پاورپوینت کامل ادعیه و مناجات های منتخب ۴۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ادعیه و مناجات های منتخب ۴۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ادعیه و مناجات های منتخب ۴۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ادعیه و مناجات های منتخب ۴۲ اسلاید در PowerPoint :

>

سینه آتش افروز

الاهی سینه ای ده آتش افروز

در آن سینه دلی وان دل همه سوز

هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیست

دل افسرده غیر از آب و گل نیست

دلم پر شعله گردان، سینه پر دود

زبانم کن به گفتن آتش آلود

کرامت کن درونی درد پرورد

دلی در وی درون درد و برون درد

به سوزی ده کلامم را روایی

کز آن گرمی کند آتش گدایی

دلم را داغ عشقی بر جبین نه

زبانم را بیانی آتشین ده

سخن کز سوز دل تابی ندارد

چکد گر آب ازو، آبی ندارد

دلی افسرده دارم سخت بی نور

چراغی زو به غایت روشنی دور

بده گرمی دل افسرده ام را

فروزان کن چراغ مرده ام را

ندارد راه فکرم روشنایی

ز لطفت پرتوی دارم گدایی

اگر لطف تو نبود پرتو انداز

کجا فکر و کجا گنجینه راز

ز گنج راز در هر کنج سینه

نهاده خازن تو صد دفینه

ولی لطف تو گر نبود، به صد رنج

پشیزی کس نیابد زآن همه گنج

چو در هر کنج، سد گنجینه داری

نمی خواهم که نومیدم گذاری

به راه این امید پیچ در پیچ

مرا لطف تو می باید، دگر هیچ۱

فاصله میان من و تو

بایزید بسطامی در مناجات چنین گفت: «بار خدایا! تا کی میان من و تو منی و تویی بود؟ منی از میان بردار تا منی من به تو باشد تا من هیچ نباشم.» و گفت: «الهی! تا با توام، بیشتر از همه ام و تا با خودم، کمتر از همه ام.» و گفت: «الهی! مرا فقر و فاقه به تو رسانید و لطف تو آن را زایل نگردانید.» و گفت: «خدایا! مرا زاهدی نمی باید و عالمی نمی باید. اگرم از اهل چیزی خواهی گردانید، اهل شمه ای از اسرار خود گردان و به درجه دوستان خود برسان.» و گفت: «ناز بر تو کنم و از تو به تو رسم. الهی! چه نیکوست الهام تو بر خطرات دل ها و چه شیرین است روش ایهام تو در راه غیب ها و چه عظیم است حالتی که خلق کشف نتوانند کرد و زبان وصف آن نداند و این قصه به سر نیاید.» و گفت: «عجب نیست از آنکه من تو را دوست دارم و من بنده عاجز و ضعیف و محتاج. عجب آنکه تو مرا دوست داری و تو خداوند و پادشاهی و مستغنی»، و گفت: «الهی! اکنون که می ترسم و به تو چنین شادم، چگونه شادمان نباشم اگر ایمن گردم».۲

