پاورپوینت کامل آیا میرزا کوچک خان جنگلی شاعر بود؟ ۲۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آیا میرزا کوچک خان جنگلی شاعر بود؟ ۲۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آیا میرزا کوچک خان جنگلی شاعر بود؟ ۲۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آیا میرزا کوچک خان جنگلی شاعر بود؟ ۲۷ اسلاید در PowerPoint :

سالها پیش در یکی از کتابفروشی های رشت کتاب کوچکی دیدم و خریدم که «تاریخ مکمل جنگل»[۱] نام دارد. مؤلف آن حاج سید صفا موسوی خود را ساکن و اهل گوراب زرمخ ـ که ستاد و مرکز عملیات نظامی جنگل بوده ـ معرفی کرده و اشاره می نماید که آنچه در این کتاب آمده همه را حضوراً شاهد و ناظر بوده و یا از اهالی محل مذکور که مطلع در امور نهضت جنگل بوده اند پرسیده و ضبط کرده است.

این کتاب یکصدو بیست صفحه ای به قطع رقعی مطالبی پراکنده از پیدایش نهضت جنگل و شکل گیری آن، معرفی بعضی چهره های انقلاب جنگل و نقل خاطرات آنان مانند ناصرالاسلام ندامانی، حسن خان معین الرعایا، برخورد جنگلی ها با انگلیسی ها، متن نامه ی کیکاچنکوف به میرزا و پاسخ میرزا به آن نامه، و نقل بعضی خاطرات از خود مؤلف رادر بر می گیرد.

سی صفحه از این کتاب به «ادبیات روزنامه ی جنگل» اختصاص دارد. اشعاری نقل شده که طی سالهای ۱۳۳۵ و ۱۳۳۶ هجری قمری توسط سخنوران نامور مانند: حیدر علی کمالی، میرزا علی اکبرخان قزوینی، اشرف الدین حسینی گیلانی، حسین کسمائی، عارف قزوینی سروده شده بود و در روزنامه ی جنگل چاپ شده است. تعدادی هم اشعار متفرقه گیلکی آورده شده است. در میان این صفحات چند قطعه شعر کوتاه ـ اغلب دو بیتی ـ نه چندان دلچسب منسوب به میرزا کوچک خان چاپ شده (صفحات ۹۲ و ۹۵) که نسبت به صحبت آن با توجه به محتوای اشعار تردید باید کرد، بویژه آنکه جای ضبط و چگوگی مأخذ آن اشعار هم معین نشده بود.

در سال ۱۳۶۵ از شادروان ابراهیم فخرایی همکار فرهنگی میرزا کوچک خان که آن موقع در قید حیات بودند راجع به این اشعار و اصولاً اینکه آیا میرزا کوچک خان شعر هم می گفته است یا خیر سؤال کردم. آن مرحوم طی یادداشت مورخه ۲۹/۷/۱۳۶۵ چنین جواب فرمودند:

«… بله گهگاه شعر می گفته، آن هم طرداًللباب و در ایام جوانی مرثیه به هیچ وجه… او طبع روان نداشت ولی قسمتی از اشعارش در روزنامه دامون (سال اول، ۱۳۵۹، شماره ی ۱۳) درج شده است. قسمت دیگری از اشعار فارسی و گیلکی آن مرحوم در جزوه ای به نام «سرود سبز سپیداران»[۲] از انتشارات ارشاد اسلامی رشت منعکس است.»

جزو ی مذکور را که به مناسبت شصت و سومین سالگرد شهادت میرزا در رشت چاپ شده بود و نیز دور ه ی کامل روزنامه ی دامون را دیدم. آنچه در جزوه کوچک ۳۸ صفحه ای سرود سبز سپیداران از اشعار میرزا کوچک خان (ص ۱۵ و ۱۶) آمده بود، شامل یک غزل هفت بیتی و یک دوبیتی است که عیناً در روزنامه ی دامون قبلاً به چاپ رسیده بود. معلوم شد این دو قطعه شعر را میرزا به خط خود به شادروان حاج شیخ یوسف نجفی گیلانی (۱۲۴۵ ـ ۱۳۲۷ ش) از مجتهدین آزادیخواه، ظاهراً استاد و مدرس میرزا کوچک خان به هنگام تحصیل در یکی از مدارس حاج حسن یا جامع رشت به یادگار داده بود. شاعر فاضل گیلانی آقای فریدون نوزاد که رونوشت این اشعار نزد وی است آن را جهت چاپ در اختیار روزنامه ی دامون گذاشته بود که چگونگی ضبط و نسخه برداری این اشعار را چنین مرقوم فرموده بودند:

«… این غزل به خط خود آن مینویی روان در میان اوراق دانشور گرانمایه، مجتهد آزاد ه ی پاک اندیش حاج شیخ یوسف نجفی گیلانی موجود بود که توسط حضرتشان به مخلص ارائه گردید و فی المجلس نسخه برداشتم. امید آن است که فرزندان شادروان نجفی جیلانی این اثر نفیس را با توجه به ارزش تاریخی آن حفظ کرده باشند.» [۳]

در انتهای نامه ی آقای فریدون نوزاد اشاره ای هم شده است به یک دو بیتی زیبا و دلنشین دیگری به گویش گیلکی از میرزا که گویا نزد شادروان حاج اسماعیل دهقان بوده است. غزل سروده میرزا کوچک خان و دوبیتی مذکور با ترجمه ی فارسی جهت آگاهی خوانندگان عیناً نقل می شود.

هوالحق

گوهر کجی در عالم بودی چو ابروانش

دیگر تو راستی را یکسر نما نهانش

با آه آتشینم، از آب دیده نبود

یا سوختی دو گیتی، یا غرق آبدانش

بین در کمان کمین کرد دل را به تیر مژگان

ارجان بود هزارم، بادابدان نشانش

در زیر تیغ تیزش، شادم بَرَد سرم را

آزرم دارم آن دم، خونین شود بنانش

از دوری جمالش، تن را نگر چسان شد

چون کاه می کشاند، موری در آشیانش

می خواستم مثالش اندر دو دیده بندم

لیکن نجست نقشی، وهم من از میانش

«گمنام» را نخستین، بُد نامی و نشانی

همچون تو نامور کرد، گم نامش و نشانش

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.