پاورپوینت کامل بحثی کوتاه در مبانی ولایت فقیه ۷۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بحثی کوتاه در مبانی ولایت فقیه ۷۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بحثی کوتاه در مبانی ولایت فقیه ۷۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بحثی کوتاه در مبانی ولایت فقیه ۷۵ اسلاید در PowerPoint :
>
۶
مقدمه
موضوع ولایت فقیه یکی از مبانی اصلی فقه شیعه است که در عصر حاضر توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه احیاء شده و به ظهور رسید.
از آن جا که این ولایت در امتداد ولایت ائمه اطهار علیهم السلام می باشد لازم است تا هر فرد مؤمن اطلاعاتی هر چند مختصری درباره ی آن داشته باشد زیرا قبولی همه ی اعمال در گرو ایمان واقعی و اقرار به ولایت اهل بیت و پیروی از آنان است.
اگر چه آثار فاخر و ارزشمندی پیرامون موضوع ولایت فقیه منتشر شده و در دسترس همگان قرار دارد، اما بسیاری از مطالب به جهت ظرافت و دقت موضوع و هم چنین اقامه ادلُه عقلی و نقلی بسیار فراوان، از جنبه آموزشی لازم برای استفاده آحاد جامعه به ویژه بسیجیان، برخوردار نمی باشد. به همین دلیل برای تسهیل در امر آموزش، این موضوع مهم برای اساتید و مربیان و سهولت فراگیری از جانب بسیجیان عزیز؛ اقدام به خلاصه نمودن مطالب با حفظ جنبه آموزشی آن نمودیم. امید است به احسن وجه مورد بهره برداری قرار گیرد.
تعریف
در زبان عربی برای ولایت دو معنا ذکر کرده اند:
۱ـ رهبری و حکومت
۲ـ سلطنت و چیرگی
هنگامی که ولایت درمورد فقیه به کار می رود مراد از آن حکومت و زمامداری امور جامعه است. اگر نظام سیاسی اسلام تشریح گردد و مکتب سیاسی آن باز شناسانده شود یکی از مبانی این مکتب ولایت فقیه در عصر امامان معصوم علیهم السلام خواهد بود.
از دیدگاه شیعه ولایت فقیه در عصر غیبت ادامه ولایت امامان معصوم است همان گونه که ولایت امامان در امتداد ولایت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم قرار داشت و حاصل آن اعتقاد به این نکته است که در رأس هرم قدرت در جامعه اسلامی باید یک اسلام شناس قرار گیرد که اگر معصوم حضور داشت شخص او و اگر نبود فقیه جامع الشرایط این مسئولیت را بر عهده خواهد داشت زیرا از دیدگاه اسلام وظیفه ی اصلی حکومت بسط ارزش ها و احکام الهی در جامعه می باشد و برای تحقق این آرمان لازم است در بالاترین مصدر تصمیم گیری شخصی آگاه به دین (دین شناس) قرار گیرد.
دلایل اثبات ولایت فقیه
الف) دلیل عقلی:
از آن جا که انسان موجودی اجتماعی است نیاز دارد تا در کنار دیگر انسان ها زندگی کند و تشکیل جامعه بدهد و بدون شک جامعه به قانون و زمامدار(مجری) برای اجرای قانون نیاز دارد و بدون تردید بهترین قانون برای اداره ی یک جامعه قرآن کریم و دستورات خداوند می باشد زیرا او بهتر از هرکسی به نیاز ها و مشکلات آفریدگانش آگاه است. از طرفی اجرای قانون و حکومت و زمامداری بر جامعه ی اسلامی باید توسط کسی انجام شود که بهترین شناخت را نسبت به این قانون داشته و بهتر از هر کسی بتواند آن را اجرا نماید.
این فرد به یقین خود پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و بعد از او امامان معصوم علیهم السلام می باشند. اما در زمان غیبت، احکام اجتماعی اسلام تعطیل نیست و برای آن که بتوان این احکام را به نحو مطلوب عمل کرد لازم است تا در زمان غیبت نیز (در صورت وجود شرایط) حکومت اسلامی برپا شود.
عقل حکم می کند که بر قله ی چنین حکومتی کسی قرار گیرد که به احکام اسلامی آگاهی دارد و می تواند زمامدار مردم باشد. اگر معصوم در میان مردم بود عقل او را سزاوار این منصب می شمارد ولی در عصر غیبت معصوم، فقیه عادل و قادر بر اداره جامعه لایق این مقام است.
