پاورپوینت کامل تاریخ و فلسفه تاریخ ۱ ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تاریخ و فلسفه تاریخ ۱ ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تاریخ و فلسفه تاریخ ۱ ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تاریخ و فلسفه تاریخ ۱ ۱۱۰ اسلاید در PowerPoint :

>

ترجمه: نصر الله صالحی(۲(

نوشتار حاضر به سبک و سیاق مدخل های دایره المعارف ها به نحو مختصر اما مفید و جامع به سه مقوله تاریخ, روش شناسی و فلسفه تاریخ پرداخته است. بخش اول به گرایش های مختلف در علم تاریخ, ارتباط تاریخ با علوم اجتماعی و انسانی, تإثیر جنگها و انقلاب ها در پیدایش نسل جدیدی از مورخان, هدف و انگیزه مورخ از تاریخ نگاری و وظایف مورخان در امر خطیر تاریخ نگاری و… اختصاص دارد.

مولفان درمبحث بعدی ضمن اشاره به شروط لازم در بهره گیری از منابع به ویژه عنایت به نقد درونی و نقد بیرونی منابع, بر ضرورت روشمند بودن مطالعات تاریخی تإکید ورزیده اند و سپس به مسإله عینیت تاریخی پرداخته و در نهایت به این سوال پاسخ داده اند که آیا می توان تاریخ نهایی یک دوره را نوشت یا نه؟

در سومین و آخرین بخش مقاله مبحث فلسفه تاریخ و به تعبیر دقیق تر به چهار نحله فلسفه نظری تاریخ یعنی نحله های پوزیتیویستی, ایده آلیستی, مارکسیستی و تاریخی گری یا مکتب اصالت تاریخ پرداخته شده است و در نهایت مقاله با پرداختن به علت پیدایش فلسفه علم تاریخ از اواسط قرن نوزدهم میلادی خاتمه می یابد.

مقدمه:

تاریخ عبارت است از حوادث و تجارب گذشته بشر. به عبارت دقیق تر, تاریخ در حکم حافظه ای است که حوادث و تجارب گذشته بشر تا حد زیادی به واسطه آثار مکتوب در آن, حفظ شده است. تاریخ در معنای معمول و متداول, به حاصل کار مورخانی اطلاق می شود که در صددند با اتکا بر آثار مکتوب اصیل یا ((منابع)), جریان وقایع و رویدادها را در قالب گزارش های روایی بازسازی کنند. به کمک آثار مکتوب می توان دوران تاریخی را از ادوار پیش از تاریخ متمایز ساخت. فهم و شناخت دوران پیش از تاریخ تنها از راه تحقیقات باستان شناسی امکان پذیر است.

موضوع اصلی مورد مطالعه تاریخsubject-matter) ) گذشته ای است که دارای اهمیت باشد, در این معنا می توان افعال و اعمال افراد ونهادهایی که بر تجربه[ بشر] و سیر تحول تمام جوامع تإثیر گذاشته اند را واجد اهمیت تلقی کرد. تاریخ در مفهوم سنتی عمده معطوف به اقدامات حکومت ها, فرمانروایان و جنگ وستیز میان آنهابوده است; یعنی تاریخ سیاسی و دیپلماتیک. در یکصدسال گذشته, حوزه و دامنه علایق تاریخ گسترش یافته و تاریخ, افکار و عقاید و الگوها وتمایلات موجود در حیات اجتماعی واقتصادی که به طور کامل بر جامعه تإثیر می گذارند یا آن رامتمایز می کنند را نیز شامل شده است.

تاریخ به طور متعارف و معمول, از دیدگاه کشوری معین یا تمدنی خاص نوشته شده ومطالعه می گردد. اصطلاح ((تاریخ جهانی)) عمده به تمدن اروپایی یا غربی اطلاق می شده است; تمدنی که پیشینه آن از شرق نزدیک باستان آغاز و تا دوران استیلای واقعی بر جهان, در دوران جدید, ادامه می یابد. افول قدرت های اروپایی درمیانه قرن بیستم وظهور دولت های جدید در آسیا و آفریقا توجه غربیان را هر چه بیش تر به سابقه و پیشینه تاریخ تمدن های دیگر جلب کرده است.

به طور معمول, مطالعات وتحقیقات تاریخی درباره یک تمدن یایک کشور ویا یک منطقه خاص, از لحاظ زمانی در قالب قرون ((باستان)), ((وسطی)), ((جدیدمتقدمearly modern)((), ((جدید)) (با تفکیک به دوره های کوچک تر), و از لحاظ مو ضوع پژو هش در قالب[ تاریخ] سیاسی, دیپلماسی,اقتصادی, اجتماعی,فرهنگی و فکری انجام می شود.

