پاورپوینت کامل از دفتر خاطرات یک معلم ۱۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل از دفتر خاطرات یک معلم ۱۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل از دفتر خاطرات یک معلم ۱۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل از دفتر خاطرات یک معلم ۱۸ اسلاید در PowerPoint :

>

قول مردانه

معلم با عصبانیت وارد دفتر مدیر شد و گفت: «آقا، ببینید این دانش‌آموز چی آورده مدرسه!» دانش‌آموز کیف مدرسه‌اش را زیر بغلش زده بود و گریه‌کنان التماس می‌کرد: «آقامدیر، تو رو به خدا این را از من نگیرید!»

من هاج و واج نگاهش کردم و گفتم: «چی هست؟ از کیفت بیاور بیرون ببینم.»

دانش‌آموز که خیلی مواظبت از خودش نشان می‌داد، یک کفتر خاکستری را از کیفش بیرون آورد و گذاشت روی میزم.

کمی عصبانی شدم و با تشر گفتم: «مدرسه جای کفتر آوردن است؟ الآن به مادرت زنگ می‌زنم بیاید مدرسه.»

دانش‌آموز بدون معطّلی، با یک دست کفتر را محکم نگه داشت و با دست دیگرش گوشه‌ی کتم را گرفت و گریه‌کنان گفت: «آقا تو را به خدا، اگر مادرم بفهمد من را می‌کُشد. مادرم خبر ندارد. ظهر توی راه مدرسه، پسرعمویم این را به من داد و گفت این امانت پیش تو باشد، غروب ازت پس می‌گیرم. آقا، مردی کنید و قول بدهید به مادرم نگویید تا من پیش پسرعمویم امانت‌دار خوبی باشم…»

از یک طرف خنده‌ام گرفته بود از این زبان‌بازی و به‌ ویژه کلمه‌ی «امانت‌دار» و از طرفی قانونِ مدرسه اجازه نمی‌داد که دانش‌آموز موارد غیرمجاز به کلاس ببرد؛ آن هم حیوان؛ آن هم کفتر!

مردی به خرج دادم و کفتر را تا غروب داخل یک کارتن در دفتر خودم نگه داشتم. آب و دانه هم تهیه کردم. زنگ آخر به دانش‌آموز گفتم: «فقط به خاطر قولی که بِهِت داده بودم این کار را کردم و یادت باشد که مدرسه جای این کارها نیست.»

دانش‌آموز با همان زبان شیرینش گفت: «آقا، امروز فهمیدم نگه داشتن قول، چه‌قدر سخته!»

تأثیر خانواده

وارد سالن مدرسه که شدم، هنوز نماز جماعت شروع نشده بود. مجید داخل سالن راه می‌رفت. سلام کرد، جوابش را دادم. پرسیدم: «چرا به نماز جماعت نمی‌روی؟»

پوزخندی زد و جواب نداد. دوباره پرسیدم. گفت: «آقا! وِلِ‌مان کنید، برای چی نماز بخوانم؟» تعجب کردم. به او گفتم: «نماز را برای نزدیک شدن به خدا می‌خوانند. سنّ تو هم به سنّ تکلیف نزدیک است و…»

حرفم را قطع کرد و گفت: «آقا، راستش را بگویم؟ من اگر در خانه نماز بخوانم، پدرم و برادرِ بزرگ‌ترم مرا مسخره می‌کنند؛ چون خودشان نمی‌خوانند، به من هم می‌گویند نخوان!»

خیلی حالم گرفته شد. چند دقیقه‌ای با هم صحبت کردیم تا از اوضاع خانواده‌اش مطّلع شوم. در همین حال با اشاره‌های من وضویش را گرفت و سپس هر دو در نماز جماعت مدرسه شرکت کردیم.

روزهای بعد می‌دیدم مجید در صف‌های نماز، بین بچه‌هاست.

زنگ اشتباه

چند روزی بود که به خدمت‌گزار مدرسه می‌گفتم با آقای رحیمی تماس بگیر و بگو بیاید این لیست نمره‌ها را برای صحافی ببرد. هروقت به این موضوع اشاره می‌کردم، بهانه می‌آورد و یا فراموش می‌کرد.

آن روز در حال مرتّب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.