پاورپوینت کامل مردی که او را نمی شناختیم ۴۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
6 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مردی که او را نمی شناختیم ۴۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مردی که او را نمی شناختیم ۴۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مردی که او را نمی شناختیم ۴۸ اسلاید در PowerPoint :

>

نگاهی کوتاه به شخصیت شهید بهشتی

همان فرصت را به نوجوان ها هم می داد

در یک جلسه ی عمومی که چهارشنبه ها در منزل ما تشکیل می شد و پدرم آن جلسه را اداره می کرد اگر احیانا در این جلسه یک دانش آموز نوجوان شروع به صحبت می کرد پدرم با همان دقت به حرف های او گوش می کرد و همان مجالی را که به بزرگترها می داد به او هم می داد و او را ترغیب می کرد و این رفتار اصلا جنبه تصنعی نداشت و آن نوجوان احساس امنیت خاصی در جلسه پیدا می کرد.۱

باید کار ریشه ای بکنیم

هدف آقای بهشتی از ورود به عرصه ی تدوین کتاب های درسی دبیرستان ها این بود که می گفتند ما باید کار ریشه ای و اساسی پای داری بکنیم و این نوجوان ها و جوان ها را که در دبستان یا دبیرستان درس می خوانند متدین بار آوریم که با تدین بیشتری وارد دانشگاه بشوند و دانشگاه ها اگر دارای دانشجویان متدینی بشوند محصول جدیدی از علم و دین عرضه می کنند۲

در سفر حج هم به فکر جوان ها بود

شهید بهشتی در سفری که به حج داشت نیز از توجه به جوان ها و پاسخ به پرسش های آن ها غافل نبود. ایشان در بیابان عرفات که معمولا همه ی حجاج به دنبال مناجات و قرائت دعای عرفه هستند چند ساعت از وقت خود را صرف روشنگری جوان ها می کرد. جالب است که در آن جا هم وقت خود را تنظیم می کرد و به آن ها می گفت یک ساعت به من فرصت بدهید تا دعای عرفه را بخوانم پس از آن دو ساعت در اختیار شما هستم. شهید بهشتی در عروسی اکثر طلاب و دانشجویان جوان که با ایشان در ارتباط بودند و او را به مراسم جشن عروسی خود دعوت می کردند شرکت می کرد و بسیار به جوان ها علاقه مند بود.۳

مانند دو دوست بودند

برخورد آقای بهشتی با نوجوانان و جوانانی که در جلسات خانوادگی با ایشان شرکت می کردند خیلی ملاطفت آمیز و مهربانانه بود. با تواضع خاصی به یکایک آن ها دست می داد و از حال و احوال و درس شان می پرسید که چه کار می کنید، برنامه ی درسی تان چطور است که واقعا احساس می شد ایشان و نوجوان ها مانند دو دوست هستند و با هم صحبت می کنند.۴

باید قانون اجرا شود

یک بار که با آقای بهشتی در ماشین نشسته بودیم راننده خواست برای رعایت مسائل امنیتی و خروج از ترافیک بخشی از مسیر را عبور ممنوع حرکت کند. دکتر بهشتی وقتی توصیه ی محافظان را شنیدند که ممکن است در این ترافیک شما را ترور کنند و بکشند، اجازه ندادند و گفتند ما زنده هستیم که قانون اجرا بشود.۵

رعایت حقوق اجتماعی مردم

قبل از انقلاب بارها من در ماشین آقای بهشتی بودم که ایشان رانندگی می کردند. متین و منظم بودند و در رانندگی اصلا شتاب نداشتند. بی نظمی در کارشان دیده نمی شد و با صبر و متانت خاصی در برابر چراغ قرمز می ایستادند. بعضی از انقلابیون در آن زمان چون این کار علامت تمکین در برابر قانون شاه محسوب می شد از چراغ قرمز عبور می کردند که مثلا از قوانین طاغوتی سرپیچی کنند و این را نوعی مبارزه با طاغوت می دانستند ولی ایشان چنین اعتقادی نداشت و عمل به این قوانین را رعایت حقوق اجتماعی مردم می دانست.۶

فقط یک بار تصادف کرد

پدرم در طول سال ها رانندگی در داخل و خارج از کشور حتی یک بار نه تصادف کرد نه خلاف کرد که جریمه شود تنها یک بار در لبنان یا ترکیه خانمی که در یک سراشیبی بی احتیاط رانندگی می کرد به ماشین پدرم صدمه زد. خیلی به مقررات راهنمایی پای بند بود.۷

نظم آری، نظام نه!

