پاورپوینت کامل لبخند; اگر شانس داشتم که … ۴۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
9 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل لبخند; اگر شانس داشتم که … ۴۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل لبخند; اگر شانس داشتم که … ۴۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل لبخند; اگر شانس داشتم که … ۴۱ اسلاید در PowerPoint :

>

۸۴

با عرض سلامی گرم خدمت خواهر گرامی و همسر فرهیخته و متشخص
و مهربان و پول نشان و دست و دلبازش! امیدوارم در کنار همدیگر در کنار
اسکناس های آرامش بخش سبز و آبی روزگار خوشی داشته باشید. خوشحالم که دیگر
احتمال هیچ گونه ناراحتی و غصه از لحاظ مالی نداشته و در اوضاع خوبی به سر
می برید و مشکل ندارید. آرزومندم که از این آرامش خیالی که دارید کمی هم نثار
من کنید. تا اوقات تلخ از بی پولی را با عنایت شما خوش بنمایم و راحت شوم.

خوب خانم متأهل و زندگی دار، خوبی خوشی؟ اگر در این لحظات
بسیار سرخوش و شاد می باشی باید بگویم طبق گفته قدما و گذشتگان و با تجربگان در
حال حاضر در اول راه می باشی و فعلاً نخواهی فهمید که چه بلایی به سرت آمده، و
وقتی که آب ها از آسیاب افتاد و همه چیز روال عادی به خود گرفت تازه می فهمی چه
موهبتی را از دست داده ای چرا که وقتی در منزل پدر بودی گاهی ظرف می شستی و
گاهی گردگیری می کردی آن هم با هزار جور غرولند و ناراحتی؛ اما در خانه شوهر از
این خبرها نیست. از صبح علی الطلوع باید شروع کنی و از صبحانه و نهار و شام
گرفته تا رُفت و روب. و جارو پارو کردن! تازه باید همیشه یک لبخند کذایی بر لب
داشته باشی تا همسرت مطمئن شود که همه چیز روبراه است. خلاصه خواهر خوبم کلاهی
بر سر مبارکت گذاشته اند که تا آخر عمرت نخواهی توانست آن را برداری و باید
بسوزی و بسازی! بگذریم!

از آقاجون و مامان چه خبر؟ خوبند یا نه؟ مطمئمنم فعلاً
دعوای سختی بین پدر و مادر بیچاره مان بر سر جهیزیه تو در گرفته و تا هنگام
رفتن تو به خانه شوهر و شروع زندگی مشترک ادامه خواهد داشت، چه بسا تا چند ماه
بعد از زفتن تو! به هر حال امیدوارم خداوند در این امر سخت و مشگل به آنها صبر
عنایت کند.

حال من هم خوب است و روزگارم را با سختی ها و مشکلات
گوناگون می گذرانم. مخصوصا یکی از این سختی ها مربوط می شود به یکی از اساتید
این ترم که بسیار سخت گیر و بد اخلاق است و اگر از ترم اول بی خیال بودم
تلافی اش را در آورده و حسابی ترس و لرز به جانم انداخته است. به طوری که هر
وقت با این استاد محترم کلاس داریم اول وقت سر کلاس حاضرم و حسابی هم درس
خوانده ام تا هیچ موردی برای توبیخ نداشته باشم.

و اما در اینجای نامه ام می خواهم به درددل بپردازم و از
شانس بد و اتفاقات ناخواسته ای سخن بگویم که هر ماه مثل یک زلزله ده ریشتری همه
وجودم را می لرزاند به ناچار چند کیلویی وزن، کم می کنم. آن طور که دیگر نیازی
به اعمال رژیم لاغری نیست.

این بار اتفاقی افتاد که هیچ وقت از ذهنم پاک نخواهد شد و
تا عمر دارم از دوستان ناباب دوری خواهم کرد چرا که همین ها هستند که راه و چاه
را با هم قاطی می کنند و بی توجه به آبرو و قول هایی که در حراست و امور
دانشجویی داده ام مرا از راه راست منحرلف می کنند.

