پاورپوینت کامل بحران در آستانه خلافت امیرمومنان(ع) (۲) ۵۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بحران در آستانه خلافت امیرمومنان(ع) (۲) ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بحران در آستانه خلافت امیرمومنان(ع) (۲) ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بحران در آستانه خلافت امیرمومنان(ع) (۲) ۵۳ اسلاید در PowerPoint :

>

۵- حکمرانی معاویه

سزاست که حکمرانی معاویه در عصر علی(ع)را برای مسلمانان عصرحاضر چون وجود اسرائیل بدانیم. برپایه آنچه
خواهیم گفت وجودمعاویه چون غده سرطانی بود که درنگ درسوزاندن ریشه آن از طبیب حاذقی چون علی هیچ سزاوار
نبود، چنانکه امام(ع) نیز در نخستین روزهای خلافت فرمان عزل او را صادر کرد. اما چه می شد کردکه درطرح پیشینان
این فرمان از سالها قبل خنثی گردیده بود; چه معاویه پیوسته می گفت:

«به خدا سوگند، من تنها در پرتو منزلتی که در نزد خلیفه دوم داشتم توانستم برمردم فرمان برانم. این جایگاهی است که
وی مرادر آن قرار داده و از زمانی که مرا نصب کرد، عزل ننمود. درحالی که هیچ امیری را به کار نگرفت جز آنکه او را
عوض کرد یا به موجب برخی اعمالش براو غضب کرد و او را به نزد خود فراخواند.

اما مرا نه عزل کرد و نه غضب نمود. او همه شامات را به من سپردو بعد از او عثمان مرا تقویت و تایید کرد.» (۱)

هرگاه علی بن ابی طالب یک سیاستمدار حرفه ای بود که مهمترین هدف خود را رسیدن به حکومت و کامروایی به وسیله
سلطنت قرار می داد ودر آنچه برای نسلهای آینده پیش می آمد، بی تفاوت می بود، آسان بودکه با ابقای معاویه به
کومت شام و با وعده خلافت به او پس از خود، وی را راضی نگهدارد. در حالی که امام معتقد بود ابقای معاویه ونظایر او در
حکومت با تمام آنچه به تحقق آن می اندیشید،منافات دارد و وی را در آینده برتمام جهان اسلام مسلط خواهدکرد.

کسانی که به سازش امام با معاویه نظر داشته و دارندنتوانسته اند بینش ژرف علی(ع)و شناخت او نسبت به معاویه و
خطفکری بنی امیه را چنان که باید، درک کنند و زیرکی معاویه وبلندپروازی و احتیاطکاری او را نیز نسنجیده اند.

مغیره بن شعبه، از سیاستمداران چهارگانه عرب به امام گفت: مصلحت این است که فرمانداران عثمان را یک سال در
مقام خود باقی گذاری و هنگامی که از مردم برای تو بیعت گرفتند و فرمانروایی تو بر قلمرو امپراتوری اسلامی، از خاورتا
باختر مسلم گردید وکاملا بر اوضاع مملکت مسلط شدی، هرکه را خواستی عزل کن و هرکس را خواستی در مقام خود
باقی بگذار. (۲)

حضرت در پاسخ او فرمود: به خدا سوگند، من در دینم سازشکاری نمی کنم و امور مملکت را به دست افراد فرومایه و
بی لیاقت نمی سپارم.

حقیقت آن است که تا موقعیت امام و معاویه را درنیابیم تحلیل و اظهار نظر پیرامون سیاست وی چندان واقع نگرانه
نیست.

موقعیت امام(ع)و معاویه

تا زمان بیعت مردم با امیرمومنان(ع)سفیانیان حدود بیست سال برنواحی شام تسلط داشتند. این مدت دراز کافی بود تا
مردهوشیاری چون معاویه که خلافت و امارت مسلمانان را نوعی سلطنت می دانست و به هیچ یک از مقررات و قیود دینی
در دخل و خرج بیت المال و سایر امور اخلاقی پایبند نبود. بتواند اساس محکم وقابل اعتمادی برای حکومت خود تدارک
کند. وی در جلب ناراضیان دست توانایی داشت و هرکس را با هرمبلغ می توانست، می خرید و به تناسب افزایش ثروت
اقلیت متنفذ علاقه و منفعت مشترک در حفظحکومت و نیرومندی آن فزونی می گرفت.

درست درجهت عکس، اشخاصی که در محیط حکومت امیرالمؤمنین(ع)مایه اخلال و فتنه و فساد بودند و شب و روز
برای واژگون کردن خلافت وی می کوشیدند، همانندشان در دستگاه حکمرانی معاویه از عوامل محافظت و نگاهبانی
امارت بودند.

از درگذشت عمرتا آن زمان(سیزده سال)نفوذ بنی امیه در دستگاه خلافت و سستی اعتقادات مردم، فساد محیط و
بازگشت دلها به سنتهای جاهلی و تعصب عربی و قبیله ای به مراتب شتاب بیشتر پذیرفته وتجربه و ریاست خواهی معاویه
به مراتب بالا رفته و او سالها بابخششهای بی حساب، سرکوب مخالفان و استعمار مردم و جلب عنایت خاص عثمان در
ضمیمه کردن حمص به قلمرو حکومت خود، مقدمات سلطنت موروثی خود را تدارک می دید.

منابع درآمد شام از تجارت تا جزیه و خراج و زکات و سایردرآمدهای بیت المال، همه در شامات و در دسترس عمال
معاویه قرارداشت و عمده آذوقه مردم مکه ومدینه هم از آنجا تامین می شد.

