پاورپوینت کامل اقبال لاهوری واندیشه «بازگشت به خویشتن» ۶۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
6 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اقبال لاهوری واندیشه «بازگشت به خویشتن» ۶۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اقبال لاهوری واندیشه «بازگشت به خویشتن» ۶۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اقبال لاهوری واندیشه «بازگشت به خویشتن» ۶۰ اسلاید در PowerPoint :

بررسی علت انحطاط و از خود بیگانگی مسلمین؛ مسئله‌أی است که در طول صد سال اخیر توجه بسیاری از اندیشمندان مسلمان را به خود جلب کرده است.

این که چرا مسلمانان بعد از گذر از دوران طلایی عزت و افتخار به یکباره به ضعف و انحطاط کشیده شدند، مسئله ای است که معلول عوامل بسیاری است. هر چند که بررسی این عوامل، خود محتاج تألیف کتابی مستقل است. ولی در یک جمله می‌توان گفت که از بین رفتن وحدت مسلمین و ایجاد شکاف بین امت واحده اسلامی از عمده‌ترین عوامل این ضعف و انحطاط به شمار می‌رود.

به انگیزه بزرگداشت علامه اقبال لاهوری با همکاری حوزه هنری و مؤسسه فرهنگی اکو ( ۲۴ تا ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ – تهران )

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما

ای جوانان عجم، جان من و جان شما

غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام

تا به دست آورده ام افکار پنهان شما

مهر و مه دیدم، نگاهم برتر از پروین گذشت

ریختم طرح حرم در کافرستان شما

تا سنانش تیز تر گردد فرو پیچیدمش

شعله ئی آشفته بود اندر بیابان شما

فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق

پاره لعلی که دارم از بدخشان شما

می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند

دیده ام از روزن دیوار زندان شما

حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل

آتشی در سینه دارم از نیاکان شما( ۱ )

بررسی علت انحطاط و از خود بیگانگی مسلمین؛ مسئله‌أی است که در طول صد سال اخیر توجه بسیاری از اندیشمندان مسلمان را به خود جلب کرده است.

این که چرا مسلمانان بعد از گذر از دوران طلایی عزت و افتخار به یکباره به ضعف و انحطاط کشیده شدند، مسئله ای است که معلول عوامل بسیاری است. هر چند که بررسی این عوامل، خود محتاج تألیف کتابی مستقل است. ولی در یک جمله می‌توان گفت که از بین رفتن وحدت مسلمین و ایجاد شکاف بین امت واحده اسلامی از عمده‌ترین عوامل این ضعف و انحطاط به شمار می‌رود.

به راستی نیز امروز باعث بسی تاسف و دریغ است که مسلمانان بعد از پشت سرگذاشتن آن دوران شکوه و عظمت و افتخار، به خاطر تفرقه و تشتت به چنین حال و روزی گرفتار آمده‌اند. امروز برای جهان اسلام از آن همه میراث‌های عظیم چیزی جز حسرت و دریغ و تهیدستی باقی نمانده است. امروز جهان اسلام با نابسامانی‌های فراوانی دست به گریبان است که وجود این نابسامانی‌ها در تجزیه قدرت مسلمین و تحلیل توانایی‌های آنان نقش به سزایی دارد.

ظهور فرقه های ضاله و منحرفی چون القاعده ، طالبان ، داعش و … که به نام اسلام و مسلمانی تیشه به ریشه دین می زنند ، آیا نتیجه تفرقه و تشتت جهان اسلام و بهره برداری هوشمندانه قدرت های استکباری از حربه « مذهب علیه مذهب » نیست ؟ ظهور و رشد قارچ گونه فرقه های استعمارساخته ای همچون فرقه های مورد اشاره ، آیا نتیجه بی تفاوتی مسلمانان نسبت به سرنوشت جهان اسلام و مات شدن در بازی شطرنج قدرت های استکباری و ضد انسانی نیست ؟

امروز، اکثر جوامع اسلامی با مصائبی همچون استضعاف، محرومیت، تفرقه، فقر مادی و فرهنگی، بیسوادی و جهل و… دست به گریباند. تسلط کشورهای استعمارگر بر منابع مادی و معنوی مسلمانان استضعاف و محرومیت را در این کشورها تشدید می‌کند.

