. خداوند در باره اعمال انسان چنین
می فرماید: «انّی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکرٍ او
انثی» (آل عمران، ۱۹۵) «من عمل هیچ صاحب
عملی از شما را، از مرد یا زن، تباه نمی کنم.»

الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحدٍ منهما مأه
جلده» (نور، ۲) «به هر زن زناکار و مرد زناکاری
صد تازیانه بزنید.»

«السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزاءا بما
کسبا نکالاً من اللّه » «مرد و زن دزد را به [سزای[
آنچه کرده اند، دستشان را به عنوان کیفری از جانب
خدا ببرید.»

از این رو هنگامی که از نمونه[های انسانی[
سخن می گوید، می فرماید: «ضرب اللّه مثلاً للذین
کفروا امرأه نوح و امرأه لوط کانتا تحت عبدین من
عبادنا صالحین فخانتاهما فلم یغنیا عنهما من اللّه شیئا
و قیل ادخلا النار مع الداخلین و ضرب اللّه مثلاً للذین
آمنوا امرأه فرعون اذ قالت ربّ ابن لی عندک بیتا
فی الجنه و نجّنی من فرعون و عمله و نجّنی من القوم
الظالمین و مریم ابنه عمران …» (تحریم، ۱۰ ـ ۱۲)

«خدا برای کسانی که کفر ورزیده اند، زن نوح
و زن لوط را مثل آورده [که] هر دو در نکاح دو بنده
از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند و
کاری از دست [شوهران] آنها در برابر خدا ساخته
نبود. گفته شد: «با داخل شوندگان داخل آتش
شوید.» و برای کسانی که ایمان آورده اند، خدا
همسر فرعون را مَثَل آورده، آنگاه که گفت:
«پروردگارا پیش خود در بهشت خانه ای برایم
بساز، و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از
دست مردم ستمگر برهان.» و مریم دختر عمران
را…»

مفهوم این آیه چنین است که زنی که در مسیر
حرکت، تابع عناصر ضعف می شود و به خط
انحراف ملتزم می گردد، الگو و نمونه همه کافران
می شود و زنی که توان مبارزه با مفاسد موجود را
داراست و به نیکی و پاکی پای بند است، الگو و
نمونه همه زنان و مردان مؤمن است. این سیمای
کلی ای است که قرآن ارائه می کند.

ما در قرآن جریان فکری ای را نمی یابیم که
مرد را به لحاظ مسؤولیت پذیری و نتایج آن بر زن
برتری داده باشد. و وقتی که می خوانیم: «یا ایها
الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و
قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عند اللّه اتقاکم» (حجرات،
۱۳) «ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و
شما را ملت ملت و قبیله، قبیله گردانیدیم تا با
یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در حقیقت
ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین
شماست» می فهمیم که مقیاس مرکزی اعمال در
اسلام، تقوای الهی و میزان قرب و بُعد از اوست.
بنابراین هنگامی که زنی عملش را برای خدا خالص
می گرداند، بر مرد برتری می یابد، زیرا مقیاسی که
قرآن برای برتری و ارتقاء نوع انسانی قرار داده،
مقیاسی است کلی که به طور مساوی، شامل زن و
مرد می شود. تفاوتی هم که بین زن و مرد وجود
دارد تفاوت در ارزش انسانی نیست، بلکه تفاوت
در عمل است.

روشن است که چارچوب اساسی و ویژه

فکری شما در بررسی مسایل زنان، اسلام است.
بنابراین آیا شما شیوه ویژه ای در استنباط از متون
اساسی اسلامی ـ قرآن و سنت ـ به کار می گیرید؟

آیت اللّه فضل اللّه : مبنای شیوه من نخست،
مطالعه نظریه اسلام از طریق قرآن است و در درجه
دوم مراجعه به احادیث شریف نبوی و احادیث
امامان اهل بیت(ع) که در حقیقت ـ و لااقل در نگاه
ما ـ همان احادیث نبوی است. زیرا ائمه [به
نمایندگی] از پیامبر(ص) سخن می گویند. با این
حال

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.