تاریخ پژوهی را یا در زمره شاخه ای از علوم انسانی یا به عنوان شعبه ای از علوم اجتماعی در نظر می گرفته اند. اما در حقیقت, تاریخ از لحاظ روش وموضوع تحقیق به هر دو رشته فوق تعلق دارد. تاریخ اگر به عنوان شعبه ای از علوم اجتماعی در نظر گرفته شود باتمام مقولات متنوع تجارب بشری سرو کار پیدا می کند; مقولاتی که هر یک در واقع به گونه ای مجزا در حوزه علوم سیاسی, اقتصادی, جامعه شناسی و مردم شناسی مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. از این نظر تاریخ دارای سه مشخصه بارز است:

تاکید بر بعد کرونولوژیک[ حوادث] ,[ وجود] رابطه متقابل میان جنبه های مختلف تجارب اجتماعی,[ البته] با تا کید بر تبیین های چند عاملی و توجه و اعتنای ویژه به حوادث و رویدادهای خاص و واحد; یعنی تک تک افراد ونهادهایی که دارای اهمیت اجتماعی بوده اند.

[علم] تاریخ برای محرز ساختن سلسله حقایق عینی درباره انسان و جامعه[می بایست از] معیارهای علوم اجتماعی تبعیت کند, در عین حال تحلیل و تفسیری که مورخان[از گذشته]ارائه می کنند, متضمن نوعی درک شهودی و تصوری است, از این رو کار آنان تا حد زیادی هم سنگ هنر دانسته شده است. روایت تاریخی نوعی از ادبیات است.

افزون بر آن بخش اعظم مضمون مطالعات تاریخی, به ناچار با حوادث و تجارب انسانی که با فعالیت های فکری و فرهنگی سروکار دارد, ربط پیدا می کند. مطالعات و تحقیقات تاریخی با اهداف و مقاصد مختلفی از جمله[ارضای]کنجکاوی صرف و[کسب]آگاهی انجام می گیرد که این امر به نوبه خود زمینه و شالوده هر نوع فعالیت علمی است. مطالعه و تحقیق در تاریخ اغلب به منظور کسب ((عبرت هایی)) است که می بایست از تاریخ گرفت, اگر چه به سادگی نمی توان بر کارآیی تجارب گذشته[ بشری] در شرایط و موقعیت های جدید عصر حاضر صحه گذاشت. تقریبا در همه جا تعلیم تاریخ به دانشآموزان مدارس با هدف القای فضایل مدنی و شهروندی و ایجاد حس میهن دوستی قرین است. این کاربرد تاریخ در حکومت های دیکتاتوری صراحتا جنبه تبلیغی می یابد; یعنی مطابق با خواست ها و امیال حکومت تلاش می شود تا گذشته به گونه ای تعمدی نامطلوب وانمود گردد. نگرش ها و طرز تلقی های [متفاوت] از تاریخ – نگرش توإم با غرور, یا شرم ساری ویا نگرش غرض آلود, ـ می تواند نقش عمده ای در خط مشی سیاسی ملل و یا در نوع روابط میان آن ها ایفا کند. برای نمونه, بعد از حوادث فجیع و سخت نظیر جنگ ها و انقلاب ها طبقه ای از مورخان شکل می گیرد که تلاش می کنند به گونه ای ((تجدید نظر طلبانه)) حوادث و رویدادها را در پرتو واقع بینی هرچه بیش تر مورد فهم و ارزیابی مجدد قرار دهند.

تاریخ از نظر تنوع تجارب انسانی و ماهیت تمدن و نیز برای کسب دانش به منظور فایق آمدن بر مسایل پیچیده تحقیقی سهمی اساسی و اجتناب ناپذیر در تجربه آموزشی افراد دارد. تاریخ برای دیگر شاخه های علوم اجتماعی و برای سیاست مداران به نحوی آشکار اطلاعات و داده های قابل ملا حظه و نیز تجاربی را فراهم می کند که به دست آوردن آن ها درعصر حاضر ناممکن است.

