پاورپوینت کامل معنا و زبان ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل معنا و زبان ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل معنا و زبان ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل معنا و زبان ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint :

وقتی سه یا چهار نفر کر و لال را که با یکدیگر «گفتگو» می‌کنند می‌بینیم، از وضع آنها متأثر می‌شویم؛ زیرا آنها از گفت و شنود با دیگران عاجزند. توانایی آنها در استفاده از انگشتان، مشتهای بسته، چشمها، سر و در واقع تمام بدن خود، در برقراری مکالمه پیوسته موجب حیرت بیننده می‌شود؛ اما مشاهده محدودیتهای آنهایی که فاقد زبان شفاهی هستند و مانند افراد عادی قادر به آزاد ساختن خود نیستند، باعث تأسف می‌شود.

وقتی سه یا چهار نفر کر و لال را که با یکدیگر «گفتگو» می‌کنند می‌بینیم، از وضع آنها متأثر می‌شویم؛ زیرا آنها از گفت و شنود با دیگران عاجزند. توانایی آنها در استفاده از انگشتان، مشتهای بسته، چشمها، سر و در واقع تمام بدن خود، در برقراری مکالمه پیوسته موجب حیرت بیننده می‌شود؛ اما مشاهده محدودیتهای آنهایی که فاقد زبان شفاهی هستند و مانند افراد عادی قادر به آزاد ساختن خود نیستند، باعث تأسف می‌شود.

حقیقت آن است که آنها دچار محدودیتند، اما توجه به ماهیت این محدودیت مهم است. آنها مانند شخصی هستند که به سرزمین بیگانه وارد می‌شود؛ بیگانگان فقط با آنهایی که با زبان ایشان آشنایی دارند، می‌توانند صحبت کنند. اشخاص کرولال نیز دارای محدودیتی مشابه آنان هستند. زبان اشخاص کرولال زبان مخصوصی است که دیگران غالباً آن را «زبان علامتی» می‌خوانند. آنچه به قصد برای علامت به کار رود( یعنی، برای اشاره یا دلالت کردن بر چیزی دیگر) شاید برای انتقال معنا به دیگران نیز به کار رود. دوستان کرولال ما فاقد زبان نیستند؛ آنها فقط از طریق لب‌خوانی می‌توانند، زبان افراد عادی را درک کنند.

هر جا علامتهایی برای ارتباط به کار رود، از چرخاندن یک مجسمه گرفته تا استفاده ویژه‌ای از سخنان نامفهوم، در آنجا زبان وجود دارد. در اینجا معمایی وجود ندارد، جز آنچه بعضی آن را معمای خود انسان می‌نامند. بدون وجود وسایلی برای مبادله تجربیات، ایجاد معانی مشترک یا عمومی غیرممکن است.

زبان ابزاری اجتماعی است. فقدان این ابزار سبب می‌شود که فرد همچون جزیره‌ای تنها باشد و به همان صورت باقی بماند. تاریخی در بین نخواهد بود؛ هنری نخواهد بود؛ تمدن به معنای امروزی آن نخواهد بود؛ در واقع انسان به مفهوم متعارف آن وجود نخواهد داشت. در هر صورت، نباید نتیجه بگیریم که معنا کاملا به زبان ساختگی یعنی نمادهایی که انسان خود آنها را به وجود آورده، وابسته است. در هر موقعیتی که چیزی به منزله علامت باشد، اساس معنا نیز وجود دارد. وجود علامتها برای تفکر ضروری است؛ اما زبان ساختگی چنین نیست؛ هر چند که حوزه فکر انسان بدون آن، بسیار محدود خواهد بود.

معانی در ضمن تجربه پدید می‌آیند

معانی به این علت که انسان موجودی فعال است، پدید می‌آید؛ او در مقابل تیرگی مبهمی که محیط اصلی وی را تشکیل می‌دهد، منفعل نمی‌ماند. دقت و هماهنگی معنا هنگامی پدید می‌آید که انسان فعالانه در مقابل اوضاع و احوال گیج کننده اطراف خود اقدام می‌کند. نیاز انسان به ارتباط و همکاری با دیگران، سبب پیدایش زبان می‌شود؛ و باید توجه داشت که پیدایش زبان در اصلاح معانی ذهن انسان نیز مؤثر است؛ اما این حقیقت همچنان محفوظ است که جریان معانی غالباً عمیق‌تر از هرگونه بیان زبانی آنهاست؛ معلمان نیز باید این امر را در مواردی که قضاوتشان درباره شاگردان منحصراً مبتنی بر پاسخهای شفاهی است، به خاطر داشته باشند.

