پاورپوینت کامل پیوند دین و اخلاق ۶۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پیوند دین و اخلاق ۶۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پیوند دین و اخلاق ۶۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پیوند دین و اخلاق ۶۳ اسلاید در PowerPoint :

>

چکیده:

دین در ابعاد گوناگونی همچون پی ریزی نظام ارزشی، فراهم آوردن ضمانت اجرایی و تقویت انگیزه درونی به یاری اخلاق می شتابد و آدمیان را به تهذیب و تزکیه روحی فرا می خواند. پاورپوینت کامل پیوند دین و اخلاق ۶۳ اسلاید در PowerPoint از زوایای گوناگونی قابل بررسی است و نویسنده در این نوشتار به نقد دیدگاهی پرداخته که از تقابل دین و اخلاق سخن می گوید و اخلاق دینی را تعبیری خود متناقض می خواند.

رابطه دین و اخلاق یکی از مباحث دراز دامنه و با پیشینه ای چند هزار ساله است[۱] که در دهه های اخیر نیز از زوایای گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. برخی دین و اخلاق را به یکدیگر فروکاسته، عبادت و بندگی را جز خدمت خلق ندانسته اند.

گروهی اخلاق را بخشی از دین به شمار آورده و پاره ای دیگر دین را در اخلاق گنجانده اند.[۲] برخی بر این باورند که با کنار رفتن دین، اخلاق نیز رخت بر می بندد و اگر خدایی نباشد، همه چیز روا خواهد بود؛ و گروهی دیگر اعتقاد به خدای ادیان توحیدی را ویرانگر اخلاق می شمارند.

به هر حال، بسیاری از دینداران، نزاع دین و اخلاق را ظاهری می دانند و برای برطرف ساختن آن، راه کارهایی کم و بیش مشابه با آنچه در سایر ابعاد تعارض عقل و وحی مطرح گشته است، ارائه می دهند.[۳] امّا برخی از ایمان گرایان مسیحی این تعارض را واقعی و اجتناب ناپذیر می شمارند وایمان دینی را فراتر از اخلاق می خوانند.

کی یرکگارد (۱۸۱۳ – ۱۸۵۵ م) بزرگ ترین شخصیتی است که از این زاویه مورد توجه قرار گرفته و کتاب «ترس و لرز» او بیانگر این دیدگاه به شمار آمده است.[۴] قهرمان اصلی این کتاب، ابراهیم علیه السلام است که در سنین کهن سالی مأموریت می یابد تا فرزندی را که پس از سال ها انتظار بدو بخشیده اند، به دست خود قربانی کند.

«و خداوند ابراهیم را امتحان کرد و به او گفت: اسحاق[۵]، تنها پسرت را که دوستش می داری برگیر و به وادی موریه برو، و در آنجا او را برفراز کوهی که به تو نشان خواهم داد به قربانی بسوزان». بدین گونه همه چیز از دست رفته بود، وحشتناک تر از آنکه اگر هرگز نمی بود! پس خداوند فقط ابراهیم را به بازی گرفته بود!

او با معجزه خویش محال را تحقق بخشیده بود و اکنون آن را نابود می کرد. این بی گمان دیوانگی بود، امّا ابراهیم بر آن نخندید… . هفتاد سال انتظار مؤمنانه، شادی کوتاه تحقق انتظار، کیست که عصای پیرمرد را می رباید؟ کیست که می خواهد پیرمرد به دست خود آن را بشکند؟… آیا هیچ رحمی بر این سالخورده ارجمند یا بر آن کودک معصوم روا نیست؟[۶]

آری، «از دیدگاه اخلاقی… پدر باید پسرش را دوست بدارد، امّا این رابطه اخلاقی در مقابل رابطه مطلق با خدا به مرتبه ای نسبی تنزل یافته است.»[۷] و چنین بود که ابراهیم، این شهسوار ایمان، بدون هیچ تردیدی کارد را بر گلوی فرزندش گذاشت و با این کار، «از کل حوزه اخلاق فراتر رفت».[۸] این سخن بدان معنا است که انسان مؤمن، با خدایی در ارتباط است که «خواسته هایش مطلق است و با سنجه های عقل بشری سنجیدنی نیست».[۹]

تقابل دین و اخلاق هر چند خداباورانی همچون کی یرکگارد را از جاده ایمان خارج نمی سازد؛ رهزن اندیشه بسیاری از خردورزان می گردد و اگر چاره درستی برای آن فراهم نیاید، به اخلاق دین زدایی شده (سکولار) می انجامد. کسانی که از اخلاق سکولار جانبداری می کنند، اخلاق دینی را دارای کاستی ها و پیامدهای ناگواری دانسته اند که اینک به مهم ترین آن ها اشاره می کنیم.

