پاورپوینت کامل از حضرت آدم تا سردرگمی زبانی ۵۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل از حضرت آدم تا سردرگمی زبانی ۵۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل از حضرت آدم تا سردرگمی زبانی ۵۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل از حضرت آدم تا سردرگمی زبانی ۵۰ اسلاید در PowerPoint :
داستان ما بر تمام داستان های دیگر مزیت دارد زیرا که از آغاز پیدایش سر می شود. قبل از هر چه، آفریدگار سخن گفت که «بگذار روشنایی باشد.» و بدین تربیب زمین و بهشت را آفرید و با بیان الهی، «نور پدیدار شد». ( سِفر پیدایش ۱:۳-۴). بنا برا ین آفرینش با سخن آغاز شد. از طریق نامیدن اشیاء بود که آن ها را آفرید و بدان ها مقام هستی بخشید: « و پروردگار نور را روز خواند و تاریکی را شب … و آسمان را بهشت.»
سِفرِ پیدایش بخش های ۲، ۱۰ و ۱۱
داستان ما بر تمام داستان های دیگر مزیت دارد زیرا که از آغاز پیدایش سر می شود. قبل از هر چه، آفریدگار سخن گفت که «بگذار روشنایی باشد.» و بدین تربیب زمین و بهشت را آفرید و با بیان الهی، «نور پدیدار شد». ( سِفر پیدایش ۱:۳-۴). بنا برا ین آفرینش با سخن آغاز شد. از طریق نامیدن اشیاء بود که آن ها را آفرید و بدان ها مقام هستی بخشید: « و پروردگار نور را روز خواند و تاریکی را شب … و آسمان را بهشت.» ( ۱:۵،۸)
در سِفر پیدایش ۲:۱۶-۱۷، پروردگار برای اولین بار با انسان صحبت کرده و معاهده های بهشت زمینی را در اختیارش می گذارد و او را از خوردن ثمر درخت دانش خوب و بد منع می کند.
روشن نیست پروردگار به چه زبانی با آدم سخن گفت . سنت آن را زبان نور درونی خوانده است، زبانی که پروردگار، همچون در سایر بخش های انجیل، نیت خود را از طریق رعد و برق ابراز می کند. با این تفسیر، باید چنان زبانی باشد که با وجود ترجمه نشدنی بودنش، با مشیت الهی برای شنونده قابل درک است.
فقط در این لحظه است ( ۲:۱۹) که « پروردگار تمام حیوانات زمین و پرندگان هوا را شکل بخشید و به نزد آدم آوردشان تا ببیند وی چه نامی به آن ها می دهد.» تفسیر این قطعه امری فوق العاده ظریف است. به روشنی با زیر مایه ای مشترک در سایر ادیان و اساطیر روبرو هستیم: یک قانون گذار ازلی، یک نام گذار، خالق زبان. با این حال روشن نیست آدم بر چه اساسی نام حیوانات را اختیار کرد؟ روایت ولگاته[۲]، مرجعی برای برای درک فرهنگ اروپا، نیز درگشودن این رازکمکی نمی کند. بر اساس ولگاته، آدم حیوانات مختلف را «به نام خوشان خواند[۳].» روایت انجیلِ ترجمه شده به دستورجیمز[۴] نیز راهشگا نیست: « آدم هر آنچه حیوانات را نامید، از آن پس نامشان شد.» ولی آدم به دو معنا می توانست حیوانات را به نام خودشان بخواند: یا نامی به آن ها داد که از قبل برای آن ها تعیین شده بود و یا این که بر اساس سنتی که خود برقرار کرد، نام هایی را بدان ها داد که تا امروز مورد استفاده قرار می گیرند. به تعبیر دیگریا نام هایی را که آدم بر حیوانات نهاد، می بایست در اصل به آن ها داده می شد و یا این که به سادگی نام هایی اختیاری بودند که به تصمیم نام گذار انتخاب شده بودند[۵].
حال به سِفرِ ۲:۲۳ می گذریم. آدم برای اولین بار حوا را می بیند و اینجاست که خواننده برای اولین بار اززبان آدم می شنود. در انجیل به روایت جیمز آدم می گوید: :«این استخوانی از استخوان های من و بدنی از بدن من: نامش زن خواهد بود… .» در ولگاته[۶] این نام
Virago
است ( برگردانی از ایشها، مؤنث ایش: مرد به زبان عبری). با در نظر گرفتن واژه ی مورد استفاده ی آدم (
Virago
) و نیز این که در سِفرِ ۳:۲۰ همسرش را حوا ، یعنی «زندگی» می خواند ( چون وی مادر همه زنده هاست) روشن می شود که نام ها نه اختیاری بلکه کمینه از نظر واژه شناسی «درست[۷]» بودند.
در سِفرِ ۱۱:۱به وضوح دوباره با این زیر مایه ی زبان شناختی مواجهیم: گفته شده است که بعد از طوفان، « در تمام زمین به یک زبان سخن می گفتند و یک گفتار داشتند.» لیکن بادسری و تکبر انسان، وی را به رقابت با پروردگار برانگیخت و انسان به ساختن برجی برآمد که تا به عرش سرکشد. برای مجازات انسان و متوقف کردن ساختمان برج، پروردگار فکر کرد: « فرود آییم، و زبانشان را چنان در هم ریزیم تا هرگزگفتار یکدیگر را نفهمند… و در نتیجه نام برج بابل[۸] خوانده شد. زیرا که پروردگار زبان تمام زمین را در هم ریخت: و از آن پس آن ها را در سراسر زمین پراکند.» ( سِفرِ ۱۱:۷ و ۹) به عقیده ی بسیاری از نویسندگان عربی[۹] برهم ریختگی و سردرگمی زاده ی ضربه ی روحی ناشی از مشاهده ی منظره ی بدون شک وحشت انگیز ازهم پاشیدن برج بوده است. این البته تغییری در موضوع نمی دهد: داستان انجیل و نیز سایر اساطیر ( با کمی تفاوت)به سادگی بیان این موضوع است که در دنیا زبان های گوناگونی وجود دارد.