به عبارتی جایگاه ولایت (دقت شود) ثابت است و همیشه باید یک نفر که دارای شرایط لازم است در این جایگاه هدایت و رهبری جامعه را بر عهده بگیرد و آن چه تغییر می کند افرادی هستند که در این جایگاه قرار می گیرند.
ب) دلایل نقلی:
برای اثبات ولایت فقیه به احادیث فراوانی استناد شده که به دلیل هدف ما در ارائه بحثی بسیار موجز و خلاصه فقط به سه حدیث اشاره می کنیم:
توقیع شریفی که مرحوم صدوق از اسحاق بن یعقوب نقل می کند که حضرت ولی عصرعجل الله تعالی فرجه الشریف در پاسخ به پرسش های او به خط مبارکشان نوشتند:
«وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیکمْ وَ أَنَا
حُجَّهُ اللَّهِ عَلَیهِم ـ در رویدادهایی که اتفاق می افتد به راویان حدیث ما مراجعه کنید زیرا آن ها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم».(۱)
حضرت مهدی علیه السلام دو جمله «فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیکمْ» و «أَنَا حُجَّهُ اللَّهِ» را به گونه ای فرموده اند که به وضوح می رساند حکم راویان حدیث که همان فقیهان هستند مانند حکم خود امام است. یعنی فقیهان نایب عام امام زمان علیه السلام در بین مردم هستند.
۲ـ حدیثی که از امام صادق علیه السلام نقل شده و به مقبوله ی عمربن حنظله معروف است:
«مَنْ کانَ مِنْکمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَی حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکامَنَا فَلْیرْضَوْا بِهِ حَکماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیکمْ حَاکماً فَإِذَا حَکمَ بِحُکمِنَا فَلَمْ یقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُکمِ اللَّهِ وَ عَلَینَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَینَا الرَّادُّ عَلَی اللَّهِ وَ هُوَ عَلَی حَدِّ الشِّرْک بِاللَّه ـ هرکس از شما حدیث ما را نقل می کند و در حلال و حرام ما نظر دارد و احکام ما را می شناسد به حکومت او رضایت دهید همانا من او را حاکم شما قرار دادم پس وقتی او به حکم ما حکم کرد اگر قبول نشود، سبک شمردن حکم خدا و ردّ بر ماست و ردّ ما ردّ خداست و آن در حد شرک به خداست».(۲)
فقیه در اصطلاح امروز همان شخصی است که در حدیث با تعبیر عارف به احکام معرفی شده است.
وقتی در زمان حضور معصوم علیه السلام و در صورت دسترسی نداشتن به معصوم، وظیفه ی مردم مراجعه به فقیهان جامع الشرایط است، در زمان غیبت که معصوم حضور ندارد به طریق اولی وظیفه ی مردم مراجعه به چنین فقیهانی می باشد.
۳ـ حدیثی که مرحوم صدوق از امیرالمومنین علی علیه السلام نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
«اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِی ـ خدایا جانشینان مرا مورد رحمت خویش قرار ده
قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُک ـ سؤال شد جانشینان شما چه کسانی هستند؟
قَالَ الَّذِینَ یأْتُونَ مِنْ بَعْدِی یرْوُونَ حَدِیثِی وَ سُنَّتِی ـ حضرت فرمود: آنان که بعد از من می آیند و حدیث و سنت مرا نقل می کنند.»(۳)
برای دلالت این حدیث برای ولایت فقیه باید به دو نکته توجه کرد:
الف) رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از سه شأن عمده برخوردار بودند:
۱ـ تبلیغ آیات الهی و رساندن احکام شرعی و راهنمایی مردم.
۲ـ قضاوت در موارد اختلاف و رفع خصومت.
۳ـ زمامداری جامعه اسلامی و تدبیر آن یعنی ولایت.
ب) منظور از کسانی که بعد از حضرت می آیند و حدیث و سنت او را نقل می کنند فقیهان هستند نه راویان و محدثان، زیرا راوی فقط نقل حدیث می کند و نمی داند آنچه نقل می کند حدیث و سنت خود حضرت است یا نه؟ و کسی این امور را می شناسد که به مقام اجتهاد و درجه فقاهت رسیده باشد.
با توجه به این دو نکته از حدیث استفاده می کنیم که فقیهان جانشینان پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم می باشند و شئونی که برای حضرت بود ( تبلیغ دین، قضاوت، زمامداری و ولایت) برای جانشینان او نیز خواهد بود.
