پاورپوینت کامل تأملی در نسبت هرمنوتیک و تفسیر ۵۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تأملی در نسبت هرمنوتیک و تفسیر ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تأملی در نسبت هرمنوتیک و تفسیر ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تأملی در نسبت هرمنوتیک و تفسیر ۵۳ اسلاید در PowerPoint :
>
چکیده
پدیده تفسیر را نمی توان دارای آغازی مشخص در تاریخ بشر دانست. انسان همواره در برابر پدیده های مختلف هستی، واکنشی ذهنی از خود نشان داده است که بر آن، نام فهم نهاده و بیان و توضیح آن به دیگران را تفسیر خوانده است. هرمنوتیک نیز اصطلاحی است که در چند قرن اخیر رواج یافته و در رایج ترین کاربردش با روش شناسی تأویل برابر گردیده است. نویسنده در این نوشتار اشاره ای گذرا به نسبت میان این دو مقوله دارد.
هرمنوتیک را نمی توان همزاد پدیده فهم و تفسیر دانست. موضوع هرمنوتیک در دو قرن اخیر پس از استحاله فلسفه از وجودشناسی بازمانده از مدرسه اسکولاستیک به ذهن شناسی کانت،بیش از پیش محور توجهات و تأملات فیلسوفان و متألهان در حوزه های مختلف فلسفه، الهیات، زبان شناسی و… بوده است. در واقع معرفت شناسی کانت را می توان سرآغاز پیدایش دانش هرمنوتیک دانست؛ زیرا تا پیش از این دوره دانش تفسیر متون در گفتمانی دستوری در انحصار الاهیات مسیحی جهت توضیح گزاره های کتاب مقدس قرار گرفته و در نتیجه از حوزه مطالعات فلسفی برون افتاده بود.
از این روی تفکیک کانت میان نومن (شی ء فی نفسه) و فنومن (پدیدار) که موجب چرخش فلسفه از متافیزیک به هرمنوتیک شد به واقعه هرمنوتیکی موسوم است. اهمیت یافتن مطالعه فرایندهای ذهنی در فلسفه غرب موجب شده است که فرایند فهم در قالبی توصیفی – تحلیلی مورد توجه ویژه فیلسوفان و متألهان قرار گیرد. درآمدن موضوع فهم و تفسیر به صورت یک ابژه(OBJECT) در برابر نقادی های فلسفی موجب گسترش دامنه هرمنوتیک به حوزه های مختلفی گشته و دانش الاهیات را در جبهه های مختلفی در گیر ساخته است.
اصطلاح متن (TEXT) در این رویکرد جدید معنایی تازه ای یافت. متن هنگامی پدید می آید که از آن فاصله گرفته وبه صورت یک ابژه درآید. همه تاپیش از این دوره در جریان متن و درگیر با آن بودند؛ نه آن که ازبیرون نظاره گر آن باشند. به عبارت دیگر، فاصله تاریخی میان انسان و متن وجود نداشت.
شرط متن، ابهام است که اگراحساس نشود متنی نیز شکل نمی گیرد. یک حادثه تا خود را نگستراند نمی توان آن را فهمید. پس هرچه بسط تاریخی بیشتر پدید آید متن نیز بیشتر شکل می گیرد. به علاوه هر فهمی نیز خود پس از مدتی به متنی دیگر تبدیل می شود و لذا هر مفسری با سلسله ای از متون مواجه خواهد بود.[۱] این وضعیت را می توان در قالب الگوی ذیل که نشانگر دور هرمنوتیکی است ترسیم نمود:[۲]
متن به مثابه یک پدیده / پدیده + فراگیری = فهم / فهم + شرح = تفسیر / تفسیر + ضبط = متن.[۳]
شلایرماخر در دوره اوج فلسفه رمانتیک (فلسفه بازمانده از معرفت شناسی کانت) و در دامن مکاتب نقد ادبی تحت تأثیر نهضت اصلاح دینی (REFORMISM) به تدوین نخستین نظریه علمی در باب فهم و تفسیر متون پرداخت. البته او با دغدغه تمام بیشتر به دنبال یافتن شیوه ای مطمئن و قابل اعتماد در فهم و تفسیر کتاب مقدس و کشف نوعی خطایاب ذهنی برای بستن راه هرگونه خطا و سوء فهم بود. اما راهی که وی باز نمود پس از او در این مسیر محصور نگشته و دامنه های متعدد دیگری یافت.
دیلتای تحت تأثیر نهضت تاریخ گروی (HISTORICISM) مسیر هرمنوتیک را به سوی روش شناسی علوم انسانی تغییر جهت داد. او به طور عمیق با این پرسش درگیر بود که آیا فهم عینی و معتبر تنها در انحصار علوم تجربی است و یا علوم تاریخی نیز می توانند از این ویژگی برخوردار شوند. هایدگر تحت تأثیر پدیدارشناسی (PHENOMENOLOGY) هوسرل از هرمنوتیک، ابزاری جهت بنیان نهادن نوعی هستی شناسی مبتنی بر شناخت فرایند فهم ساخت.
