پاورپوینت کامل این جا هیچ کس از پل نمی گذرد ۳۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل این جا هیچ کس از پل نمی گذرد ۳۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل این جا هیچ کس از پل نمی گذرد ۳۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل این جا هیچ کس از پل نمی گذرد ۳۲ اسلاید در PowerPoint :

>

نگاهی به رمان «این جا؛ نرسیده به پل»

«این جا؛ نرسیده به پل…»، اولین رمان «آنیتا یارمحمدی» است که توسط نشر ققنوس منتشر شده است. قبل از این، اسم این نویسنده ی جوان را در جایزه های ادبی مختلف شنیده بودیم؛ جایزه ی ادبی اصفهان، جشنواره ی ملی داستان های ایرانی، کنگره ی شعر و داستان بندرعباس و…

«این جا؛ نرسیده به پل…» آیینه ای از دختران جوان دهه ی شصت، با دغدغه ها و مسائلی که مربوط به همه ی نسل هاست، البته با کمی تفاوت. تفاوت این دغدغه ها به پایتخت زدگی دختران حاضر در داستان مربوط می شود. جوانانی که با اندک تفاوت سنی با هم در شلوغی و سر و صدای تهران گم شده اند و هر کدام به نوعی گم شده ای دارند. باید این کتاب را خواند تا فهمید این نسل چگونه مشکلات شان را حل می کنند. شاید که در انتها، با آن ها هم دلی کنیم. ..

نویسنده ی جوان رمان «این جا؛ نرسیده به پل…» با به تصویر کشیدن زندگی سه دختر جوان به نام های «رؤیا»، «آیدا» و «مهتاب» توانسته تصویری از نسل دهه ی شصت ارائه دهد تا نسل های پیشین بتوانند آن ها را درک کنند؛ اگرچه این تصویر، برشی ناموزون از جوانان این دهه است، می شود گفت این هم یک جور عکاسی است با این تفاوت که عکاس با بزرگ نمایی بعضی قسمت ها، از اهمیت دیگر جنبه های این نسل کاسته است.

بچه های دهه ی شصت مدت هاست تبدیل به واژه ای آشنا برای ما شده است. برای نسل های پیشین در بیش تر موارد، این واژه، ترس و هراس با خود به همراه می آورد چرا که شاید بزرگ ترها در رویارویی و تربیت این طیف خود را عاجز می دیدند، با آن تفاوت فاحشی که بین دوران زندگی والدین و فرزندان وجود داشت. چه بسا چند سال گذشته عده ای بودند که هنوز لذت تلفن ثابت را تجربه نکرده بودند که با هجوم همه جانبه ی تکنولوژی، تنها در فاصله ی چند سال با اینترنت و موبایل و. .. دست به گریبان شدند. گرچه با خواندن «این جا؛ نرسیده به پل» درمی یابیم که ترس از دهه ی شصتی ها چندان هم بی مورد نبوده؛ چراکه با ورود به زندگی این سه دختر، به این نکته می رسیم که والدین آن قدر در اتفاقات آن دوران غرق شده بودند که دیگر جایی برای توجه به فرزندان شان باقی نمانده بود. همین می شود که در کتاب، با نسلی روبه رو می شویم که بویی از اعتقاد و دین نبرده اند، به همین سادگی!

دخترانی که روابط شان با جنس مخالف آن قدر عادی نشان داده شده که گویی امری مرسوم و مورد قبول همگان است. سیگار می کشند و با به تصویر کشیدن نوع پوشش و رفتارها درمی یابیم که معنویت، پاکی روح و دل دادن به چارچوب اولیه ی اسلام در آن ها نیست، اگرچه در یک کشور مسلمان زندگی کنند و نام مسلمان را هم یدک بکشند.

داستان در حدود ۲۵ بخش است که هر کدام از این بخش ها به نام یکی از شخصیت هاست. اتفاقات داستان را از زبان همان شخصیت می خوانیم با روایتی متفاوت. هر کدام از راوی ها سعی دارند واگویه های شان از زندگی پیرامون خود را به نحوی تصویر کنند تا هرچه واقعی تر به نظر بیاید. رؤیا، معلم یک آموزشگاه زبان انگلیسی و مطلقه است. او در حال کلافه شدن از دست زبان آموزهایی است که نمی داند چه طوری به آن ها تلفظ صحیح بعضی کلمات را بفهماند. تنهایی های او با کلنجار رفتن با جمشید می گذرد، کسی که بعد از طلاق رؤیا با وی آشنا شده و دوستش داشته، اما از سر اجبار ترکش کرده است.

بررسی خاطرات رؤیا به ما می فهماند که رؤیا برای فرار از خانه ای که پدر دائم الخمرش در آن جولان می دهد با کسی که هیچ سنخیتی با او نداشته ازدواج می کند و بدون هیچ تلاشی برای ادامه ی زندگی، طلاق می گیرد. سپس با جمشید که او هم معلم آموزشگاه زبان است آشنا می شود و بعد از گذشت دوره ای که خوب با هم انس گرفته اند، جمشید هنگام سفر به خارج از رؤیا می خواهد که فراموشش کند. «دخترجون چرا این طوری فکر نمی کنی که بابا من دو سال زندگیم گذشت با یه یارویی که دوسش داشتم؛ همین! حالام اون کارش جور شده و داره می ره یه خراب شده ی دیگه…» (ص۲۶).

آیدا، دانشجوی ادبیات است. دانشگاه را دوست ندارد؛ اما او هم مجبور به تحمل است. او از اصفهان به تهران آمده تا مثلاً درس بخواند؛ اما در واقع برای فرار از خانه، تهران را تحمل می کند. مادرش سال ها پیش از پدر جدا شده و دیگر حتی یک بار هم برای دیدن آیدا نیامده است. خوش بختانه ازدواج پدر با زنی دیگر، زندگی آیدا را تلخ و سخت نکرده، مادر جدید آیدا را خیلی دوست دارد؛ اما او از همه چیز دلگیر است. سه ماه است برای دیدن خانواده مخصوصاً خواهری که شبیه او نیست و از ماجرای مادر واقعی آیدا خبر ندارد و دل بستگی فراوانی هم به وی دارد، به اصفهان نرفته است.

آیدا نیز مانند رؤیا گرفتاری های عاطفی دارد. محمد دوست آهنگ ساز آیدا، بعد از کشمکش های بچه گانه از او جدا می شود و به پیش رفت هایی هم می رسد. آیدا هم بعد از مدتی دوست دلسوز دیگری پیدا می کند. فرهاد که سرش توی اینترنت است و از همین طریق هم با آیدا دوست شده است. «پک

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.