یک بحث قرآنی
خداوند کریم در قرآن مجید می فرماید:
«ان الحکم الاّ لله ـ فرمان جز به دست خدا نیست»(۴)
و خداوند است که بر همه ی انسان ها ولایت و سرپرستی دارد و این ولایت را از جانب خویش به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام داده است:
«إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکعُون ـ ولی شما خدا و رسول و مؤمنینی هستند که در هنگام رکوع زکات می دهند.»(۵)
طبق روایات صریحی که از سوی شیعه و سنی نقل شده است منظور قسمت آخر آیه امام علی علیه السلام است که در هنگام رکوع نماز، انگشتر خویش را به انسان فقیری که تقاضای کمک کرده بود بخشید.
خداوند با این گونه دستورات جایگاه ولایت را رفیع قرار داد و دستور فرمود تا مؤمنین از هر کسی که در این جایگاه قرار می گیرد اطاعت کنند.
«یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکم ـ ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت کنید.»(۶)
صاحب امر در عصر حاضر وجود امام عصرعجل الله تعالی فرجه الشریف است و در بخش های قبل اشاره شد که در زمان غیبت فقها جامع الشرایط نائب عام امام معصوم هستند و هر کدام حکومت جامعه را در دست بگیرد در جایگاه ولایت قرار گرفته است پس اطاعت از او، اطاعت از خداوند و انجام دستورات الهی در قرآن می باشد.
شرایط ولی فقیه
۱ـ علم (فقاهت در دین):
از آن جا که در حکومت دینی اداره جامعه بر اساس قوانین اسلامی است کسی که در راس قدرت قرار می گیرد باید آگاهی کافی به قوانین اسلامی داشته باشد تا در جریان اداره اجتماع از این قوانین سرپیچی نشود یعنی رهبر اسلامی باید به درجه اجتهاد رسیده و شناخت او نسبت به اسلام بر اساس استنباط از احکام الهی باشد و از دیگری تقلید نکند. زیرا اگر رهبر مقلد دیگری باشد اقتدار و نفوذ او شکسته خواهد شد. در این مورد علاوه بر آیات و روایات ـ که یک نمونه از هر کدام در زیر آمده است ـ عقل سلیم نیز حکم می کند که عالم بر جاهل مقدم است.(۷)
«قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یعْلَمُونَ إِنَّما یتَذَکرُ أُولُوا الْأَلْباب
ـ بگو: آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟! تنها خردمندان
متذکر می شوند!»(۸)
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این خصوص می فرمایند:
«أَیهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ فِیه
ـ ای مردم، شایسته ترین مردم برای حکومت کسی است که از دیگران تواناتر و به دستور خدا در امر حکومت داناتر باشد».(۹)
۲ـ عدالت و تقوی:
اگر حاکم و فقیه از تقوا و عدالت برخوردار نباشد قدرت او را تباه می کند و ممکن است منافع شخصی یا گروهی را بر منافع اجتماعی و ملی مقدم بدارد. برای ولی فقیه درستکاری و امانت و عدالت شرط است تا مردم با اطمینان و اعتماد زمام امور را به او بسپارند.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در خطبه ۱۳۱ نهج البلاغه می فرماید کسی که دارای برخی از صفات رذیله است جایز نیست که حاکم مسلمانان باشد.(۱۰)
امام حسین علیه السلام نیزدرباره صفات حاکم مسلمین می فرماید:
«فَلَعَمْرِی مَا الْإِمَامُ إِلَّا الْحَاکمُ بِالْکتَابِ الْقَائِمُ بِالْقِسْطِ الدَّائِنُ بِدِینِ الْحَقِّ الْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَی ذَاتِ اللَّه ـ به جان خودم سوگند پیشوای جامعه جز آن کس که مطابق با دستور کتاب خدا حکم کند و به قسط قیام کند (عدل و داد را در میان افراد رواج دهد) و خود هم به دین حق، متدین و پابند باشد و خود را مطیع و فرمان بردار خدا بداند، نیست.»(۱۱)
۳ـ آگاهی و اهتمام به مصالح اجتماعی: یعنی مدیر و مدبر باشد.
حدیثی که در بخش اول آمد به نوعی اشاره به این مطلب نیز دارد. و امام علی علیه السلام در حدیث دیگری در احتجاج به حقانیت خود بر امر خلافت فرموده است:
«وَ أَعْلَمُکمْ بِعَوَاقِبِ الْأُمُورِ وَ أَذْرَبُکمْ لِسَاناً وَ أَثْبَتُکمْ جَنَاناً ـ آشناترین شما به عواقب امور و قاطع ترین شما در گفتار و قوی ترین شما در قلب و دل می باشم.»(۱۲)
و کاملاً مشخص است که این صفات لازم برای رهبر جامعه است که امیرالمؤمنین آن ها را بیان فرموده است.
مطلقه بودن ولای
راهنمای خرید:
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 