گادامر در قالب دیدگاه هایدگر با هدف قرار دادن «شناخت فرایند فهم» در نیمه راه از استاد خویش جدا شده، هرمنوتیک فلسفی را بنیان نهاد.[۴] آموزه های هرمنوتیک فلسفی از چنان اهمیتی برخوردارند که همه هرمنوتیست های پسین را در قالب دفاع و تکمیل یا ردّ و انتقاد در دامنه خود جای داده است. این دیدگاه فلسفی با تأکید بر اصول ذیل بیش از دیگر دیدگاه های هرمنوتیک، سنت تفسیری جهان مسیحیت و اسلام را به چالش کشیده است.[۵]
۱. فهم متن، محصول ترکیب و امتزاج افق معنایی مفسر با افق معنایی متن است؛ پس دخالت ذهنیت مفسّر نه مذموم و بلکه شرط وجودی حصول فهم و واقعیتی اجتناب ناپذیر است. به عبارت دیگر، فهم متن، یک مونولوگ نیست و مفسر شنونده ای منفعل در برابر پیام متن نمی باشد. بلکه فهم واقعه ای دیالکتیک و جدلی است که بر اثر دیالوگ مفسر با متن پدید می آید.
۲. عملیات تفسیر متن، فرایندی پایان ناپذیر است و در نتیجه قرائت های مختلف و متنوع از متن، قابل طرح بوده و هیچ گونه فهم ثابت و غیر سیال و درک نهایی وجود ندارد.
۳. هدف از تفسیر متن درک مراد مؤلف نیست؛ مؤلف خود یکی از خوانندگان متن است. مفسر با متن و نه مؤلف مواجه بوده و به دنبال فهم افق معنایی متبلور در متن است.
۴. پیش داوری ها (یا پیش دانسته ها، به تعبیر بولتمان) شرط وجودی حصول فهم و مولّد عمل فهم هستند؛ گرچه پیش داوری ها همه در یک سطح نبوده، قابل تقسیم به مولّد و موجب سوء فهم هستند.
۵. فهم عینی به معنای درک مطابق با واقع امکان پذیر نیست. زیرا عنصر سوبژکتیو (دخالت ذهنیت مفسر) شرط حصول فهم است.
۶. در میان تفاسیر متعدد حاصل از متن، معیاری برای داوری وجود ندارد و نمی توان تفسیری را معتبر و دیگر تفاسیر را نامعتبر شمرد.
با وجود قدرت و هیمنه هرمنوتیک فلسفی، که این دانش پس از گادامر به راه خود در گشودن فضاهای جدید ادامه داد و شخصیت های بعدی هر یک مسیر ویژه خود را پیمودند. پل ریکور با ترکیبی از دستاوردهای زبان شناسی، فلسفه تحلیل زبانی، ساختارگرایی و شالوده شکنی، اسطوره شناسی، معناشناسی و نشانه شناسی به تدوین نظریه هرمنوتیکی خود پرداخت. او قلمرو هرمنوتیک را در حوزه نمادها تعریف کرده و با این کار به لزوم معناشناسی اسطوره ها جهت تفسیر هستی حکم نمود.
بنابراین، فرایند تفسیرفعالیتی فکری مبتنی بر رمزگشایی معنای پنهان در پس معنای ظاهری و یا به عبارت دیگر آشکار کردن سطوح دلالت نهفته در ضمن دلالت لفظی است. بنابراین، بسیط ترین پیغامی که به وسیله زبان طبیعی ابلاغ می شود باید تفسیر شود؛ زیرا تمام کلمات چند معنایی هستند و معنای واقعی خود را در فضای ارتباط با مخاطب می یابند.
در ضمن ریکور با تلاش جهت برقراری نوعی تمایز میان تفاسیر مختلف از متن تا حدودی از نسبیت هرمنوتیک فلسفی پرهیز کرده، به دغدغه اصلی هرمنوتیک که تلاش جهت دستیابی به تفسیر معتبر بود نزدیک شد.
اریک هرش و امیلیوبتی از دیگر هرمنوتیست های معاصر هستند که هر یک از منظری متفاوت به نقد هرمنوتیک فلسفی پرداخته اند. هرش با دنباله روی از هرمنوتیک کلاسیک به شدت با نسبیت هرمنوتیک فلسفی به مخالفت برخواسته و در صدد ارایه معیارهایی جهت بازشناسی تفسیر معتبر از غیر معتبر برآمده است.
او تمام اختلافات فهم را ناشی از مرحله توضیح و تبیین و نه مرحله فهم می شمرد. در واقع ما انسان ها از دو نوع مهارت کاملاً متفاوت برخورداریم که یکی دانستن آنها گادامر را در ارایه نظریه هرمنوتیک فلسفی به اشتباه انداخته است: مهارت فهم و مهارت تفسیر. امیلوبتی منتقد دیگر گادامر است که به خاطر از بین بردن امکان بازشناسی تفسیر ذهنی از تفسیر معتبر بر او به شدت می تازد. او با دنباله روی از سنت هرمنوتیک دیلتای در صدد ارجاع هرمنوتیک از نظریه فهم به روش فهم است.[۶]
نتیجه این بحث مختصر آن که هرمنوتیک در دوره تاریخی خود شاهد دیدگاه های متعدد و رهیافت های متنوعی بوده که بدون آشنایی با آنها نمی توان نسبت درستی میان این حوزه معرفتی با حوزه تفسیر برقرار کرد. مباحث هرمنوتیک مانند بسیاری دیگر از پدیده های فکری غرب غالبا به طور گزینشی و ناقص با اهدافی تبلیغی و غیر علمی درون جامعه ما راه یافته و در مقابل، گروهی دیگر نیز بلافاصله با واکنشی منفی در برابر این مباحث به عنوان پدیده های ممنوع و حرام در صدد دفاع از دین در برابر این دشمن بی یال و اشکم و سر برآمدند. حقیقت امر آن است که سنت هرمنوتیک در دامن خود دیدگاه های متفاوتی را پرورانده که چه بسا برخی از آنها تا حدود زیادی با سنت تفسیری ما هماهنگ و به آن نزدیک باشند.
بنابراین، بهتر آن است به
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 