شاید بتوانیم میان علامتهای طبیعی و علامتهای مصنوعی و زبان طبیعی و زبان ساختگی فرق‌گذاریم. آواز مرغ مقلد برای دیگر مرغان مقلد، علامت است؛ همان طور که بانگ خروسی برای ساکنان نزدیک اصطبل علامت تلقی می‌شود. بالا انداختن شانه مانند برق یک چشم، علامت است؛ و در یک محل شلوغ پرستاری، گریه طفلی شاید موجب ناآرامی دیگران شود و آنها نیز گریه کنند؛ به گونه‌ای که نوعی تشنج شایع گردد.

همین که این گریه توجه همگان را جلب کند و نتایج آرام‌بخش و تسکین دهنده به بار آورد، کودک اولین قدم را به سوی آستانه ورود به حوزه زبان ساختگی برداشته است. او سپس وارد دنیای عجیب و غریبی می‌شود، دنیایی که به نظر جیمز، باید مانند دنیای کودک، به صورت اغتشاش توام با سروصدا و شکفتن باشد. اما البته هیچ یک از ما نمی‌تواند این دنیا را برای کودک توصیف کند. آنچه ما می‌دانیم، این است که کودک باید یک دوره طولانی را برای آشنایی طی کند تا بتواند آزادانه در دنیای علایق و صداها و علامتها و اشیا و وقایع سالمندان شرکت کند.

یکی از دو مؤلف [این کتاب] زمانی را به یاد می‌آورد که از کنار مادری جوان که بچه خود را برای گردش بیرون آورده بود، عبور کرد؛ همین که او و بچه چشمشان به یکدیگر افتاد، بچه، اطراف زبان خود را حرکت داد، به عبارت ساده، صدای «بابا» را از دهان خود خارج کرد. مؤلف شادمان شد و بچه نیز ظاهراً همین حالت را ظاهر ساخت؛ قیافه او تبسمی را نشان می‌داد که دلالت بر وجود این حالت داشت. مادر شادمان نبود! او با عجله رفت.

ما ممکن است نتیجه بگیریم که این مادر( و پدر) حتماً تا آن وقت دریافته بودند که کودک آنها می‌تواند «بابا» بگوید. شاید آنها بعداً تعجب کردند [و گفتند:] «آیا او همان طور که ما فکر کرده بودیم، بچه باهوشی است؟» آنها نباید اینطور فکر کنند. ارتباط دادن سریع یک صدا با یک شیء، یا یک معنی، وقت می‌گیرد و تسریع در آن چنان که بعضی از پدران و مادران اصرار دارند، صحیح نیست(البته آنها از سر غرور سعی دارند، آنچه فرزندشان در ابتدا ادا می‌کند، به عنوان اولین «تکلم» کودک خود به دیگران گزارش دهند).

ماکس ث. اوتوا توجه ما را به این حقیقت جلب می‌کند که «ادا کردن» غیر از «سخن گفتن» است. سخن گفتن مستلزم تبادل معنایی است که اساس ارتباط را تشکیل می‌دهد؛ اما ادا کردن تنها صدایی است که ممکن است به تدریج به صورت لفظ در آید. «اوتوا» این نکته را به صورت زیر شرح می‌دهد:

… تکلم یا سخن گفتن قابل انطباق بر ادا کردن صدا یا بازتابهای علامتی نیست؛ علامتها (مثل علامات راهنمایی) به صورت اشارات، و صداها به صورت کلمات درمی‌آیند. سخن گفتن یا تکلم، وقتی به وجود می‌آید که رفتار بخواهد واکنشی را نشان دهد و واکنش، خود وضع معینی دارد. سخن خصوصیت خود را به این دلیل کسب می‌کند که کوشش مشترک حداقل دو مرکز فعالیت در جریان ارتباط متقابل با یکدیگر است. سخن متضمن مبادله و انتظار مشترکی است که وقتی ظاهر شد، به تعهد مشترکی منجر می‌شود که هر یک از دو طرف مصاحبه به مناسبت نقشی که بر عهده دارند، می‌پذیرد.