قبل از انقلاب یک شب در منزل آقای بهشتی در تهران مهمان بودم. چون می خواستیم با ایشان به جایی برویم خودشان پشت فرمان نشستند. من کنار دست ایشان نشسته بودم. وقتی به چراغ قرمز رسیدیم ایشان توقف کرد. پرسیدم شما چطور به قانون های رژیم شاه اعتنا می کنید و آن ها را رعایت می کنید؟ گفتند من نظم را قبول دارم ولی نظام را قبول ندارم. ضمنا ایشان مثل بعضی نبود که موقع رانندگی عمامه خود را در می آورند تا معلوم نشود راننده یک فرد روحانی است.۸

نیاز به سفارش من نیست

در یکی از جلسات فامیلی یکی از پیرمردان جلسه که آقای بهشتی برای او احترام زیادی قائل بودند به ایشان گفت در فلان دادگاه من یک مشکل دارم و پرونده ای هم درست شده است. قصد او این بود آقای بهشتی که رئیس دیوان عالی کشور و مسئولیت قضایی کل کشور را داشت برای او توصیه ای بنویسد که ماجرا به نفع او فیصله یابد ولی ایشان با کمال احترام به او گفت اگر در این قضیه حق با شماست نیاز به سفارش من نیست و به نفع شما حکم خواهد شد ولی اگر حق با شما نیست من چیزی نمی نویسم.۹

اگر از چراغ قرمز رد شدی

حجت الاسلام و المسلمین مروی برای من تعریف می کرد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی شبی که آقای بهشتی در ماشین من نشسته بود من به دلیل این که شب بود و خلوت از چراغ قرمز رد شدم. ایشان به من گفت آقای مروی اگر از چراغ قرمز دوم هم رد شوید دیگر نمی شود پشت سر شما نماز خواند چون شما اصرار بر گناه دارید. من به ایشان گفتم حکومت طاغوت است چطور خلاف قانون طاغوت عمل کردن گناه محسوب می شود؟ آقای بهشتی پاسخ داد قوانین راهنمایی و رانندگی انسانی ترین قوانین است.۱۰

پوست میوه را تا تهران نگه داشتند

آقای بهشتی وقتی از قم به تهران می آمدند و برمی گشتند سعی می کردند از فرصتی که راه هستند کمال استفاده را ببرند. در زمان رژیم شاه یک بار که با هم این مسیر را می رفتیم شخصی در ماشین میوه ای به ایشان تعارف کرد که آن را پذیرفتند و میل کردند چون در ماشین سطل زباله نبود پوست آن را از قم تا تهران در دست شان نگه داشتند. وقتی به تهران رسیدند آن را در سطل زباله انداختند. با این که می توانستند مثل بعضی از شیشه ی ماشین آن را به بیرون بیندازند. جالب این جا بود که در این مسیر برنامه های خودشان را داشتند و پوست میوه هم در دست شان بود.۱۱

به دنبال فرد کاملا مسلطی بود

پدرم در سال ۱۳۴۲ برای بعضی از طلاب حوزه ی علمیه کلاس آموزش زبان انگلیسی تشکیل می دادند تا کاملا در مکالمه به زبان انگلیسی مسلط باشند. به خاطر دارم سعی می کردند کسی را برای تدریس در این کلاس ها انتخاب کنند که به زبان انگلیسی کاملا مسلط و در حد زبان مادری با آن آشنا باشد. خودشان هم برای شاگردان شان کلاس زبان می گذاشتند و این زبان را برای آن ها تدریس می کردند.۱۲

باید خوب گوش کردن را یاد بگیریم

چون من مدیر مدرسه ی رفاه بودم به خاطر مشکلی که پیش آمده بود ناراحت شده بودم که این ناراحتی چند ماه طول کشید. وقتی جلسه ی هیئت امنای مدرسه ی رفاه تشکیل شد ایشان طی صحبتی که در این مورد داشتند به نکته ی جالبی اشاره کردند و گفتند دوستان عزیز، ما همان طور که خوب صحبت کردن را بلد هستیم باید خوب گوش کردن را هم یاد بگیریم. ولی متاسفانه خوب گوش کردن را بلد نیستیم. بعد به روایتی اشاره کردند که اگر کسی در میان صحبت دوستش حرف بزند مثل آن است که به صورت دوستش چنگ زده و صورت او را خونین کرده است. خود ایشان به شدت، هنر خوب گوش کردن را در خود داشتند. از جمله یک بار که من حدود بیست دقیقه مطالبی خدمت شان می گفتم در تمام این مدت نسبتا طولانی به دقت و آرامش به حرف های من گوش می دادند و نکاتی را یادداشت می کردند. در پایان صحبت من گفتند آقای رثایی، مطالب فلان و فلان که گفتید درست بود ولی نقدی هم به نکات دیگر صحبت تان که کردید هست. و نقدشان را هم مطرح می کردند و این طور نبود که وسط صحبت من هر چند با من خودمانی بود حرف بزند و حرفم را قطع کند.۱۳

جرئت اظهار نظر صریح داشت

آقای بهشتی در رد و نقد مطالبی که آن ها را به لحاظ مبانی دینی سست و ضعیف می دان

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.