چند روزی بود که در اتاق مان واقع در خوابگاه وسایلی گم
می شد وقتی همه جا را زیر و رو می کردیم و هیچ نتیجه ای نمی گرفتیم در جایی فوق
تصور، همان اشیاء را پیدا می کردیم . مثلاً شارژر تلفن همراه مونا را در یخچال،
رادیو کوچک مرا در میان کتاب ها و وسایل شخصی لیلا را در کتابخانه می یافتیم آن
هم بعد از یکی دو روز! خلاصه حسابی عصبانی بودیم و ناراحت که این نوع شوخی
بسیار بی مزه و مسخره است؛ اما درست نمی فهمیدیم که این کار از چه کسی
برمی آید، که البته هر چه کنکاش می کردیم به نتیجه نمی رسیدیم چون فقط چهار نفر
در اتاق رفت و آمد داشتیم و از هر چهار نفرمان وسایلی گم شده بود و بعد از چند
روز پیدا شده بود درد سرت ندهم یک شب به تنهایی نفشه کشیدم و زودتر از بقیه
شب ها خوابیدم، البته چه خوابی، در زیر پتو داشتم از گرما خفه می شدم اما چون
می ترسیدم که قضیه را بفهمند بیرون نمی آمدم و همان جا منتظر مانده بودم تا
آدمی را که معلوم نبود چه قصتد و نیتی دارد بشناسم، آنقدر صبر کردم تا بالاخره
از زیر پتو ملاحظه کردم که لیلا خانم با کمال دقت و آرامش ساعت مرا از جیب کوچک
کیفم برداشت و آن را داخل گلدان روی تاقچه انداخت و طوری وانمود کرد که انگار
هیچ کار ناشایستی انجام نمی دهد، آنقدر عصبانی شدم که نزدیک بود همانجا یقه اش
را بگیرم و یک دست کتک حسابی نوش جانش کنم. تازه وقتی یاد حرف هایش می افتادم
بیشتر حرص می خوردم چون هر بار که چیزی گم می شد همین لیلای خائن با کمال صداقت
می فرمود: «اگه من این آدم بی مزه رو پیدا می کردم یه حالی ازش می گرفتم!» و
دوباره ادامه می داد: «واقعا دیگه هیچ نوع شوخی تو این دنیا وجود نداره؟ چه
شوخی بی مزه ای!» و بعد هم می خندید. حسابی عصبانی شده بودم و دل توی دلم نبود
که از جا بلند شوم و مچ این دزد نابکار را بگیرم، که ای کاش این کار را کرده
بودم، اما یک لحظه به خودم گفتم صبر کن به موقع حالی از این لیلا خانم خواهی
گرفت که بیا و تماشا کن! از طرفی هم حسابی از دست دو تا هم اتاقی دیگرم عصبانی
بودم چرا که بیدار بودند و متوجه کاری که لیلا کرد نشدند مثلاً حسابی هم
باهوش اند و نمره هایشان اینقدر بالاست که اگربخواهی نگاهشان کنی گردن درد
می گیری، اما در چنین موقعی کاملاً بی هوش بودند. خلاصه آن شب را در بستر با
هزار فکر و خیال آرمیدم و تصمیمی بکر و عالی برای حال گیری به سرم زد که به عقل
جن هم نمی رسید. قضیه نقشه و حال گیری را هم کاملاً مخفیانه گذاشتم تا هیچ کس
بویی نبرد و بتوانم یک کار جالبی انجام دهم تا لیلا خانم هوس شوخی نکند.

در دانشگاه ما به تازگی استاد بسیار مهربان و خوبی آمده که
حسابی با بچه ها دوست است و آدم را یاد دوران قشنگ دبیرستان می اندازد . از قضا
لیلا هم به این خانم استاد مهربان علاقه وافری دارد و سعی می کند با دقت فراوان
سر کلاس هایش حاضر شود و به طور کامل بهره علمی و عملی ببرد. این علاقه به حدی
شده بود که لیلا در کارها و حتی لباس پوشیدنش هم به او توجه می کرد و از نمونه
این توجه ها این بود که رفته بود اندرون بازار و پس از جستجوهای بسیار، کیف
قشنگی خریده بود که شبیه به کیف استاد قائمی باشد و با افتخار به همه ما می گفت
هیچ کس عرضه چنین کاری ندارد که تمام بازارها را به خاطر کیفی شبیه به کیف
استاد مورد لطفش بگردد، خلاصه درد سرت ندهم، تصمیم من این بود که روزی که با
خانم قائمی کلاس داریم کیف لیلا را خالی کرده و در گوشه ای پنها

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.