زبان به منزله یک وسیله

به تدریج که کودک بر صداهای در حال رشد خود تسلط می‌یابد، قادر می‌شود که از طریق به کار بردن آنها با پدر و مادر و خانواده‌اش، تبادل نظر کند، او کنترل ابزاری را به دست می‌آورد که اگر عاقلانه به کار رود، وی را به قلمرو وسیع فرهنگ انسانی رهنمون می‌شود. این ابزار (زبان) به ویژه ابزاری انسانی است؛ و استعداد خلق و تکمیل آن، انسان را از دیگر مخلوقات متمایز ساخته است.

«اوتوا» می‌گوید: غالباً می‌شنویم که می‌گویند انسان از موجودات زنده دیگر، به علت داشتن دستهایی که می‌تواند حرکات شست و انگشتان را هماهنگ سازد، متمایز شده است. در واقع این خصوصیت یک استعداد عالی است… ، اما اگر بنا باشد استعدادی را بر استعداد دیگر ترجیح دهیم، من تکلم یا استعداد سخن گفتن را که یکی از عجایب زندگی است برمی‌گزینم.

این سخن که «انسان ابزارساز است» بسیار معروف است؛ او از مرحله ساختن تبر دستی به سوی ساختن عجایب تکنولوژی جدید حرکت کرده است و در تمام این مراحل، زبان که اشرف وسایل است، همراه او بوده است. با این وسیله انسان نه تنها قادر به تهیه طرح تبر خود و سایر مصنوعات شده، بلکه آنها را نامگذاری کرده، و در مورد آنها با دیگران سخن گفته است؛ و درباره آنها هنگامی که در برابر او نبوده‌اند، «اندیشیده» و تاریخ آنها را به نسل بعد منتقل کرده است.

هربرت وندت پس از خلاصه کردن پژوهش خود درباره میمونهای آدم‌نما، دقت دیگران را به اختلاف عقلانی اساسی میان میمونهای آدم‌نما و انسان ابتدایی جلب کرد و گفت: «اگرچه میمونهای آدم‌نما قادر به استفاده از ابزارند، لیکن آنها هرگز نمی‌توانند آنها را بسازند.». اگر ما زبان را یکی از ابزارهای انسانی بدانیم ـ که باید هم ‌چنین باشد ـ اختلاف میان میمون و انسان بیشتر می‌شود؛ این ابزار به انسان قدرتی داده است که دیگر ساکنان زمین فاقد آن هستند. قدرت بیان یا اعلام آنچه خود انجام داده است، به عنوان اصل و پایه‌ای که نسل بعد زندگی خود را بر روی آن بنا می‌کند، پیوسته با تجربیات نسل گذشته که ذخیره‌ای در دست او بوده است، آغاز می‌شود؛ بنابراین انسان برخلاف حیوانات، نسل به نسل، از لحاظ نیروی عقلانی پیشرفت می‌کند. با این حال این نیروی پیشرو در زندگی هر فرد نیروی نهانی است.

زبان ابزاری اجتماعی است، و فرد در حال رشد اگر بخواهد در فرهنگی که در آن متولد شده است سهیم شود، باید آن را فرا بگیرد. این ابزار یک امر اساسی در جریان رشد است. مدرسه باید به هر فرد در درک این حقیقت که کلمات تازه، در واقع ابزاری هستند که ممکن است در مهار و گسترش تجربیات بعدی مورد استفاده قرار گیرند کمک کند. همان طور که هر صنعتگر، (یا هر معلم آزمایشگاه و کارگاه) می‌داند ابزار را باید پیوسته تعمیر کرد و مرتب ساخت تا خوب عمل کنند.

اما اغلب معلمی که به دقت مراقب ابزار مورد نیاز درس خود است، گاهی خود او و شاگردانش توجه چندانی به ابزار اساسی انسان یعنی زبان ندارند. تمام معلمان و شاگردان، نه فقط در کلاسهای زبان، بلکه هر روز از این ابزار استفاده می‌کنند؛ بنابراین در هر یک از مراحل آموزش باید مراقب بود که این ابزار بر اثر غفلت، کند نشود یا زنگ نزند.