امروز، هیولای خون‌آشام فقر و تهیدستی در اکثر ملل جهان سوم که مسلمانان نیز جزو این کشورها به شمار می روند. چنان چنگ و دندان می‌نماید که دیگر مجالی برای مردم این کشورها فراهم نمی‌شود تا به ارتقاء سطح فرهنگی خویش بپردازند.

تازیانه‌های فقر بر گرده ملل فقیر جهان سوم آنچنان بی‌رحمانه فرود می‌آید که فرصت اندیشیدن و تفکر را برای همیشه از آنان سلب می‌نماید. وجود فقر و محرومیت در کشورهای مسلمان چنان دامنگیر و گسترده است که گاهی انسان تصور می‌کند «فقر» یکی از اجزاء لاینفک و جدا ناشدنی این جوامع می‌باشد و از همین رو به محض شنیدن نام یک کشور مسلمان، «فقر و محرومیت» در ذهن انسان تداعی می‌شود!

آری، امروز مردم فقیر جهان اسلام در حالی که بر روی بزرگترین معادن نفت زندگی می‌کنند، خود از منافع سرشار این معادن غنی بی‌بهره‌اند و سود هنگفتی که از راه استخراج و فروش این معادن حاصل می‌شود، به جیب سرمایه‌داران اروپایی و آمریکایی سرازیر می‌شود، و چیزی جز حسرت و دریغ و تهیدستی برای مردم درمانده این کشورها نمی‌ماند.

***

«اقبال» اندیشمندی عارف و مسلمان است که حرکت «بازگشت به خویشتن» را پس از «سیدجمال» تداوم بخشیده است. در واقع «اقبال، عنوان یک فصل است. ما با شناختن اقبال، یا سیدجمال وارد متنی می‌شویم که عنوانش این شخصیت‌ها هستند، متنش خودما، اندیشه ما، مشکلات ما و راه‌حل‌های ماست. این است که شناختن سیدجمال و شناختن اقبال، خودشناختن اسلام و شناختن مسلمانان و شناختن زمان حال و آینده است.»(۲)

«اقبال» تنها یک اندیشمند مسلمان نیست. انسانی است جامع‌الاطراف، با ابعاد روحی و شخصیتی متنوع و گونه‌گون، شاید یکی از عمده‌ترین علل موفقیت او نیز در همین امر باشد که او «مردی است با یک روح و در چندین بعد. و این تصادفی نیست. روح اسلامی چنین است…. اقبال، مرد دین و دنیا، ایمان و دانش، عقل و احساس، فلسفه و ادب، عرفان و سیاست، خدا و مردم، پرستش و جهاد، عقیده و فرهنگ، مرد دیروز و امروز، پارسای شب و شیر روز بود.»(۳)

از دیدگاه اقبال، مسلمین زمانی به انحطاط و ضعف کشیده شدند که وحدت و یکپارچگی خویش را از دست دادند و تحت تأثیر شعارهای دهن پرکن و خالی از محتوای استعمارگران قرار گرفتند. تفرقه، خواه ناخواه، ضعف و زبونی می‌آورد، و ضعف و زبونی، ترس را در انسان قوت می‌بخشد و ریشه دواندن «ترس» در وجود آدمی باعث می‌گردد که انسان در برابر هر نیروی قاهری سرتعظیم و کرنش فرود آورد. به مرور و با گذشت زمان قدرت مسلط، فرهنگ و ارزش‌های زورمدارانه خویش را بر افراد تحت سلطه خویش تحمیل می‌کند و آنان را تحت سیطره فرهنگی خویش در می‌آورد. از همین‌جاست که «از خود بیگانگی» آغاز می‌شود و این سرگذشت همه جوامع اسلامی در طول قرن‌های گذشته است.

با توجه به آنچه که گفته شد، اقبال انسانی است که متوجه خطر «از خودبیگانگی» مسلمانان می‌شود و زنگ خطر را به صدا در می‌آورد و ندای «بازگشت به خویشتن» را در گوش جان مسلمانان جهان فریاد می‌کند، تا آنان را از خواب غفلت و پریشانی برهاند و به حرکت و خیزش وا دارد.