دل گرفتار

یا رب از بنده چه آید که سزاوار تو باشد

آن ستایش که سزای تو بود کار تو باشد

خرم آن روز که روشن شود از نور جمالت

روشن آن دیده که بر وعده دیدار تو باشد

هرگز از بیم جدایی نکند میل رهایی

دل شوریده عشقی که گرفتار تو باشد

بخت فرخنده آن بنده که مقبول تو گردد

شادی آن دل آزاده که غم خوار تو باشد

گر قبول تو به مهرش بنوازد به تو نازد

ورنه چون ذره سرگشته هوادار تو باشد

اگرش راه به خلوت ندهد حاجب عزت

بکشد بار جدایی تو تا یار تو باشد

چه خلل باشد اگر آینه صورت عفوت

گنه بنده مسکین خطاکار تو باشد

حسن اندیشه به پایان نبرد راه حقیقت

نظر همت و عقل تو به مقدار تو باشد۳

مناجات های دوبیتی

پای آبله و دست تهی، سینه کباب

جان پرغم و دل پر آتش و دیده پر آب

سر پر هوس و صبر نه و عمر خراب

یا رب تو به فضل خویش ما را دریاب

***

با ضربت قهر تو نعیم است عذاب

با شربت لطف تو سراب است شراب

در قدرت ما نیست رسیدن به صواب

یا رب همه را به لطف عامت دریاب

***

یا رب تو مرا عاشق صادق گردان

با عشق توم دمی موافق گردان

من خود دانم که عشق کاری است بزرگ

من لایق آن نِیم تو لایق گردان

***

یا رب ز بد و نیک جهانم بستان

دست هوس از دام جانم بستان

آباد کن این دل خرام به کرم

وز هرچه نه آن توست زانم بستان

***

یا رب تو به فضل خویش موزونم کن

وز دست فضول خویش بیرونم کن

لطف تو به هیچ بخششی کم نشود

چون بیم کمی ات نیست افزونم کن۴

***

یا رب زشراب عشق سرمستم کن

یک باره به بند عشق پابستم کن

در هرچه نه عشق است تهی دستم کن

در عشق خودت نیست کن و هستم کن

***

از عشق تو هر لحظه فغان در بندم

بیم است که شوری به جهان دربندم

یا رب تو مرا به لطف توفیقی ده

تا باز کنم چشم و زبان در بندم

***

در سایه رحمت تو خورشید شویم

و ز لطف تو نیکبخت جاوید شویم

جز لطف تو امید نداریم دگر

مپسند که از لطف تو نومید شویم

***

ای از کرم تو خلق را امن و امان

در قبضه قدرت تو عاجز دل و جان

ما را تو ز هرچه آن نشاید برهان

آنگاه به هرچه آن بباید برسان۵

***

ای آن که دوای دردمندان دانی

درمان و علاج مستمندان دانی

هرچه از دل ریش خویش گویم با تو

ناگفته تو صد هزار چندان دانی

***

ای خدمت تو سعادت و پیروزی

مولای تو بودن سبب بهروزی

از خدمت تو دست ندارم که ز تو

هم عمر فزون می شود و هم روزی

***

بردارد اگر بر درش افکنده شویم

آزد کند ز صدق اگر بنده شویم

ای آنکه ز مرده زنده بیرون آری

ما را نفسی ده که بدان زنده شویم۶

***

گه خسته دل و سوخته خرمن باشم

گه بسته دم و گشاده دامن باشم

یا رب همگان را تو به مقصود رسان

باشد که در آن میان یکی من باشم

***

در راه توم گر زیم و گر میرم

دل بر که نهم چون ز تو دل برگیرم

پیری بر رحمت تو قدری دارد

چون بر دل تو پیر شدم بپذیرم۷

***

ای آن که تو را به هیچ کس نیست نیاز

کوتاه کن این قصه که شد کار دراز

ما در خور عجز خویشتن می نالیم

تو در خور لطف خویشتن چاره بساز

***

یا رب مگذارم این چنین بی حاصل

نه دین به سلامت و نه دنیا حاصل

بنمای رهی کزو میسر گردد

بی منت دعوی همه معنی حاصل۸

***

در حضرت تو صدق و نیاز آوردم

وز درد تو قصه دراز آوردم

نقدی که به من سپرده بودی به اَلَست

قلب و دغل و شکسته باز آوردم۹

***

ای از حرم ذات تو عقل آگه نی

وز معصیت و طاعت ما مستغنی

مستم ز گناه و از رجا هشیارم

امید به رحمت تو دارم یعنی

***

گر من گنه روی زمین کردستم

عفو تو امید است که گیرد دستم

گفتنی که به روز عجز گیرم دستت

عاجزتر از این مخواه که اکنون هستم۱۰

***

یا رب بگشای بر من از رزق دری

بی منت مخلوق رسان ماحضری

از باده چنان مست نگه دار مرا

کز بی خبری نباشدم دردسری۱۱

***

با رحمت تو من از گنه نندیشم

با توشه تو ز رنج ره نندیشم

گر لطف توام سفیدروی انگیزد

یک نقطه ز نامه سیه نندیشم۳۰

***

عذاب دوری و هجران

بار خدایا، اگر مرا به چیزی عذاب کنی به ذُلِّ حجابم عذاب مکن؛ از آنکه چون محجوب نباشم از تو، عذاب و بلا به ذکر و مشاهدت تو بر من آسان بود، و چون از تو محجوب باشم، نعیم ابدی تو هلاک من باشد به ذُلِّ حجاب تو.۴۰

ای جان مشتاقان

ای رحیم بنده نواز! ای مطلوبی که طالبانت نقد قلب و روان در بوته بلای تو گداخته و شادی کونین را در قمارخانه غمت به یک ضربه باخته

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.