هنگامی که می‌گوییم کودک زبان را ارث می‌برد، منظور این است که زبان در جریان رشد کودک و آغاز دوره سالمندی او به منزله ابزاری در اختیار اوست. این میراث با میراث تکنولوژی تمدنی که فرد در آن متولد می‌شود، یکسان است. زبان، میراثی اجتماعی است و به این سبب ممکن است آن را امری «انفعالی» خواند. زبان برای کودک کیفیت یا خصوصیت معینی ندارد، اما پس از اینکه صداهایی را که ظاهراً ثابت و معین هستند می‌شنود، و کوشش می‌کند که آنچه را شنیده است در موقعیت خاص تکرار کند، به تدریج زبان را فرا می‌گیرد.

به این ترتیب کودک کم کم متوجه می‌شود که آنچه ابزار ارتباطی اوست؛ یعنی اولین کلماتش، مورد استفاده دیگران نیز هست و به دریافتن آنچه دیگران در یک موقعیت اجتماعی در ذهن دارند می‌پردازد؛ اگرچه در یافتن این که خود او جزئی از موقعیت اجتماعی است، بعداً صورت می‌پذیرد. او به طریقی ابتدایی، معانی کلمات و موضوعات یا مصداق آنها را درمی‌یابد. او حداقل در مراحل اولیه رشد از کمکهای فراوانی برخوردار است؛ مادران و پدران، برادران و خواهران، خاله‌ها و پسرعموها، همسایگان و کودکان دیگر همه در این زمینه به وی کمک می‌کنند؛ حال آنکه والدین بیش از دیگران رؤیای پیروزی فرزندان خود را در سر می‌پرورانند.

به همین دلیل والدین همین که کودک در برخورد با اشخاص دیگر صدایی از دهان خارج می‌کند، فریاد می‌زنند: «شنیدید؟ گفت: بابا!» و آن را تکرار می‌کنند؛ کودک را در آغوش می‌گیرند و نوازش می‌کنند؛ و اگر بتوانند، صدایی را که از دهان طفل خارج شده از طریق اشاره کردن و صحبت نمودن، با کلمه بالا مربوط می‌سازند. در روزهای بعد، والدین به محض ادای صدایی که شباهت کمی با کلمه «بابا» داشته باشد، وی را تشویق می‌کنند و به امید تسریع این جریان، پیوسته در گوش طفل این جمله را تکرار می‌کنند: «بگو بابا، بگو بابا». طفل در موقعیت مناسب صدا را تکرار می‌کند و کلمه «بابا» را به زبان می‌آورد. علاوه بر این، باز در موقعیت‌های مناسب صحبت خواهد کرد و کلمه‌ «بابا» را فقط در برخورد با شخصی که این واژه متناسب اوست، به کار می‌برد. این جملات آشکارا هیجان، فعالیت، انتظار و افتخار والدینی را که در زندگی بچه دخالت می‌کنند و می‌خواهند او را برای ورود به زندگی خود آماده سازند، نشان می‌دهد. این نمونه‌ای از ارتباط والدین با کودکان است که بدون اینکه درباره موضوع فکر کنند، به خوبی تشخیص می‌دهند که تأمین رشد دائمی کودکان مستلزم از خودگذشتگی آنهاست.

معنا

توجه به این نکته، ممکن است همان طور که بوید هـ . بودی رفتار عقلانی را وابسته به کشف معنا می‌داند، مفید باشد؛ مثلاً‌ کودک ما کشف می‌کند آنچه بعداً «مادر» نامیده می‌شود،معنای توجه، راحتی، گرمی، بازی، رفع گرسنگی و مانند اینها (که هنوز نامشان را نمی‌داند) است. و همچنین، مجموعه‌ای از معانی را در مورد صدایی که سرانجام به صورت کلمه «بابا» درمی‌آید، درمی‌یابد. به بیان ساده‌تر، به تدریج که زبان توسعه پیدا می‌کند، معانی از موقعیت طبیعی که ابتدا در آن به وجود آمده‌اند (در شیرخوارگاه، حمام یا صندلی بلند) جدا می‌شوند و به علامتهای مصنوعی مثل نماد «مادر» می‌پیوندند. این معانی همراه با معانی دیگری که از موقعیت‌های طبیعی روابط روزمره برمی‌خیزد، به صورت اجزای مرتبط دسته‌هایی از معانی درمی‌آید. این دسته‌ها با هم و در واژه‌ای خاص و مدلول آن معنی واژه را تشکیل می‌دهند، مانند کلمه «مادر» در هر مرحله از رشد بچه.۱