تفرقه‌، عامل انحطاط و ذلت

همچنان که اشاره شد، اقبال «تفرقه مسلمین» را یکی از عمده‌ترین عوامل ضعف و ذلت آنان می‌داند و در جای جای دیوان اشعارش به این عامل مهم اشاره می‌کند:

کار خود را امتان بردند پیش

تو ندانی قیمت صحرای خویش

امتی بودی، امم گردیده‌ای

بزم خود را خود زهم پاشیده‌ای

***

اهل حق را زندگی از قُوّت است

قُوّت هر ملت از جمعیت است

رأی بی‌قُوّت، همه مکر و فسون

قُوت بی‌رأی، جهل است و جنون

***

هندیان با یکدگر آویختند

فتنه‌های کهنه بازانگیختند

تا فرنگی قومی از مغرب زمین

ثالث آمد در نزاع کفر و دین

کس نداند جلوه آب از سراب

انقلاب، ای انقلاب، ای انقلاب !

اقبال نیک می‌داند که غربیان برای ایجاد تفرقه میان مسلمین از انواع و اقسام دسایس استفاده می‌کنند تا به مقصود شوم خویش نائل گردند. وی حتی ندای «وطن دوستی» را از زبان بیگانگان دسیسه می‌شمارد و به مسلمانان هشدار می‌دهد که فریب شعارهای خوش زرق و برق را نخورند که افسون و مکری بیش نیست:

لرد مغرب آن سراپا مکر و فن

اهل دین را داد تعلیم وطن

او به فکر مرکز و تو در نفاق

بگذر از شام و فلسطین و عراق

تو اگر داری تمیز خوب و زشت

دل نبندی با کلوخ و سنگ و خشت

چیست دین؟ برخاستن از روی خاک

تا زخود آگاه گردد جان پاک۵

احساس حقارت و«از خود بیگانگی» در برابر غرب

اقبال، یکی دیگر از علل انحطاط و ذلت مسلمین را در «از خود بیگانگی» و «احساس حقارت» در برابر غرب می‌داند:

وای ما، ای وای این دیر کهن

تیغ «لا» در کف نه تو داری نه من

دل ز غیرالله بپرداز ای جوان

این جهان کهنه در باز ای جوان

تأکید اقبال بر عنصر «از خود بیگانگی» در اشعار زیر نیز به روشنی پیداست:

آه از قومی که چشم از خویش بست

دل به غیرالله داد، از خود گسست

تا خودی در سینه ملت بمرد

کوه کاهی کرد و باد او را ببرد

***

زندگانی بر مراد دیگران

جاودان مرگ است نی خواب گران۶

«اقبال، معتقد است موجب اصلی شکست مسلمانان در طول تاریخ خود روگردانی آنان از اسلام و پیروی ایشان از شیطان بوده است:

مسلم از سِر نبی بیگانه شد

باز این بیت‌الحرم بتخانه شد

از منات و لات و عزی و هبل

هر یکی دارد بتنی اندر بغل۷

و در جای دیگر می‌گوید:

مسلمانی که در بند فرنگ است

دلش در دست او آسان نیاید

زسیمایی که سودم بر در غیر

سجود بوذر و سلمان نیاید۸

اقبال، پس از این که «از خود بیگانگی» را عامل انحطاط و ذلت مسلمین معرفی می‌کند، بازگشت به سلامت فکری را پیش پا می‌گذارد و مسلمین را به تطهیر و تعمیر فکر دعوت می‌کند:

زندگی از گرمی «ذکر» است و بس

حُریّت از عفت فکر است و بس

چون شود اندیشه قومی خراب

ناسره گردد به دستش سیم ناب

میرد اندر سینه‌اش قلب سلیم

در نگاه او کج آید مستقیم

بر کران از حرب و ضرب کائنات

چشم او اندر سکون بیند حیات

موج از دریاش کم گردد بلند

گوهر او چون خزف ناارجمند

پس نخستین بایدش تطهیر فکر

بعد از آن آسان شود تعمیر فکر۹

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.