یک خطای رایج و عام در استفاده از تاریخ آن است که تصور می شود که آینده بنابر ((قوانین)) مسلم تاریخ به طور تام از پیش معین و مقدر شده است. تاریخ خود مبین آن است که حوادث و تجارب انسانی تا حد بسیار زیادی تابع اتفاق و انتخاب بوده و به همین دلیل آینده به طور کامل قابل پیش بینی نیست. اما تاریخ می تواند اساس و ریشه بسیاری از مسایل عصر حاضر راتبیین کند وبه سیاست مداران عواقب احتمالی [تصمیمات]گرفته شده توسط آن ها را نشان دهد.

تحقیق و پژوهش با استناد به ((منابع اصیل ودست اول)) نظیر: یادداشت ها و اسناد موجود در بایگانی ها, گزارش ها وخاطرات شاهدان عینی, یادداشت های روزانه و نامه ها, روزنامه ها و دیگر کتاب ها و نشریات معاصر صورت می گیرد. مورخ می بایست مواد و مصالحی را که در اختیار دارد در قالب موضوع تحقیقی خود به گونه ای طبقه بندی کند که بتواند با بررسی دقیق و همه جانبه آن ها سیر حوادث و رویدادها رابنا به درجه اهمیت شان به نحوی سامان دهد که در مرحله تإلیف, روایتی معقول و معنادار بیافریند. حاصل کار یک پژوهش تاریخی که مستقیما با اتکا به ((منابع دست اول)) صورت می گیرد معمولا در شکل مقاله های علمی, وتک نگاریها یا کتاب های تخصصی وبه تعبیری, به شکل ((مطالعات تاریخی یا مراجع دست دوم)) نمود خواهد یافت. سرانجام این که ممکن است[تنظیم وتدوین] اطلاعات و آگاهی های تاریخی بنابه فوایدی که برای خوانندگان دارند در شکل کتاب های درسی, مقالات دایره المعارف, یا گزارش های عامه پسند و به تعبیری ((مراجع دست سوم)) نمود یابند. مورخین برای این که بتوانند از خلال منابع به نزدیکترین برآورد ممکن از حقایق واقعیactual truth) ) مربوط به گذشته دست یابند, می بایست در تمام مراحل کار تحقیقی با قوه انتقادی و قضاوت عینی عمل کنند. مورخین می بایست مراقب خطای ناشی از پیش داوری ونیز متوجه [احتمال] نقصان منابع تحقیق خود باشند. هم چنین, مورخین باید تعصبات ملی یا میهن پرستی خود را کنار بگذارند. درنهایت باید گفت که مورخین نمی توانند کاملا بی طرف باشند زیرا آن ها قادر به چشم پوشی از ارزش های اخلاقی خاص خود نیستند, و نیز این که مسئله ها و فرضیه هایی را که مورخان در عمل مطرح می سازند ضرورتا منعکس کننده شرایط زمانی است که تحقیق تاریخی درآن زمان انجام می گیرد. در هر عصری مسایل و رویکردهای جدیدی برای تحقیق در تاریخ پدید میآید و از این روست که هرگز تاریخ نهایی هیچ موضوع و مبحثی نوشته نخواهد شد.

روش شناسی:

تحقیق در تاریخ و تإلیف آثار مستلزم کسب توانایی ها و قابلیت های فکری منحصر به فردی است. مورخ می بایست برای نیل به حقیقت از تجربه و تحلیل به عنوان ابزاری موثر در کندوکاو در منابع ونیز از قدرت ترکیب و تلفیق (سنتز) برای در کنار هم قرار دادن (آگاهی های موجود در منابع) بهره جوید تاروایتی معقول و معنادار بیافریند.

مورخ به عنوان یک عالم می بایست ذهنی انتقادی داشته باشد و نیز ارزش و جایگاه منابع و طرق بهره بردن از آن ها را آموخته باشد. مورخ به عنوان یک هنرمند نیازمند کسب توانایی های ادبی وقدرت تخیل وتصور برای درک و دریافت روابط و مناسبات پیچیده و گسترده[ موجود در تاریخ] است. مورخان بزرگ افراد بسیار متبحری بودند که می توانستند از دانش خود در جهت[ مطالعه] بسترها, امورتطبیقی, ودرک پیچیدگی ها و ارتباط درونی اطلاعات دیگر رشته ها, استفاده نمایند.