برای اینکه معنای واژه «معنی» دقیق‌تر روشن شود، لازم است پاره‌ای از کلمات اصلی بحث قبلی را توضیح دهیم:۲ اول، هر چیزی ممکن است علامت شود و در نتیجه معنایی داشته باشد و فرد بداند در مقابل آن چه واکنشی باید نشان بدهد. هیچ چیزی دارای معنای ذاتی نیست که برای همه ـ در صورتی که خوب تعلیم ببینندـ درک یکسانی از آن داشته باشند. توجه به این نکته برای معلمی که علاقه شدیدی به کار خود دارد، مفید است. از باب مثال، کوه‌نورد به محض اینکه به پای کوه می‌رسد، از مشاهده تپه‌های مجاور کوه متوجه ارتفاعات می‌شود و خود را برای بالا رفتن از کوه و انجام فعالیتهای مناسب آماده می‌سازد؛ اما علامتها در این سطح درهم و نظم‌ناپذیرند. خوشبختانه انسان علامتها و نمادهای مصنوعی را وسیله انتقال معانی قرار داده است. نماد، علامتی مصنوعی است که قسمتی از زبان نوشتاری یا گفتاری را تشکیل می‌دهد. از این‌رو، کوه‌نورد حتی پیش از آغاز کوه‌پیمایی نیز با مطالعه نقشه، پاره‌ای از اطلاعات لازم را به دست می‌آورد.

تمییز نماد از تعبیر زبانی و تعبیر زبانی از معنای تعبیرشده، در اغلب موارد مفید است. تعبیر زبانی از ارتباط ثابت و مصطلح یک معنا با یک نماد حاصل می‌شود؛ اما نماد ممکن است بیش از یک معنای ثابت و مصطلح داشته باشد؛ مثلاً منظور از نماد «مدرسه» ممکن است گروه بزرگی از یک نوع ماهی که با هم شنا می‌کنند یا محلی که حیوانات یا انسانها تحت تعلیم قرار می‌گیرند، باشد. اینها آشکارا تعبیرات مختلف زبانی هستند؛ اما از سوی دیگر، یک معنا را می‌توان با عبارتهای گوناگون یا عبارتهای مختلف بیان کرد؛ نظیر مترادفهای درست یک زبان یا تعبیرات مترادف در دو یا چند زبان؛ مثلاً به «کلاه» در انگلیسی

Hat

و در فرانسه

Chapeau

و در ژاپنی

Boshi

گفته می‌شود.

هر تعبیر زبانی، معنا را به دو صورت، شمول (

Comprehension

) و اشاره کردن (

Signification

) بیان می‌کند. شمول به معنای دلالت صریح یا نامگذاری، مانند اسمهای ذات (کلاه) یا دلالت صفات (سیاه، قرمز، آبی) یا سایر معانی (دوست داشتن، خوش ترکیب) است. در هر دو مورد، تعبیر یا لفظ هنگامی که درست به کار رود، به خصوصیت یا صفتی اشاره می‌کند که به فرد و شیء یا آنچه لفظ برای آن وضع شده است، دلالت می‌کند. این کاربرد در موقعیت اجتماعی یعنی در ارتباط صورت می‌گیرد. شمول یک لفظ یا تعبیر ممکن است عبارت از طبقه‌بندی مدلولهای (عینی یا مفهومی) صحیح لفظ باشد.

نکته جالبی در مورد الفاظی که در ابتدا غیرقابل شمول هستند یا به عبارت دقیق‌تر شمول آنها صفر است (یعنی الفاظی که فقط در مورد «چیزهای غیرممکن» صادق هستند) مطرح می‌شود؛ مثلاً مربع مثلث، یا دیکتاتور دمکرات را در نظر آورید؛ نمی‌توان گفت که این الفاظ بی‌معنی هستند؛ زیرا تنها از طریق فهم معنای آنها (اگرچه ممکن است پیچیده باشد)، می‌توان غیرقابل تطبیق بودن آنها را بر اشیا و وقایع شناخته شده تشخیص داد. باید میان این الفاظ و مفاهیم بی‌مع

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.