پاورپوینت کامل شهادت حاج ملامحمد تقی ۲۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل شهادت حاج ملامحمد تقی ۲۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شهادت حاج ملامحمد تقی ۲۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل شهادت حاج ملامحمد تقی ۲۶ اسلاید در PowerPoint :

>

۸۹

چگونگی شهادت

حاجی ملا محمدتقی بن محمد برغانی، مشهور به شهید ثالث است و قاعده ی مرحوم حاجی آن
بود که همیشه قدری از شب گذشته به مسجد می رفت و مشغول عبادت و تضرُّع و زاری بود تا صبح.
پس شبی به مسجد رفت و مشغول قرائت مناجات خمسه عشر (از امام سجاد علیه السلام ) بود که در میان
مناجات ششم، سه نفر [از بدخواهان و دشمنان ایشان] آن جناب را به نیزه و خنجر هشت جراحت
زدند. آن جناب به جهت این که خون او در مسجد ریخته نشود خواست که از مسجد برآید، کشان
کشان به در مسجد خود را رساند، دیگر قادر بر زیاده از آن نشد و همان جا، افتاد. پس مردم ازدحام
کردند و آن جناب را به خانه بردند، پس از دو روز از دار فانی به دار باقی رفت و شربت شهادت را
چشید و به مولای متقیان امیرمؤمنان، تأسّی جسته که خونش در دامن محراب ریخت. و این قضیه در
(۱۷ ذی القعده) سنه ی هزار و دویست [و] شصت و چهار واقع شد… آن جناب می فرمود که من
طالب آنم که به خون خود، آغشته شوم.

تولد حضرت ابراهیم علیه السلام

خلیل در نگاه معصومانعلامه مجلسی

به سند معتبر از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام منقول است که حضرت ابراهیم، آگاه شد به عبرت
گرفتن بر معرفت حق تعالی و احاطه کرد دلایل او به علم ایمان به خدا و او پانزده ساله بود.

به سند معتبر از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که خدا برای آن ابراهیم علیه السلام را خلیل خود فرمود
که هیچ کس از و چیزی سوال نکرد که او رد کند و هرگز از غیر خدا چیزی سوال نکرد.

و به سند صحیح از حضرت صادق علیه السلام منقول است که آن حضرت را خدا برای این خلیل خود
گردانید که سجده بر زمین بسیار می کرد.

از حضرت امام علی النقی علیه السلام منقول است که برای این او را خلیل خود گردانید که بسیار صلوات
بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله می فرستاد. و از رسول خدا صلی الله علیه و آله منقول است که ابراهیم را خدا، خلیل خود
نگردانید مگر برای طعام خورانیدن به مردم و نماز کردن در شب در هنگامی که مردم در خواب
بودند.

قبل از میلاد حضرت خلیل علیه السلام

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که آزر پدر ابراهیم، منجّم نمرود پسر کنعان بود. به
نمرود گفت: من در حساب نجوم می بینم که در این زمان، مردی به هم رسد و این دین را نسخ کند و
مردم را به دین دیگر خواند.

نمرود پرسید: در کدام بلاد به هم خواهد رسید؟

گفت: در این بلاد و منزل نمرود در دهی از ده های کوفه بوده است.

نمرود پرسید: آن مرد به دنیا آمده است؟

آزر گفت: نه. نمرود گفت: پس باید میان مردان و زنان جدایی افکنیم. پس حکم کرد که مردان را
از زنان جدا کنند.

کیفیت تولد حضرت ابراهیم علیه السلام

حامله شد مادر ابراهیم به ابراهیم و حملش ظاهر نشد، پس بیرون آمد و به غاری رفت و حضرت
ابراهیم علیه السلام در آن غار متولد شد. پس او را مهیا کرد و در قماط (قنداق) پیچید و به خانه ی خود
برگشت ودر غار به سنگ برآورد.

پس خداوند قادر حکیم برای ابراهیم در انگشت مهینش (بزرگش) شیری قرارداد که او می مکید
و هرچند گاهی یک مرتبه مادر به نزد او می آمد و ابراهیم علیه السلام در روزی آن قدر نمو (رشد) می کرد که
دیگران در ماهی آن قدر نمو کنند. تا آن که در غار سیزده ساله شد.

ابراهیم علیه السلام در خانه

پس [ابراهیم علیه السلام ] آمد به نزد مادرش و مادرش او را داخل خانه ی آزر کرد و در میان فرزندان خود
رها کرد. چون آزر به خانه آمد و نظرش بر او افتاد، به مادر ابراهیم گفت: این کیست که در پادشاهی
مَلک (نمرود) زنده مانده است و ملک فرزندان مردم را می کُشد.

گفت: این پسر توست در فلان وقت متولد شده که من از تو عزلت (دور) کردم.

آزر گفت: وای بر تو! اگر پادشاه این را بداند، منزلت من در نزد او برطرف شود و آزر صاحب
اختیار و وزیر نمرود بود و از برای او بت می تراشید و به فرزندانش می داد که می فروختند و بت خانه
در دست او بود. (پس) بت به او می داد که بفروشد چنان چه به برادرانش می داد. پس ابراهیم،
ریسمانی در گردن بت می بست و به زمین می کشید و می گفت: کیس

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.