۱. سست شدن پایه های اخلاق به دلیل خردگریزی دین

خرده گیران بر اخلاق دینی بر این باورند که گزاره های دینی – حتی گزاره ای چون «خدا وجود دارد» – اگر خرد ستیز نباشند، دست کم خرد گریزند و به همین دلیل نمی توانند مبنایی تزلزل ناپذیر برای اخلاق فراهم آورند. آنچه فراتر از درک عقل است، احتمال صدق و کذبش مساوی است؛ از این رو اخلاقی که بر این پایه های سست بنیان استوار است، استحکامی ندارد و آرامش روانی را برای آدمی به ارمغان نمی آورد.۱

سستی این استدلال به خوبی آشکار است و نیاز به توضیح چندانی ندارد. اندیشمندان مسلمان نه تنها خردستیزی، بلکه خردگریزی پایه های اساسی دین را نیز نمی پذیرند و اعتقاد به چنین گزاره هایی را توصیه نمی کنند.

در امور زیربنایی دین، تنها ملاک ارزیابی و یگانه داور حقیقی، عقل و خرد آدمی است و تنها پس از گذر از این مرحله است که می توان از امور فراعقلی سخن گفت و گزاره های خردگریز را پذیرفت. بدیهی است که چنین گزاره هایی به دلیل آنکه بر پایه هایی تزلزل ناپذیر استوارند، از اعتبار کافی برخوردار بوده، به تزلزل اخلاقی نمی انجامند.

۱. این اشکال در منبع زیر گزارش شده است: مصطفی ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص ۱۷ – ۱۸.

۲. علم پیشین الهی، ویرانگر اخلاق[۱۰]

پیش فرض اساسی اخلاق، اختیار و آزادی انسان است. بر این اساس، اگر خداوند – چنان که ادیان توحیدی می گویند – پیشاپیش، همه چیز را بداند، جایی برای اختیار آدمی و در نتیجه، اخلاق باقی نمی ماند: «اگر همه افعال همان گونه که خداوند پیش بینی نموده، روی خواهند داد، هیچ کس توان آن را نخواهد داشت که راه دیگری در پیش گیرد».[۱۱]

من می خورم و هر که چو من اهل بود

می خوردن من به نزد او سهل بود

می خوردن من حق ز ازل می دانست

گر می نخورم علم خدا جهل بود[۱۲]

رابطه میان علم پیشین الهی و اختیار انسان بحث گسترده ای است که همواره اندیشمندان را در شرق و غرب عالم به خود مشغول داشته است.[۱۳] یکی از پاسخ های ساده – و در عین حال قاطع – به اشکال مورد اشاره آن است که خداوند همچنان که می داند چه افعالی از آدمی سر می زند، از اختیاری بودن آن ها نیز آگاه است؛ بنابراین اگر این افعال جبری باشند، علم خدا جز جهل نخواهد بود. بر این اساس، خداوند از ازل می خوردن شاعر را می دانست و از این نکته نیز آگاه بود که او از روی اختیار می خواهد خورد؛ از این رو اختیاری نبودن میخوارگی به معنای بی پایگی علم خداوند است. چنین است که خواجه نصیرالدین طوسی در پاسخ به رباعی پیشین می گوید:

این نکته نگوید آن که او اهل بود

زیرا که جواب شبهه اش سهل بود

علم ازلی علت عصیان گشتن

نزد عقلا ز غایت جهل بود[۱۴]

۳. ثبات اخلاق دینی و دگرگونی در جهان

اخلاق سکولار راه را برای نسبیت باز می گذارد و براساس آن می توان قوانین اخلاقی را با دگرگونی هایی که در جهان روی می دهد، هماهنگ ساخت؛ در حالی که دین دگرگونی اخلاق را بر نمی تابد و بر ثبات قواعد اخلاقی تأکید می ورزد. این امر نیز یکی از ضعف های اخلاق دینی به شمار رفته است.[۱۵]

