پاورپوینت کامل با وجود اسلام ما دیگر برده نیستیم ۴۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل با وجود اسلام ما دیگر برده نیستیم ۴۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل با وجود اسلام ما دیگر برده نیستیم ۴۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل با وجود اسلام ما دیگر برده نیستیم ۴۵ اسلاید در PowerPoint :

>

گفت وگو با لطیفا برنت، مدرس دانشکده ی مونتگومری

پس از ساعتی تأخیر، خودم را به محل جشن غدیر در «مریلند» رساندم. عده ی بسیاری به نماز جماعت ایستاده بودند. متأسفانه ترافیک کار خودش را کرده بود و توفیق نماز جماعت را از دست داده بودم! وقتی به سالن جشن رفتم، صحنه ی بسیار جالبی بود که آن جشن را از دیگر جشن ها متمایز کرده بود. عده ی زیادی از مسلمانانی که به این مهمانی آمده بودند، از مشرف شدگان به اسلام بودند و این جذابیت برنامه را برای من چندین برابر کرده بود. آن روز، خانمی جوان در حال سخن رانی بود. این خانم کسی نبود جز «لطیفا برنت». با ایشان سال قبل در مراسم عاشورا آشنا شده بودم و این بار هم وی بانی این مراسم بود. پس از سخن رانی، ایشان را به یک گپ دوستانه دعوت کردم و ساعاتی را با هم به صحبت نشستیم.

* خانم لطیفا! می دانم که شما یکی از زنان فعال و از بانیان در گردآوری مسلمانان در برگزاری برنامه های مذهبی، فرهنگی و اجتماعی در این ایالت هستید. مدت ها منتظر این لحظه بودم تا با شما گفت وگویی داشته باشم. برای اولین سؤال، هدف تان از برگزاری این برنامه ها چیست؟

من هم خوش حالم که در خدمت شما هستم! باید بگویم حدیثی داریم که مسلمانان باید با هم باشند. بر وحدت مسلمانان تأکید شده است که انسان ها را به اتحاد می خواند. ما خوش بختانه تلاش می کنیم این اتحاد را بین مسلمانان ایجاد کنیم و همیشه خدا را به یاد داشته و همواره به انجام کارهای مفید و مثبت مشغول باشیم. هر کسی که با این نیت بیاید، مسلماً از نتایج خوبی برخوردار خواهد شد. ان شاءالله که ما هم بیش تر بیاموزیم تا قوی تر و مستحکم تر باشیم و همین طور کار کنیم.

* شنیده ام کارتان گروهی است و شما هدایت گر گروه هستید.

بله؛ خوش بختانه توانستم گروهی را به نام گروه «حامی خواهران» تشکیل بدهم و ایده هایی داشتم که همه را جمع کنم تا هم دیگر را حمایت کنیم! در این برنامه ها، ما در دومین جمعه ی هر ماه نشستی داریم و در مورد عناوینی که می تواند مطرح باشد، به مباحثه و مذاکره می پردازیم. این عنوان ها می تواند رخ دادهای انجمن های ما و پیش آمدها باشد و ما در پیرامون آن ها صحبت می کنیم؛ مثلاً در مورد تربیت بچه ها و این که چگونه خانواده ای مستحکم با هویت اسلامی ایجاد کنیم و این که چگونه با خدا در ارتباط باشیم و موارد دیگر مذاکره و مباحثه می کنیم و با توجه به تمایل افراد، مسائل تغییر می کند.

* مثلاً چه مواردی بیش تر مدنظر گروه حامی خواهران است؟

یکی از چیزهایی که ما در این گروه انجام می دهیم، تحقیق در برخی کتب و منابع است. بسیاری از کتب اسلامی در این جا برای مسلمانان قابل درک نیست و ما ترجمه های خوبی به دست مان نمی رسد؛ لذا از منابع متفاوت و کتب مختلفی استفاده می کنیم و جست وجو می کنیم تا به معانی کلمات اصلی برسیم و مفاهیم را برای خودمان قابل درک و فهم کنیم. گروه حامی، گروهی است که هم دیگر را حمایت می کنیم تا به مطالب مهمی که در اسلام هست برسیم و بتوانیم قواعد اسلامی را در زندگی مان پیاده کنیم. یکی از کارهای دیگر در گروه حامی، این است که بتوانیم پاسخ سؤال های مان را بگیریم. بسیاری از مطالب اسلامی وجود دارد که باید برای ما توضیح داده شود؛ زیرا سؤال های بی پاسخ زیادی وجود دارد که یا به آن ها پاسخ داده نشده، یا حتی به آن ها فکر هم نشده است. این یک کار ابتکاری است که سؤال ها را برای علما بفرستیم و پاسخ آن را دریافت کنیم.