چگونگی بهره گیری از منابع:

پیش از آنکه داده های برگرفته از منابع در تدوین یک اثر تاریخی به کار برده شوند, باید با اندیشه و تفکر به دقت آن ها را سنجید; یعنی ابتدا باید به گزینش آن ها پرداخت و سپس به ارزیابی و تفسیر آن ها مبادرت ورزید تا بتوان در نهایت در یک چار چوب منسجم و منطقی با ترکیب ((سنتز[ ((داده های پالایش شده] به ارائه یک روایت تاریخی پرداخت. دست یافتن محقق تاریخ به امر گزینش و انتخاب منابع به ویژه در حوزه تاریخ دوران اخیر بنا بر ماهیت مسئله[ مورد پژوهش] ونیز مطابق با ارتباط واهمیتی که موضوع با فرضیات محقق دارد, امری است ضروری. زائد کتاب شناسی ها و آثار تحقیقی (منابع دست دوم) کار گزینش و انتخاب منابع را بسیار آسان می کنند; اما با وجود این, مورخانی که در تاریخ دوران اخیر به تحقیق می پردازند باید خود را برای غربال وتلخیص انبوهی از مواد و مطالبی که احتمالا عمده آن ها به طور مستقیم در تدوین نهایی اثر به کار نخواهند آمد, آماده کنند.

برای ارزیابی میزان صحت و اعتبار منابع می بایست به باز بینی, بررسی و مقابله آن ها با هم( ((نقد درونی))) و نیز به مقایسه و تطبیق آن ها با دیگر اسناد و مدارک مرتبط باموضوع (نقد بیرونی))) پرداخت. این معیار وملاک ارزیابی منابع در واقع اصل و جوهره روش انتقادی است که در قرن نوزدهم مورخ بزرگ آلمانی – لئوپولد فن رانکه – آن را بنا نهاد. بانقد تاریخی است که می توان به اهدافی همانند افشای اسناد جعلی نظیر ((پرو تکل های ریش سفیدان صهیون )) در اوایل قرن بیستم, تجزیه و تحلیل خاستگاه های چندگانه یانحوه تدوین و گردآوری کتاب مقدس, روشن ساختن خطاهای موجود درنسخ خطی ونیز معلوم نمودن کمبودها و فقدان داده ها واطلاعات, و عیان نمودن معانی و مضامین نهفته در متون جامه عمل پوشاند. مورخ با روش انتقادی, از نواقص و معایب موجود در قسمت عمده منابع خود, آگاه می شود; نواقصی از قبیل دروغ ها یا جهت گیریهای عمدی, خطاهای ناشی از حافظه انسانی و حتی فریبی که شاهدان عینی رویدادها را به ناهمدلی با آن ها وامی دارد, و در نهایت, نواقص ناشی از فقدان و کمبود منابع یا عدم ثبت گزارش های موثق و معتبر در همان مرحله وقوع رویدادها.

ترکیب وتلفیق (ستنز) داده ها و آگاهی های تاریخی در واقع دشوارترین مرحله درتمام مراحل کار تحقیقی است. و بالاخره روایت ترکیبی از دغدغه ارائه متعادل و تعدیل, تعمیم و استدلال است. روایت تاریخی خود فی نفسه ابزاری برای ارائه یک تبیین تلفیقی و همبسته است, زیرا تعهد مورخ به ارائه چنین روایتی او را وامی دارد تا داده های تاریخی رادر یک نظم منطقی به گونه ای تدوین نماید که تا حد زیادی مبین واقعیت باشد وبا پر کردن خلإها, به رفع ابهامات بپردازد ونیز تناقضات موجود در داده های در دسترس را اصلاح و رفع کند. در جایی که مورخ بافقدان واقعیت ها مواجه است حدس و گمان هوشیارانه در خصوص وقایع محتمل اما فاقد سند, بر سکوت و خاموشی مطلق او ترجیح دارد, اگر چه او باید برای رعایت نهایت دقت وامانت, خواننده را از زیاده روی خود[ در توسل] به حدس قریب به یقین آگاه نماید. معمولا یک مقاله یا تک نگاری علمی در حوزه تحقیقات تاریخی با انبوهی از یادداشت ها و مراجع همراه است. این امرتا حدی خواننده را متقاعد می کند که نتایج حاصل از تحقیق تاریخی با اتکا به منابع اصیل و بهره گیری از رإی صاحب نظران بوده است.