اما سهم امیرالمؤمنین(ع)از دولت اسلامی از حیث درآمد جز این بود، چه آنکه حجازین(مکه و مدینه) ثروت طبیعی
نداشت و از مصرهم چیزی عایدنمی شد. در همان چهار پنج سال چندین والی عوض شد و بعدها در آمدنقاط دور دست
عراق نیز در نتیجه فتنه های متوالی گروه های غارتگری که معاویه می فرستاد و خروج متناوب سران خوارج اغلب به هدر
می رفت و آنچه منظم به دست می آمد از کوفه و بصره بود.

مهمتر از منابع مالی، سهم امام در منابع انسانی است. از همان ابتدا، صاحبان پول و قدرت و نفوذ در حجاز و عراق همه
ازسختگیری و حساب خواستن امیرالمؤمنین(ع)ناراضی و عاصی و درکاراخلال و توطئه بودند. قاریان و بزرگان صحابه یا
ازترس فتنه خودرا کنار می کشیدند، یا در اجرای امرش به آراء و افکار خودمراجعه می کردند. نمونه آن خوارج بودند که
بعدها سربرافراشتند.

تنها تکیه گاه علی(ع)طبقات محروم بودند که دادگری و مساواتی که چشم روزگار مانند آن ندیده و نخواهد دید به آنها
نیرو می بخشید.

دراین موقعیت، هرگاه امام(ع)حکمرانی معاویه را تنفیذ می کردهیچ چیز به نفع حضرت پایان نمی یافت و جز رویش
مشکلات تازه، فرقی بابرکناری وی نداشت، چه آنکه بازتاب این پیشنهاد از سوی معاویه از دو حال خارج نبود:
۱- معاویه به نقشه امام پی می برد.
۲- معاویه آن رانشان صلح طلبی صادقانه می دید.

در هریک از این دو صورت، معاویه حکومت علی را به رسمیت نمی شناخت و از هیچ یک از ادعاها و موضع گیری های خود
که در فرض «عزل از سوی امام » مرتکب شد. دست برنمی داشت. بنابراین،تنفیذ حکمرانی وی باتوجه به پیامدهای
مضاعفی که با عزل او رخ می داد و از آنها سخن خواهیم گفت. چه سود داشت؟

هرگاه معاویه به نقشه امام پی می برد

وقتی معاصران علی(ع)و حتی امروزیان، تنفیذ معاویه ازسوی علی(ع)را برای غافلگیری اش مصلحتی موقت در یابند،
طبیعی است معاویه که یکی از باهوش ترین مردان سیاست درزمان خود بود.

این امر را خیلی زودتر درمی یافت وحتی پیش ازفرمان علی(ع)جوانب آن را پیش بینی کرده بود. او خود علی را بهتر از
دیگران می شناخت و می دانست که علی حتی نیم روز مسندوی را تحمل نخواهد کرد مگر به امید واردکردن
ضربه ای سهمگین تر. به تصورما، اگر علی(ع)چندی برای تجهیز قوا و تثبیت موقعیت خویش معاویه را درحکمرانی باقی
می نهاد، او حتی زودتر ازنزدیکان علی(ع)به موقتی بودن این نقشه پی می برد و در آن صورت،بیش از آنچه امام
می توانست، موقعیت خویش را تقویت و تثبیت می کرد و چاره جویی ها را افزون می ساخت.

در کنار تقویت قوا و تثبیت موقعیت، چاره معاویه منحصر به این بود که ازتنها فرصتی که روزگار به او ارزانی داشته
استفاده کند; و بزرگترین فرصت و تنها حربه «خون عثمان » بود.

معاویه خوب می دانست اگر امروز خون عثمان را ندیده بگیرد وریختن این خون را به نام علی(ع)حساب نکند دیگر فردا
این کارممکن نیست، اگر امروز خلافت امام را بپذیرد و با او به پیشوایی مسلمانان بیعت کند، فردا هرگز نمی تواند از نو
باعنوان مظلومی عثمان، به خونخواهی او برخیزد و خونش را به پای علی بگذارد.

اگر آن روزمعاویه این فرصت بسیار گرانبها را ازکف می داد،فردا که امیرالمؤمنین(ع)با اطمینان کامل از تسلط برهمه
نقاط امپراتوری اسلامی فارغ از هرگونه کارشکنی مخالفان و باتجهیزکافی او را عزل می کرد، چگونه می توانست بی بهانه،
فرمان امام را نبردو به جنگ با او لشکر گردآورد!

از آن سو، بعدها برای امام چگونه ممکن و روا بود کسی را ازحکمرانی عزل کند که خود فرمان حکمرانی اش را امضا کرده،
دوخلیفه قبل هم نزدیک به ۲۲ سال او را حاکم نیمه مختار قرارداده اند. در این صورت آن عزل به چه عذری رخ می داد؟

اگر به جرایم گذشته معاویه مربوط می شد، این دلیل در ایام تنفیذ(زمان خلافت امام)هم وجود داشت. این امر امام را
به سازشکاری و فرصت طلبی متهم می کرد و مخالفتهای دیگری در پی داشت; و در صورتی که وی را به جرم تازه عزل
می کرد، تنها آن جرم عامل عزل معاویه شناخته می شد و تاریخ از همه کردار گذشته وی به نیکی یادکرده از او تندیسی
می ساخت که خدمت بیست و چند ساله اش بایدبه جرمی ناچیز فراموش می شد. (۳)

اگر معاویه حکم تنفیذ را نشان صلح صادقانه می پنداشت

در آن صورت چه بسا سو

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.