با این حال، داستان اگر به این شکل روایت شود هنوز ناکامل است. به سِفرِ ۱۰ توجه نکرده ایم. در این سِفر، با ذکر پراکندگی پسران.نوح پس از طوفان، به پسران یافث[۱۰] می پردازد که « از آن ها کرانه های جنتایل [۱۱] تفکیک شد و هر کس در پی زبان، قوم و خانواده ی خود شد.» ( ۱۰:۵) همین نظر در مورد پسران حام (۱۰:۲۰) و سام ( ۱۰:۳۱)[۱۲] نیز آمده است. چنین تکثر زبانی را قبل از برج بابل چگونه می توان تفسیر کرد؟ همان گونه که سنت پیکر نگاری و تندیس پردازی بعد ها نشان داد، سِفرِ ۱۱ متنی بسیار نمایش مانند است. در عوض داستان سِفرِ ۱۰ کمتر نمایشی است. به روشنی، سنت بر داستانی تآکید دارد که تکثر زبان را نتیجه ی فاجعه بار سردرگمی پس از برج بابل و لعنتی الهی می داند. سِفرِ ۱۰ (زمانی که مطرح می شد) به یادداشتی بر پرکندگی لحجه های قبایل تقلیل می یافت و نه داستان تکثر زبان ها.
بنابراین، به نظر می رسد سِفرِ ۱۱ مفهومی روشن و صریح دارد: در ابتدا فقط یک زبان بود، سپس، با توجه بر تکیه بر سنن مختلف، هفتاد یا هفتاد و دو. این داستان سرآغازی بود برای « بازگرداندن» زبان آدم. در عین حال، سِفرِ ۱۰ با تمام موارد سؤال برانگیز دست نخورده مانده است. اگر زبان ها پس از نوح متفاوت بودند چرا نمی توان تصور کرد که قبل از آن نیز چنین بوده است؟ این خود شکافی است بر اسطوره ی بابل. اگر زبان ها نه به علت تنبیه الهی بلکه به دست روندی طبیعی متکثر شده بودند، چراباید این امرلعنتی الهی محسوب شود؟
هر از گاهی برخی سِفرِ ۱۰ را در تضاد با سِفرِ ۱۱ تفسیر می کنند و نتیجه ی آن با در نظر گرفتن زمینه ی فلسفی ـ دینی حاکم، کم و بیش ویرانگر است.
– قبل و بعد از اروپا
داستان های تعدد زبان در اساطیر و خداتبارنامه ها بسیارند.[۱۳] با این همه آگاهی از تعدد زبان ها یک موضوع است و این تعدد را زخمی دانستن و التیام آن را یافتن زبانی کامل موضوعی دیگر است. قبل از جستجوی زبان کامل باید به این نتیجه رسیده باشیم که زبانمان کامل نیست.
با در نظر گرفتن محدوده ی اروپا، یونانیان از مردمانی که به زبان هایی دیگر گفتگو می کردند آگاهی داشتند وآن ها را بربر (
Barnaroi
)، کسانی که بطور نا مفهوم مِن مِن می کنند، می خواندند . رواقیون با درکی بالاتر از نشانه شناسی، به خوبی می دانستند که مراجع اصوات زبان یونانی در ذهن بربر ها نبز وجود دارد و با ندانستن زبان یونانی بربر ها قادر به درک این تطابق نیستند. بربرها از دید زبان شناسی و فرهنگی، سزاوار توجه نبودند.
فیلسوفان یونانی، زبان خود را زبان خرد می دانستند. فهرست های ارسطو کاملا بر اساس گروه بندی های دستور زبان بونانی است. این امر بطور آشکار ادعائیه ای بر نخستینی[۱۴] زبان یونانی نبود: به تنهایی به معنای هماهنگ بودن افکار با بیان گر[۱۵] آن بود. کلام[۱۶]، فکر بود و کلام گفتار. از آنجا که گفتار بربر ها شناخته نشده بود، فکر کردن به زبان بربری نیز ناشناس بود. اگر یونانیان به خرد و درایت مصریان اذعان داشتند، به دلیل آن بود که این خرد به زبان یونانی به آن ها توضیح داده شده بود.
با گسترش تمدن یونانی، وجهه ی زبان یونانی نیز متحول شد. در ابتدا به تعداد متون یونانی زبان یونانی وجود داشت [۱۷]. لیکن پس از تسخیرات اسکندر، زبان کواینه[۱۸] که زبان پولیبیوس، سترابون، پلوتارک و ارسطو بود گسترش یافت و در مدارس تدریس می شد. این زبان به تدریج زبان رسمی تمام سرزمین های تسخیری اسکندر در حوضه ی مدیترانه شد. اشرافیت و روشنفکران به یونانی سخن می گفتند و در مباحث علمی، فلسفی، تجارت و سیاست حتی در زمان تسلط رومیان نیز از این زبان استفاده می شد. و بالاخره زبان ترجمه ی اولین متون مسیحیت (اِسفار و ترجمه ی کتاب مقدس یهودی[۱۹] در قرن سوم پیش از میلاد)و زبان پدران[۲۰] کلیسا بود.
تمدنی با زبانی بین المللی نگران تکثر زبانی نیست. لیکن می تواند در باره ی « درست و بر حق » بودن زبان خود نگران باشد. در
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 