مسئله عینیت:

ترکیب و سنتز تاریخی ضرورتا هنری بسیار درون زاد می باشد, زیرا مستلزم درک و دریافت شهودی از روابط و اشکال موجود در یک رشته پیچیده از وقایع و نیز هنر تإلیف و تصنیف روایی است. تبیین ها وداوریها ممکن است متإثر از ویژگی های شخصیتی, تجارب فردی, مفروضات و ارزش های اخلاقی خود مورخ باشد. در این خصوص به طور مسلم تفاوت های فردی میان مورخان و نیز اختلاف نظر بحث وجدل های پر کش و قوس علمی میان مورخان مکتب ها یا ملیت های مختلف به ویژه در مورد و قایع مهم, وجود داشته است. تقلیل وتنزل اولیه وقایع پیچیده گذشته نزدیک به الگوهای قابل درک و فهم کاری است دشوار و ذهن گرایانه و این امر- حتی بیش تر از تاریخ ادوار قدیمی تر – در معرض مباحثات و جانب داریهای شدید میان مورخان مکاتب مختلف می باشد. ازآن جا که انسان عهده دار بیان فرایند گذشته تاریخی در قالب روایتی معنادار و معقول است هرگز نمی توان در انتظار حصول عینیتی تام و تمام بود. وارونه نمایی و قلب واقعیت ها به دلیل وجود تعصبات و جانب داریهای صریح و روشن مطابق با مقاصد و تصورات پیش پنداشته, خصوصا در حکومت های دیکتاتوری و در شرایط سانسور یا تحت فشار ناشی از تضادها و تعارضات ملی و میهنی امری مرسوم و معمول می باشد. عینیت نسبی, به آزادی مورخ ونیز تمایل وی به رویارویی با واقعیت ها بستگی دارد. خواه این واقعیت ها برای او رضایت بخش باشد و خواه نباشد. اما تمام استنتاج های تاریخی نسبی اند, زیرا مشروط و مقید به شرایط زمانی, مکانی و هویت مورخ می باشند. بنابراین, بهتر است که مورخ به این امر اعتراف و اذعان داشته باشد و فرضیات خود را به وضوح روشن و معین نماید, نه این که[ علی رغم] جانب داریهای غیر عمدی و نادانسته, به عینی گرایی مطلق تظاهر کند.

از آن جا که تاریخ در بردارنده یک عنصر ذاتا ذهنی است, هرگز حقیقت نهایی هیچ موضوع و مسإله مهمی نوشته نمی شود. مورخان بعدی[ مسلما] با در اختیار داشتن منابع و مراجع دیگر و نیز با علایق, گرایش ها, حدس ها ونظریات جدید به تحقیق در تاریخ خواهند پرداخت. آنان سوالات جدیدی راطرح خواهند کرد ونیز منابع و مدارک تازه ای کشف خواهند نمود. و بالاخره, به دلیل کاستی های موجود در خود منابع, هیچ گاه حقیقت به طور کامل روشن نخواهد گشت. نسل های نو و اقوام و ملت های دیگر همواره این آمادگی را خواهند داشت تا بینش های جدید و تفسیرهای نوینی از گذشته عرضه نمایند.

فلسفه تاریخ:

این نظر که تاریخ یک کل معناداری را تشکیل می دهد مختص اندیشه غربی از صدر مسیحیت تا قرن بیستم بوده و فصل ممیزه برداشت های غربی از تاریخ با تفکر دوری Cyclical)) خاور نزدیک پیش از مسیحیت, و نیز با اندیشه های غیر غربی و بخش اعظم اندیشه های یونان باستان است. نوشتجات پیامبرانه عهد عتیق, تاریخ را حرکتی جهت دار به سوی هدفی موعود می داند. دیدگاه مسیحیت قرون وسطی, که به بهترین وجه در کتاب شهر خدای سنت اگوستینSt. Augustine) ) آمده است, تاریخ را به مثابه نمایش رستگاری انسان تلقی می کند. اما در تاریخ هرگز به تحقق این وعده بر نمی خوریم, بلکه تنها در ورای تاریخ است که تحقق آن را شاهدیم; ایده ای که بعدها در قرن بیستم, متفکران پروتستان نظیر رینولد نیبورNiebuhrReinhold) ) آن را پی گرفتند. عصر روشن گری, برداشت مسیحیت از مشیت الهی را عرفی کرد, اما گفت گو از تاریخ به منزله فرایندی در جهت رستگاری بشر ادامه یافت و به عقلانیت فزاینده تفکر انسان و حیات اجتماعی انسان انجامید. (در این جا منظور از ((عقلانیت)) تنها جنبه استدلال علمی و منطقی نیست بلکه به گونه ای هنجاری, منظور شرایطی است که برای انسان امکان رشد انسانیت را به کامل ترین شکل فراهم می کند).

ما می

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.