* خانم برنت! شما در چه مقطعی تحصیل کرده اید؟

متولد نیوجرسی آمریکا هستم و در سال ۱۹۹۰ برای تحصیلات عالی، به واشنگتن آمدم و فوق لیسانس رشته ی آموزش و ریاضیات هستم. من مدرس دانشکده ی مونتگومری در منطقه ی جورج تاون هستم که تجربه ی خوبی است. دوست دارم در اجتماع مسلمانی فعال باشم و احساس می کنم در شرایطی که درک نادرستی از اسلام ارائه می شود، باید سعی کنم اثر مثبتی روی مردم بگذارم و نظر آن ها را به اسلام، مثبت کنم. سعی می کنم با حرکات سازنده و مثبت خودم، موارد منفی را خنثی کنم. ما زنان مسلمان، کافی ا ست در جامعه حضور داشته باشیم و کارمان را خوب انجام دهیم.

* خانم لطیفا! آیا شما مسلمان به دنیا آمدید؟

من در خانواده ای به دنیا آمدم که در آن اختلاف مذهب وجود داشت؛ یعنی پدرم مسلمان و مادرم مسیحی بود. به من دو دین آموزش داده شده بود؛ اما در نهایت اسلام را برگزیدم. وقتی دوازده ساله بودم، به طور جدی در مورد روح و روان خودم اندیشیدم. یک کنجکاوی در من به وجود آمد که چه چیزهایی خوب است؟ کدام راه درست است و کدام غلط؟ خیلی از بچه ها در آن سن، این شرایط را دارند. می خواستم ارتباطی با خدای خودم برقرار کنم و این زمانی بود که من هم در مورد اسلام و هم مسیحیت آموزش هایی دیده بودم. با این که مادرم را خیلی دوست داشتم و در مورد مسیحیت بیش تر آموزش دیده بودم، توجه چندانی به آن نداشتم. مسیحیت برای من معنی نداشت. یکتایی خدا به ذهنم درست می آمد و برایم دارای معنی بود و چیزی که خیلی مورد توجه ام بود، توحید بود.

شروع به عبادت کردم و به روزه گرفتن و نماز خواندن پرداختم. از حجاب استفاده کردم؛ اما به طور مرتب و منظم آن را انجام نمی دادم. گاهی می گذاشتم و گاهی برمی داشتم. برایم خیلی سخت بود. اطراف من تعداد کمی مسلمان زندگی می کردند که به طور منظم رعایت احکام اسلام را نمی کردند و حجاب نداشتند؛ اسمی مسلمان بودند. خیلی دوره ی سختی بود. موقعی که ماه رمضان بود مردم مسخره و اذیتم می کردند. البته بعضی نواحی مسلمان نشین بودند. من در شمال نیوجرسی بودم؛ جایی که اکثر مسلمانان آن جا زندگی می کردند؛ حتی در آن جا هم مسلمان ماندن کار ساده ای نبود؛ اما این اسلام بود که در قلب من جا گرفت.

در دوازده سالگی یک مسلمان سنی بودم. پدرم در خصوص زندگی اهل بیت مطالعاتی را آغاز کرده بود و تلاش می کرد آن ها را به ما معرفی کند. در آن زمان، می خواستم فقط یک مسلمان باشم و نمی توانستم اهمیت پیروی از اهل بیت را درک کنم؛ لذا آن را به کناری نهاده و آن چه را خودم می خواستم انجام می دادم، تا این که در مسیر رشد، به جست وجوی حقیقت پرداختم و با اهل بیت آشنا و شیعه شدم.

* چه کسی بیش تر حامی شما در این مسیر بود؟

خانواده ام خیلی حامی ام بودند. مادرم که حتی مسلمان نبود، همواره حمایتم می کرد. من در خانواده ای بزرگ شدم که ده فرزند داشت و همه با هم در یک جا زندگی می کردیم. من فرزند دوم خانواده بودم و هر روز برنامه های اسلامی را با هم تمرین می کردیم.

* از فعالیت های دیگرتان برایم صحبت کنید. شما واقعاً یک مدافع شیعه در این منطقه هستید و من بارها شما را در سخن رانی ها و برنامه های متنوع مذهبی دیده ام. چه فعالیت هایی بیش تر برای شما حائز اهمیت است؟

آن چه برای من خیلی مهم است این که بچه های ما بخشی از یک جامعه ی قوی و توان مند ب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.