در نقد این سخن باید گفت که اصول و پایه های اخلاق با تغییرات محیط دگرگونی نمی یابند، هر چند چگونگی تحقق بخشیدن به این اصول می تواند به زمان و مکان وابسته باشد. برای مثال، اخلاق دینی ما را به رفتار عادلانه فرا می خواند و عدالت هر چند می تواند در زمان های گوناگون مصادیق مختلفی بیابد، امّا هیچ پدیده طبیعی یا پیشرفت علمی نیکویی این عمل را از آن نمی ستاند.

۴. اخلاق دینی و کرامت انسانی

به گمان برخی از دین ستیزان، اخلاق دینی منزلت والای انسانی را نادیده می گیرد و به جای آنکه به انسان – از آن نظر که انسان است – حرمت نهد، معیارهای دیگری را مطرح می سازد؛ بر این اساس، میان خودی و غیر خودی فرق می گذارد و از خشم و غضب به بی دینان دریغ نمی ورزد. برتراند راسل با مقایسه میان سقراط و مسیح می گوید:

شما سقراط را مردی کاملاً مؤدب، به خصوص ملایم و نرم نسبت به کسانی که گوش شنوایی از وی نداشتند ملاحظه می نمایید. از نظر من، برای یک دانشمند ارزنده تر است که چنین راهی را انتخاب کند تا راه خشم و غضب… [امّا] در انجیل می بینید که مسیح گفته است: «شما ای مارها و شما این نسل افعی ها، چگونه می توانید از عقوبت جهنم نجات یابید؟»[۱۶]

همچنین، ادیان الهی انسان را مملوک خدا می دانند و براساس آن خداوند را دارای حق ویژه ای می شمارند، به گونه ای که می تواند خارج از چارچوب قوانین اخلاقی، در مِلک خود تصرف نماید و حتی به ریختن خون انسانی بی گناه فرمان دهد.[۱۷]

خانه خود را همی سوزی بسوز

کیست آن کس کو بگوید لایجوز[۱۸]

چنین تفسیری از اخلاق دینی، هر چند با دیدگاه های برخی از مکاتب فکری سازگار است، در اندیشه اصیل اسلامی و در سیره علمی و عملی پیشوایان معصوم، نمی توان برای آن تأییدی یافت؛ زیرا اولاً: پیامبران الهی و امامان معصوم علیهم السلام در محاسن اخلاقی سرآمد همگان بودند و به گواهی اسناد معتبر تاریخی، حتّی در جنگ با دشمنان نیز اخلاق انسانی را فرو نمی گذاشتند[۱۹] و از پیروان خود نیز شیوه ای جز این نمی طلبیدند. ثانیا: هر چند خداوند مالک و هستی بخش جهان است؛ به دلیل برخورداری از حکمت کار لغو و قبیح از او سر نمی زند و جز به آنچه ذاتا نیکو است، فرمان نمی دهد. با این حال، شرط خردورزی آن است که محدودیت های عقل را نادیده نگیریم و جایی برای امور خرد گریز باقی گذاریم و بر آن ها بر چسب خردستیزی نزنیم.

۵. پیامدهای زیانبار اعتقاد به معاد

برخی از طرفداران اخلاق سکولار، باور به زندگی پس از مرگ و ثواب و عقاب اخروی را یکی از نقاط ضعف اخلاق دینی به شمار آورده و اعتقاد به آتش جهنم را روشنگر آتش جنگ های دنیوی خوانده اند: «فکر می کنم این عقیده که آتش جهنم یک نوع مجازاتی از برای گناهکاران است، عقیده ای ظالمانه می باشد؛ عقیده ای است که ظلم را در دنیا گسترش داده و شکنجه و بی عدالتی را نصیب نسل ها و نژادها می کند».[۲۰] برخی دیگر به همین مسأله از زاویه دیگری نگریسته و اخلاق دینی را اخلاقی مصلحت جویانه و کاسبکارانه نامیده اند. با این توضیح که عمل اخلاقی از جایی آغاز می گردد که س

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.